تفاهم ایران و آمریکا یا سوءتفاهم؟ | ابهام در بند پنجم توافق را به چالش کشاند | وقتی هر واژه سرنوشت‌ساز می شود

به گزارش اقتصادنیوز، درحالی که ایران و آمریکا ماه گذشته تفاهم نامه ای را برای پایان جنگ و ادامه مذاکرات امضا کردند، این روزها جهان شاهد گسترش حملات هردو طرف در محدوده تنگه هرمز و جنوب ایران است. دراین میان، بسیاری ابهام در مفاد تفاهم نامه و سوء برداشت طرفین از کلمات را علت ناکامی آن می دانند.

اقتصادنیوز: در یک‌چهارم قرن گذشته، آمریکا سه مداخله بزرگ نظامی در خاورمیانه انجام داده و هزینه‌های مالی، نظامی و سیاسی سنگینی پرداخته است. در همین مدت، چین تمرکز خود را بر توسعه صنعت، فناوری و گسترش روابط اقتصادی و دیپلماتیک قرار داده است.

دیوید رایکو در فارن پالیسی نوشت: آنچه امروز به فروپاشی آتش‌بس در تنگه هرمز انجامیده، بیش از آنکه نتیجه بدعهدی یکی از طرفین باشد، محصول یک توافق‌نامه ضعیف، مبهم و پر از نقص است.

کاخ سفید یا متن توافق را به‌درستی نفهمید، یا اصولا اهمیتی به جزئیات آن نداد؛ غفلتی که اکنون بحران را دوباره شعله‌ور کرده و آینده امنیت هرمز را با ابهام روبه‌رو ساخته است.

در مذاکرات صلح و آتش‌بس، کوچک‌ترین واژه‌ها اهمیت حیاتی دارند. هنگامی که دو طرف جنگ به یکدیگر اعتماد ندارند، هر ابهام یا عبارت دوپهلو می‌تواند به برداشت‌های متفاوت و در نهایت ازسرگیری درگیری‌ها منجر شود.

دقیقا به همین علت است که معمولا تیم‌های بزرگ حقوقی و دیپلماتیک، ماه‌ها بر سر تک‌تک واژه‌ها، حتی ویرگول‌ها و نقطه‌ویرگول‌های یک توافق مذاکره می‌کنند. برای نمونه، توافق صلح سودان در سال ۲۰۰۵ بیش از ۲۵۰ صفحه داشت که تنها ضمیمه مربوط به اجرای آتش‌بس آن، ۵۰ صفحه بود.

اما توافق اخیر آمریکا و ایران در نسخه انگلیسی، تنها کمی بیش از دو صفحه است؛ متنی که بسیارمبهم، ناقص و حتی غیرقابل فهم است.

ایران و آمریکا

نخستین اشکال این طرح، از همان عنوان سند آغاز می‌شود. این توافق «یادداشت تفاهم » نامیده شده، در حالی که چنین اسنادی معمولا الزام‌آور نیستند؛ اما متن امضا شده تعهدات مشخصی برای دو طرف ایجاد می‌کند و بنابراین اساسا با تعریف رایج یک یادداشت تفاهم همخوانی ندارد.

نویسنده در ادامه یادآور شده: البته چون سند به دو زبان انگلیسی و فارسی امضا شده است، بدون مقایسه دقیق هر دو نسخه نمی‌توان با قطعیت گفت که آیا میان آن‌ها اختلاف‌های مهمی وجود دارد یا خیر.

برخلاف نظر بسیاری، اتفاقا ایران از نظر حقوقی می‌تواند ادعا کند که دست‌کم در مرحله نخست، توافق را نقض نکرده است.

نویسنده در توضیح، به بند پنجم سند اشاره می‌کند: «ایران با به‌کارگیری بهترین تلاش خود، ترتیبات لازم برای عبور ایمن کشتی‌های تجاری را به مدت ۶۰ روز فراهم خواهد کرد.»

با توجه این بند، ایران لزوما قرار نبوده که اجازه عبور بدون قید و شرط به همه کشتی‌ها بدهد؛ بلکه تنها از تهران خواسته شده تا «ترتیباتی» برای عبور ایمن ایجاد کند. متن توافق نیز مشخص نکرده این ترتیبات چه هستند، چگونه اجرا می‌شوند و چه محدودیت‌هایی دارند.

نویسنده مدعی شد: «ایران دقیقا بر همین ابهام در بند پنجم تکیه کرد و سازوکاری برای عبور کشتی‌ها تعریف کرد که بر اساس آن، همه شناورها باید مجوز عبور از سازمان تنگه خلیج فارس دریافت می‌کردند و تنها از مسیرهای تعیین‌شده توسط ایران در آب‌های سرزمینی این کشور عبور می‌کردند.»

هرچند این الزامات برای برخی از کشورها قابل قبول نیست، اما متن توافق نیز صراحتا چنین اقدامی را ممنوع نکرده بود.

به همین دلیل از منظر ایران، حمله به کشتی‌هایی که بدون مجوز یا خارج از مسیرهای تعیین‌شده حرکت می‌کردند، می‌توانست بخشی از اجرای همین «ترتیبات» تلقی شود.

تنگه هرمز

در سوی دیگر، واشنگتن نیز کاملا برخلاف روح و حتی متن توافق عمل کرد. نیروهای دریایی تحت رهبری آمریکا به کشتی‌های تجاری توصیه کردند از مسیرهایی استفاده کنند که ایران آن‌ها را تأیید نکرده بود. علاوه بر این، آمریکا تحریم‌های مربوط به سازمان ایرانی صادرکننده مجوز عبور را لغو نکرد و حتی هشدار داد هر شرکتی که با این نهاد همکاری کند، ممکن است هدف تحریم قرار گیرد.

از سوی دیگر، در حالی که توافق استفاده از زور علیه خاک و دارایی‌های ایران را ممنوع کرده بود، آمریکا پس از آغاز تنش‌ها حملات نظامی خود به اهداف داخل ایران را از سر گرفت.

در چنین شرایطی، از دید مقامات ایرانی این واشنگتن بود که بخش‌های مهم توافق را نادیده گرفت و سپس خود آن را نقض کرد.

نویسنده مدعی می شود: «این تحلیل به معنای دفاع از رفتار ایران نیست، اما کل متن توافق آن‌قدر ضعیف نوشته شده که حتی اگر دو طرف کاملا هم به آن پایبند می‌ماندند، باز هم احتمال ایجاد بحران وجود داشت. همچنین، برخی بندها با حقوق بین‌الملل نیز ناسازگارند و حتی مقام‌های ایرانی نیز احتمالا بعضی از مفاد نسخه انگلیسی را درست درک نکرده بودند.»

مهم‌ترین پیامد این توافق، از بین رفتن اعتماد به ارزش متن‌های حقوقی در مذاکرات آینده است.

واقعیت این است که هیچ قدرتی نمی‌تواند بدون رضایت ایران تنگه هرمز را به شکلی پایدار باز نگه دارد و در نهایت همه طرف‌ها ناچار خواهند بود دوباره پشت میز مذاکره بنشینند.

در این میان، اگر یکی از طرفین احساس کند که متن توافق‌ها ارزش و اعتبار واقعی ندارند، حتی آغاز گفت‌وگوهای جدید نیز بسیار دشوار خواهد شد. به همین دلیل نخستین گام برای حل بحران، درک دقیق اشتباهات مذاکرات اخیر و پرهیز از توافق‌های شتاب‌زده و مبهم در آینده است.

خبرهای پر بازدید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرين اخبار

دادستانی علیه عباس عبدی و زیباکلام اعلام جرم کرد

دادستانی تهران هفته گذشته علیه عباس عبدی و صادق زیبا کلام و دو رسانه منتشر کننده اظهارات ان‌ها اعلام جرم کرده است در همین رابطه این افراد و رسانه‌ها به دادسرا احضار شده‌اند.

دادستانی علیه عباس عبدی و زیباکلام اعلام جرم کرد دادستانی تهران هفته گذشته علیه عباس عبدی و صادق زیبا کلام و دو رسانه منتشر کننده اظهارات ان‌ها اعلام جرم کرده است در همین رابطه این افراد و رسانه‌ها به دادسرا احضار شده‌اند. به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از میزان، هفته گذشته؛ در پی انتشار یادداشتی از سوی عباس عبدی در روزنامه اعتماد و مصاحبه صادق زیبا کلام با خبرگزاری آنا، دادستانی تهران علیه هر دو نفر و رسانه‌های منتشر کننده این اظهارات اعلام جرم کرد تا پرونده آنها مورد رسیدگی قرار بگیرد.

ثمره درایت رهبر شهید انقلاب در برابر ابرقدرت‌ها

مشاور و دستیار مقام معظم رهبری در جلسه مشترک با جمعی از همیاران جوان مدیران، با بیان اینکه یکی از وجوه کمتر گفته شده از ابعاد ممتاز رهبریِ رهبر شهید انقلاب، درایت ایشان در مساله حکمرانی است، گفت: تثبیت ساختار کشور در جنگ اخیر و به فلاکت افتادن ابرقدرت‌های عصر حاضر مقابل ایران عزیز، ثمره سال‌ها رهبری خردمندانه ایشان است. دکتر محمد مخبر در این نشست با تاکید بر این اصل که نخبگان نباید صرفاً به فکر کارمند شدن باشند، گفت: ظرفیت جوان نخبه مانند بذر پربرکت گندم است؛ نخبه ما وقتی در دستگاه دولتی یا حاکمیتی مشغول به فعالیت می‌شود مانند خوشه‌های گندم که در مزارع کشاورزی رشد و نمو دارد، باید در آن دستگاه یا نهاد رشد کند تا زمینه ارتقای بیشتر محل کار خود را فراهم کرده باشد و در صورت لزوم حتی به فکر شغل دولتی نباشد و به سمت کارآفرینی و مشاوره به مدیران حرکت کند. وی افزود: اگر جوان نخبه هنگامی که وارد دستگاهی می‌شود دنبال نقاط تحول آفرین باشد، این مساله حتماً مورد توجه مدیران آن دستگاه دولتی یا حاکمیتی قرار گرفته و این مدیران نیز از چنین ظرفیتی برای حل مسائل و مشکلات زیر مجموعه خود و ارتقای بهره‌وری آن استفاده خواهند کرد. دکتر مخبر با اشاره به اینکه فعالیت نخبگانِ کشور در حوزه مدیریت منابع انسانی در کنار یکدیگر می‌تواند ثمر بخش باشد، اظهار داشت: محصول تجمیع این منابع انسانی، رقم زدن سه مولفه اساسی قدرت تشخیص، قدرت تحلیل و قدرت حل مساله بوده که برای تصدی مسئولیت‌های مهم و حل مسائل در کشور ضروری است. وی افزود: هر سازمانی که می‌خواهد ارتقا پیدا کند، باید نیروی انسانی خود را ارتقا دهد؛ در واقع سرمایه‌گذاری مستمر بر روی منابع انسانی، سنگ‌بنای اصلی برای دستیابی به تعالی و پایداری در تمامی عرصه‌هاست.