راویان| حمید درخش؛کیوان درجنیک، فعال فرهنگی و هنری از ایل قشقایی، در گفتوگو با خبرنگار راویان به روند تحولات آداب و رسوم ازدواج در جامعه قشقایی پرداخت.
وی با مقایسه سنتهای گذشته و امروز، نسبت به کمرنگ شدن هویت اصیل ایلیاتی در سایه مدرنیته و پذیرش بیقیدوشرط سبک زندگی شهری هشدار داد.
به گزارش راویان؛ ازدواج در فرهنگ غنی ایل قشقایی فراتر از یک پیوند زناشویی است. آیینی است برای حفظ پیوندهای خانوادگی و تداوم هویت ایلیاتی، آیینی که نسلها آن را دستبهدست به یکدیگر سپردهاند.
اما در سالهای اخیر، نفوذ سبک زندگی شهری و موج تند مدرنیته این سنتهای دیرینه را در پیچ و خم تحولات اجتماعی قرار داده است. در گفتوگویی که با کیوان درجنیک داشتیم، ابعاد این دگرگونی و چالشهای پیش روی نسل امروز را بررسی کردیم.
از «سوجی» تا تالارهای مدرن؛ گذار از سنت به زندگی نو
درجنیک در تحلیل روند تغییرات خواستگاری معتقد است سنتها در گذر زمان انعطاف نشان دادهاند. او میگوید: «اگر در دهههای گذشته ازدواجها اغلب با تصمیم والدین و گاه بدون آشنایی پیشین صورت میگرفت، امروز نقش پسران و دختران پررنگتر شده است.»
به گفته وی، جایگاه ریشسفیدان و بزرگان فامیل، موسوم به سوجی، همچنان به عنوان بازوی مشروعیتبخش به پیوندها حفظ شده، هرچند ماهیت آن با گذشته تفاوت پیدا کرده است. او تأکید میکند «رضایت دختر» امروز به اصلی غیرقابلانکار در ازدواجهای قشقایی تبدیل شده و فشارهای سنتی گذشته، کمکم جای خود را به حمایتهای خانوادگی داده است.
کمرنگ شدن نمادها؛ برهای که جای خود را به مدرنیته داد
آیینهایی نظیر بردن هدایای نمادین، مانند برهای با پیشانی حنابسته که روزگاری نویدبخش موافقت و تفاهم میان دو خانواده بود، اکنون بیشتر در خاطرهها زندهاند تا در مراسمهای واقعی. درجنیک با اشاره به حذف تدریجی برخی از این آداب میافزاید که رسومی مانند شیربها هنوز در برخی توافقات جایی دارد، اما تأکید بر حفظ فرهنگ اصیل قشقایی در کنار زندگی مدرن، حقیقتی است که بسیاری از جوانان این ایل هر روز با آن دست و پنجه نرم میکنند.
بخش پایانی گفتوگوی ما با این فعال فرهنگی به چالشی اختصاص داشت که بسیاری از دلسوزان ایل را نگران کرده است، همان چیزی که خودش آن را تهاجم فرهنگی مینامد و ناشی از مهاجرت و پذیرش بیقیدوشرط سبک زندگی شهری میداند.
درجنیک در آسیبشناسی این پدیده چند نمونه عینی را پیش میکشد. به گفته او، فضای باز و صمیمی ایل که زمانی محل برگزاری مراسمها بود، امروز جایش را به تالارهای عروسی بسته داده و از آن حس جمعی و خودمانی که در دل کوه و دشت شکل میگرفت، چیز زیادی باقی نمانده است.
در بخش موسیقی و هنر هم وضعیت تفاوتی ندارد.نغمات اصیل، ساز و نقاره، و رقصهای آیینی مانند چوببازی که روزی بخش جداییناپذیر هر عروسی قشقایی بودند، بهتدریج جای خود را به موسیقیهایی دادهاند که هیچ ریشهای در فرهنگ این ایل ندارند، از جمله ارگ و دیجی.
حتی نمادهای ظاهری مراسم هم دستخوش تغییر شدهاند. لباسهای فاخر و اصیل قشقایی کمکم کنار گذاشته میشوند و به جای آنها تاج و تور به سبک غربی مینشیند، همانطور که اسبهای اصیل در مراسم عروسکشان جای خود را به خودروهای لوکس دادهاند.
از نگاه درجنیک، این گرایش به مدرنیته، وقتی بدون پیوستهای فرهنگی و بدون تلاش برای حفظ اصالت پیش برود، هویت ایلیاتی را بهشدت تهدید میکند. به باور او، بنیانهای فرهنگی جامعه عشایری روزبهروز کمرنگتر میشود و اگر همین روند ادامه پیدا کند، بازگشت به عرفهای اصیل هر سال دشوارتر خواهد شد.
اینها همه برای جامعهای است که میان ریشههای عمیق کوهستان و جاذبههای پرزرقوبرق شهر راه خود را جستوجو میکند، راهی که شاید تنها با حفظ تعادل میان مدرناندیشی و اصالت فرهنگی هموار شود.







