وابستگی دروزی‌ها به پول و سلاح اسرائیل | سویدا تنها دو ساعت برق دارد | اداره اقتصاد بدون ارتباط با دمشق ممکن است؟

به‌گزارش اقتصادنیوز، به‌محض ورود به استان سویدا که اکثریت آن را دروزی ها تشکیل می‌دهند، با نکته‌ای قابل توجه مواجه می‌شوید؛ اینکه گویی به یکباره، تمامی سمبل‌ها و نشانه‌های دولت سوریه از خیابان‌ها ناپدید شده‌اند. این درحالی است که پرچم‌های رنگی دروزی‌ها بر فراز ساختمان‌های دولتی که اکنون خالی و یا تحت کنترل نیروی‌های مسلح محلی قرار دارند، به اهتزار در آمده‌اند.

امنیت این استان اکنون به‌جای دولت مرکزی، توسط شبه‌نظامیان دروزی تامین می‌شود.

احمد شراوی در فارن‌پالیسی نوشت: در سرتاسر خیابان‌های شهر، تصاویر کشته‌شدگان ماه جولای به‌چشم می‌خورد؛ زمانی که نیروهای دولتی و بادیه‌نشینان متحد با آن، به درگیری با شبه‌نظامیان دروزی پرداختند. در این درگیری بیش از 1700 نفر جان باختند که اغلب آن‌ها از جامعه دروزی بودند.

اکنون چشم‌انداز کنونی استان سویدا، منعکس کننده میراث تعیین‌کننده خشونت در جامعه‌ای است که دیگر به دمشق هیچ اعتمادی ندارد.

اقتصادنیوز: بسیاری از نمایندگان بدون آنکه کارزار انتخاباتی برگزار کنند یا مستقیما با رأی مردم انتخاب شده باشند، به مجلس سوریه ورود پیدا کردند. در میان آن‌ها بسیاری حتی پس از انتخاب شدن بود که به معرفی خود در شبکه‌های اجتماعی پرداختند. این وضعیت موجب شد تا بخش زیادی از شهروندان سوریه حتی نام برخی از نمایندگان مجلس را نیز نشنیده باشند.

حکمت هجری، رهبر معنوی دروزی‌ها که به‌تدریج به قدرت بالفعل این استان تبدیل شده است، هفته گذشته گفت: «سویدا یا تحت حاکمیت یک دولت دیگر قرار خواهد گرفت، یا به آن ملحق خواهد شد. ما به دنبال استقلال هستیم».

با این حال، به نظر می‌رسد که منظور او از «استقلال»، بیش از آنکه تشکیل یک دولت مستقل و دارای حاکمیت مشخص باشد، جدایی از حکومت مرکزی دمشق بوده است.

تقاضا برای جدایی و اعلام استقلال سویدا پس از قتل‌عام ماه جولای شدت گرفت. با این‌حال، تقاضای استقلال بیشتر اعلام یک سرکشی سیاسی است تا یک پروژه قابل اجرا که قادر به بهبود زندگی دروزی‌های سویدا باشد.

مسئولان سویدا هنوز پاسخ روشنی برای اداره اقتصاد این استان، بدون ارتباط با دولت مرکزی ندارند، چه برسد به حفظ خدمات عمومی و حفظ امنیت استان. همچنین مشخص نیست که هجری کدام «دولت دیگر» را به عنوان حامی بالقوه در نظر داشته است.

در این میان، با اینکه اسرائیل تمایل خود را برای حفاظت از دروزی‌ها نشان داده است، این استان هیچ مرز مشترکی با اسرائیل ندارد؛ امری که هرگونه حمایتی را با دشواری روبه‌رو خواهد کرد.

از سویی، کشور اردن که با این استان مرز مشترک دارد، از گشودن یک گذرگاه مرزی یا اجازه عبور یک کریدور بشردوستانه از خاک خود، خودداری کرده است.

بنابراین، سویدا در میانه یک دوراهی سخت قرار گرفته است؛ از طرفی دمشق می‌خواهد اقتدار خود را در این استان، بدون ارائه پاسخی مشروع در قبال خشونت‌های صورت گرفته به‌دست آورد و از سوی دیگر، هجری و متحدانش بدون هیچ برنامه مشخصی برای اداره استان، به دنبال حفظ و ایجاد یک نظم خودمختار هستند.

در این میان، لفاظی‌های هجری نه‌تنها نشان‌دهنده ناکامی ‌و ناامیدی دروزی‌هاستف بلکه ضعف اصلی مدل اداره نوظهور سویدا را آشکار می‌کند.

دولت دمشق تاکنون کار چندانی برای متقاعد کردن دروزی‌ها که بازگشت به حاکمیت دولت مرکزی، هم امن خواهد بود و هم عادلانه، نکرده است.

پس از آنکه در جریان درگیری‌های سال گذشته ویدئوهایی از نیروهای امنیتی سوریه در حال اجرای اعدام‌های فراقضایی منتشر شد، دولت وعده داد که عاملان این اقدامات را مورد بازخواست قرار خواهد داد. با این حال، با گذشت نزدیک به یک سال، اقدامات دولت برای حقیقت‌یابی محدود بوده و تنها به تعلیق ۲۳ نفر از نیروهای امنیتی انجامیده است؛ افرادی که همگی از رده‌های پایین فرماندهی یا نیروهای عادی بوده‌اند.

دامنه محدود این تحقیقات از آن جهت قابل توجه است که بخش زیادی از خشونت‌ها به‌صورت زنده و با جزئیات مستند شده بود. ویدئوهای ضبط‌شده با تلفن همراه، نیروهای یونیفرم‌پوشی را نشان می‌داد که غیرنظامیان را اعدام می‌کردند و در بسیاری از موارد چهره آنها نیز کاملا قابل شناسایی بود. با وجود این حجم گسترده از شواهد، به نظر می‌رسد بسیاری از افراد دخیل در این جنایت‌ها همچنان آزاد هستند.

از همه مهم‌تر، تحقیقات تقریبا به موضوع مسئولیت فرماندهی این خشونت‌ها نپرداخته است. هنوز مشخص نیست که آیا دولت سوریه این که چه تصمیم‌هایی باعث شد تا نیروهای دولتی به غیرنظامیان حمله کنند را بررسی کرده است یا نه. همچنین اینکه آیا بخشی از نیروهای امنیتی به‌طور سازمان‌یافته خشونت علیه دروزی‌ها را دنبال می‌کردند نیز هنوز مورد ابهام است.

در این میان، حتی هیچ فرمانده‌ای نیز در جریان تحقیقات به دلیل ناتوانی در کنترل نیروهای خود مورد بازجویی یا برخورد انضباطی قرار نگرفته است.

سویدا

نبود پاسخگویی، استدلال حکمت هجری را تقویت کرده است؛ استدلالی که بر اساس آن دروزی‌ها نمی‌توانند امنیت خود را به دمشق بسپارند. دولت سوریه با خودداری از برخورد با عاملان این نقض‌ها، کاملا به تقویت پروژه جدایی‌طلبانه کمک کرده است. اکنون برخی از دروزی‌ها بر این باورند که هرچند استقلال ممکن است از نظر عملی دشوار باشد، اما همچنان از بازگشت دوباره به حاکمیت دمشق کم‌خطرتر به نظر می‌رسد.

اسرائیل نیز این احساس امنیت را تقویت کرده است. مداخله نظامی این رژیم در ژوئیه گذشته نشان داد که تل‌آویو در صورت تهدید غیرنظامیان دروزی، آماده اقدام است. اکنون نیز حضور مستمر نیروهای اسرائیلی در جنوب سوریه، توانایی دمشق برای بازپس‌گیری سویدا از طریق قدرت نظامی را محدود کرده است. گروه‌های مسلح دروزی بیش از پیش برای دریافت پول و سلاح به اسرائیل متکی شده‌اند و همین امر، حمایت اسرائیل را به نوعی تضمین غیررسمی برای پروژه خودمختاری آنها تبدیل کرده است.

با این حال، این تضمین محدودیت‌هایی جدی دارد. اگرچه حمایت اسرائیل می‌تواند مانع حمله نظامی شود، اما توانایی آن برای ایجاد یک اقتصاد کارآمد یا نهادهای سیاسی مشروع بسیار محدود است. اسرائیل نمی‌تواند سوخت و برق مورد نیاز استان را تأمین کند. سویدا همچنان برای این کالاها به دمشق وابسته است.

از سوی دیگر، حمایتی که رهبران دروزی امروز بر آن تکیه دارند، ممکن است موقتی باشد. دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، در چارچوب تلاش برای دستیابی به یک توافق امنیتی گسترده‌تر، اسرائیل را برای خروج از این منطقه تحت فشار قرار داده است. اگر اسرائیل و دمشق بر سر وضعیت جنوب سوریه به تفاهم برسند، احتمال دارد حمایت از سویدا دیگر اولویت خود را از دست بدهد.

نشانه‌هایی نیز وجود دارد که این رابطه به اندازه ظاهرش استحکام ندارد. گزارش‌های رسانه‌های عرب‌زبان حاکی از آن است که نیروهای وابسته به گروه‌های دروزی، چندین ماه است که پرداخت‌های ماهانه ۱۰۰ دلاری منتسب به اسرائیل را دریافت نکرده‌اند؛ موضوعی که موجب نارضایتی در میان آنها شده است.

مجموع این عوامل، سویدا را در وضعیتی از بن‌بست فرسایشی قرار داده که هزینه اصلی آن را ساکنان این استان می‌پردازند. در حالی که خانوارها در دیگر مناطق سوریه روزانه حدود ۱۲ ساعت برق دریافت می‌کنند، مردم سویدا اغلب تنها دو ساعت در روز برق دارند.

این انزوا به نوبه خود، به تثبیت ساختار قدرتی کاملا شخصی‌محور حول حکمت هجری کمک کرده است. جایگاه مذهبی او نفوذ سیاسی قابل توجهی برایش ایجاد کرده، اما قدرت او تنها بر مشروعیت دینی استوار نیست و بر نیروی نظامی نیز تکیه دارد.

هجری در عمل حامی اصلی «گارد ملی» است؛ قدرتمندترین گروه مسلح استان که به‌تدریج نقش یک دستگاه امنیتی را برای حذف و تضعیف مخالفان او بر عهده گرفته است.

گارد ملی دروزی‌هایی را هدف قرار داده که از آشتی با دمشق حمایت می‌کردند. در نوامبر گذشته، نیروهای این گروه دو شخصیت مذهبی، شیخ رائد المتنی و شیخ مروان رزق را بازداشت کردند. گزارش‌های محلی حاکی از آن است که این دو پیش از کشته شدن مورد شکنجه قرار گرفتند. اعضای گارد ملی سپس پیکر المتنی را در مقابل بیمارستان ملی سویدا رها کردند، در حالی که سبیل او را تراشیده بودند. این اقدام در فرهنگ جامعه دروزی به‌شدت تحقیرآمیز تلقی می‌شود.

همچنین در ماه مارس، اعضای گارد ملی پس از برگزاری مراسمی عمومی که در آن حاضران قصد داشتند بیانیه‌ای در حمایت از تمامیت ارضی سوریه قرائت کنند، بیش از ۲۰ نفر را بازداشت کردند.

هجری

تشدید شکاف‌های داخلی و وخامت اوضاع، حتی مهم‌ترین حامی سویدا در اسرائیل را نیز نگران کرده است. شیخ موفق طریف، رهبر معنوی جامعه دروزی‌های اسرائیل، نسبت به گسترش اختلافات هشدار داده و از هجری خواسته است تا از شدت تنش‌ها بکاهد. هجری همچنین با چارچوبی که با حمایت آمریکا برای پایان دادن به این بن‌بست تدوین شده بود مخالفت کرد. در سپتامبر گذشته، آمریکا، اردن و سوریه ابتکاری را اعلام کردند که بر افزایش کمک‌های بشردوستانه، واگذاری مسئولیت‌های امنیتی محلی به نیروهایی مورد قبول دمشق و پاسخگو کردن عاملان جنایت‌های صورت‌گرفته علیه غیرنظامیان در استان تأکید داشت.

اما این طرح هرگز به مرحله اجرا نرسید؛ چرا که هجری به این نتیجه رسیده بود که جدایی تنها آینده قابل تصور برای سویداست.

با این حال، مخالفت او را نمی‌توان جدا از عملکرد دولت سوریه تحلیل کرد. ناتوانی دمشق در تحقق پاسخگویی واقعی، بی‌اعتمادی دروزی‌ها را تشدید و اعتبار این طرح را تضعیف کرد. با این همه، تداوم وضعیت کنونی نیز ممکن نیست.

سویدا به یک توافق سیاسی نیاز دارد که هم امنیت جامعه دروزی را تضمین کند و هم مانع از آن شود که خودمختاری موقت این استان به یک منطقه منزوی، بسته و مبتنی بر اجبار و سرکوب تبدیل شود.

خبرهای پر بازدید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرين اخبار

دادستانی علیه عباس عبدی و زیباکلام اعلام جرم کرد

دادستانی تهران هفته گذشته علیه عباس عبدی و صادق زیبا کلام و دو رسانه منتشر کننده اظهارات ان‌ها اعلام جرم کرده است در همین رابطه این افراد و رسانه‌ها به دادسرا احضار شده‌اند.

دادستانی علیه عباس عبدی و زیباکلام اعلام جرم کرد دادستانی تهران هفته گذشته علیه عباس عبدی و صادق زیبا کلام و دو رسانه منتشر کننده اظهارات ان‌ها اعلام جرم کرده است در همین رابطه این افراد و رسانه‌ها به دادسرا احضار شده‌اند. به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از میزان، هفته گذشته؛ در پی انتشار یادداشتی از سوی عباس عبدی در روزنامه اعتماد و مصاحبه صادق زیبا کلام با خبرگزاری آنا، دادستانی تهران علیه هر دو نفر و رسانه‌های منتشر کننده این اظهارات اعلام جرم کرد تا پرونده آنها مورد رسیدگی قرار بگیرد.

ثمره درایت رهبر شهید انقلاب در برابر ابرقدرت‌ها

مشاور و دستیار مقام معظم رهبری در جلسه مشترک با جمعی از همیاران جوان مدیران، با بیان اینکه یکی از وجوه کمتر گفته شده از ابعاد ممتاز رهبریِ رهبر شهید انقلاب، درایت ایشان در مساله حکمرانی است، گفت: تثبیت ساختار کشور در جنگ اخیر و به فلاکت افتادن ابرقدرت‌های عصر حاضر مقابل ایران عزیز، ثمره سال‌ها رهبری خردمندانه ایشان است. دکتر محمد مخبر در این نشست با تاکید بر این اصل که نخبگان نباید صرفاً به فکر کارمند شدن باشند، گفت: ظرفیت جوان نخبه مانند بذر پربرکت گندم است؛ نخبه ما وقتی در دستگاه دولتی یا حاکمیتی مشغول به فعالیت می‌شود مانند خوشه‌های گندم که در مزارع کشاورزی رشد و نمو دارد، باید در آن دستگاه یا نهاد رشد کند تا زمینه ارتقای بیشتر محل کار خود را فراهم کرده باشد و در صورت لزوم حتی به فکر شغل دولتی نباشد و به سمت کارآفرینی و مشاوره به مدیران حرکت کند. وی افزود: اگر جوان نخبه هنگامی که وارد دستگاهی می‌شود دنبال نقاط تحول آفرین باشد، این مساله حتماً مورد توجه مدیران آن دستگاه دولتی یا حاکمیتی قرار گرفته و این مدیران نیز از چنین ظرفیتی برای حل مسائل و مشکلات زیر مجموعه خود و ارتقای بهره‌وری آن استفاده خواهند کرد. دکتر مخبر با اشاره به اینکه فعالیت نخبگانِ کشور در حوزه مدیریت منابع انسانی در کنار یکدیگر می‌تواند ثمر بخش باشد، اظهار داشت: محصول تجمیع این منابع انسانی، رقم زدن سه مولفه اساسی قدرت تشخیص، قدرت تحلیل و قدرت حل مساله بوده که برای تصدی مسئولیت‌های مهم و حل مسائل در کشور ضروری است. وی افزود: هر سازمانی که می‌خواهد ارتقا پیدا کند، باید نیروی انسانی خود را ارتقا دهد؛ در واقع سرمایه‌گذاری مستمر بر روی منابع انسانی، سنگ‌بنای اصلی برای دستیابی به تعالی و پایداری در تمامی عرصه‌هاست.