بعد از انفجار پیجرها، زندگی چگونه ادامه پیدا کرد؟

جنگ همیشه در خط مقدم روایت نمی‌شود؛ گاهی در اتاق‌های یک هتل، میان چشم‌های مجروحان و انتظار خانواده‌های آواره ادامه دارد. «فندق‌السفیر» همین روایت کمتر دیده‌شده از مقاومت را ثبت کرده است.

به گزارش راویان به نقل از مهر، اخبار جنگ معمولاً با آمار شهدا، تصاویر ویرانی و گزارش‌های نظامی شناخته می‌شوند؛ اما آن‌سوی این روایت‌های خبری، زندگی همچنان جریان دارد. خانواده‌هایی که خانه‌هایشان را از دست داده‌اند، مجروحانی که باید با زخم‌های جسمی و روحی کنار بیایند و کودکانی که جنگ، کودکی‌شان را ناتمام گذاشته است. کتاب «فندق السفیر؛ درنگی بر احوال جانبازان و خانواده‌های مقاومت در سوریه» نوشته شبنم غفاری حسینی، طیبه فرید و فاطمه احمدی که توسط انتشارات سوره مهر منتشر شده، دقیقاً به همین بخش کمتر دیده‌شده از مقاومت می‌پردازد؛ جایی که روایت جنگ، از میدان نبرد به زندگی روزمره آدم‌ها می‌رسد.

این کتاب حاصل حضور میدانی سه راوی ایرانی در سوریه است؛ سفری که پس از حملات گسترده رژیم صهیونیستی به لبنان و انفجار پیجرها آغاز شد و آن‌ها را به میان خانواده‌های مقاومت و جانبازانی برد که در هتل «فندق السفیر» و مراکز اطراف حرم حضرت زینب(س) اسکان یافته بودند. حاصل این حضور، روایتی زنده، بی‌واسطه و انسانی از مقاومت است؛ روایتی که بیش از آنکه درباره جنگ باشد، درباره انسان‌هایی است که با جنگ زندگی می‌کنند.

از یک پیام تا آغاز یک سفر

«فندق السفیر» تنها گزارش یک سفر نیست؛ روایت مأموریتی است که از احساس مسئولیت آغاز می‌شود. نویسندگان توضیح می‌دهند چگونه پس از پیام رهبر شهید انقلاب درباره ضرورت یاری و حمایت از جبهه مقاومت، ایده اعزام گروهی از راویان جهادی شکل گرفت. هدف آن‌ها ثبت زندگی کسانی بود که شاید نامشان هیچ‌گاه در تیتر خبرها قرار نگیرد، اما بار سنگین مقاومت را بر دوش می‌کشند.

از همین رو، کتاب از نخستین لحظه‌های هماهنگی، دریافت مجوز، ورود به دمشق و استقرار در زینبیه آغاز می‌شود. مخاطب همراه نویسندگان، مراحل مختلف سفر را پشت سر می‌گذارد؛ از فرودگاه دمشق تا کوچه‌های اطراف حرم حضرت زینب(س)، از سرمای ساختمان‌های بی‌برق تا روزهایی که برای گرفتن اجازه ورود به محل اسکان مجروحان سپری می‌شود.

هتلی که خانه مقاومت شد

محور اصلی کتاب، هتل «فندق السفیر» است؛ ساختمانی که در روزهای بحران، کارکردی کاملاً متفاوت پیدا کرده است. این هتل دیگر تنها محل اقامت مسافران نیست، بلکه به پناهگاهی برای خانواده‌های لبنانی تبدیل شده که در نتیجه حملات اسرائیل، خانه و کاشانه خود را ترک کرده‌اند. در کنار آنان، مجروحان انفجار پیجرها نیز در همین مجموعه روزگار می‌گذرانند؛ افرادی که بسیاری از آنان بینایی، دست یا بخشی از توان جسمی خود را از دست داده‌اند.

نویسندگان، این فضا را نه با توصیف‌های کلی، بلکه با جزئیات ملموس به تصویر می‌کشند؛ راهروها، اتاق‌ها، رفت‌وآمد کودکان، نگاه مادران، شوخی‌های جانبازان و حتی سکوت‌هایی که میان گفت‌وگوها جریان دارد.

همین نگاه جزئی‌نگر باعث شده «فندق السفیر» بیش از آنکه یک گزارش جنگی باشد، سندی از زندگی انسان‌هایی باشد که مقاومت را در متن زندگی روزمره تجربه می‌کنند.

قهرمانان این کتاب، آدم‌های معمولی‌اند

یکی از ویژگی‌های مهم کتاب، انتخاب سوژه‌هاست. در این اثر خبری از فرماندهان مشهور یا تحلیل‌های نظامی نیست. شخصیت‌های اصلی کتاب، مردان و زنانی هستند که هرکدام سهمی از جنگ را بر دوش دارند؛ جوانی که تنها چند روز مانده به ازدواجش، در انفجار پیجر مجروح شده است؛ مادری که با وجود از دست دادن خانه‌اش، همچنان از مقاومت سخن می‌گوید؛ پدری که فرزندش را با افتخار راهی حزب‌الله کرده و نوجوانانی که کودکی‌شان با صدای انفجار گره خورده است.

این انتخاب، مهم‌ترین تفاوت «فندق السفیر» با بسیاری از آثار حوزه مقاومت است. نویسندگان تلاش کرده‌اند مقاومت را از زاویه مردم روایت کنند؛ مردمی که نه در پشت جبهه، بلکه در متن جنگ زندگی می‌کنند.

وقتی گفت‌وگو، جای تحلیل را می‌گیرد

بخش عمده‌ای از کتاب بر پایه گفت‌وگو شکل گرفته است. سه نویسنده با کمک مترجمان عرب‌زبان، پای صحبت خانواده‌ها و مجروحان می‌نشینند. پرسش‌های آنان ساده است، اما پاسخ‌ها تصویری عمیق از جهان‌بینی مردم لبنان ارائه می‌دهد.

در خلال این گفت‌وگوها، مخاطب با نگاه مردم به ایران، حزب‌الله، مفهوم شهادت، امید، آینده و زندگی آشنا می‌شود. بسیاری از این روایت‌ها، صمیمی و بدون تکلف‌اند و همین ویژگی باعث شده کتاب از فضای رسمی فاصله بگیرد.

در یکی از روایت‌ها، مجروحی لبنانی که اندکی فارسی می‌داند، از توصیه سید حسن نصرالله برای یادگیری زبان فارسی سخن می‌گوید و آن را «زبان انقلاب» می‌نامد. در روایتی دیگر، یکی از رزمندگان در پاسخ به شوخی راوی درباره سه‌تار، اسلحه‌اش را «ساز» خود معرفی می‌کند؛ لحظه‌ای که تلخی جنگ را با لبخندی کوتاه همراه می‌کند.

روایت زنانه از دل مقاومت

یکی دیگر از نقاط قوت کتاب، زاویه دید آن است. «فندق السفیر» توسط سه نویسنده زن نوشته شده و همین مسئله باعث شده بسیاری از جزئیاتی که شاید در گزارش‌های متعارف دیده نشوند، در متن کتاب حضور داشته باشند.

نگاه به مادران، همسران، کودکان، دغدغه‌های زنان آواره، وضعیت زندگی خانوادگی و تأثیر جنگ بر روابط عاطفی، از جمله موضوعاتی است که در این کتاب جایگاه ویژه‌ای دارد.

نویسندگان به جای تمرکز صرف بر صحنه‌های تلخ جنگ، تلاش کرده‌اند از امید، صبر، همدلی و ادامه زندگی نیز سخن بگویند.

سندی از یک مقطع تاریخی

«فندق السفیر» تنها یک اثر ادبی نیست، بلکه ارزش مستند نیز دارد. حوادثی مانند انفجار پیجرها، آوارگی خانواده‌های جنوب لبنان، اسکان آنان در سوریه و شکل‌گیری مراکز حمایتی، بخشی از تاریخ معاصر مقاومت به شمار می‌رود و این کتاب، بخشی از این تاریخ را از زاویه روایت‌های میدانی ثبت کرده است.

همین ویژگی باعث شده اثر علاوه بر مخاطبان عمومی، برای پژوهشگران حوزه مقاومت و تاریخ شفاهی نیز منبعی قابل توجه باشد. نویسندگان تنها روایتگر نیستند؛ آن‌ها خود نیز در طول سفر دستخوش تغییر می‌شوند.

کتاب نشان می‌دهد مواجهه نزدیک با خانواده‌های مقاومت، پرسش‌های تازه‌ای درباره مفهوم تکلیف، ایثار، ترس و امید در ذهن راویان ایجاد می‌کند. بنابراین مخاطب علاوه بر شناخت شخصیت‌های لبنانی، با سیر درونی نویسندگان نیز همراه می‌شود. این دو روایت موازی، به کتاب عمق بیشتری بخشیده و آن را از یک گزارش صرف فراتر برده است.

در بخشی از کتاب می‌خوانیم:

امان نمی‌دهد. تا حورا دست بجنباند و سؤالم را ترجمه کند، او فوری و بی‌مقدمه پیش‌دستی می‌کند و جواب می‌دهد. اسمش مهدی ابوحسن است. از اطمینان و شتابِ کلماتش می‌فهمم با زبان فارسی غریبه نیست و مکالمهٔ من و حورا را متوجه می‌شود. می‌پرسم: «فارسی بلدید؟» می‌خندد و به فارسی که مخارج حروفش را عربی ادا می‌کند، می‌گوید: «یه کم می‌فهمم. سیدالقائد توی یکی از دیدارهایش با فرماندهان حزب‌الله تأکید کرده بود، فارسی را یاد بگیرید. عربی زبان قرآن است و فارسی زبان انقلاب.»

پا گذاشته به وسط‌های چله عمرش، هرچند خیلی شکسته‌تر به نظر می‌رسد. بیشتر عمرش توی میدان بوده. خط‌وخش‌های روی دست و صورتش گواهی می‌دهد. از همان لحظه اول که او را دیدم، پیش چشمم آشناست. انگار جایی دیدمش با همین حُزن غریبِ توی نیمه سالم صورتش. متولد بعلبک است؛ زادگاه شیخ‌بهائی. شهری در دل دره بُقاع و از اولین نقطه‌های شکل‌گیری تمدن بشری در این گوشه دنیا. زنش عین پروانه دوروبرش می‌چرخد.

کتاب «فندق السفیر» نوشته فاطمه احمدی، شبنم غفاری حسینی و طیبه فرید در ۲۳۶صفحه و از سوی انتشارات سوره مهر منتشر شده است.

خبرهای پر بازدید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرين اخبار

دادستانی علیه عباس عبدی و زیباکلام اعلام جرم کرد

دادستانی تهران هفته گذشته علیه عباس عبدی و صادق زیبا کلام و دو رسانه منتشر کننده اظهارات ان‌ها اعلام جرم کرده است در همین رابطه این افراد و رسانه‌ها به دادسرا احضار شده‌اند.

دادستانی علیه عباس عبدی و زیباکلام اعلام جرم کرد دادستانی تهران هفته گذشته علیه عباس عبدی و صادق زیبا کلام و دو رسانه منتشر کننده اظهارات ان‌ها اعلام جرم کرده است در همین رابطه این افراد و رسانه‌ها به دادسرا احضار شده‌اند. به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از میزان، هفته گذشته؛ در پی انتشار یادداشتی از سوی عباس عبدی در روزنامه اعتماد و مصاحبه صادق زیبا کلام با خبرگزاری آنا، دادستانی تهران علیه هر دو نفر و رسانه‌های منتشر کننده این اظهارات اعلام جرم کرد تا پرونده آنها مورد رسیدگی قرار بگیرد.

ثمره درایت رهبر شهید انقلاب در برابر ابرقدرت‌ها

مشاور و دستیار مقام معظم رهبری در جلسه مشترک با جمعی از همیاران جوان مدیران، با بیان اینکه یکی از وجوه کمتر گفته شده از ابعاد ممتاز رهبریِ رهبر شهید انقلاب، درایت ایشان در مساله حکمرانی است، گفت: تثبیت ساختار کشور در جنگ اخیر و به فلاکت افتادن ابرقدرت‌های عصر حاضر مقابل ایران عزیز، ثمره سال‌ها رهبری خردمندانه ایشان است. دکتر محمد مخبر در این نشست با تاکید بر این اصل که نخبگان نباید صرفاً به فکر کارمند شدن باشند، گفت: ظرفیت جوان نخبه مانند بذر پربرکت گندم است؛ نخبه ما وقتی در دستگاه دولتی یا حاکمیتی مشغول به فعالیت می‌شود مانند خوشه‌های گندم که در مزارع کشاورزی رشد و نمو دارد، باید در آن دستگاه یا نهاد رشد کند تا زمینه ارتقای بیشتر محل کار خود را فراهم کرده باشد و در صورت لزوم حتی به فکر شغل دولتی نباشد و به سمت کارآفرینی و مشاوره به مدیران حرکت کند. وی افزود: اگر جوان نخبه هنگامی که وارد دستگاهی می‌شود دنبال نقاط تحول آفرین باشد، این مساله حتماً مورد توجه مدیران آن دستگاه دولتی یا حاکمیتی قرار گرفته و این مدیران نیز از چنین ظرفیتی برای حل مسائل و مشکلات زیر مجموعه خود و ارتقای بهره‌وری آن استفاده خواهند کرد. دکتر مخبر با اشاره به اینکه فعالیت نخبگانِ کشور در حوزه مدیریت منابع انسانی در کنار یکدیگر می‌تواند ثمر بخش باشد، اظهار داشت: محصول تجمیع این منابع انسانی، رقم زدن سه مولفه اساسی قدرت تشخیص، قدرت تحلیل و قدرت حل مساله بوده که برای تصدی مسئولیت‌های مهم و حل مسائل در کشور ضروری است. وی افزود: هر سازمانی که می‌خواهد ارتقا پیدا کند، باید نیروی انسانی خود را ارتقا دهد؛ در واقع سرمایه‌گذاری مستمر بر روی منابع انسانی، سنگ‌بنای اصلی برای دستیابی به تعالی و پایداری در تمامی عرصه‌هاست.