سرشماری ۱۴۰۵ فرصتی برای دیدن آنچه در آمارها پنهان است؛

بوشهر نیازمند نقشه جمعیتی

راویان| حیدر کاشف؛ سرشماری نفوس و مسکن برای عامه مردم احتمالا تنها یک فرآیند اداری است که هر ده سال یک‌بار تکرار می‌شود و نمودارهایی تازه به ترسیمات  آماری  کشور اضافه می‌کند.

اما در استانی مانند بوشهر که مهم‌ترین صنایع نفت، گاز و پتروشیمی در آن قرار دارند، ماجرا بسیار پیچیده‌تر از شمارش صِرف آدم‌ها است.

تغییرات اقتصادی، موج‌های مهاجرت نیروی کار و جابه‌جایی‌های مداوم جمعیت باعث شده است تا دیگر مسئله محوری استان این نباشد که جمعیت بوشهر چقدر است، بلکه باید پرسید این جمعیت کجا زندگی می‌کند، کجا کار می‌کند و سهمش از سفره خدمات عمومی چیست.

در جلسه اخیر ستاد سرشماری عمومی نفوس و مسکن استان، ارسلان زارع، استاندار بوشهر، دست روی نقطه دقیقی گذاشت.

وی با صراحت گفت: «هر اندازه اطلاعات مربوط به جمعیت، خانوار، مسکن، محل سکونت و سایر داده‌های مرتبط دقیق‌تر و به‌روزتر باشد، تصمیم‌گیری در حوزه‌های اقتصادی، اجتماعی، عمرانی، خدماتی و زیرساختی نیز دقیق‌تر و اثربخش‌تر خواهد بود.»

این جمله اگر بنا باشد از دایره کلیشه‌های جلسات اداری خارج شود، باید زنگ خطری برای بازنگری بنیادین در شیوه برنامه‌ریزی جمعیتی استان باشد.

 

توهم یک عدد واحد برای همه بوشهر

بر اساس تازه‌ترین آمارهای ثبت احوال، جمعیت بوشهر در پایان سال ۱۴۰۴ به یک میلیون و ۲۳۵ هزار و ۴۵۰ نفر رسیده است. اما وقتی این آمار را روی نقشه گستره استان می‌بینیم، با واقعیتی نامتقارن روبه‌رو می‌شویم.

بوشهر و دشتستان تراکم جمعیتی بیشتری دارند، اما جنوب استان داستان متفاوتی دارد. عسلویه، کنگان و جم در سایه یکی از بزرگ‌ترین قطب‌های صنعتی کشور، اقتصادشان را به انرژی گره زده‌اند.

در شمال، گناوه و دیلم مسیر تجارت دریایی را در پیش گرفته اند و در شهرستان‌هایی مثل دشتی، دیر و تنگستان، ترکیبی از کشاورزی، صیادی و سکونت روستایی جریان دارد.

نسخه پیچیدن یکسان برای همه این مناطق، نه تنها پاسخ دقیقی برای مسئله محوری استان نیست، بلکه یک تجویز اشتباه است. نیاز یک خانواده عسلویه‌ای با خانواده‌ای در دیلم همسان نیست و نمی‌توان مسئله یک روستای کم‌جمعیت در دشتی را با همان شاخصی سنجید که برای توسعه یک کلان‌شهر به کار می‌رود.

اگر سرشماری قرار است مبنای تصمیم‌گیری باشد، باید بتواند این شکاف‌های جغرافیایی و معیشتی را نشان دهد.

 

جمعیتی که در آمار نیست، در خیابان دیده می‌شود

چالش اصلی اما در جنوب استان خودنمایی می‌کند. اقتصاد نفت و گاز برای سال‌ها تبدیل به آهنربای نیروی کار شده است. بخش بزرگی از این نیروها سکونت دائمی ندارند یا محل کار و زندگی‌شان فرسنگ‌ها با هم فاصله دارد. اینجا سه مفهوم «جمعیت ثبت‌شده»، «جمعیت ساکن» و «جمعیت شناور روزانه» در تقابل با هم قرار می‌گیرند.

نتیجه این تقابل را در خیابان‌ها می‌توان دید. در گرانی بازار مسکن، ترافیک، صف‌های درمان، کمبود مدرسه و فشار بر شبکه آب و برق. رشد اقتصادی بدون توسعه متوازن زیرساخت‌ها، حاشیه‌نشینی و سکونتگاه‌های کم‌برخوردار را به جنوب استان هدیه داده است.

سرشماری جدید باید نقشه راهی باشد که فشار واقعی جمعیت را پشت اعداد و ارقام آمارهای ثبتی نشان دهد و به سیاست‌گذار بگوید کدام نقاط در حال انفجار جمعیتی و کدام مناطق در حال تخلیه‌اند.

 

دشتستان و کابوس توزیع خدمات

این دوگانگی در دشتستان که بخش عظیمی از جمعیت استان را در خود جای داده، رنگ و بوی دیگری دارد. چالش اصلی، توزیع عادلانه خدمات میان مرکز شهرستان و روستاهای پیرامونی است.

اگر جوانان برای کار و تحصیل راهی برازجان یا شهرهای دیگر شوند، تکلیف مدرسه و درمانگاه روستاها چه می‌شود؟ چگونه می‌توان جمعیت مولد را در بافت‌های پیرامونی حفظ کرد و اگر جمعیت یک منطقه‌ رشد کرد، آیا زیرساخت‌ها هم با همان سرعت قد می‌کشند؟

این پرسش‌ها فقط مختص دشتستان نیست. از تنگستان و دشتی گرفته تا دیّر و گناوه، همه با بحران مدیریت پراکندگی یا تراکم دست‌وپنج نرم می‌کنند.

 

 

از بانک اطلاعاتی به نقشه جمعیتی

حرکت به سمت شیوه «ثبتی‌مبنا» در سرشماری امسال، فرصتی است تا اطلاعات پراکنده دستگاه‌ها در یک تصویر واحد جمع شود. استاندار بوشهر هم بر همکاری دستگاه‌های اجرایی و مردم برای تکمیل و اصلاح اطلاعات مکانی و جمعیتی تاکید کرده است. اما خروجی این فرآیند نباید صرفاً یک بانک اطلاعاتی در بایگانی های دولتی باشد.

بوشهر به یک «نقشه جمعیتی» زنده نیاز دارد. نقشه‌ای که نشان دهد چه مناطقی در حال تخلیه است و چه نقاطی زیر بار جمعیت در حال فروپاشی یا دستکم فرسایش زیرساخت ها است.

اگر در جنوب استان خانواده‌های وابسته به صنایع در حال افزایش‌اند، توسعه مسکن نباید ده سال بعد از ایجاد فرصت‌های شغلی، تازه کلنگ زنی شود.

در مناطق روستایی نیز اگر جوانان در حال مهاجرت اند، صرفاً ساخت چند پروژه عمرانی جلوی خروج نیروی کار جوان را نمی‌گیرد.آنجا دیگر باید سراغ راه، آموزش و ارتقای کیفیت زندگی رفت.

 

تقلیل جمعیت به تشویق‌های فرهنگی

در این میان، تقلیل دادن مسئله جمعیت به صرفاً تشویق به فرزندآوری، خطای استراتژیک است. آمارهای سال ۱۴۰۴ ثبت احوال نشان می‌دهد همزمان با کاهش ولادت‌ها، آمار ازدواج‌ها نیز افت کرده است. این روند با بخشنامه و توصیه‌های فرهنگی تغییر نمی‌کند.

جوانی که دغدغه مسکن، اشتغال و آینده شغلی دارد، طبیعی است که در تصمیم‌گیری برای تشکیل خانواده درنگ کند. سیاست جمعیتی بوشهر اگر قرار است موفق باشد، باید مستقیماً به سیاست‌های مسکن، اشتغال و توسعه منطقه‌ای گره بخورد. نمی‌توان از جمعیت جوان خواست در شهری بماند که زیرساخت‌های زیست‌پذیری ندارد و همزمان انتظار مهاجرت معکوس داشت.

 

 

سرشماری؛ نقطه آغاز یا بایگانی؟

دست آخر همه چیز به یک پرسش بنیادین برمی‌گردد. آیا اطلاعات سرشماری ۱۴۰۵ قرار است فقط پرونده ای برای بایگانی باشد یا مبنای تصمیم‌های تازه قرار گیرد؟

استانی که یک سوی آن قطب انرژی کشور است و سوی دیگرش روستاهای در حال تخلیه، با یک نسخه واحد نمی‌تواند و نبایست اداره شود.

عسلویه و کنگان نیازهای خودشان را دارند، دشتستان و بوشهر درگیر مسائل دیگری هستند و دیلم، گناوه، دشتی، تنگستان، جم و دیر نیز هرکدام تصویری متفاوت از مسئله جمعیت ارائه می‌کنند.

استان بوشهر بیش از آنکه به یک برآورد آماری تازه نیاز داشته باشد، تشنه فهم دقیق‌تری از زیست‌بوم انسانی خود است.

باید روشن شود چه کسی در این استان زندگی می‌کند، چه کسی برای کار می‌آید، چه کسی به ناچار مهاجرت می‌کند و چرا بعضی مناطق جمعیت خود را از دست می‌دهند و بعضی مناطق زیر فشار تراکم جمعیتی قرار می‌گیرند.

اگر سرشماری بتواند پاسخ این پرسش‌ها را در قالب یک برنامه بومی و منطقه‌ای ارائه دهد، نقطه آغازی برای نجات آینده استان خواهد بود. در غیر این صورت، ماه‌های دیگر صرفاً آماری دقیق‌تر منتشر می‌شود. عددی غیرقابل تفسیر و ناکارآمد برای حل مسائل مبتلابه مردم استان.

خبرهای پر بازدید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرين اخبار

دادستانی علیه عباس عبدی و زیباکلام اعلام جرم کرد

دادستانی تهران هفته گذشته علیه عباس عبدی و صادق زیبا کلام و دو رسانه منتشر کننده اظهارات ان‌ها اعلام جرم کرده است در همین رابطه این افراد و رسانه‌ها به دادسرا احضار شده‌اند.

دادستانی علیه عباس عبدی و زیباکلام اعلام جرم کرد دادستانی تهران هفته گذشته علیه عباس عبدی و صادق زیبا کلام و دو رسانه منتشر کننده اظهارات ان‌ها اعلام جرم کرده است در همین رابطه این افراد و رسانه‌ها به دادسرا احضار شده‌اند. به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از میزان، هفته گذشته؛ در پی انتشار یادداشتی از سوی عباس عبدی در روزنامه اعتماد و مصاحبه صادق زیبا کلام با خبرگزاری آنا، دادستانی تهران علیه هر دو نفر و رسانه‌های منتشر کننده این اظهارات اعلام جرم کرد تا پرونده آنها مورد رسیدگی قرار بگیرد.

ثمره درایت رهبر شهید انقلاب در برابر ابرقدرت‌ها

مشاور و دستیار مقام معظم رهبری در جلسه مشترک با جمعی از همیاران جوان مدیران، با بیان اینکه یکی از وجوه کمتر گفته شده از ابعاد ممتاز رهبریِ رهبر شهید انقلاب، درایت ایشان در مساله حکمرانی است، گفت: تثبیت ساختار کشور در جنگ اخیر و به فلاکت افتادن ابرقدرت‌های عصر حاضر مقابل ایران عزیز، ثمره سال‌ها رهبری خردمندانه ایشان است. دکتر محمد مخبر در این نشست با تاکید بر این اصل که نخبگان نباید صرفاً به فکر کارمند شدن باشند، گفت: ظرفیت جوان نخبه مانند بذر پربرکت گندم است؛ نخبه ما وقتی در دستگاه دولتی یا حاکمیتی مشغول به فعالیت می‌شود مانند خوشه‌های گندم که در مزارع کشاورزی رشد و نمو دارد، باید در آن دستگاه یا نهاد رشد کند تا زمینه ارتقای بیشتر محل کار خود را فراهم کرده باشد و در صورت لزوم حتی به فکر شغل دولتی نباشد و به سمت کارآفرینی و مشاوره به مدیران حرکت کند. وی افزود: اگر جوان نخبه هنگامی که وارد دستگاهی می‌شود دنبال نقاط تحول آفرین باشد، این مساله حتماً مورد توجه مدیران آن دستگاه دولتی یا حاکمیتی قرار گرفته و این مدیران نیز از چنین ظرفیتی برای حل مسائل و مشکلات زیر مجموعه خود و ارتقای بهره‌وری آن استفاده خواهند کرد. دکتر مخبر با اشاره به اینکه فعالیت نخبگانِ کشور در حوزه مدیریت منابع انسانی در کنار یکدیگر می‌تواند ثمر بخش باشد، اظهار داشت: محصول تجمیع این منابع انسانی، رقم زدن سه مولفه اساسی قدرت تشخیص، قدرت تحلیل و قدرت حل مساله بوده که برای تصدی مسئولیت‌های مهم و حل مسائل در کشور ضروری است. وی افزود: هر سازمانی که می‌خواهد ارتقا پیدا کند، باید نیروی انسانی خود را ارتقا دهد؛ در واقع سرمایه‌گذاری مستمر بر روی منابع انسانی، سنگ‌بنای اصلی برای دستیابی به تعالی و پایداری در تمامی عرصه‌هاست.