بن‌بستی که برای هردو طرف پرهزینه است | سه گزینه محدود پیش روی ترامپ | ادامه دیپلماسی همچنان بهترین گزینه است؟

به‌گزارش اقتصادنیوز، ماه گذشته هنگامی که دونالد ترامپ در حال امضای توافق اولیه صلح با ایران بود، آن را توافقی توصیف می‌کرد که قرار بود همه اهداف مورد نظر محقق کند.

به‌موجب این تفاهم‌نامه، قرار بود تا جنگ در خلیج فارس پایان یافته و تنگه هرمز دوباره به روی کشتیرانی بین‌المللی باز شود. حال در کمتر از یک ماه،، این توافق در آستانه فروپاشی قرار گرفته است؛ درگیری‌ها از سر گرفته شده و تردد کشتی‌ها در تنگه هرمز به شدت کاهش یافته است.

چنین وضعیتی نه برخلاف توافق، بلکه تا حد زیادی ناشی از ابهام‌های موجود در متن خود توافق است.

اکونومیست در گزارشی نوشت: بامداد ۱۳ ژوئیه، موشک‌های ایران دو نفتکش اماراتی را هنگام عبور از تنگه هرمز هدف قرار دادند که در نتیجه آن یک ملوان کشته شد. ساعاتی بعد، آمریکا مواضع نظامی ایران را بمباران کرد و تهران نیز با شلیک موشک و پهپاد به چند کشور عربی پاسخ داد. این پنجمین دور از حملات متقابل دو طرف از هفتم ژوئیه بود؛ روزی که ایران با حمله به سه کشتی در تنگه هرمز، دور تازه تنش‌ها را آغاز کرد.

با وجود این، هیچ‌یک از دو طرف ظاهرا خواهان بازگشت به یک جنگ تمام‌عیار نیستند. آمریکا حملات خود را عمدتاً به اهداف نظامی در جنوب ایران محدود کرده و ایران نیز تاکنون از حمله مستقیم به زیرساخت‌های غیرنظامی کشورهای حاشیه خلیج فارس خودداری کرده است.

اقتصادنیوز: راز زیمت، پژوهشگر مؤسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل، معتقد است کشورهای عربی به این نتیجه رسیده‌اند که جغرافیا را نمی‌توان تغییر داد. به گفته او، رؤسای جمهور آمریکا می‌آیند و می‌روند، اما ایران همسایه دائمی کشورهای خلیج فارس است؛ بنابراین آنها ناچارند تا راهی برای همزیستی با تهران پیدا کنند، حتی اگر همچنان نسبت به سیاست‌های کلی آن بدبین باشند.

با این حال، بخش مهمی از تفاهم‌نامه میان دو کشور عملا بی‌اثر شده است. آمریکا معافیت تحریمی فروش نفت ایران را لغو کرده و ترامپ نیز اعلام کرده است که محاصره دریایی صادرات نفت ایران را از سر خواهد گرفت. او حتی پیشنهاد داده که آمریکا در ازای تأمین امنیت عبور کشتی‌ها از تنگه هرمز، از آن‌ها عوارض دریافت کند.

در این میان، به‌نظر می‌رسد که اختلاف اصلی دو کشور بر سر تفسیر مفاد توافق است. در بند پنجم تفاهم‌نامه آمده که ایران باید ترتیبات لازم برای عبور ایمن کشتی‌های تجاری را فراهم کند.

برای واشنگتن، این عبارت به معنای جمع‌آوری مین‌های دریایی و بازگشایی کامل تنگه است، اما تهران معتقد است این بند حق مدیریت و کنترل تردد کشتی‌ها را نیز برای ایران به رسمیت می‌شناسد.

مسیر اصلی عبور کشتی‌ها در تنگه هرمز، از عمیق‌ترین بخش آبراه عبور می‌کند. با مین‌گذاری این مسیر، کشتی‌ها ناچار شده‌اند تا از مسیرهای جایگزین استفاده کنند؛ یعنی یا از آب‌های ایران در شمال و یا از آب‌های عمان در جنوب.

در هفته‌های اخیر، نیروی دریایی آمریکا کشتی‌های تجاری را از مسیر جنوبی اسکورت کرده و سازمان ملل نیز استفاده از این مسیر را توصیه کرده است. اما ایران اکنون اعلام کرده که مسیر جنوبی نیز بسته است، در حالی که آمریکا همچنان آن را باز می‌داند.

نویسنده مدعی شد: آنچه اکنون اهمیت دارد نه موضع‌گیری‌های سیاسی، بلکه برداشت شرکت‌های کشتیرانی است. اگر مالکان کشتی‌ها احتمال حمله را جدی بدانند، در عمل تنگه را بسته تلقی خواهند کرد. آمارها نیز همین موضوع را نشان می‌دهد. بر اساس داده‌های مؤسسات رهگیری کشتی، تعداد نفتکش‌های عبوری از هرمز به پایین‌ترین سطح خود از ماه مه رسیده و قیمت نفت برنت نیز از ابتدای ژوئیه حدود ۲۰ درصد افزایش یافته و به ۸۷ دلار در هر بشکه رسیده است.

ترامپ هنگام امضای توافق امیدوار بود که وعده کاهش تحریم‌ها، ایران را به بازگشایی تنگه هرمز ترغیب کند. اقتصاد ایران سال‌ها تحت فشار تحریم قرار داشته است. بر اساس برآورد مقام‌های ایرانی، در جنگ اخیر حدود ۲۷۰ میلیارد دلار خسارت دیگر نیز به اقتصاد این کشور وارد شده است. از همین رو، تهران در وهله نخست با انگیزه دستیابی به منافع اقتصادی وارد توافق شد.

نویسنده مدعی شد: اکنون اینطور به نظر می‌رسد که در ساختار قدرت تهران، دو دیدگاه کاملا متفاوت وجود دارد؛ گروهی که بر ضرورت بهبود شرایط اقتصادی تأکید دارند و گروهی دیگر که حفظ کنترل بر تنگه هرمز را یک اهرم راهبردی می‌دانند.

تنگه هرمز

دولت آمریکا اکنون با سه گزینه روبه‌روست؛ گزینه‌هایی که هیچ‌کدام راه‌حل مطلوبی برای واشنگتن محسوب نمی‌شوند.

نخست، ادامه حملات محدود به مواضع نظامی ایران است. اما حمله به بیش از ۳۰۰ هدفدر طول پنج شب گذشته نیز تغییری در رفتار تهران ایجاد نکرده است. از سویی، حتی اگر آمریکا همه سامانه‌های موشکی ساحلی ایران را منهدم کند، تهران همچنان قادر خواهد بود با موشک‌ها و پهپادهای دوربرد خود از عمق خاک ایران کشتی‌ها را هدف قرار دهد.

گزینه دوم، تشدید جنگ است. اما حمله به زیرساخت‌های حیاتی ایران می‌تواند واکنش متقابل تهران علیه کشورهای عربی را در پی داشته باشد و حتی از منظر حقوق بین‌الملل نیز با چالش‌هایی روبه‌رو شود. اعزام نیروی زمینی نیز از نظر سیاسی در آمریکا تقریبا غیرقابل تصور است. حتی پیشنهاد ترامپ درباره تصرف جزیره خارک نیز تأثیری بر بازگشایی تنگه هرمز نخواهد داشت، زیرا این جزیره صدها کیلومتر با تنگه فاصله دارد.

سومین گزینه، ازسرگیری محاصره اقتصادی ایران است. این اقدام، شرایط را به وضعیت پیش از امضای تفاهم‌نامه بازمی‌گرداند؛ زمانی که دو طرف در تلاش بودند با اعمال فشار اقتصادی، دیگری را وادار به عقب‌نشینی کنند. اما همان تجربه نیز در نهایت به توافقی منجر شد که اکنون در حال فروپاشی است. ضمن آنکه اگر ایران در واکنش حملات گسترده‌تری علیه کشورهای خلیج فارس انجام دهد، واشنگتن دوباره میان دو انتخاب دشوار قرار خواهد گرفت؛ جنگ فراگیر یا عقب‌نشینی.

در این میان، اتکای آمریکا به حمایت بین‌المللی نیز چشم‌انداز روشنی ندارد. هرچند طرحی برای ایجاد یک مأموریت چندملیتی جهت تأمین امنیت تنگه هرمز وجود دارد و بریتانیا و فرانسه آمادگی خود را برای همکاری در پاکسازی مین‌ها اعلام کرده‌اند، اما تشدید دوباره درگیری‌ها بسیاری از کشورها را از مشارکت نظامی بازداشته است.

آلمان هنوز درباره اعزام نیرو تصمیم نگرفته، ژاپن موضع مشخصی ندارد و کشورهای عربی خلیج فارس نیز از بیم واکنش ایران تمایلی به مشارکت مستقیم نشان نمی‌دهند. چین نیز اگرچه از ایران خواسته تنگه را بازگشایی کند، اما تاکنون اقدامی فراتر از درخواست دیپلماتیک انجام نداده است.

بنابراین، نه آمریکا از طریق حملات نظامی موفق به بازگشایی تنگه هرمز می‌شود، و نه ایران از بسته ماندن آن سود پایداری خواهد برد.

از این رو، هرچند توافق اولیه میان دو کشور با مشکلات جدی روبه‌رو شده، اما همچنان کم‌هزینه‌ترین گزینه برای هر دو طرف بازگشت به همان چارچوب مذاکره و اجرای توافقی است که اکنون خود در حال تضعیف آن هستند.

اقتصادنیوز: اقتصاد جهان نیز اکنون در شرایطی شبیه «گربه شرودینگر» قرار دارد؛ از یک طرف جنگ ایران، اختلال در بازار انرژی، افزایش قیمت‌ها و خطر تورم، نشانه‌های یک بحران اقتصادی را ایجاد کرده‌اند و از طرف دیگر، رشد اقتصادی، رونق فناوری و عملکرد نسبتا خوب بازارها نشان می‌دهند که اقتصاد هنوز سرپا است. به بیان دیگر، اقتصاد جهانی هم‌زمان هم با پیامدهای جنگ درگیر است و هم هنوز توان مقاومت و ادامه رشد را دارد.

خبرهای پر بازدید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرين اخبار

دادستانی علیه عباس عبدی و زیباکلام اعلام جرم کرد

دادستانی تهران هفته گذشته علیه عباس عبدی و صادق زیبا کلام و دو رسانه منتشر کننده اظهارات ان‌ها اعلام جرم کرده است در همین رابطه این افراد و رسانه‌ها به دادسرا احضار شده‌اند.

دادستانی علیه عباس عبدی و زیباکلام اعلام جرم کرد دادستانی تهران هفته گذشته علیه عباس عبدی و صادق زیبا کلام و دو رسانه منتشر کننده اظهارات ان‌ها اعلام جرم کرده است در همین رابطه این افراد و رسانه‌ها به دادسرا احضار شده‌اند. به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از میزان، هفته گذشته؛ در پی انتشار یادداشتی از سوی عباس عبدی در روزنامه اعتماد و مصاحبه صادق زیبا کلام با خبرگزاری آنا، دادستانی تهران علیه هر دو نفر و رسانه‌های منتشر کننده این اظهارات اعلام جرم کرد تا پرونده آنها مورد رسیدگی قرار بگیرد.

ثمره درایت رهبر شهید انقلاب در برابر ابرقدرت‌ها

مشاور و دستیار مقام معظم رهبری در جلسه مشترک با جمعی از همیاران جوان مدیران، با بیان اینکه یکی از وجوه کمتر گفته شده از ابعاد ممتاز رهبریِ رهبر شهید انقلاب، درایت ایشان در مساله حکمرانی است، گفت: تثبیت ساختار کشور در جنگ اخیر و به فلاکت افتادن ابرقدرت‌های عصر حاضر مقابل ایران عزیز، ثمره سال‌ها رهبری خردمندانه ایشان است. دکتر محمد مخبر در این نشست با تاکید بر این اصل که نخبگان نباید صرفاً به فکر کارمند شدن باشند، گفت: ظرفیت جوان نخبه مانند بذر پربرکت گندم است؛ نخبه ما وقتی در دستگاه دولتی یا حاکمیتی مشغول به فعالیت می‌شود مانند خوشه‌های گندم که در مزارع کشاورزی رشد و نمو دارد، باید در آن دستگاه یا نهاد رشد کند تا زمینه ارتقای بیشتر محل کار خود را فراهم کرده باشد و در صورت لزوم حتی به فکر شغل دولتی نباشد و به سمت کارآفرینی و مشاوره به مدیران حرکت کند. وی افزود: اگر جوان نخبه هنگامی که وارد دستگاهی می‌شود دنبال نقاط تحول آفرین باشد، این مساله حتماً مورد توجه مدیران آن دستگاه دولتی یا حاکمیتی قرار گرفته و این مدیران نیز از چنین ظرفیتی برای حل مسائل و مشکلات زیر مجموعه خود و ارتقای بهره‌وری آن استفاده خواهند کرد. دکتر مخبر با اشاره به اینکه فعالیت نخبگانِ کشور در حوزه مدیریت منابع انسانی در کنار یکدیگر می‌تواند ثمر بخش باشد، اظهار داشت: محصول تجمیع این منابع انسانی، رقم زدن سه مولفه اساسی قدرت تشخیص، قدرت تحلیل و قدرت حل مساله بوده که برای تصدی مسئولیت‌های مهم و حل مسائل در کشور ضروری است. وی افزود: هر سازمانی که می‌خواهد ارتقا پیدا کند، باید نیروی انسانی خود را ارتقا دهد؛ در واقع سرمایه‌گذاری مستمر بر روی منابع انسانی، سنگ‌بنای اصلی برای دستیابی به تعالی و پایداری در تمامی عرصه‌هاست.