یادداشتی بر «آخرین دختر» داریوش غریب‌زاده

راویان| محب حسنیان، سرویس فرهنگ و هنر؛ فیلم تمام شده بود، چراغ‌های سالن سینما  یکی یکی روشن  شدند، ولی من هنوز روی صندلی‌ام نشسته بودم. انگار بلند شدن از جا، یعنی باید مریم و گیسکان را همان‌جا رها کنم.

نشسته بودم در تاریکی سالن و نمی‌دانستم قرار است چهارده سال از عمر یک انسان را در کمتر از دو ساعت تجربه کنم. غریب‌زاده دوربینش را بر زندگی مریم گشوده و صبر کرده تا زمان، کار خودش را بکند. این صبر، در دورانی که همه‌چیز باید فوری و آماده مصرف باشد، خود نوعی مقاومت است، مقاومتی آرام در برابر شتابی که فرهنگ امروز بر ما تحمیل کرده.

طبیعت گیسکان در این فیلم نقشی بیش از قاب و پس‌زمینه دارد. کوه، دشت، خانه‌ها، سکوتی که در دل خود صداهای بسیار نهفته دارد، همه در کنار مریم روایتی موازی می‌سازند. جغرافیا بخشی از هویت کسی می‌شود که در دل آن رشد کرده، این پیوند را فیلسوفان و جغرافی‌دانان بارها گفته‌اند، کمتر اثری اما آن را چنین بی‌ادعا روایت می‌کند.

آنچه در نگاه دوربین بیش از همه برایم ارزشمند بود، پرهیز از قضاوت و ترحم بود. مریم را کسی برای ما تعریف نمی‌کند، از زبان او حرف نمی‌زنند، برایش روایتی غم‌انگیز نمی‌سازند. دوربین می‌نگرد و کنار می‌ایستد، اجازه می‌دهد مریم همان باشد که هست، انسانی با شادی‌ها و لحظه‌های ساده‌اش. در روزگاری که رسانه‌ها عادت کرده‌اند دیگری را در چارچوب‌های از پیش‌ساخته بگنجانند، این پرهیز از قاب‌بندی، خود یک انتخاب اخلاقی است.

زمان، شاید مهم‌ترین شخصیت پنهان این فیلم باشد. چهارده سال فیلم‌برداری یعنی فیلمساز به جای واداشتن زندگی به شتاب، به زندگی فرصت داد تا در مسیر طبیعی‌اش پیش برود، بزرگ شود، تغییر کند، گاه چیزی به دست آورد و گاه چیزی از دست بدهد. در سینمای مستند، کمتر چیزی به اندازه این صبر دشوار و در عین حال انسانی است.

بیرون که آمدم، ذهنم سراغ خودمان رفت. به فاصله‌ای که از طبیعت گرفته‌ایم، به پیچیدگی‌هایی که خودمان به زندگی‌مان تحمیل کرده‌ایم، به این‌که برای آرامش گاهی راه دوری می‌رویم، در حالی‌که شاید یک دشت، یک کوه، خانه‌ای ساده و آدم‌هایی که هنوز با ریتم طبیعت زندگی می‌کنند، بتوانند خیلی چیزها را به یادمان بیاورند.

سینما همیشه قرار نیست جواب همه سوالهای ما را بدهد. گاهی فقط پنجره‌ای باز می‌کند رو به جغرافیایی دیگر، رو به آدم‌هایی که شاید شبیه ما نباشند، اما همان چیزها را می‌خواهند که همه می‌خواهیم، زیستن، دوست داشتن، دیده شدن.

تصویر گیسکان و چهره مریم همچنان در ذهنم مانده است. بعضی فیلم‌ها را می‌بینیم و فراموش می‌کنیم، بعضی دیگر بی‌آن‌که صدایشان را بلند کنند، چیزی در ما جابه‌جا می‌کنند. «آخرین دختر» از دسته دوم است.

خبرهای پر بازدید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرين اخبار

دادستانی علیه عباس عبدی و زیباکلام اعلام جرم کرد

دادستانی تهران هفته گذشته علیه عباس عبدی و صادق زیبا کلام و دو رسانه منتشر کننده اظهارات ان‌ها اعلام جرم کرده است در همین رابطه این افراد و رسانه‌ها به دادسرا احضار شده‌اند.

دادستانی علیه عباس عبدی و زیباکلام اعلام جرم کرد دادستانی تهران هفته گذشته علیه عباس عبدی و صادق زیبا کلام و دو رسانه منتشر کننده اظهارات ان‌ها اعلام جرم کرده است در همین رابطه این افراد و رسانه‌ها به دادسرا احضار شده‌اند. به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از میزان، هفته گذشته؛ در پی انتشار یادداشتی از سوی عباس عبدی در روزنامه اعتماد و مصاحبه صادق زیبا کلام با خبرگزاری آنا، دادستانی تهران علیه هر دو نفر و رسانه‌های منتشر کننده این اظهارات اعلام جرم کرد تا پرونده آنها مورد رسیدگی قرار بگیرد.

ثمره درایت رهبر شهید انقلاب در برابر ابرقدرت‌ها

مشاور و دستیار مقام معظم رهبری در جلسه مشترک با جمعی از همیاران جوان مدیران، با بیان اینکه یکی از وجوه کمتر گفته شده از ابعاد ممتاز رهبریِ رهبر شهید انقلاب، درایت ایشان در مساله حکمرانی است، گفت: تثبیت ساختار کشور در جنگ اخیر و به فلاکت افتادن ابرقدرت‌های عصر حاضر مقابل ایران عزیز، ثمره سال‌ها رهبری خردمندانه ایشان است. دکتر محمد مخبر در این نشست با تاکید بر این اصل که نخبگان نباید صرفاً به فکر کارمند شدن باشند، گفت: ظرفیت جوان نخبه مانند بذر پربرکت گندم است؛ نخبه ما وقتی در دستگاه دولتی یا حاکمیتی مشغول به فعالیت می‌شود مانند خوشه‌های گندم که در مزارع کشاورزی رشد و نمو دارد، باید در آن دستگاه یا نهاد رشد کند تا زمینه ارتقای بیشتر محل کار خود را فراهم کرده باشد و در صورت لزوم حتی به فکر شغل دولتی نباشد و به سمت کارآفرینی و مشاوره به مدیران حرکت کند. وی افزود: اگر جوان نخبه هنگامی که وارد دستگاهی می‌شود دنبال نقاط تحول آفرین باشد، این مساله حتماً مورد توجه مدیران آن دستگاه دولتی یا حاکمیتی قرار گرفته و این مدیران نیز از چنین ظرفیتی برای حل مسائل و مشکلات زیر مجموعه خود و ارتقای بهره‌وری آن استفاده خواهند کرد. دکتر مخبر با اشاره به اینکه فعالیت نخبگانِ کشور در حوزه مدیریت منابع انسانی در کنار یکدیگر می‌تواند ثمر بخش باشد، اظهار داشت: محصول تجمیع این منابع انسانی، رقم زدن سه مولفه اساسی قدرت تشخیص، قدرت تحلیل و قدرت حل مساله بوده که برای تصدی مسئولیت‌های مهم و حل مسائل در کشور ضروری است. وی افزود: هر سازمانی که می‌خواهد ارتقا پیدا کند، باید نیروی انسانی خود را ارتقا دهد؛ در واقع سرمایه‌گذاری مستمر بر روی منابع انسانی، سنگ‌بنای اصلی برای دستیابی به تعالی و پایداری در تمامی عرصه‌هاست.