در ستایش مکث در روزگار شتاب؛چرا بازگشت به درنگ، ضرورت تاب‌آوری ذهن و احیای خرد در جهان مصرف‌زده مدرن است؟

راویان| مهسا رهسپار، فرهنگ و هنر؛ کمتر کسی را می‌توان در جهان امروز یافت که از شتاب بی‌پایان عقربه‌ها و کمبود وقت گلایه نکند. از نخستین دقایق بیداری تا واپسین لحظات شب، روان آدمی در میانه بمباران پیام‌ها، خبرها، وظایف شغلی و قرارهای پی‌درپی دست‌وپا می‌زند. گویی زیست معاصر به میدانی از مسابقه‌ای بی‌پایان بدل شده که یگانه قانون نانوشته آن، تندتر دویدن و هرگز متوقف نشدن است.

ارزش انسان‌ها در این نظام معنایی، با سرعت پاسخ‌دهی، شتاب در تصمیم‌گیری و توانایی جلو افتادن سنجیده می‌شود و ایستادن، حتی برای لحظاتی کوتاه، برچسب رخوت و عقب‌ماندگی می‌خورد. اما در میانه این گرداب شتاب، یک پرسش بنیادین به فراموشی سپرده شده است که «آیا سریع‌تر زیستن الزاماً به معنای بهتر و معنادارتر زیستن است؟»

 

فاصله ژرف میان وفور داده‌ها و عمق اندیشه

تاریخ اندیشه و شاهکارهای تمدن بشری، شاهدی آشکار در برابر وسوسه شتاب است. دستاوردهای ماندگار فلسفه، هنر و ادبیات نه در غوغای ازدحام، بلکه در اقلیم خلوت و درنگ جوانه زده‌اند.

همان‌گونه که خاک برای پروراندن بذر، نیازمند طمأنینه است، ذهن نیز برای کشف معنا، محتاج زمان است. جهان پرشتاب کنونی اما، انسان را به واکنش‌های هیجانی و فوری عادت داده و فرصت فهم ژرف را از او ستانده است.

در روزگاری که داده‌ها و تحلیل‌های سطحی از در و دیوار فرومی‌ریزند، ذهن مجال هضم پدیده‌ها را پیدا نمی‌کند. انباشت بی‌رویه اطلاعات، «توهم دانایی» می‌آفریند در حالی که خردِ واقعی -که نیازمند بازاندیشی و درونی‌سازی است- در پای این شتاب قربانی می‌شود.

 

مکث به مثابه بنیانِ زیباشناسی و سلامت روان

مکث نقطه مقابل جریان زندگی نیست، بلکه عنصر قوام‌بخش آن است. موسیقی را در نظر بگیرید، اگر فواصل میان اصوات و سکوتِ میان نت‌ها حذف شود، حاصلِ کار، چیزی جز توده‌ای از نوفه و آشفتگی صوتی نخواهد بود.

بسیاری از معانی انسانی نه در متن حرکت، بلکه در فاصله‌گذاری‌های هوشمندانه میان کنش‌ها متولد می‌شوند. روان‌شناسان سال‌هاست در بابِ فرسودگیِ مزمنِ ناشی از هجوم محرک‌های بی‌پایان هشدار می‌دهند.

ذهنی که پیاپی میان داده‌های جدید پرتاب می‌شود، تمرکز عمیق و خلاقیت زاینده خود را از دست می‌دهد. از این رو، مکث کردن صرفاً یک سلیقه فردی نیست، بلکه ضرورتی حیاتی برای بازیافت سلامت روان و بازگشت به خویشتن است.

 

از خاموشی عارفانه تا نقد عقلانیت محاسبه‌گر

دعوت به درنگ، ریشه‌ای ژرف در میراث حکمی و فلسفی دارد. مولانا بارها آدمی را به سکوت و خموشی فرامی‌خواند، چرا که از منظر او «گوهر حقیقت» همواره در بلندترین فریادها نمایان نمی‌شود و شنیدن نغمه‌هایِ پنهانِ هستی، مستلزم فروکاستن از هیاهوی بیرون است.

در ساحت فلسفه غرب نیز مارتین هایدگر با نگاهی هشداردهنده نشان داد که چگونه تمدن مدرن انسان را در دام عقلانیت محاسبه‌گر گرفتار کرده است، وضعیتی که در آن همه امور باید سریع، کمّی، ابزاری و بازده‌محور باشند.

کارل اونوره نیز در پژوهش‌های خود پیرامون ستایش آهستگی یادآور می‌شود که نجات انسان نه در کندی مطلق و نه در شتاب‌زدگی افراطی، بلکه در بازیافت ریتم طبیعی هر پدیده نهفته است.

 

صحنه تئاتر و سینما به مثابه سنگر مقاومت

در اقلیم تصویر، سینمای آندری تارکوفسکی با قاب‌های کشیده و سکوت‌های پرکشش، تماشاگر را وادار به ایستادن و خیره شدن می‌کند، کنشی نامأنوس برای نسلی که به نماهای شتاب‌زده و تقطیع‌های چندثانیه‌ای معتاد شده است.

در میان هنرها، تئاتر یکی از واپسین پناهگاه‌های تمرکز و حضور ناب انسانی در برابر جهان پرشتاب است. تئاتر را نمی‌توان جلو زد یا با دور تند دید.

مخاطب باید زمان خود را با زمان صحنه تراز کند، تلفن همراه را خاموش سازد و در یک تجربه تنفس مشترک با بازیگر غرق شود. همان‌طور که نظریه‌پردازانی چون پیتر بروک و یرژی گروتفسکی یادآور شده‌اند، عصاره تئاتر در مواجهه بی‌واسطه انسان‌ها و سکوت‌های پرمعنا میان واژه‌ها شکل می‌گیرد، سکوتی که گاه از دیالوگ‌های مطول رساتر است.

 

درنگ به مثابه کنشی آگاهانه

در عصری که نظام‌های مصرفی، انسان را بی‌وقفه به دویدن و همرنگ شدن با سرعت ماشین دعوت می‌کنند، درنگ کردن تنها یک انتخاب زیستی نیست، بلکه کنشی از مقاومت آگاهانه است. این ایستادن، سپری در برابر سطحی‌نگری، فراموشی زودهنگام و مصرف مداوم احساسات است.

برای دیدن نشانه‌ها باید گاهی از دویدن دست کشید، نفس تازه کرد و با نگاهی پیراسته به تماشای جهان نشست، درست همان‌گونه که سهراب سپهری سرود: «چشم‌ها را باید شست و جور دیگر باید دید.»

 

مهسا رهسپار کارگردان و بازیگر تئاتر

 

 

خبرهای پر بازدید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرين اخبار

دادستانی علیه عباس عبدی و زیباکلام اعلام جرم کرد

دادستانی تهران هفته گذشته علیه عباس عبدی و صادق زیبا کلام و دو رسانه منتشر کننده اظهارات ان‌ها اعلام جرم کرده است در همین رابطه این افراد و رسانه‌ها به دادسرا احضار شده‌اند.

دادستانی علیه عباس عبدی و زیباکلام اعلام جرم کرد دادستانی تهران هفته گذشته علیه عباس عبدی و صادق زیبا کلام و دو رسانه منتشر کننده اظهارات ان‌ها اعلام جرم کرده است در همین رابطه این افراد و رسانه‌ها به دادسرا احضار شده‌اند. به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از میزان، هفته گذشته؛ در پی انتشار یادداشتی از سوی عباس عبدی در روزنامه اعتماد و مصاحبه صادق زیبا کلام با خبرگزاری آنا، دادستانی تهران علیه هر دو نفر و رسانه‌های منتشر کننده این اظهارات اعلام جرم کرد تا پرونده آنها مورد رسیدگی قرار بگیرد.

ثمره درایت رهبر شهید انقلاب در برابر ابرقدرت‌ها

مشاور و دستیار مقام معظم رهبری در جلسه مشترک با جمعی از همیاران جوان مدیران، با بیان اینکه یکی از وجوه کمتر گفته شده از ابعاد ممتاز رهبریِ رهبر شهید انقلاب، درایت ایشان در مساله حکمرانی است، گفت: تثبیت ساختار کشور در جنگ اخیر و به فلاکت افتادن ابرقدرت‌های عصر حاضر مقابل ایران عزیز، ثمره سال‌ها رهبری خردمندانه ایشان است. دکتر محمد مخبر در این نشست با تاکید بر این اصل که نخبگان نباید صرفاً به فکر کارمند شدن باشند، گفت: ظرفیت جوان نخبه مانند بذر پربرکت گندم است؛ نخبه ما وقتی در دستگاه دولتی یا حاکمیتی مشغول به فعالیت می‌شود مانند خوشه‌های گندم که در مزارع کشاورزی رشد و نمو دارد، باید در آن دستگاه یا نهاد رشد کند تا زمینه ارتقای بیشتر محل کار خود را فراهم کرده باشد و در صورت لزوم حتی به فکر شغل دولتی نباشد و به سمت کارآفرینی و مشاوره به مدیران حرکت کند. وی افزود: اگر جوان نخبه هنگامی که وارد دستگاهی می‌شود دنبال نقاط تحول آفرین باشد، این مساله حتماً مورد توجه مدیران آن دستگاه دولتی یا حاکمیتی قرار گرفته و این مدیران نیز از چنین ظرفیتی برای حل مسائل و مشکلات زیر مجموعه خود و ارتقای بهره‌وری آن استفاده خواهند کرد. دکتر مخبر با اشاره به اینکه فعالیت نخبگانِ کشور در حوزه مدیریت منابع انسانی در کنار یکدیگر می‌تواند ثمر بخش باشد، اظهار داشت: محصول تجمیع این منابع انسانی، رقم زدن سه مولفه اساسی قدرت تشخیص، قدرت تحلیل و قدرت حل مساله بوده که برای تصدی مسئولیت‌های مهم و حل مسائل در کشور ضروری است. وی افزود: هر سازمانی که می‌خواهد ارتقا پیدا کند، باید نیروی انسانی خود را ارتقا دهد؛ در واقع سرمایه‌گذاری مستمر بر روی منابع انسانی، سنگ‌بنای اصلی برای دستیابی به تعالی و پایداری در تمامی عرصه‌هاست.