دو گانه انتقام- توافق و ۱۰ ملاحظه و تفسیر | برخی می‌گویند اگر دست‌مان به ترامپ و نتانیاهو نمی‌رسد به پزشکیان و قالیباف و عراقچی که می‌رسد

به گزارش اقتصادنیوز، روزنامه هم میهن در مطلبی نوشت:

خشم و غیظ و غضب ناشی از فوران احساسات جمعی علیه اقدام تجاوزکارانهٔ دشمنان در مراسم تشییع پیکر رهبر شهید طی هفتۀ گذشته، شعار و مطالبۀ "انتقام" را برجسته کرده و به دو گانه انتقام- توافق دامن زده است.

به بیان دیگر این شعارها را برای ما فریب ما سر می‌دادند و خود رفتاری دیگر دارند و غزه و دو جنگ ۱۲ و ۴۰ روزهٔ‌ خودمان پیش چشم ماست. پس نه می‌بخشیم نه فراموش می‌کنیم بلکه انتقام می‌گیریم و اگر بر یک گونهٔ ما سیلی زدند ما دو سیلی بر گونه‌هاشان می‌نوازیم.

۲. مراد از انتقام، نفی تسلیم است و انتقام همین است که به خواست دشمن تن نمی‌دهیم و همین که زیر بار هیچ خواستی نرویم جلوه‌ای از انتقام است.

از این رو به جای توصیه به نقض توافق توصیه می کنند زیر بار هیچ خواست دشمن نرویم و به صلح یا دست کم صلح دایمی تن ندهیم. صریح ترین موضع در این باره در سخنان حجت‌الاسلام سید علی خمینی مشهود بود که صلح در وضعیت کنونی را خیانت توصیف کرد و آن را در مقابل انتقام و خون‌خواهی قرار داد.

۳. منظور از انتقام، چنان‌که برخی چون آقای حسین شریعتمداری به صراحت طرح کرده‌اند کشتن ترامپ است یا نتانیاهو یا هر دو. در این حالت اما مشخص نیست که آیا این کار را نهادی رسمی باید بر عهده گیرد یا افرادی آتش به اختیار یا مانند فتوای قتل سلمان رشدی هر که توانست؟

به بیان دیگر آیا دستگاه و نهادی خاص باید متولی این کار شود؟ روزگاری مرحوم حاج محمود مرتضایی‌فر – تکبیرگوی نماز جمعهٔ تهران- به وزیر شعار شهرت داشت در حالی که وزیر و وزارتخانه در کار نبود و استعاره بود. آقای شریعتمداری اما نمی خواهد مانند وزیر شعار "وزیر انتقام" لقب گیرد بلکه واقعا به دنبال ساز و کاری برای تحقق این خواست است.

۴. برخی از انتقام، خروج ناگهانی ایران از توافق و تفاهم ۲۸ خرداد و شروع جنگی پیش‌دستانه حتی به قصد بازپس گرفتن بحرین را مدنظر دارند. در این حالت اما مشخص نمی‌شود سطح دعوا و تنش را تا کجا می‌توان پیش برد؟ به تعبیر دیگر حدِ یَقِفِ آن کجاست و اگر ادامه دادند تا کجا می‌توان ادامه داد و آیا باید نگران تکرار شرارتی از جنس ۹ اسفند ۱۴۰۴ بود یا نه و با این فرض ملاحظات کلان امنیتی چه می‌شود؟

۵. این ملاحظه که انتقام و معیشت قابل جمع نباشد هم مطرح است و به شکلی در یکی از موضع‌گیری‌های گذشتهٔ رییس جمهور هم انعکاس داشته است. به این معنی که او متولی ادارهٔ کشور و تأمین امکانات زندگی روزمره هم هست و نمی توان معیشت را فدای امری دیگر کرد آن هم به اسم انتقام خون رهبری که به عنوان جان‌فدای ملت شهرت یافته است.

به بیان دیگر دو دیدگاه وجود دارد. یکی انتقام با لحاظ میزان تاب‌آوری اقتصادی و اجتماعی و معیشتی و مادی و دیگری بدون این محاسبه و به هر قیمت.

البته وقتی سحر امامی خبرنگار اعزامی صدا و سیما به مشهد برای گفت‌و‌گو با آقای سعید جلیلی همین پرسش تقابل معیشت با انتقام را با او در میان گذاشت این چهره که بیش از پیش فعال شده آشکارا برآشفت و مطرح‌کنندگان این پرسش -و نه مجری شبکهٔ خبر- را به تحجر متهم کرد و گفت: وقتی برای چند پرسش در زمان‌ها و شرایط مختلف پاسخ واحدی ارایه می‌شود یعنی ذهن‌شان دچار تحجر است و توضیح داد: معیشت درگرو امنیت است. بر اساس سخنان او دال مرکزی گفتمان انقلابی، امنیت است و انتقام هم تأمین کنندهٔ آن و معیشت هم در گرو امنیت تأمین خواهد شد و در مقابل آن قرار ندارد و البته ترجیح داد به بیان کلیات بسنده کند و وارد جزییات نشود.

۶. با نگاه فرهنگی و تمثیلی انتقام را می‌توان به آتشی در سینه هم تشبیه کرد یا همان کینه منتها از نوع مثبت یا مقدس و انقلابی آن.

آتش در فرهنگ ایرانی خاصه پیشااسلام قداست دارد و از این رو نیاکان ما به جای باور به بهشت و دوزخ از مینو و زَمهَریر می‌گفتند که یخ‌بندان است زیرا آتش یا نور است در روز یا شبانگاهان برای گرما و روشنا برمی‌افروزیم یا مهم‌تر از اینها در دل و در سینه داریم. چنان که خواجهٔ شیراز گفته است:

از آن به دِیرِ مغانم عزیز می‌دارند

که آتشی که نمیرد همیشه در دلِ ماست

با این نگاه انتقام، زنده نگاه‌داشتن آن آتش در سینه است و نه الزاماً دست به کاری زدن.

این روزها یادآور قبول قطعنامهٔ ۵۹۸ و پایان جنگ ایران و عراق در ۲۷ تیر ۱۳۶۷ هم هست و جا دارد بخشی از سخن رهبر فقید انقلاب هم نقل شود: " بغض و کینهٔ انقلابی‌تان را در سینه‌ها نگه دارید. با خشم و عضب بر دشمنان‌تان بنگرید و بدانید که پیروزی از آنِ شماست…."

۷. شاید برخی نمایندگان مجلس درصدد برآیند مقولهٔ انتقام و کیفیت آن را در قالب طرحی در مجلس ارایه و به قانون بدل کنند تا نخستین اقدام آنان بعد از ۵ ماه تعطیلی صحن علنی باشد. مشکل اما در این است که رییس همین مجلس رییس تیم مذاکره کننده بوده و یادداشت تفاهم با امضای رییس جمهوری را پیشاپیش او آماده کرده و اکثریت همین مجلس دوباره به او رأی داده‌اند و اگر از مفاد مصوبهٔ مجلس نقض توافق برآید آقای قالیباف را دچار چالش می کند. جدای این به فرض تصویب و مُهر تأیید شرعی شورای نگهبان سازگاری آن با مصلحت مورد نظر مجمع تشخیص و مهم تر ملاحظات شورای عالی امنیت ملی هم مطرح است و عملا نمی‌تواند جامهٔ‌ قانون بپوشد.

۸. یک نگاه، همان است که قبلا نوشتم و از زبان آقای حداد عادل بیان شد (یادداشت قبلی). این که خون‌خواهی در نفی و تقابل با مذاکره نیست بلکه دست مذاکره کنندگان را در گفت‌و‌گوها پُرتر می‌کند تا بتوانند به خواست مردم استناد کنند و به بیان دیگر مطالبات حداکثری را روی میز بگذارند و امتیاز بگیرند.

۹. این نگرانی هم البته وجود دارد که هدف برخی انتقال پروژهٔ تنش به داخل باشد و این همان هشداری است که علی ربیعی دست‌یار اجتماعی رییس جمهوری و فعال سیاسی کهنه‌کار مطرح کرده است.

او بر خلاف برخی مدعیان و منتقدان که تازه در نیمهٔ دههٔ ۶۰ چشم به دنیا گشودند از آن دهه خاطرات سیاسی و مدیریتی فراوانی دارد و از چهره‌های مورد وثوق آیت‌الله بهشتی بوده چندان که شاخهٔ کارگری حزب را به او سپرده بودند و سخنران اولین روز کارگر در کنار شهید بهشتی بود.

هم‌او یادآور می‌شود که مجاهدین خلق / منافقین با شعار "بهشتی، دشمن نزدیک است و آمریکا دشمن دور" انقلاب و نظام را از یکی از خاص‌ترین چهره‌ها محروم کردند.

مطابق این هشدار این بیم جدی است که کسانی با سوء استفاده از احساسات پاک و طبیعی به دنبال دشمن‌سازی در داخل باشند. (به بیان دیگر اگر دست‌مان به ترامپ و نتانیاهو نمی‌رسد به پزشکیان و قالیباف و عراقچی که می‌رسد!)

داعش هم از تز "دشمن قریب و بعید" می‌گفت و حاصل این شد که یک تیر هم به جانب دشمن واقعی – اسراییل- شلیک نشد اما به مسلمان‌کُشی انجامید.

۱۰. سرانجام این که هر قدر دست چهره‌های خارج از مسؤولیت رسمی در طرح این مدعاها باز باشد مقامات رسمی و مشخصا وزیر امور خارجه محدودیت رسمی و حقوقی و دیپلماتیک دارند و در توضیح و تبیین آن در گفت‌و‌گو با رسانه‌ها دچار چالش می‌شوند و این را هم یک بار در قضیه سلمان رشدی تجربه کرده‌اند.

جالب این که همین آقای محمد جواد اردشیر لاریجانی که حالا در تلویزیون به نقد علنی سخنان آقای قالیباف در تفسیر انتقام می‌پردازد در آن زمان اصرار داشت فتوا را از پروژه عملی و اجرایی حکومت، جدا بداند و این که امام خمینی در مقام رییس حکومت دستور نداده بلکه به عنوان مرجع تقلید فتوا داده ولی این قضیه در فرهنگ غربی دچار بدفهمی شده است.

خبرهای پر بازدید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرين اخبار

دادستانی علیه عباس عبدی و زیباکلام اعلام جرم کرد

دادستانی تهران هفته گذشته علیه عباس عبدی و صادق زیبا کلام و دو رسانه منتشر کننده اظهارات ان‌ها اعلام جرم کرده است در همین رابطه این افراد و رسانه‌ها به دادسرا احضار شده‌اند.

دادستانی علیه عباس عبدی و زیباکلام اعلام جرم کرد دادستانی تهران هفته گذشته علیه عباس عبدی و صادق زیبا کلام و دو رسانه منتشر کننده اظهارات ان‌ها اعلام جرم کرده است در همین رابطه این افراد و رسانه‌ها به دادسرا احضار شده‌اند. به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از میزان، هفته گذشته؛ در پی انتشار یادداشتی از سوی عباس عبدی در روزنامه اعتماد و مصاحبه صادق زیبا کلام با خبرگزاری آنا، دادستانی تهران علیه هر دو نفر و رسانه‌های منتشر کننده این اظهارات اعلام جرم کرد تا پرونده آنها مورد رسیدگی قرار بگیرد.

ثمره درایت رهبر شهید انقلاب در برابر ابرقدرت‌ها

مشاور و دستیار مقام معظم رهبری در جلسه مشترک با جمعی از همیاران جوان مدیران، با بیان اینکه یکی از وجوه کمتر گفته شده از ابعاد ممتاز رهبریِ رهبر شهید انقلاب، درایت ایشان در مساله حکمرانی است، گفت: تثبیت ساختار کشور در جنگ اخیر و به فلاکت افتادن ابرقدرت‌های عصر حاضر مقابل ایران عزیز، ثمره سال‌ها رهبری خردمندانه ایشان است. دکتر محمد مخبر در این نشست با تاکید بر این اصل که نخبگان نباید صرفاً به فکر کارمند شدن باشند، گفت: ظرفیت جوان نخبه مانند بذر پربرکت گندم است؛ نخبه ما وقتی در دستگاه دولتی یا حاکمیتی مشغول به فعالیت می‌شود مانند خوشه‌های گندم که در مزارع کشاورزی رشد و نمو دارد، باید در آن دستگاه یا نهاد رشد کند تا زمینه ارتقای بیشتر محل کار خود را فراهم کرده باشد و در صورت لزوم حتی به فکر شغل دولتی نباشد و به سمت کارآفرینی و مشاوره به مدیران حرکت کند. وی افزود: اگر جوان نخبه هنگامی که وارد دستگاهی می‌شود دنبال نقاط تحول آفرین باشد، این مساله حتماً مورد توجه مدیران آن دستگاه دولتی یا حاکمیتی قرار گرفته و این مدیران نیز از چنین ظرفیتی برای حل مسائل و مشکلات زیر مجموعه خود و ارتقای بهره‌وری آن استفاده خواهند کرد. دکتر مخبر با اشاره به اینکه فعالیت نخبگانِ کشور در حوزه مدیریت منابع انسانی در کنار یکدیگر می‌تواند ثمر بخش باشد، اظهار داشت: محصول تجمیع این منابع انسانی، رقم زدن سه مولفه اساسی قدرت تشخیص، قدرت تحلیل و قدرت حل مساله بوده که برای تصدی مسئولیت‌های مهم و حل مسائل در کشور ضروری است. وی افزود: هر سازمانی که می‌خواهد ارتقا پیدا کند، باید نیروی انسانی خود را ارتقا دهد؛ در واقع سرمایه‌گذاری مستمر بر روی منابع انسانی، سنگ‌بنای اصلی برای دستیابی به تعالی و پایداری در تمامی عرصه‌هاست.