برگِ برنده اردوغان در نشست ناتو | در آنکارا تله‌ای پهن شده است؟ | ترکیه از دکترین «میهن آبی» عقب نشینی می کند؟

رئیس‌جمهور ترکیه در نشست ناتو با نقشه و نمودارهای استراتژیک.

به گزارش اقتصادنیوز، نشست هفتم و هشتم ژوئیه ناتو در آنکارا، صرف‌نظر از آنچه در بیانیه پایانی اعلام می شود و یا در پشت درهای بسته اتفاق بیفتد، بیش از هر چیز به سود میزبان آن رقم خورده است.

رجب طیب اردوغان در مقطعی از این نشست میزبانی می‌کند که موازنه‌های ژئوپلیتیک پس از جنگ ویرانگر ایران، بیش از هر زمان دیگری به نفع ترکیه تغییر کرده‌اند. در چنین شرایطی، حتی اگر نشست ناتو را نتوان رقابتی با برنده و بازنده دانست، اردوغان تقریبا در هر سناریویی از آن دستاوردهای سیاسی به دست خواهد آورد.

استفان ایریگ در فارن پالیسی نوشت: نشانه‌های این برتری حتی پیش از آغاز اجلاس نیز آشکار بود. دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، در گفت‌وگو با خبرنگاران اعلام کرد که تنها به خاطر اردوغان راهی آنکارا می‌شود؛ جمله‌ای که برای رئیس‌جمهور ترکیه فارغ از نتایج مذاکرات، یک پیروزی نمادین و تبلیغاتی به شمار می‌رود.

اقتصادنیوز: هگست که در هفته‌های نخست عملیات نظامی از چهره های اصلی تهاجم علیه تهران بود، اکنون حضور کمتری در میدان دیپلماسی دارد. این تغییر هم‌زمان با پررنگ شدن نقش جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور اتفاق افتاده. ونس اکنون نقش دفاع از توافق شکننده میان واشنگتن و تهران را بر عهده دارد.

با این حال هدف اردوغان از میزبانی این اجلاس، تنها افزایش اعتبار شخصی یا نمایش نقش خود به‌عنوان سیاستمداری باتجربه و میانجی میان اروپا و آمریکا نیست. آنکارا با فهرستی بلند از مطالبات وارد این نشست شده است؛ از دریافت حمایت‌های اقتصادی حیاتی از واشنگتن، از جمله احتمال ایجاد یک خط مبادله ارزی برای تقویت اقتصاد متزلزل ترکیه گرفته تا بازگشت به زنجیره تأمین صنایع دفاعی آمریکا.

فروش موتورهای جنگنده F110 برای پروژه جنگنده بومی KAAN نیز یکی از خواسته‌های کلیدی ترکیه است. در کنار این موارد، اردوغان به دنبال آن است که کشورش به سازوکار تازه اتحادیه اروپا برای خریدهای مشترک دفاعی نیز راه پیدا کند.

در نگاه نخست شاید سخنان ترامپ درباره احتمال آوردن یک «کیسه پر از هدیه» برای اردوغان، ادامه همان رویکرد همیشگی او در قبال رهبران اقتدارگرا به نظر برسد. اما واقعیت این است که موضوع بسیار فراتر از روابط شخصی میان دو رئیس‌جمهور است. این رویکرد بیش از هر چیز بازتاب نوعی واقع‌گرایی سیاسی است؛ محاسبه‌ای که یادآور سیاست خارجی هنری کیسینجر است و بر این فرض استوار است که آمریکا در شرایط کنونی گزینه‌های چندانی برای نادیده گرفتن ترکیه ندارد.

اردوغان

نفوذ و اعتبار آمریکا در خاورمیانه و حتی در اروپا، به پایین‌ترین سطح خود در سال‌های اخیر رسیده است. هم‌زمان، ساختارهای امنیتی تازه‌ای در حال شکل‌گیری هستند و به نظر می‌رسد دولت ترامپ نیز توان یا اعتبار لازم برای بازگرداندن کامل واشنگتن به جایگاه پیشین خود در میان متحدانش را ندارد. در چنین فضایی، ترکیه به یکی از ستون‌های اصلی نظم امنیتی جدیدی تبدیل شده که آمریکا در منطقه ترسیم می‌کند و جایگزین قابل‌اتکایی نیز برای آن وجود ندارد.

عامل روسیه، اهمیت ترکیه را دوچندان کرده است. اروپا که پس از سال‌ها در حال بازسازی توان دفاعی خود است، به ظرفیت‌هایی نیاز دارد که تنها تعداد محدودی از کشورها قادر به تأمین آنها هستند. ترکیه از یک سو دارای صنایع دفاعی رو به رشدی است که مهمات، پهپادهای پیشرفته و تجهیزات نظامی تولید می‌کنند و از سوی دیگر، موقعیت جغرافیایی منحصربه‌فردی دارد. این کشور در جناح جنوبی روسیه قرار گرفته، نفوذ قابل توجهی در قفقاز اعمال می‌کند، با ایران مرز مشترک دارد و کنترل دو تنگه راهبردی بسفر و داردانل را نیز در اختیار گرفته است. این گذرگاه‌ ها همچنان برای امنیت اروپا و ناتو اهمیتی حیاتی دارند.

البته اهمیت ترکیه تنها به توان سخت‌افزاری یا موقعیت جغرافیایی محدود نمی‌شود. آنکارا هنوز کانال‌های ارتباطی خود را با مسکو و تهران حفظ کرده و در عین حال روابط نزدیکی با دولت جدید سوریه برقرار کرده است. همین ترکیب از نفوذ سیاسی، دیپلماتیک و نظامی باعث شده است که امروز، حتی بیش از دوران جنگ سرد، ترکیه به یکی از بازیگران کلیدی معماری امنیتی ناتو تبدیل شود.

با وجود این جایگاه راهبردی، ترکیه سال‌هاست یکی از چالش‌برانگیزترین اعضای ناتو محسوب می‌شود. خرید سامانه دفاع موشکی S-400 از روسیه، ماه‌ها تعلل در تصویب عضویت سوئد در ناتو و همچنین روند مستمر تضعیف آزادی‌های مدنی و نهادهای دموکراتیک در دوران حکومت اردوغان، همگی روابط آنکارا با متحدان غربی را با تنش روبه‌رو کرده‌اند.

با این حال، مهم‌ترین موضوعی که احتمالا در اجلاس آنکارا مورد توجه قرار خواهد گرفت، سیاست خارجی تهاجمی ترکیه در مدیترانه شرقی است؛ سیاستی که بر پایه دکترین میهن آبی شکل گرفته است. این راهبرد دریایی، ادعاهای گسترده‌ای را برای ترکیه در بخش‌های وسیعی از دریای اژه و شرق مدیترانه مطرح می‌کند و پشتوانه نظری بسیاری از تنش‌های سال‌های اخیر میان آنکارا و آتن به شمار می‌رود.

دکترین میهن آبی تنها یک سیاست امنیتی نیست، بلکه به بخشی از هویت سیاسی اردوغان در دهه گذشته تبدیل شده است. این رویکرد محصول ائتلاف او با جریان‌های فوق‌ملی‌گراست؛ جریان‌هایی که برخی تحلیلگران آنها را تا مرز گرایش‌های فاشیستی توصیف می‌کنند. همین ائتلاف، سیاست خارجی ترکیه را بیش از گذشته به سمت ملی‌گرایی تهاجمی سوق داده و ادعاهای دریایی علیه یونان را به یکی از محورهای اصلی گفتمان سیاسی اردوغان تبدیل کرده است.

ترکیه

مطالعه دقیق سخنرانی‌های رجب طیب اردوغان نشان می‌دهد که این مواضع تنها شعارهایی برای مصرف سیاست خارجی نیستند. گفتمان ملی‌گرایانه و تهاجمی او، یکی از مهم‌ترین ستون‌هایی است که ائتلاف سیاسی‌اش را در داخل ترکیه سر پا نگه داشته است. اگرچه مواضع ضداسرائیلی اردوغان و حمایت او از حماس سابقه‌ای طولانی‌تر دارد و به ریشه‌های اسلام‌گرایانه او بازمی‌گردد، اما حملات لفظی مداوم علیه اسرائیل، در سال‌های اخیر کارکرد دیگری نیز پیدا کرده است؛ این مواضع برای جریان‌های فوق‌ملی‌گرایی که امروز شریک اصلی اردوغان در قدرت هستند نیز کاملا جذاب و رضایت‌بخش است.

با این حال، اگر رئیس‌جمهور ترکیه بخواهد در اجلاس ناتو به اهداف راهبردی خود دست یابد، ناچار خواهد بود راهی برای کاهش تنش با یونان پیدا کند. آتن نه‌تنها عضو ناتو، بلکه عضو اتحادیه اروپا نیز هست و می‌تواند بسیاری از برنامه‌های آنکارا، از جمله ارتقای همکاری‌های دفاعی و دسترسی ترکیه به سازوکارهای جدید دفاعی اروپا را وتو یا متوقف کند.

در نتیجه، اردوغان با یک معادله دشوار روبه‌روست: چگونه می‌تواند از شدت تنش‌ها با یونان بکاهد، بدون آنکه این عقب‌نشینی در داخل کشور به منزله خیانت به آرمان‌های ملی‌گرایانه یا تسلیم در برابر غرب تعبیر شود؟

آنچه بسیاری از ناظران خارجی درباره اردوغان نادیده می‌گیرند، این است که او پیش از هر چیز یک سیاستمدار فوق‌العاده عملگراست. او نه‌فقط سخنوری توانا و استراتژیستی زیرک است، بلکه مهارتی کم‌نظیر در درک فضای سیاست داخلی و استفاده از تحولات به سود خود دارد.

اردوغان بارها ثابت کرده که دقیقا می‌داند چگونه یک بحران را به ابزاری برای تثبیت قدرت خود تبدیل کند. کودتای نافرجام سال ۲۰۱۶ شاید مهم‌ترین نمونه این مسئله باشد. او از آن رویداد برای پاکسازی گسترده ارتش، دستگاه قضایی، دانشگاه‌ها، رسانه‌ها و بخش بزرگی از جامعه مدنی استفاده کرد؛ پاکسازی‌ای در ابعادی بی‌سابقه که زمینه را برای استقرار نظام ریاست‌جمهوری متمرکز یا همان ابرریاست‌جمهور» فراهم ساخت.

پس از آغاز جنگ روسیه و اوکراین نیز اردوغان بار دیگر توانایی خود را در بهره‌برداری از بحران‌های بین‌المللی نشان داد. او با حفظ ارتباط هم‌زمان با کی‌یف و مسکو و ایفای نقش میانجی در برخی پرونده‌ها، توانست وزن ژئوپلیتیک ترکیه را به‌طور محسوسی افزایش دهد و جایگاه کشورش را در معادلات امنیتی اروپا ارتقا دهد.

به همین دلیل، اگر دکترین «میهن آبی» ناچار شود مجبور به پذیرش یک عقب‌نشینی تاکتیکی شود، اردوغان این عقب‌نشینی را نه در عرصه عمل، بلکه در عرصه گفتار جبران خواهد کرد.

این عقب نشینی می تواند در ادامه توافقی غیررسمی بر سر محدود کردن اکتشاف نفت و گاز در آب‌های مورد اختلاف یا حتی پذیرش توافقی رسمی درباره بخشی از مرزهای دریایی با یونان باشد.

در سال‌های گذشته، اردوغان و رسانه‌ها و چهره‌های نزدیک به او، نوعی نظام گفتمانی حول مفهوم بازی (The Game) را به وجود آورده اند. ایده اصلی این گفتمان این است که گروهی ناشناس از قدرت‌های خارجی در حال طراحی توطئه‌ای دائمی علیه ترکیه هستند.

این روایت، تاریخ ترکیه را نیز از نو بازخوانی می‌کند. از پیمان سِور و فروپاشی امپراتوری عثمانی گرفته تا جنگ‌های صلیبی، همه به‌عنوان بخش‌هایی از پروژه‌ای واحد برای تضعیف ترکیه معرفی می‌شوند. در عین حال، این روایت آن‌قدر کلی و مبهم طراحی شده که تقریبا هر فرد یا کشوری را می‌توان در آن جای داد.

در این چارچوب، شخصیت‌هایی مانند آنجلا مرکل، باراک اوباما و جورج سوروس، یا بازیگران اصلی این توطئه معرفی می‌شوند یا مهره‌هایی در خدمت دشمنان واقعی ترکیه و جهان اسلام. این روایت، در بسیاری از موارد، با اشارات و مضامین آشکار یهودستیزانه نیز همراه است و همین ویژگی، آن را برای بخشی از پایگاه سیاسی اردوغان جذاب‌تر کرده است.

به مرور زمان، روایت «بازی» در گفتمان اردوغان به توضیحی فراگیر برای تقریباً همه بحران‌های داخلی و خارجی ترکیه تبدیل شده است. از رکود اقتصادی گرفته تا اعتراضات داخلی، همگی نتیجه همین بازی معرفی می شوند، است.

در این میان، حتی مخالفان داخلی نیز از این روایت در امان نیستند. از عثمان کاوالا، فعال مدنی و نیکوکاری که همچنان در زندان به سر می‌برد گرفته تا دانشجویان معترض، روزنامه‌نگاران مستقل و احزاب جریان اصلی مخالف، همگی یا به‌عنوان عوامل آگاه این توطئه معرفی می‌شوند یا افرادی ساده‌لوح که ناخواسته در خدمت دشمنان ترکیه قرار گرفته‌اند.

ترکیه اسرائیل

حتی اگر ناتو یا اتحادیه اروپا درخواست‌های او را رد کنند، اردوغان می‌تواند همان مخالفت را نیز در داخل کشور به‌عنوان نمونه‌ای دیگر از بازی قدرت‌های خارجی علیه ترکیه معرفی کند. در واقع، هر واکنش منفی غرب، خوراک تازه‌ای برای ماشین تبلیغاتی او خواهد بود و به یکی دیگر از محورهای اصلی سخنرانی‌های او تبدیل خواهد شد.

درباره ماهیت نظام سیاسی ترکیه در دوران اردوغان، اصطلاحات گوناگونی به کار رفته است؛ از «دموکراسی غیرلیبرال» و «اقتدارگرایی انتخاباتی» گرفته تا «دیکتاتوری انتخاباتی»، «اقتدارگرایی دموکراتیک» یا حتی «دموکراتوری». صرف‌نظر از اینکه کدام عنوان دقیق‌تر است، یک نکته روشن است: ماه‌های پیش رو برای آینده سیاسی ترکیه سرنوشت‌ساز خواهند بود.

طبق قانون اساسی که خود اردوغان تدوین و تثبیت کرده، هیچ رئیس‌جمهوری نمی‌تواند بیش از دو دوره در قدرت بماند؛ بنابراین ساعت سیاسی او در سال ۲۰۲۸ به پایان خواهد رسید.

اما یک استثنا وجود دارد. اگر پارلمان پیش از موعد منحل شود و انتخابات زودهنگام برگزار شود، قانون اساسی این امکان را فراهم می‌کند که اردوغان برای یک دوره دیگر نیز نامزد ریاست‌جمهوری شود.

همین مسئله پرسش‌های مهمی را مطرح می‌کند: آیا اردوغان خواهد توانست زمینه انحلال پارلمان و برگزاری انتخابات زودهنگام را فراهم کند؟ برای رسیدن به چنین هدفی تا کجا پیش خواهد رفت؟ و آیا برای حفظ قدرت، ناچار خواهد شد آخرین بقایای دموکراسی ترکیه را نیز از میان بردارد؟

خبرهای پر بازدید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرين اخبار

دادستانی علیه عباس عبدی و زیباکلام اعلام جرم کرد

دادستانی تهران هفته گذشته علیه عباس عبدی و صادق زیبا کلام و دو رسانه منتشر کننده اظهارات ان‌ها اعلام جرم کرده است در همین رابطه این افراد و رسانه‌ها به دادسرا احضار شده‌اند.

دادستانی علیه عباس عبدی و زیباکلام اعلام جرم کرد دادستانی تهران هفته گذشته علیه عباس عبدی و صادق زیبا کلام و دو رسانه منتشر کننده اظهارات ان‌ها اعلام جرم کرده است در همین رابطه این افراد و رسانه‌ها به دادسرا احضار شده‌اند. به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از میزان، هفته گذشته؛ در پی انتشار یادداشتی از سوی عباس عبدی در روزنامه اعتماد و مصاحبه صادق زیبا کلام با خبرگزاری آنا، دادستانی تهران علیه هر دو نفر و رسانه‌های منتشر کننده این اظهارات اعلام جرم کرد تا پرونده آنها مورد رسیدگی قرار بگیرد.

ثمره درایت رهبر شهید انقلاب در برابر ابرقدرت‌ها

مشاور و دستیار مقام معظم رهبری در جلسه مشترک با جمعی از همیاران جوان مدیران، با بیان اینکه یکی از وجوه کمتر گفته شده از ابعاد ممتاز رهبریِ رهبر شهید انقلاب، درایت ایشان در مساله حکمرانی است، گفت: تثبیت ساختار کشور در جنگ اخیر و به فلاکت افتادن ابرقدرت‌های عصر حاضر مقابل ایران عزیز، ثمره سال‌ها رهبری خردمندانه ایشان است. دکتر محمد مخبر در این نشست با تاکید بر این اصل که نخبگان نباید صرفاً به فکر کارمند شدن باشند، گفت: ظرفیت جوان نخبه مانند بذر پربرکت گندم است؛ نخبه ما وقتی در دستگاه دولتی یا حاکمیتی مشغول به فعالیت می‌شود مانند خوشه‌های گندم که در مزارع کشاورزی رشد و نمو دارد، باید در آن دستگاه یا نهاد رشد کند تا زمینه ارتقای بیشتر محل کار خود را فراهم کرده باشد و در صورت لزوم حتی به فکر شغل دولتی نباشد و به سمت کارآفرینی و مشاوره به مدیران حرکت کند. وی افزود: اگر جوان نخبه هنگامی که وارد دستگاهی می‌شود دنبال نقاط تحول آفرین باشد، این مساله حتماً مورد توجه مدیران آن دستگاه دولتی یا حاکمیتی قرار گرفته و این مدیران نیز از چنین ظرفیتی برای حل مسائل و مشکلات زیر مجموعه خود و ارتقای بهره‌وری آن استفاده خواهند کرد. دکتر مخبر با اشاره به اینکه فعالیت نخبگانِ کشور در حوزه مدیریت منابع انسانی در کنار یکدیگر می‌تواند ثمر بخش باشد، اظهار داشت: محصول تجمیع این منابع انسانی، رقم زدن سه مولفه اساسی قدرت تشخیص، قدرت تحلیل و قدرت حل مساله بوده که برای تصدی مسئولیت‌های مهم و حل مسائل در کشور ضروری است. وی افزود: هر سازمانی که می‌خواهد ارتقا پیدا کند، باید نیروی انسانی خود را ارتقا دهد؛ در واقع سرمایه‌گذاری مستمر بر روی منابع انسانی، سنگ‌بنای اصلی برای دستیابی به تعالی و پایداری در تمامی عرصه‌هاست.