چپ نو؛ رهایی یا فاجعه؟ | غنی نژاد: لیبرال‌ها بزرگترین منتقدان وضع موجودند | دخانچی: نظام حکمرانی ما دستوری است اما…

به گزارش اقتصادنیوز، مناظره موسی غنی‌نژاد، اقتصاددان و میلاد دخانچی، پژوهشگر مطالعات فرهنگی بر سر نزاع فکری لیبرال‌ها و چپ‌ها، «چپ نو»، «شریعتی» و نسبت دین با جهان مدرن، در ظاهر از یک بحث مفهومی آغاز می‌شود، اما به‌تدریج به جدالی صریح بر سر تاریخ اندیشه سیاسی، اقتصاد سیاسی و پیامدهای عملی ایدئولوژی‌ها تبدیل می‌شود.

اقتصادنیوز: آیا «چپ نو» می‌تواند آبروی از دست‌رفته‌ جریان چپ در ایران را برگرداند؟ شریعتی مارکسیست بود یا…؟

محور اصلی گفت‌وگو این است که آیا می‌توان از دل میراث علی شریعتی و پروژه روشنفکری دینی، قرائتی تازه و قابل‌دفاع از «چپ» بیرون کشید، یا اینکه این عناوین صرفاً بازتولید همان سنت شکست‌خورده چپ با زبانی جدید هستند.

دخانچی در این مناظره تلاش می‌کند، نشان دهد آنچه «چپ نو مسلمان» نامیده می‌شود، نه ادامه ساده مارکسیسم کلاسیک است و نه نسخه‌ای از سوسیالیسم دولتی؛ بلکه تلاشی برای بازخوانی انتقادی پروژه شریعتی و پاسخ‌دادن به مسئله‌ای است که او آن را نسبت دین، هویت و جهان مدرن می‌داند.

به‌زعم این پژوهشگر مطالعات فرهنگی، مسئله بنیادین در سنت روشنفکری دینی این است که چرا جوامع اسلامی دچار عقب‌ماندگی شده‌اند و چگونه می‌توان بدون حذف دین، نسبتی تازه میان ایمان، مدرنیته و حکمرانی تعریف کرد.

دخانچی در این مسیر تأکید می‌کند که فهم شریعتی باید در بستر تاریخی و اجتماعی خودش انجام شود و نمی‌توان او را با استخراج چند جمله پراکنده، در قالب یک برچسب ساده مارکسیستی فروکاست.

مناظره غنی نژاد و دخانچی

در مقابل، غنی‌نژاد از ابتدا با تردید به امکان احیای چنین پروژه‌ای نگاه می‌کند. او می‌گوید چپ در ایران و جهان فقط به‌خاطر تبلیغات مخالفان بدنام نشده، بلکه چپ به این دلیل اعتبار خود را از دست داده که با واقعیت تاریخی و تجربه عملی سازگار نبوده است.

از نظر او، سوسیالیسم مارکسیستی در هر جا که اجرا شده، به فاجعه انسانی انجامیده و نمونه‌های اصلی آن شوروی و چین هستند. غنی‌نژاد استدلال می‌کند که چپ پس از شکست تاریخی مارکسیسم، موضوعات و گروه‌های تازه‌ای را جایگزین پرولتاریا کرده است؛ از زنان و اقلیت‌های نژادی تا LGBT و حتی حیوانات. به‌زعم او، این تغییر ظاهری، منطق اصلی چپ را عوض نکرده و فقط صورت‌بندی تازه‌ای برای همان پروژه قدیمی است.

او همچنین انتقاد تندی نسبت به ابزار کردن دین برای پروژه‌های سیاسی جریان چپ دارد.

اقتصادنیوز: موسی غنی‌نژاد، اقتصاددان و میلاد دخانچی، پژوهشگر مطالعات فرهنگی در یک مناظره صریح و داغ در سایت «اقتصادنیوز»، اندیشه‌های یکدیگر را به نقد کشیدند.

بخش مهمی از مناظره به شریعتی اختصاص دارد. دخانچی اصرار دارد که شریعتی را نباید صرفاً با چند موضع‌گیری اقتصادی یا چند اصطلاح پراکنده قضاوت کرد. او می‌گوید پرسش مهم‌تر این است که کل پروژه فکری شریعتی چه نوع نگاهی به اقتصاد، سیاست و حکمرانی دارد و آیا می‌توان از آن یک «صورت‌بندی» منسجم استخراج کرد یا نه. در این چارچوب، شریعتی از نظر او منتقد ابزاری‌شدن دین است، نه مروج آن. دخانچی حتی «تشیع صفوی» را نماد اصلی انحراف می‌داند و می‌گوید آنتاگونیست واقعی شریعتی بازار آزاد یا لیبرالیسم نیست، بلکه سازوکار قدرتی است که دین را به ابزار حکومت تبدیل می‌کند.

مناظره غنی نژاد و دخانچی

غنی‌نژاد اما شریعتی را از زاویه‌ای کاملاً متفاوت می‌خواند. او می‌گوید شریعتی نه شناخت کافی از اسلام داشته و نه از مارکسیسم، و کتاب «اسلام‌شناسی» او را فاقد پشتوانه معتبر دینی می‌داند.

این اقتصاددان همچنین شریعتی را متفکری نزدیک به برخی مفاهیم مارکسیستی معرفی می‌کند و به روایت‌هایی مانند کمون اولیه، پیدایش مالکیت و جنگ طبقاتی اشاره می‌کند تا نشان دهد شریعتی را نمی‌توان به‌راحتی از سنت مارکسیستی جدا کرد. در یکی از تندترین بخش‌های بحث، غنی‌نژاد بر این نکته تأکید می‌کند که اسلام یک دین است و نباید ابزار سیاسی شود.

فضای مناظره از میانه به بعد از یک گفت‌وگوی نظری به یک رویارویی مستقیم نزدیک می‌شود. دخانچی از یک‌سو روش خوانش غنی‌نژاد را غیرهمدلانه، تقلیل‌گرایانه و بیش از اندازه خطابی می‌داند؛ و غنی‌نژاد از سوی دیگر، دفاع دخانچی از شریعتی و چپ نو را نوعی بازسازی همان ایده‌های شکست‌خورده می‌بیند. نتیجه این است که مناظره فقط درباره شریعتی یا چپ نیست، بلکه درباره روش درست فهم اندیشه، نسبت متن و کانتکست، و اعتبار تاریخی ایدئولوژی‌هاست.

در جمع‌بندی، این مناظره یک شکاف روشن را نشان می‌دهد؛ دخانچی می‌کوشد از میراث شریعتی پروژه‌ای برای بازاندیشی در هویت، دین و حکمرانی بسازد؛ غنی‌نژاد اما با تکیه بر تجربه شکست سوسیالیسم و بدبینی به اسلام سیاسی، این تلاش را ادامه همان مسیر پرهزینه می‌بیند.

همین تقابل است که مناظره را برای مخاطب عمومی و تخصصی هم‌زمان جذاب می‌کند، چون بحث فقط بر سر نام‌ها نیست، بلکه بر سر این است که آیا می‌توان از دل یک میراث فکری مناقشه‌برانگیز، طرحی تازه برای آینده بیرون کشید یا نه.

خبرهای پر بازدید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرين اخبار

دادستانی علیه عباس عبدی و زیباکلام اعلام جرم کرد

دادستانی تهران هفته گذشته علیه عباس عبدی و صادق زیبا کلام و دو رسانه منتشر کننده اظهارات ان‌ها اعلام جرم کرده است در همین رابطه این افراد و رسانه‌ها به دادسرا احضار شده‌اند.

دادستانی علیه عباس عبدی و زیباکلام اعلام جرم کرد دادستانی تهران هفته گذشته علیه عباس عبدی و صادق زیبا کلام و دو رسانه منتشر کننده اظهارات ان‌ها اعلام جرم کرده است در همین رابطه این افراد و رسانه‌ها به دادسرا احضار شده‌اند. به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از میزان، هفته گذشته؛ در پی انتشار یادداشتی از سوی عباس عبدی در روزنامه اعتماد و مصاحبه صادق زیبا کلام با خبرگزاری آنا، دادستانی تهران علیه هر دو نفر و رسانه‌های منتشر کننده این اظهارات اعلام جرم کرد تا پرونده آنها مورد رسیدگی قرار بگیرد.

ثمره درایت رهبر شهید انقلاب در برابر ابرقدرت‌ها

مشاور و دستیار مقام معظم رهبری در جلسه مشترک با جمعی از همیاران جوان مدیران، با بیان اینکه یکی از وجوه کمتر گفته شده از ابعاد ممتاز رهبریِ رهبر شهید انقلاب، درایت ایشان در مساله حکمرانی است، گفت: تثبیت ساختار کشور در جنگ اخیر و به فلاکت افتادن ابرقدرت‌های عصر حاضر مقابل ایران عزیز، ثمره سال‌ها رهبری خردمندانه ایشان است. دکتر محمد مخبر در این نشست با تاکید بر این اصل که نخبگان نباید صرفاً به فکر کارمند شدن باشند، گفت: ظرفیت جوان نخبه مانند بذر پربرکت گندم است؛ نخبه ما وقتی در دستگاه دولتی یا حاکمیتی مشغول به فعالیت می‌شود مانند خوشه‌های گندم که در مزارع کشاورزی رشد و نمو دارد، باید در آن دستگاه یا نهاد رشد کند تا زمینه ارتقای بیشتر محل کار خود را فراهم کرده باشد و در صورت لزوم حتی به فکر شغل دولتی نباشد و به سمت کارآفرینی و مشاوره به مدیران حرکت کند. وی افزود: اگر جوان نخبه هنگامی که وارد دستگاهی می‌شود دنبال نقاط تحول آفرین باشد، این مساله حتماً مورد توجه مدیران آن دستگاه دولتی یا حاکمیتی قرار گرفته و این مدیران نیز از چنین ظرفیتی برای حل مسائل و مشکلات زیر مجموعه خود و ارتقای بهره‌وری آن استفاده خواهند کرد. دکتر مخبر با اشاره به اینکه فعالیت نخبگانِ کشور در حوزه مدیریت منابع انسانی در کنار یکدیگر می‌تواند ثمر بخش باشد، اظهار داشت: محصول تجمیع این منابع انسانی، رقم زدن سه مولفه اساسی قدرت تشخیص، قدرت تحلیل و قدرت حل مساله بوده که برای تصدی مسئولیت‌های مهم و حل مسائل در کشور ضروری است. وی افزود: هر سازمانی که می‌خواهد ارتقا پیدا کند، باید نیروی انسانی خود را ارتقا دهد؛ در واقع سرمایه‌گذاری مستمر بر روی منابع انسانی، سنگ‌بنای اصلی برای دستیابی به تعالی و پایداری در تمامی عرصه‌هاست.