نوزدهم شهریور، فرصتی برای آنچه باید درباره‌ی پیشگیری از خودکشی بدانیم؛ نجات در دقیقه‌ی نود

راویان| سرویس اجتماعی؛ نوزدهم شهریور بهانه‌ای است برای شکستن سکوتی که سال‌هاست در زیر پوست شهر «جان» می‌گیرد. درست مثل یک آتشفشان که بی‌صدا به جوش آمده، بحران‌های روانی گاهی بالا می‌گیرند تا به نقطه‌ای غیرقابل بازگشت برسند.

در گفت‌وگو با دو کارشناسی که هر روز در اورژانس اجتماعی و اتاق مشاوره با این لبه‌ی پرتگاه دست‌وپنجه نرم می‌کنند، تلاش کردیم نقشه‌ای ترسیم کنیم از آنچه باید شنید، گفت و انجام داد. این گزارش، دعوتی است به شنیدن، پیش از آنکه دیر شود.

 

ریشه‌های چندلایه بحران روانی

الهام جوانبخت، روان‌شناس و کارشناس اورژانس اجتماعی بهزیستی، در تشریح ریشه‌های این بحران توضیح می‌دهد که افکار خودکشی هرگز نتیجه یک عامل واحد نیست. او این وضعیت را حاصل تجمع چند عامل روان‌شناختی، خانوادگی و اجتماعی می‌داند.

به باور وی، اگرچه اختلالاتی مانند افسردگی، دوقطبی، اضطراب و مصرف مواد خطر را افزایش می‌دهند، اما تقلیل خودکشی به صرفِ بیماری روانی خطای بزرگی است. گاهی فرد در پی یک فقدان، شکست عاطفی، تعارض خانوادگی یا فشارهای اقتصادی، برای مدتی احساس می‌کند دیگر هیچ روزنه‌ای برای حل مسئله باقی نمانده است.

این کارشناس تأکید می‌کند که به جای پرسش کلیشه‌ای درباره علت خودکشی، باید به مجموعه عواملی نگریست که فرد را به این نقطه رسانده‌اند. بسیاری از این عوامل قابل مداخله‌اند و بحران، حتی وقتی کاملاً شبیه بن‌بست به نظر می‌رسد، قابلیت تغییر دارد.

 

پایان دادن به برچسب جلب توجه

یکی از خطرناک‌ترین اشتباهات در مواجهه با این درد، برچسب جلب توجه است. جوانبخت در این باره هشدار می‌دهد که جملاتی مثل کاش نبودم، دیگه نمی‌کشم یا همه بدون من راحت‌ترند، همراه با خداحافظی‌های غیرمعمول، بخشیدن وسایل مهم یا کناره‌گیری ناگهانی، باید کاملاً جدی گرفته شوند.

وی می‌افزاید حتی اگر مطمئن نباشیم فرد واقعاً قصد خودکشی دارد، احتیاط و گفت‌وگو ضروری است. در واقع اگر جلب توجه به معنای فریاد درخواست کمک باشد، هرگز نمی‌توان آن را نادیده گرفت.

 

شنیدن به جای نصیحت کردن

در پاسخ به این دغدغه که پرسش مستقیم ممکن است جرقه‌ای در ذهن فرد ایجاد کند، این کارشناس اورژانس اجتماعی با قاطعیت این باور را رد می‌کند.

الهام جوانبخت توضیح می‌دهد که پرسش مستقیم، محترمانه و بدون قضاوت، نه‌تنها خطرناک نیست، بلکه فرصتی ایجاد می‌کند تا فرد درباره رازی که شاید مدت‌ها پنهان کرده صحبت کند. می‌توان گفت می‌بینم این روزها خیلی تحت فشاری، می‌خوام بدون قضاوت ازت بپرسم آیا تا حالا به آسیب زدن به خودت یا خودکشی فکر کردی. جوانبخت یادآور می‌شود که بعد از این سؤال، نوبت شنیدن است، نه نصیحت.

جملاتی مثل این که چیزی نیست یا به خاطر خانواده‌ات این کار را نکن کمکی نمی‌کند. در عوض، جملاتی مانند می‌فهمم خیلی تحت فشاری، خوشحالم که به من گفتی و تنها نمی‌ذارمت می‌تواند دریچه‌ای به سوی نجات باشد.

 

تمایز ناامیدی معمولی از وضعیت اورژانسی

مرز میان یک ناامیدی معمولی و وضعیت اورژانسی کجاست؟ جوانبخت توضیح می‌دهد که هر ناامیدی‌ای لزوماً اورژانسی نیست، اما وقتی افکار خودکشی با قصد، برنامه یا آمادگی برای اقدام همراه شود، موضوع از یک ناراحتی فراتر رفته و نیازمند ارزیابی فوری تخصصی است.

اگر فرد اقدام به خودآسیبی کرده، به‌شدت آشفته است یا توانایی کنترل تکانه‌هایش را از دست داده، نباید او را تنها گذاشت. اگر فرد از مراجعه امتناع کند، وظیفه نزدیکان سرزنش یا مجبور کردن او به قوی بودن نیست. اولویت با تأمین ایمنی، تنها نگذاشتن فرد و کاهش دسترسی او به وسایل خطرناک تا زمان دریافت کمک تخصصی است.

 

درک دنیای فرزند به جای کنترل

این کارشناس اورژانس اجتماعی همچنین به نقش دوگانه شبکه‌های اجتماعی اشاره می‌کند و می‌گوید این فضاها به‌تنهایی علت بحران نیستند، اما در شرایط آسیب‌پذیری، شدت و سرعت بحران را افزایش می‌دهند.

مقایسه اجتماعی، طردشدگی مجازی و قلدری اینترنتی می‌توانند وضعیت را وخیم‌تر کنند. با این حال، خانواده نباید نقش خود را به کنترل گوشی محدود کند. مهم‌تر از نظارت، شناخت دنیای فرزند است. اگر نوجوان ناگهان منزوی شده، خواب و رفتارش تغییر کرده یا نسبت به آینده بی‌تفاوت شده، باید به این تغییرات توجه کرد.

برخی مواقع بهترین سؤال والد این نیست که با گوشی چه کار می‌کنی، بلکه این است که این روزها چه چیزی بیشتر از همه اذیتت می‌کند.

 

پرهیز از روایت‌های هیجان‌انگیز رسانه‌ای

رسانه‌ها نیز در این میدان نقش بسیار مهمی دارند. جوانبخت تأکید می‌کند که نحوه صحبت کردن درباره خودکشی می‌تواند هم خطر ایجاد کند و هم به پیشگیری کمک نماید.

رسانه‌ها باید از شرح جزئیات روش، مکان یا روایت‌های هیجان‌انگیز و رمانتیک از خودکشی خودداری کنند. در مقابل، رسانه می‌تواند درباره نشانه‌های هشدار، راه‌های دریافت کمک و امکان درمان و بازگشت به زندگی اطلاع‌رسانی کند. هدف نباید صرفاً اطلاع‌رسانی درباره یک مرگ باشد، بلکه باید به مخاطبی که شاید خودش در بحران است، این پیام روشن را داد که کمک گرفتن ممکن است.

 

پیگیری مستمر پس از بحران

نجات فرد از یک بحران نیز پایان کار نیست.الهام جوانبخت یادآور می‌شود که بعد از یک اقدام جدی، پیگیری مستمر، درمان اختلالات احتمالی و ایجاد برنامه‌ای مشخص برای زمان بازگشت افکار بحرانی ضروری است.

در مورد خانواده داغدار نیز نباید انتظار داشت با گذشت زمان همه‌چیز حل شود. سوگ ناشی از خودکشی با احساس گناه، شرم و انگ اجتماعی همراه است. اطرافیان باید به جای پرسش‌های قضاوت‌گرانه‌ای مثل چرا متوجه نشدید، بگویند ما کنار شما هستیم و لازم نیست این دوره را تنها طی کنید.

 

محرک‌های ظاهری و ریشه‌های عمیق

در سوی دیگر این ماجرا، طاهره نادرمنش، کارشناس مشاوره، با نگاهی عمیق‌تر به ریشه‌های بالینی این پدیده می‌پردازد. وی در توضیح زمینه‌های شکل‌گیری افکار خودکشی می‌گوید که سازمان جهانی بهداشت نیز تأکید می‌کند بحران‌هایی مانند مشکلات مالی، تعارض‌های عاطفی، انزوا و خشونت می‌توانند در شکل‌گیری بحران نقش داشته باشند.

نادرمنش از تجربه حرفه‌ای خود می‌گوید که گاهی یک رویداد ظاهراً ساده، نقطه آغاز طوفان بوده است. نوجوانی که زیر فشار امتحانات مدرسه دچار بحران شد یا پدری که احساس ناتوانی در تأمین نیازهای خانواده، او را تحت فشار قرار داده بود. با این حال، او تأکید می‌کند که نباید نتیجه گرفت امتحان یا مشکل مالی به‌تنهایی علت خودکشی بوده است. این عوامل تنها محرک بحران‌اند و معمولاً زمینه‌های عمیق‌تری نیز وجود دارد.

 

گوش سپردن به رنج بدون قضاوت

این کارشناس مشاوره در پاسخ به پرسشی درباره مهم‌ترین نشانه‌های هشدار، بر یک اصل طلایی تأکید می‌کند. وی می‌گوید اگر کسی از رنج خود صحبت می‌کند، پیش از قضاوت درباره انگیزه او، باید به سخنانش گوش دهیم. هیچ نشانه‌ای را نباید صرفاً به‌عنوان جلب توجه تلقی کرد، به‌ویژه زمانی که رفتار فرد نسبت به گذشته تغییر محسوسی داشته باشد.

صحبت درباره مرگ، احساس شدید ناامیدی، کناره‌گیری از خانواده و دوستان یا تغییرات جدی در خواب و رفتار، زنگ‌خطرهایی هستند که مؤسسه ملی سلامت روان آمریکا نیز بر جدی گرفتن فوری آن‌ها تأکید دارد.

 

موانع چندلایه دسترسی به خدمات

وی در تشریح بزرگ‌ترین موانع دریافت خدمات سلامت روان توضیح می‌دهد که نمی‌توان تنها یک عامل را مسئول دانست. انگ اجتماعی، کمبود سواد سلامت روان، هزینه خدمات و دسترسی ناکافی به متخصصان، همگی در کنار هم نقش دارند.

گاهی فرد از مراجعه به روان‌شناس هراس دارد که مبادا برچسب دیوانه بخورد، گاهی خانواده مسئله را انکار می‌کند و گاهی فرد واقعاً به خدمات مقرون‌به‌صرفه دسترسی ندارد. بنابراین پیشگیری از خودکشی تنها وظیفه روان‌شناس و روان‌پزشک نیست. مدرسه، خانواده، رسانه و سیاست‌گذاران اجتماعی همگی در این زنجیره نقش دارند.

 

عبور از بحران و تنها نماندن

نادرمنش در پایان، پیامی روشن برای کسی دارد که همین لحظه در بحران است و احساس می‌کند به انتهای خط رسیده است. او می‌گوید اینکه امروز راهی نمی‌بینی، به این معنا نیست که راهی وجود ندارد. همین حالا تنها نمان، یک فرد قابل اعتماد را در جریان بگذار و برای دریافت کمک حرفه‌ای اقدام کن. او یادآور می‌شود که در گام نخست، لازم نیست فرد همه مشکلات زندگی خود را حل کند، فقط باید از لحظه بحران عبور کند.

 

جوانبخت نیز این پیام را تکمیل می‌کند و می‌افزاید اگر خطر فوری وجود دارد، فرد نباید تنها بماند و باید هرچه سریع‌تر از خدمات اورژانسی کمک بگیرد. در ایران می‌توان با اورژانس اجتماعی ۱۲۳ تماس گرفت. مهم‌ترین پیام هر دو کارشناس این است که افکار خودکشی یک وضعیت بحرانی است، نه یک حکم قطعی درباره آینده. بحران می‌تواند تغییر کند، درمان وجود دارد و کمک خواستن نشانه ضعف نیست، بلکه یکی از مهم‌ترین رفتارهای محافظت‌کننده است.

خبرهای پر بازدید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرين اخبار

دادستانی علیه عباس عبدی و زیباکلام اعلام جرم کرد

دادستانی تهران هفته گذشته علیه عباس عبدی و صادق زیبا کلام و دو رسانه منتشر کننده اظهارات ان‌ها اعلام جرم کرده است در همین رابطه این افراد و رسانه‌ها به دادسرا احضار شده‌اند.

دادستانی علیه عباس عبدی و زیباکلام اعلام جرم کرد دادستانی تهران هفته گذشته علیه عباس عبدی و صادق زیبا کلام و دو رسانه منتشر کننده اظهارات ان‌ها اعلام جرم کرده است در همین رابطه این افراد و رسانه‌ها به دادسرا احضار شده‌اند. به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از میزان، هفته گذشته؛ در پی انتشار یادداشتی از سوی عباس عبدی در روزنامه اعتماد و مصاحبه صادق زیبا کلام با خبرگزاری آنا، دادستانی تهران علیه هر دو نفر و رسانه‌های منتشر کننده این اظهارات اعلام جرم کرد تا پرونده آنها مورد رسیدگی قرار بگیرد.

ثمره درایت رهبر شهید انقلاب در برابر ابرقدرت‌ها

مشاور و دستیار مقام معظم رهبری در جلسه مشترک با جمعی از همیاران جوان مدیران، با بیان اینکه یکی از وجوه کمتر گفته شده از ابعاد ممتاز رهبریِ رهبر شهید انقلاب، درایت ایشان در مساله حکمرانی است، گفت: تثبیت ساختار کشور در جنگ اخیر و به فلاکت افتادن ابرقدرت‌های عصر حاضر مقابل ایران عزیز، ثمره سال‌ها رهبری خردمندانه ایشان است. دکتر محمد مخبر در این نشست با تاکید بر این اصل که نخبگان نباید صرفاً به فکر کارمند شدن باشند، گفت: ظرفیت جوان نخبه مانند بذر پربرکت گندم است؛ نخبه ما وقتی در دستگاه دولتی یا حاکمیتی مشغول به فعالیت می‌شود مانند خوشه‌های گندم که در مزارع کشاورزی رشد و نمو دارد، باید در آن دستگاه یا نهاد رشد کند تا زمینه ارتقای بیشتر محل کار خود را فراهم کرده باشد و در صورت لزوم حتی به فکر شغل دولتی نباشد و به سمت کارآفرینی و مشاوره به مدیران حرکت کند. وی افزود: اگر جوان نخبه هنگامی که وارد دستگاهی می‌شود دنبال نقاط تحول آفرین باشد، این مساله حتماً مورد توجه مدیران آن دستگاه دولتی یا حاکمیتی قرار گرفته و این مدیران نیز از چنین ظرفیتی برای حل مسائل و مشکلات زیر مجموعه خود و ارتقای بهره‌وری آن استفاده خواهند کرد. دکتر مخبر با اشاره به اینکه فعالیت نخبگانِ کشور در حوزه مدیریت منابع انسانی در کنار یکدیگر می‌تواند ثمر بخش باشد، اظهار داشت: محصول تجمیع این منابع انسانی، رقم زدن سه مولفه اساسی قدرت تشخیص، قدرت تحلیل و قدرت حل مساله بوده که برای تصدی مسئولیت‌های مهم و حل مسائل در کشور ضروری است. وی افزود: هر سازمانی که می‌خواهد ارتقا پیدا کند، باید نیروی انسانی خود را ارتقا دهد؛ در واقع سرمایه‌گذاری مستمر بر روی منابع انسانی، سنگ‌بنای اصلی برای دستیابی به تعالی و پایداری در تمامی عرصه‌هاست.