اروپا یک بازیگر نظامی جدی نه «سواری‌گیر مجانی» | اروپایی‌ها دست دوستی به سمت چین دراز می کنند؟

به گزارش اقتصادنیوز، تنش‌های رو‌ به‌ افزایش میان آمریکا و متحدان اروپایی‌ آن در ناتو که در سال های اخیر افزایش یافته بود، اکنون به نقطه‌ای حساس رسیده است.

از یک سو، واشنگتن بارها اروپا را به سواری مجانی بر چتر امنیتی آمریکا متهم کرده و از سوی دیگر، تهدیدهای مکرر به کاهش حضور نظامی در اروپا، آینده این اتحاد را در هاله‌ای از ابهام قرار داده است.

در چنین وضعیتی اگر اعتماد بیش از این از بین برود، احتمالا این اتحاد نظامی جهان از بین برود.

ولفانگ ایشینگر در فارن افرز نوشت: دونالد ترامپ بیش از یک دهه است که اروپا را به عدم پرداخت سهم عادلانه در هزینه‌های دفاعی متهم می‌کند. او حتی در کارزارهای انتخاباتی خود بارها تهدید کرده بود که ممکن است آمریکا از ناتو خارج شود. دولت او همچنین بررسی حضور نظامی آمریکا در اروپا را آغاز کرده و پرداخت‌های واشنگتن به ناتو را مشروط به افزایش هزینه‌های دفاعی دیگر اعضا کرده است.

با وجود این تهدیدها، تاریخ نشان داده که آمریکا هر زمان بحران امنیتی جدی در اروپا رخ داده، درنهایت وارد عمل شده است؛ از جنگ بوسنی در دهه ۹۰ گرفته تا جنگ اوکراین پس از حمله روسیه در ۲۰۲۲.

با این حال، پیام‌های متناقض واشنگتن باعث شده تا اروپا دیگر مانند گذشته به تعهدات آمریکا اطمینان نداشته باشد.

اروپا و آمریکا

در سال‌های اخیر، اروپا به‌طور جدی شروع به افزایش هزینه‌های دفاعی خود کرده است. تقریبا همه اعضای ناتو اکنون به هدف اختصاص دادن دو درصد از تولید ناخالص داخلی در بخش دفاعی، نزدیک شده‌اند و سهم اروپا و کانادا در هزینه‌های کل ناتو به ۴۰ درصد رسیده است.

این روند نشان می‌دهد که اروپا دیگر به قول ترامپ، یک «سواری‌گیر مجانی» نیست، بلکه در حال تبدیل شدن به یک بازیگر نظامی جدی است. با این حال، همین تحول مثبت ممکن است در صورت ادامه بی‌اعتمادی میان دو سوی آتلانتیک، به یک بحران تبدیل شود.

یکی از اصلی‌ترین مشکلات، کاهش شدید هماهنگی میان واشنگتن و اروپا در تصمیم‌های مهم امنیتی است. نمونه آن، حمله آمریکا به ایران بدون مشورت جدی با متحدان اروپایی بود. برخلاف گذشته که حتی در اختلافات گذشته هم، مانند جنگ عراق در ۲۰۰۳، نوعی همبستگی حداقلی وجود داشت.

این درحالی است که امروزه بسیاری از کشورهای اروپایی حتی در ارائه پشتیبانی غیرمستقیم هم محتاط شده‌اند.

از سوی دیگر، برخی از تصمیم‌های آمریکا در جنگ اوکراین، باعث نگرانی شدید در پایتخت‌های اروپایی شده است. یکی از این موارد طرح صلح پیشنهادی واشنگتن برای پایان دادن به جنگ بود که آشکارا به نفع روسیه نوشته شده بود.

در این میان تنش‌ پیرامون اظهارات جنجالی ترامپ برای تصرف گرینلند، به افزایش نگاه منفی افکار عمومی اروپا نسبت به آمریکا دامن زده است.

ادامه این روند می‌تواند پیامدهای جدی داشته باشد؛ درحدی که اروپا ممکن است به‌تدریج به سمت گزینه‌های جایگزین مانند چین یا حتی روسیه متمایل شود.

در برخی کشورها، احزاب راست افراطی نیز از احیای روابط مستقل با مسکو یا پکن سخن گفته‌اند.

علاوه بر این، نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد که اکنون بخش قابل توجهی از اروپایی‌ها آمریکا را نه یک متحد، بلکه یک رقیب می‌بینند؛ روندی که در گذشته تقریبا غیرقابل تصور بود.

آمریکا و چین

نویسنده در پایان می نویسد؛ با وجود تمامی این تنش‌ها، هنوز فرصت برای ترمیم روابط وجود دارد. یکی از مهم‌ترین موقعیت ها برای بهبود تعاملات، جنگ اوکراین است. اروپا اکنون بخش بزرگی از کمک‌های مالی و نظامی را تأمین می‌کند و عملا نقش مهمی در ادامه مقاومت اوکراین دارد. این موضوع می‌تواند پایه‌ای برای مشارکت جدی‌تر اروپا در مذاکرات صلح باشد.

همچنین اروپا می‌تواند در خاورمیانه هم نقش مهمی در ثبات منطقه، به‌ویژه در موضوع ایران و امنیت تنگه هرمز ایفا کند. کشورهای اروپایی تجربه و ظرفیت دیپلماتیک قابل توجهی در مذاکرات هسته‌ای سال ۲۰۱۵ دارند و می‌توانند به واشنگتن در مسیر دیپلماسی و رسیدن به یک توافق پایدار، کمک کنند.

آینده ناتو باید بر اساس مشارکت برابر تعریف شود، نه وابستگی یک‌طرفه. اگر آمریکا همچنان اروپا را تنها به‌عنوان تابعی از سیاست‌های خود ببیند، این اتحاد به‌تدریج تضعیف خواهد شد.

در مقابل، اگر واشنگتن اروپا را به‌عنوان یک شریک واقعی بپذیرد، شریکی که توان دفاعی رو‌به‌رشد دارد و می‌تواند در عملیات‌های پیچیده نظامی مشارکت کند، ناتو می‌تواند قوی‌تر از همیشه شود.

پیام اصلی روشن است: قدرت نظامی و بودجه دفاعی به‌تنهایی برای حفظ ناتو کافی نیست. آنچه این اتحاد را زنده نگه می‌دارد، «اعتماد متقابل» است.

اگر آمریکا بتواند این اعتماد را با مشورت واقعی با اروپا بازسازی کند، آنگاه نه‌تنها ناتو حفظ می‌شود، بلکه به یک ائتلاف قوی‌تر و پایدارتر در برابر رقابت‌های جهانی تبدیل خواهد شد

خبرهای پر بازدید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرين اخبار

دادستانی علیه عباس عبدی و زیباکلام اعلام جرم کرد

دادستانی تهران هفته گذشته علیه عباس عبدی و صادق زیبا کلام و دو رسانه منتشر کننده اظهارات ان‌ها اعلام جرم کرده است در همین رابطه این افراد و رسانه‌ها به دادسرا احضار شده‌اند.

دادستانی علیه عباس عبدی و زیباکلام اعلام جرم کرد دادستانی تهران هفته گذشته علیه عباس عبدی و صادق زیبا کلام و دو رسانه منتشر کننده اظهارات ان‌ها اعلام جرم کرده است در همین رابطه این افراد و رسانه‌ها به دادسرا احضار شده‌اند. به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از میزان، هفته گذشته؛ در پی انتشار یادداشتی از سوی عباس عبدی در روزنامه اعتماد و مصاحبه صادق زیبا کلام با خبرگزاری آنا، دادستانی تهران علیه هر دو نفر و رسانه‌های منتشر کننده این اظهارات اعلام جرم کرد تا پرونده آنها مورد رسیدگی قرار بگیرد.

ثمره درایت رهبر شهید انقلاب در برابر ابرقدرت‌ها

مشاور و دستیار مقام معظم رهبری در جلسه مشترک با جمعی از همیاران جوان مدیران، با بیان اینکه یکی از وجوه کمتر گفته شده از ابعاد ممتاز رهبریِ رهبر شهید انقلاب، درایت ایشان در مساله حکمرانی است، گفت: تثبیت ساختار کشور در جنگ اخیر و به فلاکت افتادن ابرقدرت‌های عصر حاضر مقابل ایران عزیز، ثمره سال‌ها رهبری خردمندانه ایشان است. دکتر محمد مخبر در این نشست با تاکید بر این اصل که نخبگان نباید صرفاً به فکر کارمند شدن باشند، گفت: ظرفیت جوان نخبه مانند بذر پربرکت گندم است؛ نخبه ما وقتی در دستگاه دولتی یا حاکمیتی مشغول به فعالیت می‌شود مانند خوشه‌های گندم که در مزارع کشاورزی رشد و نمو دارد، باید در آن دستگاه یا نهاد رشد کند تا زمینه ارتقای بیشتر محل کار خود را فراهم کرده باشد و در صورت لزوم حتی به فکر شغل دولتی نباشد و به سمت کارآفرینی و مشاوره به مدیران حرکت کند. وی افزود: اگر جوان نخبه هنگامی که وارد دستگاهی می‌شود دنبال نقاط تحول آفرین باشد، این مساله حتماً مورد توجه مدیران آن دستگاه دولتی یا حاکمیتی قرار گرفته و این مدیران نیز از چنین ظرفیتی برای حل مسائل و مشکلات زیر مجموعه خود و ارتقای بهره‌وری آن استفاده خواهند کرد. دکتر مخبر با اشاره به اینکه فعالیت نخبگانِ کشور در حوزه مدیریت منابع انسانی در کنار یکدیگر می‌تواند ثمر بخش باشد، اظهار داشت: محصول تجمیع این منابع انسانی، رقم زدن سه مولفه اساسی قدرت تشخیص، قدرت تحلیل و قدرت حل مساله بوده که برای تصدی مسئولیت‌های مهم و حل مسائل در کشور ضروری است. وی افزود: هر سازمانی که می‌خواهد ارتقا پیدا کند، باید نیروی انسانی خود را ارتقا دهد؛ در واقع سرمایه‌گذاری مستمر بر روی منابع انسانی، سنگ‌بنای اصلی برای دستیابی به تعالی و پایداری در تمامی عرصه‌هاست.