زوال تدریجی یک زنجیره ارزش؛  نخل ها ایستاده می میرند

راویان| حیدر کاشف؛ نخلستان‌های دشتستان نه صرفاً عارضه ای طبیعی هستند و نه می شود تنها به عنوان منبع درآمد از آن نام برد . این گستره همواره ستون فقرات اقتصاد خانوار، زیربنای زیست‌بوم منطقه و لنگرگاه حافظه جمعی مردمان این سامان در جنوب کشور بوده است.

با این حال، شریان‌های حیاتی منطقه امروز زیر بار یک عدم تعادل ساختاری در حال فروپاشی است. تنزل محسوس دبی پایه رودخانه‌ها، افت تراز ایستابی سفره‌های زیرزمینی و صعود تصاعدی شوری خاک و آب، اقتصاد نخل‌داری را با چالش پایداری مواجه کرده است.

بحران کنونی دشتستان را نمی‌توان صرفاً به متغیرهای برون‌زا نظیر خشکسالی اقلیمی و کاهش بارش تقلیل داد. تلاقیِ نامتوازن افت نزولات جوی، بهره‌برداری مازاد از آبخوان‌ها و ضعف بنیادین در الگوی حکمرانی و مدیریت بهینه‌سازی منابع آب، مهم‌ترین قطب خرمای کشور را در تنگنای بحرانی چندلایه قرار داده است. عارضه‌ای که پیامدهای آن به‌صورت توأمان در شکنندگی اقتصادی نخل‌داران، خشکی بستر تالاب‌ها و اضمحلال سکونتگاه‌های روستایی نمایان شده است.

 

ریشه‌های تاریخی؛ تکوین زیست‌بوم بر مدار رودخانه‌ها

 

تحلیل وضعیت امروز دشتستان بدون بازخوانی مختصات تاریخی پیوند جامعه محلی با حوضه‌های آبریز شاپور و دالکی ناممکن است.

حسینقلی بهادری، پژوهشگر تاریخ، سرچشمه بخش عمده‌ای از حیات تمدنی و تاب‌آوری دشتستان را ارتفاعات زاگرس می‌داند. وی تشریح می‌کند: «رودخانه‌های مُند، شاپور و دالکی که از حوزه‌های کوهستانی بالادست سرچشمه می‌گیرند، در امتداد قرون متمادی کاتالیزور شکل‌گیری سکونتگاه‌ها، انتظام شهری و رونق کشاورزی پایدار در این جغرافیا بوده‌اند.»

به گفته این محقق تاریخ، شاخه‌های شاپور و دالکی در اراضی کلل پایین و درودگاه به یکدیگر پیوسته و شریان واحد «رود حله» را تشکیل می‌دهند. جریانی هیدرولیکی که پیش از ریزش به خلیج فارس، تغذیه‌کننده اکوسیستم تالاب حله است.

بهادری تأکید دارد که تکوین نخل‌داری در دشتستان یک رخداد باری‌به‌هرجهت نبوده، بلکه مستندات تاریخی و شواهد متقن باستان‌شناسی گواهی می‌دهند که پیدایش نخلستان‌ها بر پایه مهندسی هیدرولیکی، شناخت رفتار آبی حوضه‌ها و سازوکارهای مدیریتی دقیق بنا نهاده شده است.

وی با استناد به یافته‌های باستانی بردک‌سیاه و کاخ چرخاب یادآور می‌شود: «این مستندات باستان‌شناختی نشان می‌دهد ساکنان کهن این حوزه هزاران سال پیش سازوکار مهار و مدیریت آب را بهینه‌تر از رویکردهای فعلی ساماندهی کرده بودند. هندسه کاشت نخلستان‌ها مدون، کانال‌های انتقال آب طراحی‌شده و بهره‌برداری از منابع سطحی بر مبنای حساب‌وکتاب مهندسی بوده است.»

بهادری اضافه می‌کند: «خرما در راهبردهای لجستیکی دوره‌های هخامنشی و ساسانی کارکردی استراتژیک داشت و ستون زنجیره تأمین جیره غذایی سپاهیان در سفرهای طولانی و فتوحات نظامی قلمداد می‌شد. همین اهمیت بنیادین، مدیریت منابع آب در اراضی نخل‌کاری را به دانشی کاربردی و صیقل‌خورده بدل کرده بود.»

 

از شکوفایی سده اخیر تا انباشت موانع ساختاری

 

بهادری در امتداد این تبیین تاریخی، به یکی از مقاطع کلیدی دگردیسی ساختار کشاورزی مدرن در دشتستان اشاره می‌کند.

این پژوهشگر تاریخ متذکر می‌شود: «در سال ۱۳۱۷ خورشیدی، تنگناهای ترانزیتی و لجستیکی ساکنان برای گذر از پهنه رودخانه حله و تبادل کالا رسماً در دستور کار ارکان اجرایی قرار گرفت؛ در آن برهه، عبور و مرور بومیان متکی بر کلک‌هایی ساخته‌شده از تنه درختان نخل بود.»

بر اساس اظهارات او، در همان بستر زمانی، فرامین حاکمیتی برای انتظام‌بخشی به حقوق مالکیت اراضی، تحدید حدود اسناد و پیاده‌سازی زیرساخت‌های نوین توزیع آب ابلاغ شد. راهبردی که خروجی نهادی آن تشکیل اداره آبیاری دشتستان و شتاب‌بخشی به احیا و زیرکشت‌بردن حدود ۱۰ هزار هکتار از اراضی زراعی منطقه بود.

بهادری این مقطع تاریخی را یکی از ادوار اوج کارایی و تنوع‌بخشی به سبد محصولات کشاورزی حوزه دشتستان برمی‌شمرد. دوره‌ای که در آن اراضی مستعد منطقه علاوه بر نخل، زیر کشت صنعتی محصولاتی چون پنبه و آفتابگردان نیز قرار داشت.

با وجود این پیشینه، این کارشناس بر شکاف عمیق میان ظرفیت‌های ذاتی دشتستان و کیفیت سیاست‌گذاری‌های توسعه‌ای کنونی انگشت می‌گذارد و تصریح می‌کند: «جامعه کشاورزی منطقه همچنان درگیر بوروکراسی پیچیده اداری است و برای تثبیت مالکیت باغات، اخذ اسناد تک‌برگی و دریافت تسهیلات نوسازی با موانع مکرر دست به گریبان است.»

وی در پایان تأکید می‌کند: «چنانچه اراده‌ای برای تثبیت جایگاه خرمای دشتستان در زنجیره ارزش و بازارهای فرامرزی وجود دارد، باید فاصله موجود میان اظهارنظرهای کلی تا برنامه‌های اجرایی کاهش یابد و خروجی همایش‌ها به بسته‌های اقدام و پایش عملیاتی تبدیل شود.»

 

افت شاخص‌های تاب‌آوری در سطح نخلستان‌ها

 

پدیدارشناسی تنش آبی دشتستان فراتر از ارقام دفتری، در تغییرات بیوفیزیکی نخلستان‌ها کاملاً مشهود است.

نخل‌داران کهنه‌کار روایت می‌کنند که در دهه‌های پیشین، آورد آب رودخانه‌های دالکی و شاپور به اندازه‌ای پایدار بود که دغدغه تأمین مدار آبیاری عملاً موضوعیت نداشت‌.جویبارها پرآب بودند و تمرکز عمده باغداران صرفاً بر مدیریت بهینه فرایند برداشت و فروش متمرکز بود.

اما اکنون تراز هیدرولیکی دگرگون شده است. کاهش بارش‌های سالانه، افت ورودی آب حوضه‌ها، برداشت مضاعف و صیانتی‌نشده از منابع زیرزمینی و بارگذاری‌های خارج از ظرفیت برد اکولوژیک، پارادایم تولید را دگرگون ساخته است.

در سال‌های اخیر هشدارها پیرامون تنش آبی دشتستان شدت یافته است. کشاورزان از افت محسوس حقابه‌ها، اتساع فواصل دوره‌های آبیاری و کاهش توان بیولوژیک باغات ابراز نگرانی می‌کنند.

کارشناسان زراعی بر این نکته صحه می‌گذارند که اگرچه نخل در برابر شوری و تنش‌های اقلیمی گونه‌ای مقاوم شناخته می‌شود، اما این آستانه تحمل نامحدود نیست.طولانی‌شدن تنش تشنگی و تشدید شوری خاک به‌طور اجتناب‌ناپذیری به افت راندمان تولید، تنزل درجه کیفی و در نهایت خشکیدگی کامل پایه‌ها منجر خواهد شد.

ابعاد این بحران زمانی پیچیده‌تر می‌شود که سهم اشتغال و زنجیره ارزش اقتصاد روستایی مدنظر قرار گیرد. از کارگران فصلی تا کارگاه‌های فرآوری، سورتینگ، بسته‌بندی، حمل‌ونقل و بازرگانی خارجی، همگی مستقیم یا غیرمستقیم بر بنیاد تداوم حیات نخلستان‌ها استوار هستند و بروز هرگونه شوک به مبدأ تولید، کل زنجیره را مختل خواهد کرد.

 

خشکی تالاب حله؛ سرایت بحران آب به پهنه‌های محیط زیستی

ابعاد بحران منابع آب در دشتستان از محدوده زمین‌های کشاورزی فراتر رفته و به حوزه محیط زیست سرایت کرده است. نماد آشکار این معضل را می‌توان در وضعیت تالاب حله به نظاره نشست.

تالاب بین‌المللی حله از حیاتی‌ترین کانون‌های زیستی جنوب کشور به شمار می‌رود. حیات این تالاب مستقیماً به رژیم آب‌شناختی رودخانه‌های شاپور و دالکی وابسته است و هرگونه تغییر در دبی ورودی این آبراه‌ها بی‌درنگ بیلان زیستی تالاب را متاثر می‌سازد.

 

کارشناسان محیط زیست هشدار می‌دهند سرنوشت تالاب حله و اقتصاد نخلستان‌های دشتستان در پیوندی تفکیک‌ناپذیرند.هر میزان انحراف از حقابه طبیعی یا فزونی برداشت‌های بالادست، به شکل کاهش سطح تراز آب تالاب و تنزل کیفیت زیستگاه‌های حساس آن نمود عینی می‌یابد.

دکتر حسن فریبرزی، کارشناس فضای سبز و فعال حوزه محیط زیست، بر این باور است که در سال‌های اخیر تخصیص حقابه‌های اکولوژیک قربانی اولویت‌های کوتاه‌مدت شده است.

او تشریح می‌کند: «در شرایط بروز خشکسالی، حقابه محیط زیست عملاً به انتهای سیاهه اولویت‌های تخصیص رانده می‌شود؛ در حالی که غفلت از تاب‌آوری تالاب‌ها و رودخانه‌ها هزینه‌های سنگینی را به زیست‌بوم کل منطقه تحمیل می‌کند.»

به تصریح فریبرزی، تقلیل آورد آب تالاب پیامدهایی چندوجهی فراتر از مسائل روتین محیط زیستی دارد و بروز کانون‌های فرسایش بادی، انتشار ریزگردها، فروپاشی زنجیره تنوع زیستی و تشدید تخریب ساختار خاک از پیامدهای بی‌واسطه آن است.

 

بحران مدیریت؛ متغیری پررنگ‌تر از خشکسالی اقلیمی

 

فریبرزی تأکید می‌کند خطاست اگر همه چالش‌های دشتستان صرفاً به متغیر جبری خشکسالی نسبت داده شود.

وی ریشه اصلی اختلال موجود را در ساختار تصمیم‌گیری، فقدان یکپارچگی حوضه‌ای و ناهماهنگی بین‌دستگاهی می‌داند و می‌افزاید: «تسری تصمیم‌گیری‌های غیرتخصصی و تفکیک‌شده، مدیریت منابع آب را دچار انحراف کرده است.»

این فعال محیط زیست با اشاره به الگوی بارگذاری‌های مصرفی جدید یادآور می‌شود: «تخصیص آب برای برخی زراعت‌های با نیاز آبی بالا در منطقه شبانکاره خلاف منطق آمایش است.الگوی کشت باید دقیقاً بر پایه ظرفیت توان تجدیدپذیر منابع آبی مستقر شود، نه بر اساس منافع کوتاه‌مدت.»

وی توسعه کشت محصولات جالیزی و آب‌بر نظیر هندوانه و ملون را در این شرایط تنش، تحمیل بار مالی و هیدرولیکی غیرقابل جبران بر آبخوان‌ها ارزیابی کرده و نسبت به پیامد استمرار این روند هشدار می‌دهد.

به گفته فریبرزی، انحراف در حسن اجرای احکام مترقی «قانون توزیع عادلانه آب» و حذف سیستماتیک الزامات ارزیابی‌های محیط زیستی، کاتالیزورهای وضعیت شکننده امروز هستند.

 

تصفیه پساب؛ ظرفیتی محبوس در بن‌بست کم‌توجهی

 

در میان تنگناهای موجود، صاحب‌نظران به فرصت‌های بازچرخانی اشاره دارند که از چرخه بهره‌وری جا مانده‌اند.

فریبرزی یکی از راهکارهای ملموس را استفاده نظام‌مند از آب‌های نامتعارف و پساب‌های شهری تصفیه‌شده می‌داند و اعلام می‌کند: «در حال حاضر روزانه بالغ بر ۳۰ هزار مترمکعب پساب بازیافتی و استاندارد در مناطق عالی‌شهر و تنگستان بدون مدیریتِ بازچرخانی در طبیعت رهاسازی می‌شود.حجمی که می‌تواند بخشی از نیاز آبی نخیلات و بخش کشاورزی را جبران کند.»

به اعتقاد این کارشناس، در شرایطی که فعالان کشاورزی با کمبود آب دست به گریبان‌اند، بی‌تفاوتی نسبت به این ظرفیت بازیافتی توجیه فنی و اقتصادی ندارد.

فریبرزی همچنین نسبت به تبعات رهاسازی و نفوذ فاضلاب‌های خام تصفیه‌نشده در محیط هشدار داده و تأکید می‌کند این اهمال، آلودگی کیفی سفره‌های آب زیرزمینی و تهدید ذخایر راهبردی را به دنبال دارد.

 

نخلستان؛ فراتر از منطق سود و زیان تجاری

فریبرزی معتقد است تلقی نخل صرفاً به‌عنوان یک بنگاه تولید محصول زراعی، تقلیل‌گرایی در فهم مسئله است.

وی یادآور می‌شود: «نخلستان‌های دشتستان رکنی جدایی‌ناپذیر از هویت تاریخی، اجتماعی و سازمان تمدنی این اقلیم به شمار می‌روند؛ این اکوسیستم علاوه بر سهم خود در تولید خرما، کارکردی کلیدی در تثبیت پوشش گیاهی، کنترل بیابان‌زایی و فرسایش خاک، تعدیل خرد‌اقلیم (میکروکلیمات) و تداوم تعادل اکولوژیک ایفا می‌کند.»

بر همین اساس، دغدغه امروز کارشناسان درباره بقای نخلستان‌های دشتستان صرفاً حفظ بازدهی یک فعالیت تجاری نیست، بلکه تضمین بقای زیست‌بوم و سکونت انسانی است که هزاران سال بر هم‌افزایی متوازن آب، خاک و انسان استوار بوده است.

امروز دشتستان در برهه‌ای حساس از بازتولید حیات خود ایستاده است. فرآیند تدوین سیاست‌ها در خصوص تخصیص آب، بازطراحی الگوی کشت، تأمین حقوق قانونی تالاب‌ها و بهره‌برداری عادلانه از منابع، صرفاً آینده یک محصول باغی را رقم نمی‌زند. این تصمیمات مستقیماً ماندگاری یا زوال یکی از کانون‌های تمدنی و کشاورزی جنوب کشور را مشخص خواهد کرد.

اینکه آیا دشتستان در دهه‌های آتی همچنان نماد سبزینگی نخلستان‌های زاگرس جنوبی باقی خواهد ماند یا خیر، پرسشی راهبردی است که پاسخ آن منوط به اراده مدیریتی حاکم بر تصمیمات امروز است.

 

خبرهای پر بازدید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرين اخبار

دادستانی علیه عباس عبدی و زیباکلام اعلام جرم کرد

دادستانی تهران هفته گذشته علیه عباس عبدی و صادق زیبا کلام و دو رسانه منتشر کننده اظهارات ان‌ها اعلام جرم کرده است در همین رابطه این افراد و رسانه‌ها به دادسرا احضار شده‌اند.

دادستانی علیه عباس عبدی و زیباکلام اعلام جرم کرد دادستانی تهران هفته گذشته علیه عباس عبدی و صادق زیبا کلام و دو رسانه منتشر کننده اظهارات ان‌ها اعلام جرم کرده است در همین رابطه این افراد و رسانه‌ها به دادسرا احضار شده‌اند. به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از میزان، هفته گذشته؛ در پی انتشار یادداشتی از سوی عباس عبدی در روزنامه اعتماد و مصاحبه صادق زیبا کلام با خبرگزاری آنا، دادستانی تهران علیه هر دو نفر و رسانه‌های منتشر کننده این اظهارات اعلام جرم کرد تا پرونده آنها مورد رسیدگی قرار بگیرد.

ثمره درایت رهبر شهید انقلاب در برابر ابرقدرت‌ها

مشاور و دستیار مقام معظم رهبری در جلسه مشترک با جمعی از همیاران جوان مدیران، با بیان اینکه یکی از وجوه کمتر گفته شده از ابعاد ممتاز رهبریِ رهبر شهید انقلاب، درایت ایشان در مساله حکمرانی است، گفت: تثبیت ساختار کشور در جنگ اخیر و به فلاکت افتادن ابرقدرت‌های عصر حاضر مقابل ایران عزیز، ثمره سال‌ها رهبری خردمندانه ایشان است. دکتر محمد مخبر در این نشست با تاکید بر این اصل که نخبگان نباید صرفاً به فکر کارمند شدن باشند، گفت: ظرفیت جوان نخبه مانند بذر پربرکت گندم است؛ نخبه ما وقتی در دستگاه دولتی یا حاکمیتی مشغول به فعالیت می‌شود مانند خوشه‌های گندم که در مزارع کشاورزی رشد و نمو دارد، باید در آن دستگاه یا نهاد رشد کند تا زمینه ارتقای بیشتر محل کار خود را فراهم کرده باشد و در صورت لزوم حتی به فکر شغل دولتی نباشد و به سمت کارآفرینی و مشاوره به مدیران حرکت کند. وی افزود: اگر جوان نخبه هنگامی که وارد دستگاهی می‌شود دنبال نقاط تحول آفرین باشد، این مساله حتماً مورد توجه مدیران آن دستگاه دولتی یا حاکمیتی قرار گرفته و این مدیران نیز از چنین ظرفیتی برای حل مسائل و مشکلات زیر مجموعه خود و ارتقای بهره‌وری آن استفاده خواهند کرد. دکتر مخبر با اشاره به اینکه فعالیت نخبگانِ کشور در حوزه مدیریت منابع انسانی در کنار یکدیگر می‌تواند ثمر بخش باشد، اظهار داشت: محصول تجمیع این منابع انسانی، رقم زدن سه مولفه اساسی قدرت تشخیص، قدرت تحلیل و قدرت حل مساله بوده که برای تصدی مسئولیت‌های مهم و حل مسائل در کشور ضروری است. وی افزود: هر سازمانی که می‌خواهد ارتقا پیدا کند، باید نیروی انسانی خود را ارتقا دهد؛ در واقع سرمایه‌گذاری مستمر بر روی منابع انسانی، سنگ‌بنای اصلی برای دستیابی به تعالی و پایداری در تمامی عرصه‌هاست.