سه سناریو درباره آینده رقابت ونس و روبیو/ تفاهم ایران و آمریکا شکست بخورد، چه می شود؟

به گزارش اقتصادنیوز به نقل از فارس، دولت کنونی آمریکا از زمان بازگشت دونالد ترامپ به کاخ سفید، یکی از پیچیده‌ترین مقاطع خود را سپری می‌کند؛ پیچیدگی‌ای که تنها ناشی از تحولات بزرگ در غرب آسیا نیست، بلکه از بازآرایی موازنه قدرت در درون حزب جمهوری‌خواه نیز سرچشمه می‌گیرد.

تفاهمنامه آمریکا و ایران، اختلاف‌نظرها درباره نحوه مدیریت جنگ در لبنان و آینده روابط با رژیم صهیونیستی، دو چهره را به کانون توجه آورده است که نماینده دو رویکرد متفاوت در دولت هستند: جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور و مارکو روبیو، وزیر امور خارجه.

ونس به‌عنوان آشکارترین نماینده جریان «اول آمریکا» شناخته می‌شود؛ جریانی که بر کاهش مداخله نظامی آمریکا در خارج از کشور و هدایت منابع به سمت رقابت با چین و حل مسائل داخلی تأکید دارد. در مقابل، روبیو با وجود همسویی با بسیاری از مواضع ترامپ، به جریان سنتی جمهوری‌خواهان نزدیک‌تر است؛ جریانی که اهمیت ویژه‌ای برای ائتلاف‌های آمریکا، به‌ویژه روابط با رژیم صهیونیستی، قائل است.

با وجود اصرار کاخ سفید بر نبود اختلافات داخلی، مواضع متفاوت این دو مقام درباره توافق با ایران، آینده جنگ و نوع رابطه با رژیم صهیونیستی، از وجود تفاوت‌های واقعی در نگاه سیاسی و راهبردی آنها حکایت دارد؛ هرچند این اختلافات همچنان در چارچوب انضباطی قرار دارد که ترامپ بر اعضای دولت خود تحمیل کرده است.

رسانه‌های غربی گزارش داده‌اند که ونس در جریان مذاکرات آمریکا و ایران از رویکردی حمایت می‌کرد که موفقیت روند تفاهم با تهران را در اولویت قرار می‌داد، حتی اگر این امر مستلزم ارسال پیام‌های هشدارآمیز به رژیم صهیونیستی درباره هرگونه اقدام اخلال‌گرانه در مسیر توافق باشد. در مقابل، روبیو بیش از هر چیز بر اطمینان‌بخشی به رژیم صهیونیستی و تأکید بر ادامه فشار بر ایران تمرکز داشت؛ تفاوتی که بیش از آنکه بیانگر اختلاف در اهداف نهایی باشد، نشان‌دهنده تفاوت در اولویت‌ها و شیوه‌های دستیابی به آن‌هاست.

با این حال، تقلیل این اختلاف به یک رقابت شخصی، ساده‌انگاری خواهد بود. رقابت میان این دو، به آغاز زودهنگام رقابت برای جانشینی رهبری حزب جمهوری‌خواه پس از ترامپ نیز مربوط می‌شود و بازتاب‌دهنده تقابل عمیق‌تر میان دو مکتب فکری است؛ یکی رویکردی واقع‌گرایانه دارد و خواهان کاهش مداخلات نظامی خارجی و تمرکز بر رقابت با چین است و دیگری ادامه‌دهنده مسیر جمهوری‌خواهان سنتی محسوب می‌شود که اولویت بیشتری برای ائتلاف‌های سنتی آمریکا، به‌ویژه با رژیم صهیونیستی، قائل هستند.

همچنین نباید از این نکته غافل شد که خود ترامپ ممکن است این تفاوت دیدگاه‌ها را به ابزاری برای مدیریت مذاکرات با رقبا و متحدان تبدیل کرده باشد؛ به این صورت که هر یک از مسئولان، پیامی متفاوت را منتقل کنند، بدون آنکه از چارچوب کلی تعیین‌شده از سوی رئیس‌جمهور خارج شوند.

ترامپ از سال ۲۰۱۶ تاکنون حزب جمهوری‌خواه را به‌طور اساسی دگرگون کرده است؛ به‌گونه‌ای که وفاداری به شخص او و پروژه «اول آمریکا» به مهم‌ترین معیار در این حزب تبدیل شده و نفوذ جمهوری‌خواهان سنتی کاهش یافته است. اکنون که پایان دوره ریاست‌جمهوری او نزدیک می‌شود، این پرسش بار دیگر مطرح است که چه کسی وارث این جریان خواهد بود.

در همین چارچوب می‌توان ظهور ونس و روبیو را به‌عنوان دو پروژه رقیب برای رهبری آینده حزب جمهوری‌خواه تحلیل کرد؛ ونس می‌کوشد خود را وارث طبیعی ترامپیسم پوپولیستی معرفی کند، در حالی که روبیو تلاش دارد میان این گفتمان پوپولیستی و عناصر مکتب سنتی جمهوری‌خواهان پیوند برقرار کند تا هم از حمایت ساختارهای حزبی، هم از پشتیبانی حامیان مالی و هم از شبکه‌های سیاست خارجی برخوردار بماند.

شخصیت سیاسی ترامپ نیز بر مدیریت رقابت در میان اعضای تیم خود استوار است، نه حذف آن. او در هر دو دوره ریاست‌جمهوری‌اش از حضور چهره‌هایی با گرایش‌های متفاوت در دولت بهره برده، اما همواره حق تصمیم‌گیری نهایی را برای خود حفظ کرده است. این شیوه به او امکان می‌دهد واکنش‌های بین‌المللی را از طریق ارسال پیام‌های متفاوت بیازماید، مانع شکل‌گیری یک مرکز قدرت مستقل در دولت شود و وفاداری همه اعضای تیم را به شخص خود، به‌عنوان تنها مرجع تصمیم‌گیری، حفظ کند.

این الگو در پرونده روابط با رژیم صهیونیستی نیز به‌وضوح دیده می‌شود؛ هرگاه دولت آمریکا نیاز به اطمینان‌بخشی به این رژیم داشته باشد، روبیو با تأکید بر شراکت راهبردی وارد میدان می‌شود و زمانی که واشنگتن بخواهد برای تسهیل تفاهم با ایران یا مهار تنش در لبنان فشار غیرمستقیمی بر تل‌آویو وارد کند، ونس با تأکید بر اصل «اول آمریکا» در مرکز توجه قرار می‌گیرد.

تفاهم آمریکا و ایران نیز به صحنه‌ای برای آشکار شدن این اختلافات تبدیل شد. ونس این توافق را فرصتی برای جلوگیری از یک جنگ پرهزینه منطقه‌ای می‌دانست، در حالی که روبیو بر این نکته تأکید داشت که نباید این توافق به‌عنوان عقب‌نشینی آمریکا در برابر ایران تلقی شود. ترامپ نیز آن را دستاوردی شخصی معرفی کرد که به گفته او، نشان‌دهنده توانایی‌اش در تحقق امری است که رؤسای‌جمهور پیشین آمریکا از انجام آن ناتوان بودند. همین تفاوت نگاه در قبال جنگ لبنان نیز مشاهده می‌شود؛ ونس تمایل دارد از گسترش مداخله مستقیم آمریکا جلوگیری کند، اما روبیو بر امنیت رژیم صهیونیستی و مهار نفوذ ایران و حزب‌الله تمرکز دارد.

پرونده‌های ایران، لبنان و رژیم صهیونیستی ممکن است در آینده به ابزارهایی برای تقویت جایگاه هر یک از این دو جناح در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا تبدیل شوند. موفقیت توافق با ایران می‌تواند به سود ونس تمام شود، در حالی که شکست آن ممکن است فرصت مناسبی برای روبیو فراهم کند تا گفتمان سخت‌گیرانه خود را تقویت کند.

به نظر می‌رسد دقیق‌ترین توصیف از رابطه این دو، ترکیبی از رقابت زودهنگام برای رهبری، اختلاف واقعی فکری در حوزه سیاست خارجی و مدیریت هدفمند این تفاوت‌ها از سوی ترامپ در راستای افزایش انعطاف‌پذیری او در مذاکرات باشد.

در این میان، سه سناریوی اصلی برای آینده این رقابت قابل تصور است: نخست، تداوم موازنه کنونی؛ دوم، تشدید رقابت با نزدیک شدن به انتخابات؛ و سوم، بازگشت به وحدت درون حزب جمهوری‌خواه در صورت بروز یک بحران بزرگ خارجی. در هر صورت، سرنوشت این رقابت نه‌تنها بر جهت‌گیری سیاست آمریکا در قبال منطقه تأثیر خواهد گذاشت، بلکه در ترسیم آینده حزب جمهوری‌خواه در دوران پس از ترامپ نیز نقشی تعیین‌کننده خواهد داشت.

خبرهای پر بازدید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرين اخبار

دادستانی علیه عباس عبدی و زیباکلام اعلام جرم کرد

دادستانی تهران هفته گذشته علیه عباس عبدی و صادق زیبا کلام و دو رسانه منتشر کننده اظهارات ان‌ها اعلام جرم کرده است در همین رابطه این افراد و رسانه‌ها به دادسرا احضار شده‌اند.

دادستانی علیه عباس عبدی و زیباکلام اعلام جرم کرد دادستانی تهران هفته گذشته علیه عباس عبدی و صادق زیبا کلام و دو رسانه منتشر کننده اظهارات ان‌ها اعلام جرم کرده است در همین رابطه این افراد و رسانه‌ها به دادسرا احضار شده‌اند. به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از میزان، هفته گذشته؛ در پی انتشار یادداشتی از سوی عباس عبدی در روزنامه اعتماد و مصاحبه صادق زیبا کلام با خبرگزاری آنا، دادستانی تهران علیه هر دو نفر و رسانه‌های منتشر کننده این اظهارات اعلام جرم کرد تا پرونده آنها مورد رسیدگی قرار بگیرد.

ثمره درایت رهبر شهید انقلاب در برابر ابرقدرت‌ها

مشاور و دستیار مقام معظم رهبری در جلسه مشترک با جمعی از همیاران جوان مدیران، با بیان اینکه یکی از وجوه کمتر گفته شده از ابعاد ممتاز رهبریِ رهبر شهید انقلاب، درایت ایشان در مساله حکمرانی است، گفت: تثبیت ساختار کشور در جنگ اخیر و به فلاکت افتادن ابرقدرت‌های عصر حاضر مقابل ایران عزیز، ثمره سال‌ها رهبری خردمندانه ایشان است. دکتر محمد مخبر در این نشست با تاکید بر این اصل که نخبگان نباید صرفاً به فکر کارمند شدن باشند، گفت: ظرفیت جوان نخبه مانند بذر پربرکت گندم است؛ نخبه ما وقتی در دستگاه دولتی یا حاکمیتی مشغول به فعالیت می‌شود مانند خوشه‌های گندم که در مزارع کشاورزی رشد و نمو دارد، باید در آن دستگاه یا نهاد رشد کند تا زمینه ارتقای بیشتر محل کار خود را فراهم کرده باشد و در صورت لزوم حتی به فکر شغل دولتی نباشد و به سمت کارآفرینی و مشاوره به مدیران حرکت کند. وی افزود: اگر جوان نخبه هنگامی که وارد دستگاهی می‌شود دنبال نقاط تحول آفرین باشد، این مساله حتماً مورد توجه مدیران آن دستگاه دولتی یا حاکمیتی قرار گرفته و این مدیران نیز از چنین ظرفیتی برای حل مسائل و مشکلات زیر مجموعه خود و ارتقای بهره‌وری آن استفاده خواهند کرد. دکتر مخبر با اشاره به اینکه فعالیت نخبگانِ کشور در حوزه مدیریت منابع انسانی در کنار یکدیگر می‌تواند ثمر بخش باشد، اظهار داشت: محصول تجمیع این منابع انسانی، رقم زدن سه مولفه اساسی قدرت تشخیص، قدرت تحلیل و قدرت حل مساله بوده که برای تصدی مسئولیت‌های مهم و حل مسائل در کشور ضروری است. وی افزود: هر سازمانی که می‌خواهد ارتقا پیدا کند، باید نیروی انسانی خود را ارتقا دهد؛ در واقع سرمایه‌گذاری مستمر بر روی منابع انسانی، سنگ‌بنای اصلی برای دستیابی به تعالی و پایداری در تمامی عرصه‌هاست.