تنگه هرمز چگونه بازار نفت را تا مرز بحران برد؟ | چرا آرامش فعلی می‌تواند گمراه‌کننده باشد؟ | کوچک‌تر شدن حاشیه امن انرژی جهان

به گزارش اقتصادنیوز به نقل از جماران، گزارش مدرن دیپلماسی، به کالبدشکافی یکی از بزرگ‌ترین آزمون‌های انرژی در تاریخ معاصر می‌پردازد: «تاب‌آوری شکننده بازار جهانی نفت در برابر جنگ چهارماهه ایران و محدود شدن کشتیرانی در تنگه هرمز».

این گزارش استدلال می‌کند که جهان اگرچه از نخستین موج بحران عبور کرد، اما این عبور نه به معنای پایان خطر، بلکه نشانه مصرف شدن بخشی مهم از سپر ایمنی انرژی جهان است؛ سپری که اگر پیش از بازسازی کامل، با یک شوک تازه روبه‌رو شود، می‌تواند اقتصاد جهانی را با بحرانی عمیق‌تر مواجه کند.

در مرکز این بحران، تنگه هرمز قرار داشت؛ شاهرگ باریکی که حدود یک‌پنجم نفت خام و فرآورده‌های نفتی تجارت‌شده جهان از آن عبور می‌کند و هر اختلالی در آن، مستقیماً به نگرانی‌های امنیت انرژی، جهش قیمت‌ها و بی‌ثباتی بازارهای جهانی گره می‌خورد. جنگ چهارماهه ایران، پس از محدود شدن کشتیرانی در هرمز در واکنش تهران به حملات نظامی آمریکا و اسرائیل در ۲۸ فوریه، بزرگ‌ترین اختلال عرضه نفت در تاریخ معاصر را رقم زد؛ اختلالی که در اوج خود، بنا بر برآورد آژانس بین‌المللی انرژی، روزانه حدود ۱۴ میلیون بشکه نفت را از مدار عرضه خارج کرد.

نویسنده ابعاد این بحران و پیامدهای پنهان آن را در سه محور کالبدشکافی می‌کند:

تنگه هرمز در این بحران بار دیگر نشان داد که تنها یک مسیر دریایی نیست؛ بلکه نقطه تمرکز امنیت انرژی جهان و یکی از حساس‌ترین اهرم‌های ژئوپلیتیکی در اقتصاد بین‌الملل است. محدود شدن کشتیرانی در این گذرگاه، به‌سرعت زنجیره عرضه نفت را تحت فشار قرار داد و نگرانی از یک بحران طولانی‌مدت انرژی را در بازارهای جهانی افزایش داد.

در اوج جنگ، خروج روزانه حدود ۱۴ میلیون بشکه نفت از مدار عرضه، بازار را با شوکی تاریخی مواجه کرد. نفت برنت برای مدتی تا حدود ۱۲۶ دلار در هر بشکه بالا رفت و بسیاری از تحلیلگران از احتمال شکل‌گیری یک بحران پایدار سخن گفتند. با این حال، اقتصاد جهانی برخلاف انتظار اولیه، فرو نپاشید. با بازگشت تدریجی اعتماد به بازارها، قیمت نفت نه‌تنها از اوج بحران عقب نشست، بلکه حتی به زیر سطح پیش از جنگ سقوط کرد.

این عقب‌نشینی قیمتی، در ظاهر نشانه عبور موفق بازار از بحران بود؛ اما در لایه عمیق‌تر، مدرن دیپلماسی تأکید می‌کند که این تاب‌آوری نه حاصل رفع کامل تهدید، بلکه نتیجه مصرف گسترده ذخایر، مدیریت اضطراری عرضه و استفاده از ظرفیت‌های جایگزین بود؛ عواملی که اگر دوباره لازم شوند، دیگر با همان قدرت در دسترس نخواهند بود.

تاب‌آوری بازار جهانی نفت بر سه ستون اصلی استوار بود. نخستین و مهم‌ترین عامل، بزرگ‌ترین آزادسازی اضطراری ذخایر نفتی با هماهنگی آژانس بین‌المللی انرژی بود. دولت‌ها و بازیگران تجاری در مجموع حدود یک میلیارد بشکه از ذخایر راهبردی و تجاری را وارد بازار کردند که از این میزان، حدود ۴۰۰ میلیون بشکه از سوی کشورهای عضو آژانس تأمین شد.

این اقدام، کمبود صادرات خلیج فارس را تا حد زیادی جبران کرد و مانع توقف جریان نفت به پالایشگاه‌های جهان شد؛ اما هزینه راهبردی سنگینی داشت: بخش مهمی از سپر ایمنی انرژی جهان مصرف شد. به بیان دیگر، بازار نجات پیدا کرد، اما ابزار نجات خود را تا حد قابل توجهی از دست داد.

عامل دوم، رفتار چین بود. چین با ذخایر راهبردی نزدیک به ۱.۴ میلیارد بشکه، به‌جای افزایش واردات در میانه بحران، بیشتر به ذخایر داخلی خود تکیه کرد. از سوی دیگر، رشد کندتر مصرف نفت، گسترش خودروهای برقی و انعطاف‌پذیری صنعت پتروشیمی چین، فشار بر تقاضای جهانی را کاهش داد و مانع تشدید رقابت خریداران در بازار بین‌المللی شد.

عامل سوم، نقش تولیدکنندگان بزرگ خلیج فارس بود. عربستان سعودی و امارات متحده عربی با استفاده از خطوط لوله و پایانه‌های جایگزین، بخشی قابل توجه از صادرات خود را از مسیرهای دیگر عبور دادند. این ظرفیت جایگزین، از فروپاشی کامل جریان نفت جلوگیری کرد و اجازه نداد بحران هرمز به یک ایست کامل در شریان انرژی جهان تبدیل شود.

آتش‌بس مقدماتی میان واشینگتن و تهران، در ظاهر آرامش را به بازار نفت بازگردانده است؛ اما این آرامش، همه آسیب‌پذیری‌های باقی‌مانده را پنهان نمی‌کند. ذخایر اضطراری به‌شدت کاهش یافته‌اند، بخش‌هایی از زیرساخت انرژی خلیج فارس همچنان آسیب‌دیده‌اند، ترافیک نفتکش‌ها در تنگه هرمز هنوز به الگوی پیش از جنگ بازنگشته و مذاکرات بر سر توافق صلح دائمی و برنامه هسته‌ای ایران، بدون پیشرفت جامع ادامه دارد.

در چنین شرایطی، بازسازی بیش از یک میلیارد بشکه ذخایر مصرف‌شده، با قیمت‌های کنونی نفت، می‌تواند بیش از ۷۰ میلیارد دلار هزینه داشته باشد؛ آن هم در وضعیتی که انتظارات بلندمدت قیمت نفت پس از جنگ افزایش یافته است. این یعنی دولت‌ها با یک معادله دشوار روبه‌رو هستند: بازسازی ذخایر راهبردی، مدیریت فشارهای مالی، کنترل نگرانی‌های تورمی و حفظ اهداف گذار انرژی.

اگر پیش از احیای این ذخایر، جنگی دیگر، فاجعه‌ای طبیعی یا اختلالی عمده در عرضه رخ دهد، دولت‌ها ابزارهای کمتری برای مهار جهش قیمت‌ها خواهند داشت. افزایش سریع نفت، به‌سرعت به هزینه حمل‌ونقل، تولید و انرژی خانوارها سرایت می‌کند؛ تورم را بالا می‌برد، سیاست پولی بانک‌های مرکزی را پیچیده‌تر می‌سازد و اقتصادهای واردکننده انرژی را در موقعیتی شکننده‌تر قرار می‌دهد.

جمع‌بندی مدرن دیپلماسی روشن است: میراث اصلی جنگ ایران، صرفاً عبور جهان از یک بحران نفتی نیست؛ بلکه کوچک‌تر شدن حاشیه امن انرژی جهان است. بازار نفت از این جنگ جان سالم برد، اما نه بدون هزینه. ذخایری که جهان را نجات دادند، مصرف شده‌اند؛ مسیرهای جایگزین محدودند؛ زیرساخت‌ها هنوز آسیب‌پذیرند و هرمز همچنان در قلب معادله امنیت انرژی باقی مانده است. شوک بعدی، اگر پیش از ترمیم این سپر دفاعی فرا برسد، می‌تواند بسیار ویرانگرتر از بحرانی باشد که جهان تازه از آن عبور کرده است.

خبرهای پر بازدید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرين اخبار

دادستانی علیه عباس عبدی و زیباکلام اعلام جرم کرد

دادستانی تهران هفته گذشته علیه عباس عبدی و صادق زیبا کلام و دو رسانه منتشر کننده اظهارات ان‌ها اعلام جرم کرده است در همین رابطه این افراد و رسانه‌ها به دادسرا احضار شده‌اند.

دادستانی علیه عباس عبدی و زیباکلام اعلام جرم کرد دادستانی تهران هفته گذشته علیه عباس عبدی و صادق زیبا کلام و دو رسانه منتشر کننده اظهارات ان‌ها اعلام جرم کرده است در همین رابطه این افراد و رسانه‌ها به دادسرا احضار شده‌اند. به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از میزان، هفته گذشته؛ در پی انتشار یادداشتی از سوی عباس عبدی در روزنامه اعتماد و مصاحبه صادق زیبا کلام با خبرگزاری آنا، دادستانی تهران علیه هر دو نفر و رسانه‌های منتشر کننده این اظهارات اعلام جرم کرد تا پرونده آنها مورد رسیدگی قرار بگیرد.

ثمره درایت رهبر شهید انقلاب در برابر ابرقدرت‌ها

مشاور و دستیار مقام معظم رهبری در جلسه مشترک با جمعی از همیاران جوان مدیران، با بیان اینکه یکی از وجوه کمتر گفته شده از ابعاد ممتاز رهبریِ رهبر شهید انقلاب، درایت ایشان در مساله حکمرانی است، گفت: تثبیت ساختار کشور در جنگ اخیر و به فلاکت افتادن ابرقدرت‌های عصر حاضر مقابل ایران عزیز، ثمره سال‌ها رهبری خردمندانه ایشان است. دکتر محمد مخبر در این نشست با تاکید بر این اصل که نخبگان نباید صرفاً به فکر کارمند شدن باشند، گفت: ظرفیت جوان نخبه مانند بذر پربرکت گندم است؛ نخبه ما وقتی در دستگاه دولتی یا حاکمیتی مشغول به فعالیت می‌شود مانند خوشه‌های گندم که در مزارع کشاورزی رشد و نمو دارد، باید در آن دستگاه یا نهاد رشد کند تا زمینه ارتقای بیشتر محل کار خود را فراهم کرده باشد و در صورت لزوم حتی به فکر شغل دولتی نباشد و به سمت کارآفرینی و مشاوره به مدیران حرکت کند. وی افزود: اگر جوان نخبه هنگامی که وارد دستگاهی می‌شود دنبال نقاط تحول آفرین باشد، این مساله حتماً مورد توجه مدیران آن دستگاه دولتی یا حاکمیتی قرار گرفته و این مدیران نیز از چنین ظرفیتی برای حل مسائل و مشکلات زیر مجموعه خود و ارتقای بهره‌وری آن استفاده خواهند کرد. دکتر مخبر با اشاره به اینکه فعالیت نخبگانِ کشور در حوزه مدیریت منابع انسانی در کنار یکدیگر می‌تواند ثمر بخش باشد، اظهار داشت: محصول تجمیع این منابع انسانی، رقم زدن سه مولفه اساسی قدرت تشخیص، قدرت تحلیل و قدرت حل مساله بوده که برای تصدی مسئولیت‌های مهم و حل مسائل در کشور ضروری است. وی افزود: هر سازمانی که می‌خواهد ارتقا پیدا کند، باید نیروی انسانی خود را ارتقا دهد؛ در واقع سرمایه‌گذاری مستمر بر روی منابع انسانی، سنگ‌بنای اصلی برای دستیابی به تعالی و پایداری در تمامی عرصه‌هاست.