آسیب‌شناسی اختلالِ شناختی؛ از تحریفِ واقعیت تا غفلتِ تاریخی

در روزگاری که پیچیدگیِ مسائل سیاسی و اجتماعی به اوج خود رسیده، آنچه بیش از هر عاملِ بیرونی، مسیرِ آینده‌ی یک ملت را دستخوشِ گمراهی می‌کند، «اختلالِ شناختیِ» درونیِ نظامِ تصمیم‌سازی و ادراکِ جمعی است.

همشهری آنلاین؛ این اختلال، ریشه در مجموعه‌ای از کنش‌ها و واکنش‌های هدفمند دارد که حاصلِ تقابلِ سه جریانِ موازی است: دشمنانِ بیرونیِ طراح، جریان‌های داخلیِ وابسته یا ناآگاه، و تصمیم‌گیرانی که نیتِ اصلاح دارند اما در دامِ پارادوکسِ «راه‌حلِ ضدِ خود» می‌افتند. در این سرمقاله، بی‌آنکه به حاشیه‌روی بپردازیم، لایه‌های این پدیده را با نگاهی تحلیلی و بر مبنای شواهدِ عینی و تاریخی واکاوی می‌کنیم.

۱. مهندسیِ تحریف؛ از «تغییرِ روایت» تا «تسلیحِ واژگان»

نخستین گام در اختلالِ شناختی، تخریبِ حافظه‌ی تاریخی و جایگزینیِ روایتِ موهوم به جای واقعیت‌های عینی است. جریان‌های معاند، با سوءاستفاده از خلأهای رسانه‌ای و روش‌های اقناعِ مدرن، تلاش می‌کنند تا تجربه‌ی تاریخیِ ملت ایران – از مشروطه تا انقلاب اسلامی – را با تفاسیرِ التقاطی یا کذب، بازتعریف کنند. هدف، القای این باور است که نظامِ اسلامی، جزئی از «گفتمانِ لیبرالِ تعدیل‌یافته» است و می‌توان آن را با معیارهایِ جوامعِ سکولار سنجید. این همان «مادی‌سازیِ هویت» است که ارزش‌هایِ متعالی را به محاسباتِ منفعت‌گرایانه‌ی مقطعی تقلیل می‌دهد.

۲. شکاف‌افکنیِ هوشمندانه؛ دو قطبیِ کاذب به جای وفاقِ ملی

دومین محور، تولیدِ دوگانه‌هایِ ساختگی (اصول‌گرا / اصلاح‌طلب، سنت / مدرنیته، دین / توسعه) با استدلال‌هایی به ظاهر عقلانی است. این روش، نه تنها فاصله‌ی طبیعیِ میانِ مردم و حاکمیت را عمیق‌تر می‌کند، بلکه بسترِ «کوچک‌انگاریِ دشمنِ اصلی» را فراهم می‌آورد. در این فضا، دشمنِ بیرونی از کانونِ توجه خارج و جای خود را به «دشمنِ فرضیِ داخلی» می‌دهد؛ دقیقاً همان چیزی که نقشه‌ی دشمنانِ قسم‌خورده‌ی نظام برای «تغییرِ ماهیتِ انقلاب» ترسیم کرده‌اند.

۳. تصمیم‌گیریِ ناپخته؛ مدیرانی که خود به ضدِ خود بدل می‌شوند

اما خطرناک‌تر از توطئه‌ی بیرونی، تصمیماتِ ناقصی است که در لباسِ «واقع‌بینیِ سیاسی» به اجرا درمی‌آیند. گاهی دیده می‌شود که بر اساسِ نگاهِ سهم‌خواهانه یا شتاب‌زدگیِ جناحی، افرادی فاقدِ حداقل‌هایِ تخصصی و التزامِ ارزشی، بر مسندِ مدیریتِ کلان تکیه می‌زنند. این افراد، نه تنها نماینده‌ی وفاقِ ملی نیستند، بلکه با رویکردهای تسامح‌آمیز یا سازشکارانه در برابرِ نظامِ سلطه، منافعِ جریانیِ خود را بر منافعِ ملی ترجیح می‌دهند. نتیجه، اتخاذِ سیاست‌هایی است که گویی از پیش، توسطِ اتاق‌های فکرِ بیگانه طراحی شده و در قالبِ «راهِ حلِ اقتصادی» یا «دیپلماسیِ مدارا» به خوردِ جامعه داده می‌شود.

۴. وابستگیِ پنهان؛ غرب‌زدگیِ روش‌شناختی

گروهِ سوم، کسانی هستند که با دریافتِ مکاتبِ سیاسیِ غربی به مثابه‌ی «تنها نسخه‌ی کارآمد»، دچار نوعی خودکم‌بینیِ استراتژیک شده‌اند. آنان الگوهایِ بومیِ مبتنی بر مردمسالاریِ دینی و عدالتِ انقلابی را ناکارآمد می‌پندارند و «تسلیمِ تدریجی» را تنها راهِ بقا معرفی می‌کنند. این جریان، با بکارگیریِ اصطلاحاتِ مدرن اما تهی از محتوایِ ایرانی-اسلامی، به ایجادِ شکافِ معرفتیِ میانِ نسلِ جوان و آرمان‌هایِ بنیادینِ انقلاب دامن می‌زند.

اما پاسخ به پرسشِ راهبردی

آیا جامعه‌ی ایران، با همه‌ی تنوعِ سلیقه‌ای، محکوم به تماشایِ این کشمکش‌هایِ هویتی است و باید سرنوشتِ خود را به دستِ جریانی بسپارد که یا غافل است یا هم‌سو با دشمن؟

نه، هرگز. زیرا راهِ برون‌رفت، نه در «قطب‌گزینی»، بلکه در بازگشت به گفتمانِ امام و رهبریِ حکیمانه‌ی انقلاب است؛ گفتمانی که آمریکا و نظامِ سلطه را «فرعونِ زمان» می‌خواند و فروپاشیِ ظلم را وعده‌ی الهیِ قرآن می‌داند. جمهوریِ اسلامی، نه یک سازوکارِ سیاسیِ صرف، بلکه مقدمه‌ای برای پیروزیِ مستضعفانِ عالم بر جبهه‌ی باطل است. امروز، جوانانِ مومنِ لبنان، سوریه، عراق، افغانستان و یمن، با الهام از معارفِ شیعی و انقلابی، علیهِ نظامِ سلطه قیام کرده‌اند و این یعنی «اختلالِ شناختی» در سطحِ جهانی، در حالِ شکست خوردن است.

درمانِ این اختلال، نیازمندِ سه اقدامِ فوری است:

۱. بازخوانیِ نقادانه‌ی تاریخ برای جلوگیری از تحریف.

۲. بازنگریِ شاخص‌هایِ مدیریتی که بر اساسِ تخصص، تعهد و بصیرتِ انقلابی، نه سهم‌خواهیِ قومی یا جناحی.

۳. جهادِ تبیینِ مستمر تا حقیقتِ نظامِ سلطه و آرمان‌هایِ انقلاب، به زبانیِ روشن و مستند، به ویژه برای نسلِ جوان، روایت شود.

اگر امروز هزینه‌ی شناختِ اختلال را نپردازیم، فردا بهایِ گمراهیِ جمعی را خواهیم داد؛ بهایی که در تاریخ، هرگز بخشیده نشده است. بیداریِ امروز، مسئولیتِ همگانی است؛ نه امتیازِ یک جناح.

«و سَیَعْلَمُ الَّذِینَ ظَلَمُوا أَیَّ مُنقَلَبٍ یَنقَلِبُونَ» (شعراء/۲۲۷)

علی کرامت ؛ تحلیلگر سیاسی

خبرهای پر بازدید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرين اخبار

دادستانی علیه عباس عبدی و زیباکلام اعلام جرم کرد

دادستانی تهران هفته گذشته علیه عباس عبدی و صادق زیبا کلام و دو رسانه منتشر کننده اظهارات ان‌ها اعلام جرم کرده است در همین رابطه این افراد و رسانه‌ها به دادسرا احضار شده‌اند.

دادستانی علیه عباس عبدی و زیباکلام اعلام جرم کرد دادستانی تهران هفته گذشته علیه عباس عبدی و صادق زیبا کلام و دو رسانه منتشر کننده اظهارات ان‌ها اعلام جرم کرده است در همین رابطه این افراد و رسانه‌ها به دادسرا احضار شده‌اند. به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از میزان، هفته گذشته؛ در پی انتشار یادداشتی از سوی عباس عبدی در روزنامه اعتماد و مصاحبه صادق زیبا کلام با خبرگزاری آنا، دادستانی تهران علیه هر دو نفر و رسانه‌های منتشر کننده این اظهارات اعلام جرم کرد تا پرونده آنها مورد رسیدگی قرار بگیرد.

ثمره درایت رهبر شهید انقلاب در برابر ابرقدرت‌ها

مشاور و دستیار مقام معظم رهبری در جلسه مشترک با جمعی از همیاران جوان مدیران، با بیان اینکه یکی از وجوه کمتر گفته شده از ابعاد ممتاز رهبریِ رهبر شهید انقلاب، درایت ایشان در مساله حکمرانی است، گفت: تثبیت ساختار کشور در جنگ اخیر و به فلاکت افتادن ابرقدرت‌های عصر حاضر مقابل ایران عزیز، ثمره سال‌ها رهبری خردمندانه ایشان است. دکتر محمد مخبر در این نشست با تاکید بر این اصل که نخبگان نباید صرفاً به فکر کارمند شدن باشند، گفت: ظرفیت جوان نخبه مانند بذر پربرکت گندم است؛ نخبه ما وقتی در دستگاه دولتی یا حاکمیتی مشغول به فعالیت می‌شود مانند خوشه‌های گندم که در مزارع کشاورزی رشد و نمو دارد، باید در آن دستگاه یا نهاد رشد کند تا زمینه ارتقای بیشتر محل کار خود را فراهم کرده باشد و در صورت لزوم حتی به فکر شغل دولتی نباشد و به سمت کارآفرینی و مشاوره به مدیران حرکت کند. وی افزود: اگر جوان نخبه هنگامی که وارد دستگاهی می‌شود دنبال نقاط تحول آفرین باشد، این مساله حتماً مورد توجه مدیران آن دستگاه دولتی یا حاکمیتی قرار گرفته و این مدیران نیز از چنین ظرفیتی برای حل مسائل و مشکلات زیر مجموعه خود و ارتقای بهره‌وری آن استفاده خواهند کرد. دکتر مخبر با اشاره به اینکه فعالیت نخبگانِ کشور در حوزه مدیریت منابع انسانی در کنار یکدیگر می‌تواند ثمر بخش باشد، اظهار داشت: محصول تجمیع این منابع انسانی، رقم زدن سه مولفه اساسی قدرت تشخیص، قدرت تحلیل و قدرت حل مساله بوده که برای تصدی مسئولیت‌های مهم و حل مسائل در کشور ضروری است. وی افزود: هر سازمانی که می‌خواهد ارتقا پیدا کند، باید نیروی انسانی خود را ارتقا دهد؛ در واقع سرمایه‌گذاری مستمر بر روی منابع انسانی، سنگ‌بنای اصلی برای دستیابی به تعالی و پایداری در تمامی عرصه‌هاست.