جوجه‌کشی در لا فابریکا | چطور آکادمی رئال مادرید هزینه ساخت کهکشانی‌ها را پرداخت می‌کند؟

راز موفقیت رئال فقط تربیت ستاره نیست؛ مدل اقتصادی آن است. بازیکنان آکادمی معمولا با هزینه بسیار پایین رشد می‌کنند، بنابراین هنگام فروش، تقریبا تمام مبلغ انتقال به‌عنوان سود ثبت می‌شود.

به گزارش همشهری‌آنلاین، در خبرها آمده بود که رئال مادرید از محل فروش استعدادهای آکادمی خود ۴۴۰ میلیون یورو به دست آورده و ۴۳۰ میلیون آن را خرج جذب وینیسیوس، بلینگام، کورتوا، رودریگو، کاماوینگا، شوامنی، آردا گولر و کوکوریا صرف کرده است.

البته این رقم دقیق نیست اما معنادار است. با انتقال‌های تابستان ۲۰۲۶، درآمد لافابریکا از فروش بازیکنان از سال ۲۰۰۵ به بعد از ۵۴۸ میلیون یورو هم فراتر رفت؛ با احتساب فروش‌های جدید و بندهای فروش مجدد. یاهو اسپورت در حین جام جهانی و پیش از فروش‌های اخیر، گزارش داد که رئال مادرید در دو دهه گذشته از فروش بازیکنان آکادمی خود به درآمد ۶۰۰ میلیون یورویی نزدیک شده است.

انتقال مونیوس به لیورپول و سود ۲۰ میلیون یورویی که برای رئال مادرید به همراه داشت، آمار کلی فروش لا فابریکا این باشگاه را از سال ۲۰۰۵ به رقم خیره‌کننده ۴۸۸.۵ میلیون یورو رساند. با اضافه کردن ۶۰ میلیون یورویی که کومو برای حق امتیاز پاز پرداخت کرد، این رقم به ۵۴۸.۵ میلیون یورو می‌رسد، که فقط از فروش بازیکنان آکادمی از سال ۲۰۰۵ حاصل شده است. در روزهای اخیر ۴۰+۲ میلیون از محل فروش گونسالو گارسیا و ده میلیون از پالاسیوس به فولام به این رقم اضافه شده است که جمع ارقام را تا نزدیکی ۶۰۰ میلیون یورو ظرف دو دهه افزایش می‌دهد. اگر رائول آسنسیو مصدوم نمی‌شد، با فروش او ۲۵ میلیون دیگر سود به باشگاه می‌رسید.

راز موفقیت رئال فقط تربیت ستاره نیست؛ مدل اقتصادی آن است. بازیکنان آکادمی معمولا با هزینه بسیار پایین رشد می‌کنند، بنابراین هنگام فروش، تقریبا تمام مبلغ انتقال به‌عنوان سود ثبت می‌شود. به همین دلیل، فروش یک بازیکن آکادمی از نظر مالی، گاهی ارزشمندتر از فروش یک ستاره گران‌قیمت است.

به همین دلیل است که مدیران رئال با خیال راحت برای خرید ستاره‌ها هزینه می‌کنند؛ چون می‌دانند «لا فابریکا» بخشی از هزینه این خریدها را دوباره به خزانه باشگاه برمی‌گرداند.

وقتی صحبت از آکادمی فوتبال می‌شود، ذهن همه به سمت لاماسیای بارسلونا می‌رود؛ جایی که ستاره‌هایی مثل مسی، ژاوی، اینیستا، بوسکتس و حالا لامین یامال از آن بیرون آمده‌اند. اما واقعیت این است که در سال‌های اخیر، آکادمی رئال مادرید از نظر اقتصادی موفق‌تر بوده است.

بارسلونا به دلیل بحران مالی، قراردادهای سنگین سال‌های گذشته و مدیریت پرهزینه، ناچار شد بیش از گذشته به بازیکنان جوان اعتماد کند. نتیجه این سیاست، ظهور نسل جدیدی از استعدادها مانند لامین یامال، پائو کوبارسی، مارک کاسادو، مارک برنال و دیگر بازیکنان لاماسیاست. امروز ارزش بازار لامین یامال به حدود ۲۰۰ میلیون یورو رسیده و او به یکی از ارزشمندترین فوتبالیست‌های جهان تبدیل شده است و همین می‌تواند با سیاست فروش استعدادها در لافابریکا مقابله کند.

فلسفه رئال مادرید متفاوت است. در مادرید، آکادمی یا همان لافابریکا بیشتر از آن‌که کارخانه تولید بازیکن برای تیم اصلی باشد، به کارخانه تولید سرمایه تبدیل شده است.

نکته جالب اینجاست که بخش زیادی از این بازیکنان، یا هرگز فرصت بازی در تیم اصلی را پیدا نکردند یا فقط چند مسابقه برای رئال انجام دادند.

ناگفته پیداست که زباله‌های یک نفر، گنج دیگری است و رئال مادرید سال‌هاست این ضرب‌المثل را به مدل کسب‌وکار تبدیل کرده است. چنین بازیکنانی اغلب تقاضای زیادی در خارج از باشگاه دارند و به رئال مادرید کمک می‌کنند تا از نظر مالی سود ببرد.

آنها همچنین تا حدودی بر آینده اکثر فارغ التحصیلان آکادمی کنترل دارند و اغلب حتی در صورت لزوم گزینه‌ای برای بازگرداندن آنها به خانه در قراردادها می‌گنجانند.

در حسابداری فوتبال، بازیکن آکادمی تقریبا با ارزش دفتری صفر ثبت می‌شود. بنابراین وقتی با ۳۰ یا ۴۰ میلیون یورو فروخته می‌شود، تمام مبلغ انتقال به‌عنوان سود خالص در صورت‌های مالی باشگاه ثبت می‌شود؛ اتفاقی که درباره بازیکنان خریداری‌شده صدق نمی‌کند.

خیلی از باشگاه‌ها بازیکن جوان می‌سازند تا در تیم اصلی بازی کند. رئال مادرید بازیکن جوان می‌سازد تا اگر جا نشد، دارایی باشگاه شود. یعنی حتی اگر بازیکن هیچ‌وقت برای تیم اصلی بازی نکند، باز هم پروژه شکست نخورده است.

این تفاوت بزرگ لافابریکا با بیشتر آکادمی‌های دنیاست.

چند نمونه از مهم‌ترین فروش‌های آکادمی رئال در سال‌های اخیر:

آلوارو موراتا به چلسی: ۶۶ میلیون یورو

نیکو پاز به کومو: ۶۰ میلیون یورو (با بند بازخرید ۸۰ میلیون یورویی)

اشرف حکیمی به اینتر: ۴۰ میلیون یورو

ویکتور مونیوس به لیورپول: ۴۰ میلیون یورو (قبلاً ۵ میلیون یورو به اوساسونا و سپس به لیورپول)

مارتین اودگارد به آرسنال: ۳۵ میلیون یورو

مارکوس یورنته به اتلتیکو مادرید: ۳۰ میلیون یورو

سرخیو رگیلون به تاتنهام: ۳۰ میلیون یورو

خسه رودریگس به پاری‌سن‌ژرمن: ۲۵ میلیون یورو

گونسالو گارسیا به فولام: ۴۰ میلیون یورو (۷۰ درصد حق مالکیت)

پالاسیوس به فولام: ۸ تا ۱۰ میلیون یورو (۷۰ درصد حق مالکیت)

ویکتور والدپنیاس به فیورنتینا: ۸ میلیون یورو (با حفظ ۵۰ درصد حق فروش آینده)

یاکوبو اورتگا به استراسبورگ: ۸ میلیون یورو (با حفظ ۵۰ درصد حق مالکیت و بند بازخرید)

ماریو خیا به میلان: ۱۵ میلیون یورو

آلوارو رودریگس به بورنموث: ۱۵ میلیون یورو

رئال علاوه بر مبلغ اولیه، در بسیاری از این انتقال‌ها بند خرید مجدد، درصد فروش آینده یا سهم از انتقال بعدی را نیز حفظ کرده است؛ به همین دلیل درآمد واقعی باشگاه از لافابریکا سال‌به‌سال افزایش پیدا می‌کند. به‌طور مثال، اگر گونسالو در فولام بدرخشد و یک یا چند سال بعد با رقم صد میلیون یورو به تیمی دیگر فروخته شود، سی درصد از این رقم یعنی ۳۰ میلیون یوروی دیگر به رئال مادرید خواهد رسید.

در همین بازه زمانی، رئال مادرید هزینه خرید ستاره‌هایی مانند این بازیکنان را پرداخت کرد:

جود بلینگام: ۱۰۳ میلیون یورو

اورلین شوامنی: ۸۰ میلیون یورو

وینیسیوس جونیور: ۴۵ میلیون یورو

رودریگو: ۴۵ میلیون یورو

تیبو کورتوا: ۳۵ میلیون یورو

ادواردو کاماوینگا: ۳۱ میلیون یورو

آردا گولر: ۲۰ میلیون یورو

ادن آزار: ۱۱۵ میلیون یورو در سال ۲۰۱۹ از چلسی.

خامس رودریگس: ۷۵ میلیون یورو در سال ۲۰۱۴.

مجموع این خریدها تقریبا با درآمد حاصل از فروش بازیکنان لافابریکا برابری می‌کند. به بیان دیگر، آکادمی رئال مادرید، بخش بزرگی از هزینه ساخت تیم کهکشانی را تأمین کرده است.

لاماسیا می‌گوید: «به ستاره‌ها فرصت بده تا برای خودت بازی کنند.»

لافابریکا می‌گوید: «به ستاره‌ها فرصت بده تا اگر جا نشدند، با سود زیاد فروخته شوند.»

برای همین است که امروز شانس رسیدن یک نوجوان به ترکیب اصلی بارسلونا، بسیار بیشتر از رئال مادرید است. البته در بارسلونا این فلسفه، یک توفیق اجباری است. باشگاه به دلیل فساد مدیران در سال‌های اخیر و همین‌طور دستمزد و پاداش‌های نجومی لیونل مسی و حقوق بالای دیگر بازیکنان، به ورشکستگی کامل رسیده است و دو میلیارد بدهی دارد و بیشتر درآمد ۲۵ سال‌آینده خود را پیش‌خور کرده است. برای همین، جاره‌ای جز بها دادن به بازیکن نوجوان نیست. ژاوی این فلسفه را پیاده کرد و هزینه‌اش را با اخراج خودش داد تا همان نوجوانان گمنام در ترکیب هانزی فلیک بدرخشند و قهرمان لالیگا شوند و قیمت‌شان روزبه‌روز افزایش یابد.

در مادرید، رقابت با امباپه، بلینگام، وینیسیوس یا شوامنی تقریبا غیرممکن است؛ اما همان بازیکن جوان اگر در تیم دیگری بدرخشد، می‌تواند ده‌ها میلیون یورو به حساب باشگاه واریز کند.

لاماسیا ستاره می‌سازد؛ لافابریکا هم ستاره می‌سازد، هم ترازنامه باشگاه را.

لاماسیا ستاره می‌سازد؛ لافابریکا ستاره می‌فروشد. هر دو موفق‌اند، اما به دو زبان کاملاً متفاوت.

فوتبال امروز فقط مسابقه داخل زمین نیست؛ مسابقه مدل‌های اقتصادی هم هست.

بارسلونا مجبور شد به لاماسیا پناه ببرد تا زنده بماند. رئال مادرید اما سال‌هاست از لافابریکا استفاده می‌کند تا ثروتمندتر شود.

یکی از آکادمی، بازیکن برای ترکیب اصلی می‌گیرد؛ دیگری از همان آکادمی، بودجه خرید کهکشانی‌ها را تامین می‌کند.

جوجه‌کشی در لا فابریکا | چطور آکادمی رئال مادرید هزینه ساخت کهکشانی‌ها را پرداخت می‌کند؟

خبرهای پر بازدید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرين اخبار

دادستانی علیه عباس عبدی و زیباکلام اعلام جرم کرد

دادستانی تهران هفته گذشته علیه عباس عبدی و صادق زیبا کلام و دو رسانه منتشر کننده اظهارات ان‌ها اعلام جرم کرده است در همین رابطه این افراد و رسانه‌ها به دادسرا احضار شده‌اند.

دادستانی علیه عباس عبدی و زیباکلام اعلام جرم کرد دادستانی تهران هفته گذشته علیه عباس عبدی و صادق زیبا کلام و دو رسانه منتشر کننده اظهارات ان‌ها اعلام جرم کرده است در همین رابطه این افراد و رسانه‌ها به دادسرا احضار شده‌اند. به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از میزان، هفته گذشته؛ در پی انتشار یادداشتی از سوی عباس عبدی در روزنامه اعتماد و مصاحبه صادق زیبا کلام با خبرگزاری آنا، دادستانی تهران علیه هر دو نفر و رسانه‌های منتشر کننده این اظهارات اعلام جرم کرد تا پرونده آنها مورد رسیدگی قرار بگیرد.

ثمره درایت رهبر شهید انقلاب در برابر ابرقدرت‌ها

مشاور و دستیار مقام معظم رهبری در جلسه مشترک با جمعی از همیاران جوان مدیران، با بیان اینکه یکی از وجوه کمتر گفته شده از ابعاد ممتاز رهبریِ رهبر شهید انقلاب، درایت ایشان در مساله حکمرانی است، گفت: تثبیت ساختار کشور در جنگ اخیر و به فلاکت افتادن ابرقدرت‌های عصر حاضر مقابل ایران عزیز، ثمره سال‌ها رهبری خردمندانه ایشان است. دکتر محمد مخبر در این نشست با تاکید بر این اصل که نخبگان نباید صرفاً به فکر کارمند شدن باشند، گفت: ظرفیت جوان نخبه مانند بذر پربرکت گندم است؛ نخبه ما وقتی در دستگاه دولتی یا حاکمیتی مشغول به فعالیت می‌شود مانند خوشه‌های گندم که در مزارع کشاورزی رشد و نمو دارد، باید در آن دستگاه یا نهاد رشد کند تا زمینه ارتقای بیشتر محل کار خود را فراهم کرده باشد و در صورت لزوم حتی به فکر شغل دولتی نباشد و به سمت کارآفرینی و مشاوره به مدیران حرکت کند. وی افزود: اگر جوان نخبه هنگامی که وارد دستگاهی می‌شود دنبال نقاط تحول آفرین باشد، این مساله حتماً مورد توجه مدیران آن دستگاه دولتی یا حاکمیتی قرار گرفته و این مدیران نیز از چنین ظرفیتی برای حل مسائل و مشکلات زیر مجموعه خود و ارتقای بهره‌وری آن استفاده خواهند کرد. دکتر مخبر با اشاره به اینکه فعالیت نخبگانِ کشور در حوزه مدیریت منابع انسانی در کنار یکدیگر می‌تواند ثمر بخش باشد، اظهار داشت: محصول تجمیع این منابع انسانی، رقم زدن سه مولفه اساسی قدرت تشخیص، قدرت تحلیل و قدرت حل مساله بوده که برای تصدی مسئولیت‌های مهم و حل مسائل در کشور ضروری است. وی افزود: هر سازمانی که می‌خواهد ارتقا پیدا کند، باید نیروی انسانی خود را ارتقا دهد؛ در واقع سرمایه‌گذاری مستمر بر روی منابع انسانی، سنگ‌بنای اصلی برای دستیابی به تعالی و پایداری در تمامی عرصه‌هاست.