اگر قطعنامه ۵۹۸ را نمی‌پذیرفتیم چه می‌شد؟ / سردار علایی: حتی اغلب مخالفان تفاهم‌نامه هم دوست دارند جنگ نباشد

به گزارش اقتصادنیوز به نقل از خبرآنلاین، به مناسبت سی‌وهشتمین سالگرد پذیرش قطعنامه ۵۹۸، از سردار حسین علایی درباره چرایی پذیرش این قطعنامه از سوی ایران و پیامدهای احتمالی رد آن پرسیدیم؛ گفت‌وگویی که پیش از حمله دوباره آمریکا به ایران و در روزهای آتش‌بس ۶۰ روزه انجام شد. علایی در این مصاحبه توضیح می‌دهد که اگر ایران قطعنامه را نمی‌پذیرفت، جنگ فرسایشی ادامه می‌یافت، اقتصاد کشور آسیب شدیدتری می‌دید، انزوای سیاسی ایران عمیق‌تر می‌شد و حتی امکان صدور قطعنامه‌ای تازه برای مداخله نظامی قدرت‌های بزرگ وجود داشت. به باور او، پذیرش ۵۹۸ انتخابی برای جلوگیری از شکست و پایان دادن به جنگ با حداقل خسارت بود.

اگر قطعنامه ۵۹۸ پذیرفته نمی‌شد، چه تبعات سیاسی اقتصادی اجتماعی برای ایران داشت؟

بالاخره جنگ باید روزی خاتمه پیدا کند. در سال ۱۳۶۷ یا باید قدرتی می‌داشتیم که می‌جنگیدیم تا صدام تسلیم شود و بگوید هرچه شما می‌گویید قبول دارم، یا وقتی قدرتی دارد که ما قادر به شکست قاطع قدرت نظامی او نیستیم، باید تصمیم بگیریم که یا جنگ فرسایشی را ادامه دهیم و یا روش دوم، مصالحه است. مفهوم جنگ فرسایشی این است که هر دو طرف خسارت می‌بینند. دائم باید خسارت ببینید و امیدی به آینده وجود ندارد. مصالحه یعنی چهارچوبی بگذارید تا شکست نخورید و بتوانید به حداقل‌هایی که در پی آن هستید، برسید. قطعنامه ۵۹۸ چنین چهارچوبی بود.

اگر نمی‌پذیرفتیم چه می‌شد؟

جنگ فرسایشی ادامه پیدا می‌کرد. از نظر اقتصادی، وضع ایران وخیم‌تر می‌شد. از نظر سیاسی، کشورهای مختلف دنیا به طرف صدام بیشتر گرایش پیدا می‌کردند و به نفع صدام، بسیج می‌شدند. همان طور که بسیج شده بودند. صدام گفته بود که من [قطعنامه را] قبول دارم. ایران کشوری می‌شد که نمی‌خواست بپذیرد و همه چیز علیه ایران صورت می‌گرفت. ممکن بود شورای امنیت سازمان ملل قطعنامه جدیدی صادر کند و در آن قطعنامه جدید، مداخله نظامی قدرت‌های بزرگ در ایران را مجاز بشمارد. تحریم‌ها که بود، بیشتر هم می‌شد. وضعیت علیه ایران جلو می‌رفت. به نفع ایران نبود. جامعه منتظر پایان جنگ بود. همین الان حتی اغلب مخالفان تفاهم‌نامه هم دوست دارند جنگ نباشد. دوست ندارند شب بخوابند و صبح بلند نشوند.

در درون جامعه ایران در سال ۶۷ قطع امید شده بود؟

جامعه ایران به این نتیجه رسید بود که با عملیات و جنگ نظامی، نمی‌توانیم حکومت عراق را شکست دهیم. چون قدرت‌های بزرگ پشت سر او بودند. صدام هم زمانی تسلیم می‌شود که شکست بخورد. راه‌حل این بود که جنگ را با حداقل خسارت خاتمه دهیم.

سال ۶۶ به محض این که حلبچه را گرفتیم می‌توانستیم اعلام پذیرش قطعنامه کنیم.

پس چرا این اتفاق نیفتاد؟

چون همیشه به امید وضعیت و آینده بهتر تصمیم می‌گیرید. می‌گفتند که ما در حال پیشروی هستیم و در عملیات والفجر ۱۰ که آخر اسفند سال ۱۳۶۶ انجام دادیم، ما بودیم که ابتکار عمل را در دست داشتیم. می‌گفتند باز هم می‌توانیم ابتکار عمل را در دست داشته باشیم. کسی فکر نمی‌کرد که بعدش عراق حمله می‌کند و فاو را از ما می‌گیرد. الان ما می‌دانیم این اتفاق رخ داده است. جای تصمیم‌گیرندگان آن زمان، اگر بعد از والفجر ۱۰ می‌گفتید می‌خواهیم قطعنامه را بپذیریم، می‌گفتند این چه کاری است؟ شما در دور پیروزی هستید. این تصمیم‌گیری‌ها سخت است. همین الان برای تفاهم‌نامه‌ای که امضا شده است، خیلی‌ها می‌گویند امکان دسترسی به اهداف بالاتر وجود داشت. نمی‌گویند اگر این تفاهم‌نامه را رها کنید، ممکن است جنگ بزرگ‌تری صورت بگیرد. ولی اگر مدتی بعد دوباره آمریکایی‌ها جنگ بزرگ‌تری انجام دهند، همه می‌گویند چرا آن تفاهم‌نامه را مبنا قرار ندادید. قطعنامه ۵۹۸ هم با همین منطق بود. ما در اوج پیروزی بودیم که این قطعنامه صادر شد [۲۹ تیر ۱۳۶۶]. همه می‌گفتند این پیروزی‌ها می‌تواند ادامه پیدا کند و شرایط بهتری را برای پایان دادن به جنگ پیدا کنیم؛ ولی هم در آن جنگ و هم در این جنگ‌ها، بزرگ‌ترین نقطه ضعف ایران، عدم بهره‌برداری از دیپلماسی به عنوان یک ابزار قدرت بود.

خبرهای پر بازدید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرين اخبار

دادستانی علیه عباس عبدی و زیباکلام اعلام جرم کرد

دادستانی تهران هفته گذشته علیه عباس عبدی و صادق زیبا کلام و دو رسانه منتشر کننده اظهارات ان‌ها اعلام جرم کرده است در همین رابطه این افراد و رسانه‌ها به دادسرا احضار شده‌اند.

دادستانی علیه عباس عبدی و زیباکلام اعلام جرم کرد دادستانی تهران هفته گذشته علیه عباس عبدی و صادق زیبا کلام و دو رسانه منتشر کننده اظهارات ان‌ها اعلام جرم کرده است در همین رابطه این افراد و رسانه‌ها به دادسرا احضار شده‌اند. به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از میزان، هفته گذشته؛ در پی انتشار یادداشتی از سوی عباس عبدی در روزنامه اعتماد و مصاحبه صادق زیبا کلام با خبرگزاری آنا، دادستانی تهران علیه هر دو نفر و رسانه‌های منتشر کننده این اظهارات اعلام جرم کرد تا پرونده آنها مورد رسیدگی قرار بگیرد.

ثمره درایت رهبر شهید انقلاب در برابر ابرقدرت‌ها

مشاور و دستیار مقام معظم رهبری در جلسه مشترک با جمعی از همیاران جوان مدیران، با بیان اینکه یکی از وجوه کمتر گفته شده از ابعاد ممتاز رهبریِ رهبر شهید انقلاب، درایت ایشان در مساله حکمرانی است، گفت: تثبیت ساختار کشور در جنگ اخیر و به فلاکت افتادن ابرقدرت‌های عصر حاضر مقابل ایران عزیز، ثمره سال‌ها رهبری خردمندانه ایشان است. دکتر محمد مخبر در این نشست با تاکید بر این اصل که نخبگان نباید صرفاً به فکر کارمند شدن باشند، گفت: ظرفیت جوان نخبه مانند بذر پربرکت گندم است؛ نخبه ما وقتی در دستگاه دولتی یا حاکمیتی مشغول به فعالیت می‌شود مانند خوشه‌های گندم که در مزارع کشاورزی رشد و نمو دارد، باید در آن دستگاه یا نهاد رشد کند تا زمینه ارتقای بیشتر محل کار خود را فراهم کرده باشد و در صورت لزوم حتی به فکر شغل دولتی نباشد و به سمت کارآفرینی و مشاوره به مدیران حرکت کند. وی افزود: اگر جوان نخبه هنگامی که وارد دستگاهی می‌شود دنبال نقاط تحول آفرین باشد، این مساله حتماً مورد توجه مدیران آن دستگاه دولتی یا حاکمیتی قرار گرفته و این مدیران نیز از چنین ظرفیتی برای حل مسائل و مشکلات زیر مجموعه خود و ارتقای بهره‌وری آن استفاده خواهند کرد. دکتر مخبر با اشاره به اینکه فعالیت نخبگانِ کشور در حوزه مدیریت منابع انسانی در کنار یکدیگر می‌تواند ثمر بخش باشد، اظهار داشت: محصول تجمیع این منابع انسانی، رقم زدن سه مولفه اساسی قدرت تشخیص، قدرت تحلیل و قدرت حل مساله بوده که برای تصدی مسئولیت‌های مهم و حل مسائل در کشور ضروری است. وی افزود: هر سازمانی که می‌خواهد ارتقا پیدا کند، باید نیروی انسانی خود را ارتقا دهد؛ در واقع سرمایه‌گذاری مستمر بر روی منابع انسانی، سنگ‌بنای اصلی برای دستیابی به تعالی و پایداری در تمامی عرصه‌هاست.