پشت پرده حملات ایران به بحرین و کویت | چرا الگوی جنگی تهران تغییر کرد؟ | آمریکا دربرابر یک دوراهی قرار گرفته است زیرا…

به‌گزارش اقتصادنیوز، از آغاز حملات آمریکا و اسرائیل به ایران در اواخر فوریه، کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس خود را در میانه خط مقدم جنگی دیدند که هیچ نقش و یا تمایلی در شروع آن نداشتند.

تحولات ماه‌های اخیر نشان می‌دهد که آتش‌بس ۸ آوریل و توافق‌های پس از آن، همچنان نتوانستند به ثباتی نسبی در منطقه منجر شوند.

راب گایست پینفولد در فارن‌پالیسی نوشت: با این حال، الگوی حملات ایران به کشورهای حاشیه خلیج فارس تغییر کرده است. تهران که در جنگ 40 روزه بیشتر امارات متحده عربی را هدف قرار می‌داد، اکنون تمرکز خود را به دو کشور کوچک‌تر، یعنی بحرین و کویت معطوف کرده است.

اقتصادنیوز: سناتور جمهوری خواه به پولیتیکو می گوید: «لیندسی تنها سناتوری بود که می‌توانست حرفی را که ترامپ دوست نداشت بشنود، مستقیم به او بگوید و با واکنش تند او مواجه نشود. خیلی از ما می‌توانیم با رئیس‌جمهور صحبت کنیم، اما هیچ‌کس مثل لیندسی نمی‌توانست با ترامپ کنار بیاید.»

نویسنده مدعی شد: ایران همچنان منطقه خلیج فارس را مهم‌ترین پایگاه نفوذ آمریکا در خاورمیانه می‌داند، اما هدف راهبردی حملات آن تغییر کرده است. اگر پیش از آتش‌بس، هدف اصلی وارد کردن بیشترین خسارت اقتصادی و وادار کردن طرف مقابل به توقف جنگ بود، اکنون تهران می‌کوشد تا بدون کشاندن منطقه به جنگی گسترده، پیام عزم و بازدارندگی خود را منتقل کند. از همین رو، بحرین و کویت به اهداف اصلی این راهبرد جدید تبدیل شده‌اند.

شاید بتوان گفت که این وضعیت اجتناب‌ناپذیر نبوده است. از نگاه تهران، اختلاف‌های داخلی میان کشورهای شورای همکاری و نبود یک راهبرد منسجم از سوی آمریکا، شرایطی را فراهم کرده که ایران بتواند فشار خود را به‌صورت گزینشی بر برخی کشورها اعمال کند.

بحرین و کویت از جهات مختلف شرایط مشابهی دارند. هر دو برای تجارت خود به تنگه هرمز وابسته‌اند، از نظر جغرافیایی و جمعیتی کوچک هستند و میان همسایگان بزرگ‌تر و رقیب قرار گرفته‌اند. این ویژگی‌ها آن‌ها را در معرض تبدیل شدن به میدان رقابت قدرت‌های منطقه‌ای قرار می‌دهد؛ همان‌گونه که کویت در سال ۱۹۹۰ با اشغال عراق این تجربه را پشت سر گذاشت.

علاوه بر این، هر دو کشور دارای جمعیت قابل توجه شیعه هستند. از سوی دیگر، بحرین و کویت برخلاف برخی دیگر از اعضای شورای همکاری، از نفوذ بین‌المللی گسترده برخوردار نیستند. آن‌ها نه وزن اقتصادی عربستان سعودی را دارند، نه جایگاه جهانی امارات متحده عربی را و نه نقش میانجی‌گرانه و دیپلماتیک قطر را.

ایران و اعراب

با وجود شباهت‌های ساختاری، بحرین و کویت دو سیاست کاملا متفاوت را در قبال ایران اتخاذ کرده‌اند.

بحرین همواره رویکردی متفاوت نسبت به تهران داشته است. این کشور در سال ۲۰۲۰ به توافق‌های ابراهیم پیوست و پیش از آغاز جنگ نیز تنها کشور عربی حوزه خلیج فارس بود که سفارتخانه‌ای در تهران نداشت. همچنین در سال ۲۰۲۳ تنها دولت عربی بود که به‌طور علنی به ائتلاف دریایی غرب برای مقابله با حملات حوثی‌ها در دریای سرخ پیوست.

در مقابل، کویت همواره بر گفت‌وگو و حفظ روابط سیاسی و اقتصادی با ایران تأکید کرده است. پارلمان این کشور حتی قوانینی تصویب کرده بود که هرگونه ارتباط، حتی غیرمستقیم، با اسرائیل را جرم تلقی می‌کرد. کویت همچنین پس از آغاز عملیات آمریکا برای بازگشایی تنگه هرمز، برای مدتی حریم هوایی خود را بر روی پروازهای آمریکا بست.

نویسنده مدعی شد: با این‌حال، هیچ‌یک از این دو رویکرد نتوانست امنیت بحرین یا کویت را تضمین کند. پیش از آتش‌بس، ایران با هدف ایجاد اختلال گسترده در اقتصاد جهانی و افزایش فشار برای پایان جنگ، کشورهای خلیج فارس را هدف قرار می‌داد. به همین دلیل، صرف‌نظر از نوع سیاست هر کدام از این کشورها، همه آن‌ها در معرض حملات قرار گرفتند.

در این میان، امارات بیشترین آسیب را متحمل شد. این کشور به‌عنوان مهم‌ترین مرکز تجاری منطقه، هدفی با ارزش اقتصادی بالا برای ایران محسوب می‌شد. نزدیک به نیمی از بیش از هفت هزار موشک و پهپادی که ایران بین فوریه تا ژوئن به سوی کشورهای خلیج فارس شلیک کرد، امارات را هدف قرار داد.

پس از برقراری آتش‌بس، ایران همچنان حملات خود را ادامه داده، اما نشانه‌ای از تمایل به آغاز جنگی تمام‌عیار بروز نداده است. اکنون هدف تهران بیش از آنکه وارد کردن خسارت گسترده باشد، نشان دادن مقاومت، تقویت موقعیت خود در مذاکرات و حفظ بازدارندگی است.

در چنین شرایطی، بحرین و کویت به اهداف مناسبی تبدیل شده‌اند. این دو کشور به اندازه‌ای اهمیت دارند که حمله به آن‌ها پیام سیاسی روشنی به آمریکا ارسال کند، اما از سویی آنچنان هم برای واشنگتن حیاتی نیستند که پاسخ نظامی قاطع آمریکا را اجتناب‌ناپذیر سازند.

کویت

در این میان، مشکل تنها به توان محدود بحرین و کویت بازنمی‌گردد، بلکه ضعف ساختاری نظام امنیتی شورای همکاری خلیج فارس را نیز آشکار می‌کند.

هر دو کشور از متحدان اصلی آمریکا خارج از ناتو محسوب می‌شوند. بحرین حتی در سال ۲۰۲۳ ، توافقی امنیتی و جامع با واشنگتن امضا کرد که شباهت زیادی به پیمان دفاعی دوجانبه دارد. با این حال، ایران از فردای آتش‌بس تا اوایل ژوئیه بارها این دو کشور را هدف قرار داد، بدون آنکه آمریکا واکنشی فراتر از محکومیت‌های لفظی نشان دهد.

به اعتقاد نویسندگان، این وضعیت، تردیدها درباره میزان تعهد آمریکا به دفاع از متحدان خود را افزایش داده است.

پس از آنکه آمریکا در اواسط ژوئیه به برخی اقدامات ایران پاسخ داد، تهران دامنه حملات خود را گسترش داد و علاوه بر بحرین و کویت، قطر، عمان و اردن را نیز هدف قرار داد. همچنین کشتی‌های با پرچم امارات و عربستان نیز مورد حمله قرار گرفتند.

نویسنده مدعی شد: این اقدام ادامه همان راهبرد «فشار گزینشی» ایران است، با این تفاوت که این بار در سطحی بالاتر دنبال می‌شود. تهران همچنان کشورهایی را هدف قرار می‌دهد که برای آمریکا اهمیت دارند، اما نه آن‌قدر که پاسخ قاطع نظامی واشنگتن را قطعی کنند. به این ترتیب آمریکا در برابر یک دوراهی قرار می‌گیرد؛ یا باید واکنشی نشان ندهد و اعتبار خود را از دست بدهد، یا وارد چرخه تشدید تنش شود و خطر بازگشت جنگ فراگیر را بپذیرد.

واقعیت این است که ایران همچنان بحرین و کویت را هدف قرار می‌دهد و این دو کشور نیز با پیامدهای اقتصادی قابل توجهی روبه‌رو شده‌اند. برای نمونه، مؤسسه مودیز در آوریل چشم‌انداز اعتباری بحرین را از «باثبات» به «منفی» کاهش داد و کویت نیز برای نخستین بار از زمان جنگ خلیج فارس در سال ۱۹۹۰، صادرات نفت خود را به صفر رساند.

بحران بحرین و کویت احتمالا محدود به این دو کشور نخواهد ماند. گسترش حملات ایران به قطر، عمان و همچنین کشتی‌های اماراتی و سعودی نشان می‌دهد که کشورهای شورای همکاری به دلیل نزدیکی جغرافیایی، نمی‌توانند برای مدت طولانی در شرایط یک درگیری محدود اما مستمر زندگی کنند.

از دید آنان، توافق‌های دوجانبه هر کشور با ایران تنها راه‌حلی موقت خواهد بود و مشکل اصلی را برطرف نمی‌کند.

خبرهای پر بازدید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرين اخبار

دادستانی علیه عباس عبدی و زیباکلام اعلام جرم کرد

دادستانی تهران هفته گذشته علیه عباس عبدی و صادق زیبا کلام و دو رسانه منتشر کننده اظهارات ان‌ها اعلام جرم کرده است در همین رابطه این افراد و رسانه‌ها به دادسرا احضار شده‌اند.

دادستانی علیه عباس عبدی و زیباکلام اعلام جرم کرد دادستانی تهران هفته گذشته علیه عباس عبدی و صادق زیبا کلام و دو رسانه منتشر کننده اظهارات ان‌ها اعلام جرم کرده است در همین رابطه این افراد و رسانه‌ها به دادسرا احضار شده‌اند. به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از میزان، هفته گذشته؛ در پی انتشار یادداشتی از سوی عباس عبدی در روزنامه اعتماد و مصاحبه صادق زیبا کلام با خبرگزاری آنا، دادستانی تهران علیه هر دو نفر و رسانه‌های منتشر کننده این اظهارات اعلام جرم کرد تا پرونده آنها مورد رسیدگی قرار بگیرد.

ثمره درایت رهبر شهید انقلاب در برابر ابرقدرت‌ها

مشاور و دستیار مقام معظم رهبری در جلسه مشترک با جمعی از همیاران جوان مدیران، با بیان اینکه یکی از وجوه کمتر گفته شده از ابعاد ممتاز رهبریِ رهبر شهید انقلاب، درایت ایشان در مساله حکمرانی است، گفت: تثبیت ساختار کشور در جنگ اخیر و به فلاکت افتادن ابرقدرت‌های عصر حاضر مقابل ایران عزیز، ثمره سال‌ها رهبری خردمندانه ایشان است. دکتر محمد مخبر در این نشست با تاکید بر این اصل که نخبگان نباید صرفاً به فکر کارمند شدن باشند، گفت: ظرفیت جوان نخبه مانند بذر پربرکت گندم است؛ نخبه ما وقتی در دستگاه دولتی یا حاکمیتی مشغول به فعالیت می‌شود مانند خوشه‌های گندم که در مزارع کشاورزی رشد و نمو دارد، باید در آن دستگاه یا نهاد رشد کند تا زمینه ارتقای بیشتر محل کار خود را فراهم کرده باشد و در صورت لزوم حتی به فکر شغل دولتی نباشد و به سمت کارآفرینی و مشاوره به مدیران حرکت کند. وی افزود: اگر جوان نخبه هنگامی که وارد دستگاهی می‌شود دنبال نقاط تحول آفرین باشد، این مساله حتماً مورد توجه مدیران آن دستگاه دولتی یا حاکمیتی قرار گرفته و این مدیران نیز از چنین ظرفیتی برای حل مسائل و مشکلات زیر مجموعه خود و ارتقای بهره‌وری آن استفاده خواهند کرد. دکتر مخبر با اشاره به اینکه فعالیت نخبگانِ کشور در حوزه مدیریت منابع انسانی در کنار یکدیگر می‌تواند ثمر بخش باشد، اظهار داشت: محصول تجمیع این منابع انسانی، رقم زدن سه مولفه اساسی قدرت تشخیص، قدرت تحلیل و قدرت حل مساله بوده که برای تصدی مسئولیت‌های مهم و حل مسائل در کشور ضروری است. وی افزود: هر سازمانی که می‌خواهد ارتقا پیدا کند، باید نیروی انسانی خود را ارتقا دهد؛ در واقع سرمایه‌گذاری مستمر بر روی منابع انسانی، سنگ‌بنای اصلی برای دستیابی به تعالی و پایداری در تمامی عرصه‌هاست.