سیدارتها، سفری بر پلکان مارپیچ آگاهی و اندیشه‌های هرمان هسه

سیدارتها رمانی کوتاه اما عمیق و تأمل‌برانگیز است که خواننده را به سفری درونی برای یافتن حقیقت، رهایی از رنج و رسیدن به خودشناسی می‌برد.

به گزارش راویان به نقل از مهر، در میان سفرنامه‌های تمثیلی، کتاب «سیدارتها» نوشته‌ هرمان هسه، کتابی تاثیرگذار است. آنطور که سروش حبیبی در مقدمه‌اش بر این کتاب می‌نویسد: «سیدارتها تلاشی دیگر و دیگرگون است در راه خردمندی سرکشی هسه علیه پارسایی خانوادگی این بار در صحنه‌ای هندی، آن هم صحنه‌ای افسانه‌ای نمود می‌یابد. این داستان شرحی است بر عقیده‌ای فرد باور و ردیه‌ای بر هرگونه مکتب حکم طرد جهان قدرت و ثروت و ستایش‌نامه زندگی تأمل مدار. هسه این داستان را با نثری ساده انشا کرده است. سادگی فرزانه وارش یادآور زبانی کهن است جوانان آن را همچون اثری انگیزه بخش در عرصه ادب خوانده‌اند، همچون متنی مقدس.

باید توجه داشت که در پایان داستان فرزند سیدارتها از کلبه پدرش می‌گریزد، همان طور که سیدارتها خود در نوجوانی خانه پدرش را واگذاشته بود. هسه پیوسته تکرار می‌کند که هر کس راه زندگی خود را به تنهایی می‌یابد…»

سیدارتها رمانی کوتاه اما عمیق و تأمل‌برانگیز است که خواننده را به سفری درونی برای یافتن حقیقت، رهایی از رنج و رسیدن به خودشناسی می‌برد. هسه در این اثر، داستان مردی به نام سیدارتها را روایت می‌کند که از زندگی آسوده و آموزه‌های رسمی دل‌زده می‌شود و تصمیم می‌گیرد پاسخ پرسش‌های بنیادینش را نه در تقلید و تکرار، بلکه در تجربه‌ی مستقیم زندگی پیدا کند.

این رمان که نخستین‌بار در سال ۱۹۲۲ منتشر شد، به‌روشنی از اندیشه‌ها و سنت‌های معنوی شرق-به‌ویژه فرهنگ و فلسفه‌ هندی و بودیسم- تأثیر گرفته است. خودِ نام «سیدارتها» نیز در سانسکریت معنایی نزدیک به «کسی که به هدف خود رسیده» دارد؛ معنایی که با مسیر قهرمان داستان هم‌خوان است.

سیدارتها در مسیر جست‌وجویش، مرحله‌های گوناگونی را از سر می‌گذراند: از ریاضت و زهد و ترک دنیا، تا روبه‌رو شدن با آموزه‌های گوتاما و سپس ورود به تجربه‌های زمینی، عشق، شکست و رنج. همین تنوع تجربه‌هاست که پیام اصلی کتاب را برجسته می‌کند: حقیقت را نمی‌توان صرفاً با آموزش، نصیحت یا پیروی کورکورانه به دست آورد؛ هر انسان باید آن را در زیستِ شخصیِ خود کشف کند.

در بخشی از این کتاب می‌خوانیم:

یک بار دیگر که سیدارتها با گویندا از جنگل بیرون آمد تا اندکی خوراک برای برادران و معلمانش گدایی کند، لب به سخن گشود و گفت: گویندا، بگو ببینم آیا ما راه درست را می پوییم؟ آیا به دانندگی نزدیک می شویم؟ آیا به جانب نجات پیش می‌رویم؟ آیا ما که می‌خواستیم از دور باطل بگریزیم بر دایره‌ای نیفتاده‌ایم و به دور خود نمی گردیم؟ گویندا گفت: سیدارتها ما بسیار آموخته ایم و هنوز باید بسیار بیاموزیم. دوری که می‌زنیم باطل نیست بالا می‌رویم، بر پلکانی مارپیچ و هم اکنون چند پله‌ای صعود کرده‌ایم.»

«سیدارتها» با نثری شاعرانه، فضایی آرام و سرشار از نماد-به‌ویژه رودخانه و آوای «اُم»-خواننده را به مکاشفه‌ای درباره یگانگی زندگی، گذر زمان و معنای بودن دعوت می‌کند. اگر به رمان‌های فلسفی و معنوی، ادبیات تأملی، یا روایت‌هایی درباره رشد و دگرگونی انسان علاقه‌مندید، این کتاب از آن آثاری است که بعد از پایان هم در ذهن می‌ماند.

خبرهای پر بازدید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرين اخبار

دادستانی علیه عباس عبدی و زیباکلام اعلام جرم کرد

دادستانی تهران هفته گذشته علیه عباس عبدی و صادق زیبا کلام و دو رسانه منتشر کننده اظهارات ان‌ها اعلام جرم کرده است در همین رابطه این افراد و رسانه‌ها به دادسرا احضار شده‌اند.

دادستانی علیه عباس عبدی و زیباکلام اعلام جرم کرد دادستانی تهران هفته گذشته علیه عباس عبدی و صادق زیبا کلام و دو رسانه منتشر کننده اظهارات ان‌ها اعلام جرم کرده است در همین رابطه این افراد و رسانه‌ها به دادسرا احضار شده‌اند. به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از میزان، هفته گذشته؛ در پی انتشار یادداشتی از سوی عباس عبدی در روزنامه اعتماد و مصاحبه صادق زیبا کلام با خبرگزاری آنا، دادستانی تهران علیه هر دو نفر و رسانه‌های منتشر کننده این اظهارات اعلام جرم کرد تا پرونده آنها مورد رسیدگی قرار بگیرد.

ثمره درایت رهبر شهید انقلاب در برابر ابرقدرت‌ها

مشاور و دستیار مقام معظم رهبری در جلسه مشترک با جمعی از همیاران جوان مدیران، با بیان اینکه یکی از وجوه کمتر گفته شده از ابعاد ممتاز رهبریِ رهبر شهید انقلاب، درایت ایشان در مساله حکمرانی است، گفت: تثبیت ساختار کشور در جنگ اخیر و به فلاکت افتادن ابرقدرت‌های عصر حاضر مقابل ایران عزیز، ثمره سال‌ها رهبری خردمندانه ایشان است. دکتر محمد مخبر در این نشست با تاکید بر این اصل که نخبگان نباید صرفاً به فکر کارمند شدن باشند، گفت: ظرفیت جوان نخبه مانند بذر پربرکت گندم است؛ نخبه ما وقتی در دستگاه دولتی یا حاکمیتی مشغول به فعالیت می‌شود مانند خوشه‌های گندم که در مزارع کشاورزی رشد و نمو دارد، باید در آن دستگاه یا نهاد رشد کند تا زمینه ارتقای بیشتر محل کار خود را فراهم کرده باشد و در صورت لزوم حتی به فکر شغل دولتی نباشد و به سمت کارآفرینی و مشاوره به مدیران حرکت کند. وی افزود: اگر جوان نخبه هنگامی که وارد دستگاهی می‌شود دنبال نقاط تحول آفرین باشد، این مساله حتماً مورد توجه مدیران آن دستگاه دولتی یا حاکمیتی قرار گرفته و این مدیران نیز از چنین ظرفیتی برای حل مسائل و مشکلات زیر مجموعه خود و ارتقای بهره‌وری آن استفاده خواهند کرد. دکتر مخبر با اشاره به اینکه فعالیت نخبگانِ کشور در حوزه مدیریت منابع انسانی در کنار یکدیگر می‌تواند ثمر بخش باشد، اظهار داشت: محصول تجمیع این منابع انسانی، رقم زدن سه مولفه اساسی قدرت تشخیص، قدرت تحلیل و قدرت حل مساله بوده که برای تصدی مسئولیت‌های مهم و حل مسائل در کشور ضروری است. وی افزود: هر سازمانی که می‌خواهد ارتقا پیدا کند، باید نیروی انسانی خود را ارتقا دهد؛ در واقع سرمایه‌گذاری مستمر بر روی منابع انسانی، سنگ‌بنای اصلی برای دستیابی به تعالی و پایداری در تمامی عرصه‌هاست.