نه تنگه هرمز باز شد نه باب‌المندب؛ ترامپ غلط زیادی خود را پس گرفت

ترامپ بامداد روز یکشنبه (11 مردادماه) پس از مواجهه با دیوار سخت ایران، در پیامی شتاب‌زده تلاش کرد شکست راهبردی خود را در قالب یک توافق ادعایی پوشش دهد.

به گزراش همشهری آنلاین، کیهان نوشت: عقب‌نشینی ترامپ از جنگ زیرساختی و ناکامی در گشودن شریان‌های حیاتی هرمز و باب‌المندب، بار دیگر ناکارآمدی ابزار تهدید در برابر بازدارندگی معتبر جمهوری اسلامی ایران را به اثبات رساند. این مهم برآیندی از تثبیت هندسه جدید قدرت در منطقه است که واشنگتن و متحدانش را ناچار به پذیرش واقعیت‌های میدانی و تن ‌دادن به ترتیبات جدید می‌سازد.

کوه تهدیدات پوشالی ایالات متحده یک بار دیگر موش زایید. ترامپ قمارباز در حالی مجدداً دست‌ها را به نشانه تسلیم بالا برد و از تصمیم ادعایی خود برای اقدام نظامی علیه ایران عقب‌نشینی کرد که پیش‌تر با ادبیاتی گستاخانه مدعی شده بود ضرباتی سنگین به زیرساخت‌های ایران وارد خواهد ساخت! اما آنچه در میدان رخ داد، نه تغییر در آرایش سنتکام، بلکه مخابره یک پیام قاطع از سوی تهران بود که هرگونه حماقت راهبردی علیه زیرساخت‌های ایران، با اجرای دکترین «بازگشت به عصر حجر» و خاموشی مطلق تمام منافع تروریستی آمریکا در منطقه پاسخ داده خواهد شد.

پیام شفاف نیروهای مسلح ایران که از کانال‌های متعدد منتقل شد، خط بطلانی کشید بر رفتارهای شوک‌آور و لفاظی‌های تکراری کاسب کاخ سفید. ترامپ که تصور می‌کرد با ابزار تهدید نظامی می‌تواند ایران را وادار به عقب‌نشینی کند، بار دیگر دریافت که در برابر «تهدید معتبر» جمهوری اسلامی، هیچ‌گریزگاهی جز «غلط اضافه کردم» ندارد.

ترامپ بامداد روز یکشنبه (11 مردادماه) پس از مواجهه با دیوار سخت ایران، در پیامی شتاب‌زده تلاش کرد شکست راهبردی خود را در قالب یک توافق ادعایی پوشش دهد. وی مدعی شد: «ایران و سایر کشورهای خاورمیانه از ما خواسته‌اند هرگونه حمله‌ای را متوقف کنیم. من برای منافع آینده جهان و بقای یک ایران موفق، موافقت کرده‌ام که حمله را لغو کنم، مشروط بر اینکه به سرعت به توافقنامه‌ای دست یابم و تنگه هرمز فوراً بازگشایی شود!»

این ادعای مضحک در حالی مطرح می‌شود که روزنامه صهیونیستی ‌هاآرتص دست ترامپ را رو کرده و نوشت: «او استاد لفاظی‌های توخالی است؛ مسائل را تا آخرین حد پیش می‌برد به این امید که طرف مقابل عقب‌نشینی کند، سپس با اصرار سایر طرف‌ها پیروزی بزرگی را اعلام می‌کند!»

همچنین جرالدو ریورا، خبرنگار اسبق آمریکایی، در مصاحبه با سی‌ان‌ان صریحاً اذعان داشت: «ایرانی‌ها بلوف‌زنی ترامپ را خوب تشخیص داده‌اند و فهمیده‌اند او همیشه در لحظه آخر جا می‌زند.»
همچنین یوسی یهوشوا، تحلیلگر نظامی روزنامه یدیعوت آحارونوت در این خصوص گفت: «ترامپ من را غافلگیر کرد. حمله بسیار نزدیک‌تر از هفته گذشته بود». این تحلیلگر ارشد صهیونیست ادامه داد: «من دیشب انتظار داشتم حمله‌ای را آغاز کند و اسرائیل هم همین انتظار را داشت، اما این کار را نکرد».

وی با این ادعا که چنین عقب‌نشینی‌هایی از سوی ترامپ خوب نیست، اذعان کرد: این مسئله به توانایی بازدارندگی اسرائیل و آمریکا آسیب می‌رساند».
یهوشوا در پایان گفت: «ترامپ با انجام مذاکرات بسیار بی‌ملاحظه، دستاوردهای عظیم حاصل شده در جنگ را تضعیف می‌کند.»

در این میان، گزارش‌های بین‌المللی از التماس‌های منطقه‌ای متحدان واشنگتن پرده برمی‌دارد. باراک راوید، خبرنگار آکسیوس، فاش کرد که محمد بن‌سلمان، ولی‌عهد سعودی، و خالد بن‌سلمان، وزیر دفاع این کشور، در تماس‌ها و دیدارهای فشرده با ترامپ، عاجزانه خواستار انصراف آمریکا از حمله به ایران شده‌اند. مقامات کشورهای قطر، امارات، ترکیه و پاکستان نیز هراسناک از زلزله انتقام ایران، خطوط ارتباطی را برای لغو این حماقت فعال کرده بودند.

تحلیل رسانه‌های ارشد غربی از دلایل عقب‌نشینی واشنگتن، ابعاد جدیدی از استیصال آمریکا را نمایان می‌سازد.
روزنامه نیویورک‌تایمز در تحلیلی جامع صریحاً نوشت: «نتیجه جنگ با ایران تا به این‌جا سرافکندگی و شکست راهبردی آمریکا بوده است.
هیچ‌یک از اهداف ترامپ محقق نشده، تنگه هرمز همچنان بسته است و بنیه نظامی آمریکا با کمبود شدید تسلیحات کلیدی مواجه شده است. این بحران نشان داد که آمریکا دیگر اعتبار خود را به عنوان ضامن امنیت متحدانش کاملاً از دست داده و حتی به وعده‌های دیپلماتیک خود نیز پایبند نیست.» این روزنامه اعتراف کرد که پاسخ‌های تلافی‌جویانه ایران و متحدانش، بخشی از یک راهبرد هوشمندانه برای تثبیت نقش منطقه‌ای ایران و احیای کامل محور مقاومت است. روزنامه ‌هاآرتص نیز تاکید کرد که ترامپ دیپلماسی را صرفاً به عنوان ابزاری مکمل برای تحمیل زیاده‌خواهی‌هایش می‌بیند، اما اقتدار ایران این محاسبات کاسبکارانه را کاملاً برهم زده است.

شبکه سی‌ان‌ان در گزارشی به قلم برد لندون، دلایل عمیق‌تر انصراف آمریکا را ناشی از تحلیل توان دفاعی و تسلیحاتی واشنگتن دانست. بر اساس برآوردهای مرکز مطالعات راهبردی و بین‌المللی (CSIS) و گزارش‌های منتشرشده در فاکس‌نیوز ذخایر موشک‌های رهگیر پاتریوت به عنوان حیاتی‌ترین سپر دفاعی آمریکا، از ۲۳۳۰ فروند پیش از آغاز جنگ، به ۷۵۹ تا ۸۲۷ فروند کاهش یافته و به حدود یک ‌سوم رسیده است.

همچنین موجودی موشک‌های رهگیر سامانه پیشرفته تاد نیز از ۴۵۲ فروند به کمتر از ۲۷۸ فروند تنزل یافته است.

علاوه ‌بر این، انهدام پهپادها، بالگردها، هواپیماهای شناسایی و فشار طولانی‌مدت بر شناورهای نیروی دریایی آمریکا، امکان ضربه قاطع را از ارتش این کشور سلب کرده است.
تریتا پارسی، معاون مؤسسه کوئینسی، در گفت‌وگو با سی‌ان‌ان تصریح کرد: «واقعیت این است که ترامپ هیچ راهی برای خروج از این درگیری از طریق تشدید فشار نظامی ندارد. ایران نشان داده که با هر موج فشار، توان مقابله خود را بازسازی و تشدید می‌کند.»

عقب‌نشینی ترامپ جنایتکار، موجی از تمسخر و موج‌سواری کاربران بین‌المللی را در شبکه اجتماعی ایکس به راه انداخت. کاربران خارجی با طعنه به ادبیات تکراری ترامپ، رویکرد او را «نمایش نخ‌نما» و «سیرک سیاسی» خواندند که در آن ابتدا شوهای تبلیغاتی تهدید راه می‌اندازد و سپس با ادعای درخواست طرف مقابل برای صلح، عقب‌نشینی می‌کند.

در این میان، واکنش هوش مصنوعی گروک (Grok) نیز به سوژه اول رسانه‌ها تبدیل شد. این هوش مصنوعی در پاسخی تحلیلگرانه اعلام کرد: «دونالد ترامپ از زمان آغاز درگیری‌ها با ایران، حداقل ۱۰ بار به‌طور رسمی از تهدیدات نظامی خود عقب‌نشینی کرده و دستور لغو حملات را صادر کرده است!» رقمی که به خوبی عمق سردرگمی و عدم تعادل در تصمیم‌گیری کاخ سفید را به رخ کشید.

برخلاف خیالبافی‌های رئیس‌ دولت تروریست آمریکا درباره «بازگشایی فوری تنگه هرمز»، واقعیت‌های جغرافیای سیاسی خلیج‌فارس تابع اراده نیروهای مسلح غیور جمهوری اسلامی ایران است.

همان‌طور که فرماندهان و مسئولان تاکید کرده‌اند، حتی اگر چندین بار دیگر اوضاع به نقطه صفر برگردد، تنگه هرمز بدون پذیرش کامل «ترتیبات جدید امنیتی جمهوری اسلامی ایران» باز نخواهد شد. ترامپ و متحدان غربی-عربی‌اش چاره‌ای جز کنار آمدن با این واقعیت جدید ندارند.
همزمان با اقتدار ایران در خلیج‌فارس، جبهه دیگر محور مقاومت در جنوب غرب آسیا، محاسبات دشمن را فلج کرده است. انصارالله یمن با اعمال محاصره قاطع دریایی علیه عربستان سعودی در دریای سرخ و تنگه باب‌المندب، شریان‌های انرژی و تجاری ریاض را مسدود کرده است.

حملات هوائی اخیر آل‌سعود برای شکستن محاصره یمن به شکستی کامل انجامید. ریاض اکنون دست به دامن جامعه بین‌المللی شده و خیز جدیدی برای تشکیل «ائتلاف دفاع دریایی چندملیتی» برداشته است. استراتژی تکراری و شکست‌خورده‌ای که یادآور ائتلاف‌های ناموفق آمریکا در اوج جنگ غزه است. همان‌گونه که رهبران انصارالله صریحاً اعلام کرده‌اند، تا زمانی که محاصره یمن رفع نشود، باب‌المندب بر روی کشتی‌های سعودی بسته خواهد ماند؛ ائتلاف‌سازی‌های نمایشی ریاض نیز سرنوشتی جز اضمحلال نخواهد داشت.

در همین رابطه، بر اساس گزارش OilPrice به نقل از داده‌های شرکت کپلر، صادرات نفت خام عربستان از بندر ینبع در دریای سرخ نسبت به اوج ماه مارس ۴۱ درصد کاهش یافته است.
این بندر که با اتکا به خط لوله شرق به غرب، مهم‌ترین مسیر جایگزین صادرات نفت عربستان محسوب می‌شود، در ماه مارس بیش از ۴ میلیون بشکه در روز نفت صادر می‌کرد، اما اکنون این رقم به حدود ۲.۴ میلیون بشکه در روز رسیده است.

این کاهش همزمان با افزایش حملات نیروهای یمنی به نفتکش‌ها و تشدید ناامنی در دریای سرخ رخ داده است؛ مسئله‌ای که نشان می‌دهد حتی مسیری که برای کاهش وابستگی به
تنگه هرمز طراحی شده بود نیز از ریسک‌های تنش در امان نیست.

در حالی که ضربات کوبنده نیروهای مسلح و تدابیر محور مقاومت، هیمنه پوشالی استکبار را درهم شکسته و دشمن را در موضع ضعف و استیصال کامل قرار داده است، تحرکات جریان واداده داخلی بسیار تامل‌برانگیز است.

سانه‌های زنجیره‌ای و جریان غربگرا، با نادیده گرفتن پیروزی‌های میدان و فرار ترامپ از معرکه جنگ، بار دیگر خط‌دهی‌های مسموم خود را کلید زده‌اند. انتشار عناوین و یادداشت‌هایی نظیر «یک دو راهی و ۸ ابهام»، «در مورد صلح جدی باشیم» و «صلح شرافتمندانه»، چیزی جز نسخه‌پیچی برای تسلیم در برابر دشمنی نیست که خود به انتهای خط رسیده است. جا زدن عقب‌نشینی دشمن به عنوان «فرصت مذاکره»، هم پالس به دشمن برای حمله نظامی است و هم خنجری از پشت به اقتدار نیروهای مسلح.

تحولات اخیر نشان داد که هندسه قدرت در منطقه غرب آسیا به‌طور کامل تغییر کرده است. ترامپ قمارباز با لغو مجدد تهدیدات خود، عملاً اعتراف کرد که گزینه نظامی علیه ایران، خطایی مرگبار و غیرقابل جبران است.

خالی شدن زرادخانه‌های دفاعی آمریکا و مسدود ماندن تنگه هرمز و باب‌المندب، همگی گواه آن است که عصر آقایی آمریکا به پایان رسیده است.
واشنگتن و متحدان منطقه‌ای آن راهی ندارند جز اینکه ترتیبات جدید امنیت منطقه‌ای را که توسط جمهوری اسلامی ایران و محور مقاومت ترسیم شده است، پذیرفته و به آن تن دهند. از طرفی عقب‌نشینی، تاوان جنایات ترامپ نیست و دشمن آمریکایی- صهیونی باید تقاص پس بدهد.

خبرهای پر بازدید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرين اخبار

دادستانی علیه عباس عبدی و زیباکلام اعلام جرم کرد

دادستانی تهران هفته گذشته علیه عباس عبدی و صادق زیبا کلام و دو رسانه منتشر کننده اظهارات ان‌ها اعلام جرم کرده است در همین رابطه این افراد و رسانه‌ها به دادسرا احضار شده‌اند.

دادستانی علیه عباس عبدی و زیباکلام اعلام جرم کرد دادستانی تهران هفته گذشته علیه عباس عبدی و صادق زیبا کلام و دو رسانه منتشر کننده اظهارات ان‌ها اعلام جرم کرده است در همین رابطه این افراد و رسانه‌ها به دادسرا احضار شده‌اند. به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از میزان، هفته گذشته؛ در پی انتشار یادداشتی از سوی عباس عبدی در روزنامه اعتماد و مصاحبه صادق زیبا کلام با خبرگزاری آنا، دادستانی تهران علیه هر دو نفر و رسانه‌های منتشر کننده این اظهارات اعلام جرم کرد تا پرونده آنها مورد رسیدگی قرار بگیرد.

ثمره درایت رهبر شهید انقلاب در برابر ابرقدرت‌ها

مشاور و دستیار مقام معظم رهبری در جلسه مشترک با جمعی از همیاران جوان مدیران، با بیان اینکه یکی از وجوه کمتر گفته شده از ابعاد ممتاز رهبریِ رهبر شهید انقلاب، درایت ایشان در مساله حکمرانی است، گفت: تثبیت ساختار کشور در جنگ اخیر و به فلاکت افتادن ابرقدرت‌های عصر حاضر مقابل ایران عزیز، ثمره سال‌ها رهبری خردمندانه ایشان است. دکتر محمد مخبر در این نشست با تاکید بر این اصل که نخبگان نباید صرفاً به فکر کارمند شدن باشند، گفت: ظرفیت جوان نخبه مانند بذر پربرکت گندم است؛ نخبه ما وقتی در دستگاه دولتی یا حاکمیتی مشغول به فعالیت می‌شود مانند خوشه‌های گندم که در مزارع کشاورزی رشد و نمو دارد، باید در آن دستگاه یا نهاد رشد کند تا زمینه ارتقای بیشتر محل کار خود را فراهم کرده باشد و در صورت لزوم حتی به فکر شغل دولتی نباشد و به سمت کارآفرینی و مشاوره به مدیران حرکت کند. وی افزود: اگر جوان نخبه هنگامی که وارد دستگاهی می‌شود دنبال نقاط تحول آفرین باشد، این مساله حتماً مورد توجه مدیران آن دستگاه دولتی یا حاکمیتی قرار گرفته و این مدیران نیز از چنین ظرفیتی برای حل مسائل و مشکلات زیر مجموعه خود و ارتقای بهره‌وری آن استفاده خواهند کرد. دکتر مخبر با اشاره به اینکه فعالیت نخبگانِ کشور در حوزه مدیریت منابع انسانی در کنار یکدیگر می‌تواند ثمر بخش باشد، اظهار داشت: محصول تجمیع این منابع انسانی، رقم زدن سه مولفه اساسی قدرت تشخیص، قدرت تحلیل و قدرت حل مساله بوده که برای تصدی مسئولیت‌های مهم و حل مسائل در کشور ضروری است. وی افزود: هر سازمانی که می‌خواهد ارتقا پیدا کند، باید نیروی انسانی خود را ارتقا دهد؛ در واقع سرمایه‌گذاری مستمر بر روی منابع انسانی، سنگ‌بنای اصلی برای دستیابی به تعالی و پایداری در تمامی عرصه‌هاست.