کنترل مصرف بنزین یا اتلاف وقت؟!

دولت بار دیگر به جای آنکه ریشه‌های ناترازی بنزین را هدف بگیرد، ساده‌ترین و البته پرهزینه‌ترین راه را انتخاب کرده است؛ دستکاری در سهمیه‌ها. کاهش سهمیه بنزین با نرخ دوم و همزمان محدود کردن میزان سوختگیری با کارت جایگاه به ۱۵لیتر.

به گزارش راویان به نقل از همشهری آنلاین، رضا کربلائی در روزنامه همشهری نوشت؛

دولت بار دیگر به جای آنکه ریشه‌های ناترازی بنزین را هدف بگیرد، ساده‌ترین و البته پرهزینه‌ترین راه را انتخاب کرده است؛ دستکاری در سهمیه‌ها. کاهش سهمیه بنزین با نرخ دوم و همزمان محدود کردن میزان سوختگیری با کارت جایگاه به ۱۵ لیتر.

شاید روی کاغذ اقدامی برای مدیریت مصرف به‌نظر برسد، اما در عمل بیش از آنکه مصرف را کنترل کند، اعصاب مردم را هدف گرفته است.‌ مدیریت مصرف سوخت یک ضرورت انکارناپذیر است. هیچ‌کس منکر رشد مصرف، قاچاق سوخت یا فشار بر منابع کشور نیست، اما سیاستگذاری زمانی موفق خواهد بود که ضمن دستیابی به اهداف اقتصادی، کمترین هزینه را به شهروندان تحمیل کند. تصمیم اخیر دقیقا برعکس این منطق عمل می‌کند.‌

کافی است راننده‌ای سهمیه کارت سوخت شخصی‌اش را به پایان رسانده باشد. اکنون با محدودیت ۱۵لیتری کارت جایگاه، برای پرکردن یک باک ۵۰ یا ۶۰لیتری ناچار است دست‌کم 4بار عملیات سوختگیری را تکرار کند؛ این یعنی اتلاف وقت، تشکیل صف، ایجاد تنش و تجربه‌ای آزاردهنده که هیچ ارتباطی با اصلاح الگوی مصرف ندارد.‌نتیجه چنین تصمیمی نیز کاملا قابل پیش‌بینی است.

نخست، رانندگان برای دریافت سوخت بیشتر وارد چانه‌زنی با متصدیان جایگاه‌ها می‌شوند؛ متصدیانی که خود نقشی در این تصمیم ندارند اما ناچارند پاسخگوی نارضایتی مردم باشند. دوم، بسیاری از شهروندان مجبور خواهند شد بار دیگر به جایگاه مراجعه کنند تا باک خودرو را تکمیل کنند.

سوم، در برخی موارد نیز زمینه برای دریافت مبالغ اضافی یا شکل‌گیری رفتارهای غیررسمی فراهم می‌شود؛ وضعیتی که نه به نفع مردم است و نه به سود نظام توزیع سوخت.‌از سوی دیگر، این سیاست یک تناقض آشکار نیز دارد. اگر هدف کاهش مصرف بنزین است، چرا باید مردم را وادار کرد چندبار به جایگاه مراجعه کنند؟ این رفت‌وآمدهای اضافی، ترافیک بیشتری ایجاد می‌کند، زمان شهروندان را هدر می‌دهد و حتی به مصرف بیشتر بنزین منجر می‌شود.

بنابراین، سیاستی که با هدف صرفه‌جویی طراحی شده، خود به عاملی برای افزایش مصرف و ازدحام تبدیل می‌شود.‌واقعیت این است که مدیریت مصرف بنزین راهکارهای مؤثرتری دارد؛ از واقعی‌سازی تدریجی قیمت‌ها با پرداخت یارانه هدفمند گرفته تا توسعه حمل‌ونقل عمومی، بهبود کیفیت خودروها و حذف خودروهای فرسوده. اما انتخاب راهی که صرفا مردم را در صف‌های طولانی و رفت‌وآمدهای مکرر گرفتار کند، نه اصلاح اقتصادی است و نه مدیریت مصرف؛ بلکه نوعی انتقال هزینه ناکارآمدی سیاستگذاری به شهروندان است.

خبرهای پر بازدید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرين اخبار

دادستانی علیه عباس عبدی و زیباکلام اعلام جرم کرد

دادستانی تهران هفته گذشته علیه عباس عبدی و صادق زیبا کلام و دو رسانه منتشر کننده اظهارات ان‌ها اعلام جرم کرده است در همین رابطه این افراد و رسانه‌ها به دادسرا احضار شده‌اند.

دادستانی علیه عباس عبدی و زیباکلام اعلام جرم کرد دادستانی تهران هفته گذشته علیه عباس عبدی و صادق زیبا کلام و دو رسانه منتشر کننده اظهارات ان‌ها اعلام جرم کرده است در همین رابطه این افراد و رسانه‌ها به دادسرا احضار شده‌اند. به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از میزان، هفته گذشته؛ در پی انتشار یادداشتی از سوی عباس عبدی در روزنامه اعتماد و مصاحبه صادق زیبا کلام با خبرگزاری آنا، دادستانی تهران علیه هر دو نفر و رسانه‌های منتشر کننده این اظهارات اعلام جرم کرد تا پرونده آنها مورد رسیدگی قرار بگیرد.

ثمره درایت رهبر شهید انقلاب در برابر ابرقدرت‌ها

مشاور و دستیار مقام معظم رهبری در جلسه مشترک با جمعی از همیاران جوان مدیران، با بیان اینکه یکی از وجوه کمتر گفته شده از ابعاد ممتاز رهبریِ رهبر شهید انقلاب، درایت ایشان در مساله حکمرانی است، گفت: تثبیت ساختار کشور در جنگ اخیر و به فلاکت افتادن ابرقدرت‌های عصر حاضر مقابل ایران عزیز، ثمره سال‌ها رهبری خردمندانه ایشان است. دکتر محمد مخبر در این نشست با تاکید بر این اصل که نخبگان نباید صرفاً به فکر کارمند شدن باشند، گفت: ظرفیت جوان نخبه مانند بذر پربرکت گندم است؛ نخبه ما وقتی در دستگاه دولتی یا حاکمیتی مشغول به فعالیت می‌شود مانند خوشه‌های گندم که در مزارع کشاورزی رشد و نمو دارد، باید در آن دستگاه یا نهاد رشد کند تا زمینه ارتقای بیشتر محل کار خود را فراهم کرده باشد و در صورت لزوم حتی به فکر شغل دولتی نباشد و به سمت کارآفرینی و مشاوره به مدیران حرکت کند. وی افزود: اگر جوان نخبه هنگامی که وارد دستگاهی می‌شود دنبال نقاط تحول آفرین باشد، این مساله حتماً مورد توجه مدیران آن دستگاه دولتی یا حاکمیتی قرار گرفته و این مدیران نیز از چنین ظرفیتی برای حل مسائل و مشکلات زیر مجموعه خود و ارتقای بهره‌وری آن استفاده خواهند کرد. دکتر مخبر با اشاره به اینکه فعالیت نخبگانِ کشور در حوزه مدیریت منابع انسانی در کنار یکدیگر می‌تواند ثمر بخش باشد، اظهار داشت: محصول تجمیع این منابع انسانی، رقم زدن سه مولفه اساسی قدرت تشخیص، قدرت تحلیل و قدرت حل مساله بوده که برای تصدی مسئولیت‌های مهم و حل مسائل در کشور ضروری است. وی افزود: هر سازمانی که می‌خواهد ارتقا پیدا کند، باید نیروی انسانی خود را ارتقا دهد؛ در واقع سرمایه‌گذاری مستمر بر روی منابع انسانی، سنگ‌بنای اصلی برای دستیابی به تعالی و پایداری در تمامی عرصه‌هاست.