روضه‌هایی که تاریخ آن‌ها را روایت می‌کند

کتاب «قصه‌های روضه» نوشته بیژن شهرامی، مجموعه‌ای از ۱۸۵ حکایت کوتاه و مستند درباره مجالس عزاداری امام حسین(ع) است.

به گزارش راویان به نقل از مهر، کتاب «قصه‌های روضه» نوشته بیژن شهرامی، مجموعه‌ای از ۱۸۵ حکایت کوتاه و مستند درباره مجالس روضه، عزاداری امام حسین(ع) و ارادت عاشقان اهل‌بیت(ع) است؛ اثری که تلاش می‌کند بخشی از تاریخ شفاهی و مکتوب فرهنگ سوگواری شیعه را در قالب روایت‌هایی کوتاه، روان و مستند پیش روی مخاطب قرار دهد. این کتاب که توسط انتشارات به‌نشر منتشر شده، تنها مجموعه‌ای از خاطره‌ها و حکایت‌های پراکنده نیست، بلکه حاصل پژوهشی است که بر پایه منابع معتبر تاریخی و روایی شکل گرفته و از همین رو، میان روایت تاریخی و ادبیات دینی پیوندی قابل توجه برقرار کرده است.

بیژن شهرامی در این اثر، به جای آنکه درباره فلسفه عزاداری یا تاریخ عاشورا به شیوه‌ای تحلیلی سخن بگوید، مخاطب را به دل روایت‌هایی می‌برد که هرکدام گوشه‌ای از فرهنگ روضه‌خوانی را بازگو می‌کنند. از روایت‌هایی که به روزگار صدر اسلام بازمی‌گردند تا خاطرات علما، مداحان، پیرغلامان و حتی هنرمندانی که زندگی‌شان با نام سیدالشهدا(ع) گره خورده است.

آنچه «قصه‌های روضه» را از بسیاری آثار مشابه متمایز می‌کند، کوتاهی روایت‌هاست. نویسنده بدون مقدمه‌های طولانی و توضیح‌های اضافه، مستقیماً سراغ اصل ماجرا می‌رود. هر حکایت تنها در چند سطر یا چند صفحه روایت می‌شود، اما در همین حجم اندک، تلاش می‌کند نکته‌ای تاریخی، اخلاقی یا معرفتی را به خواننده منتقل کند. همین ویژگی باعث شده کتاب برای مطالعه روزانه، استفاده در هیئت‌ها، مجالس مذهبی و حتی نقل در جمع‌های خانوادگی نیز مناسب باشد.

یک مسیر واحد برای روایت عشق

ساختار کتاب در سه فصل تنظیم شده است؛ فصل‌هایی که هرکدام گروهی از راویان و شخصیت‌های مرتبط با فرهنگ عاشورا را در بر می‌گیرند.

در فصل نخست با عنوان «خدای تعالی و حضرات مؤمنین»، نویسنده به سراغ روایت‌هایی رفته که ریشه در منابع کهن و متون معتبر اسلامی دارند. در این بخش، مخاطب با حکایت‌هایی روبه‌رو می‌شود که از روضه‌خوانی جبرئیل، مرثیه‌سرایی دعبل خزاعی و روایت‌های نقل‌شده از معصومان(ع) سخن می‌گویند. این فصل بیش از آنکه صرفاً نقل داستان باشد، تلاشی برای نشان دادن جایگاه عزای سیدالشهدا(ع) در متون دینی است.

فصل دوم با عنوان «عالمان دینی» به خاطرات و روایت‌هایی اختصاص دارد که از زبان بزرگان حوزه و علمای شیعه نقل شده‌اند. شخصیت‌هایی همچون میرزا جواد آقا تبریزی، میرزای شیرازی، شهید مطهری و دیگر عالمان برجسته در این بخش حضور دارند و هرکدام از زاویه‌ای متفاوت، تجربه یا خاطره‌ای از مجالس عزاداری، روضه و ارتباط خود با فرهنگ عاشورا روایت می‌کنند.

در فصل سوم نیز نوبت به کسانی می‌رسد که سال‌ها در متن هیئت‌ها و مجالس روضه حضور داشته‌اند؛ پیرغلامان، مداحان، واعظان، هنرمندان و افرادی که روایت‌هایشان، بخشی از حافظه فرهنگی عزاداری شیعه را شکل داده است. این تنوع راویان سبب شده کتاب تنها به یک قشر یا یک دوره تاریخی محدود نماند و تصویری گسترده از فرهنگ روضه‌خوانی ارائه دهد.

وقتی پژوهش، پشتوانه روایت می‌شود

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های «قصه‌های روضه» اتکای آن به منابع معتبر است. بیژن شهرامی برای گردآوری این مجموعه، به سراغ آثاری همچون لهوف، نفس‌المهموم، کامل‌الزیارات، وسائل‌الشیعه، دلائل الامامه، دانشنامه جهان اسلام و دیگر منابع شناخته‌شده رفته است. استفاده از این منابع باعث شده روایت‌ها تنها نقل‌های شفاهی یا داستان‌های رایج نباشند، بلکه بر پایه اسناد تاریخی و روایی شکل بگیرند.

در کنار این منابع، نویسنده از تحقیقات میدانی نیز بهره برده و برخی روایت‌ها را از دل خاطرات و نقل‌های شفاهی استخراج کرده است. حاصل این تلفیق، مجموعه‌ای است که هم رنگ پژوهش دارد و هم روانی و جذابیت روایت را حفظ کرده است.

از سوی دیگر، زبان کتاب نیز ساده، روان و یکدست است. با وجود آنکه شخصیت‌های کتاب از دوره‌های مختلف تاریخی و با جایگاه‌های متفاوت انتخاب شده‌اند، نویسنده تلاش کرده لحن روایت‌ها هماهنگ باشد تا مخاطب هنگام مطالعه، با تغییر ناگهانی سبک و زبان مواجه نشود.

این شیوه روایت باعث شده «قصه‌های روضه» بیش از آنکه شبیه یک کتاب پژوهشی صرف باشد، به مجموعه‌ای خوش‌خوان از حکایت‌های مستند تبدیل شود؛ حکایت‌هایی که می‌توان آن‌ها را مستقل از یکدیگر مطالعه کرد، اما در کنار هم تصویری جامع از سنت روضه‌خوانی و فرهنگ عزاداری در جامعه شیعه ارائه می‌دهند.

در بخشی از کتاب می‌خوانیم:

روضه‌خوانی و فریاد برآوردن جبرئیل امین را در شب ضربت خوردن امیرمؤمنان علی الا شنیده‌ام، اما اینکه ملک مقربی مثل او در رثای سید و سالار شهیدان هم ذکر مصیبت کرده باشد، نکته تازه‌ای است که به برکت خواندن کتاب مقتل نصیبم می‌شود: گردی سخت سیاه و تاریک برخاست و بادی سرخ وزید که هیچ چیز پیدا نبود: آسمان سرخ گردید و آفتاب بگرفت؛ چنانکه ستارگان در روز دیده شدند. هیچ سنگی را برنداشتند، مگر زیر آن خون سرخ تازه بود. مردم پنداشتند عذاب فرود آمد. کسی در لشکر آمد و فریاد می‌زد. او را از فریاد منع کردند. گفت: چگونه فریاد نزنم و حال آنکه می‌بینم رسول خدا را: ایستاده، به زمین نگاه می‌کند و جنگ شما را می‌نگرد و من می‌ترسم براهل زمین نفرین کند و من با آنها هلاک شوم. آنها با یکدیگر گفتند: دیوانه است! او جبرئیل بود.

با دیدن چهره نورانی و دوست داشتنی برادر، یاد رخسار ملکوتی پیامبر اکرم می‌افتد و اشک می‌ریزد.

امام مجتبی است که طاقت اشک ریختن برادر را ندارد، می‌پرسد: حسین جان چرا گریه می‌کنی؟

– به خاطر شما و بدرفتاری گمراهان با حضرتت.

– آری برادرجان، مرا ستمگرانه مسموم خواهند کرد، اما هیچ روزی مثل روز تو نخواهد بود که ۳۰ هزار مدعی پیروی از جدمان رسول خدا علیه تو هم دست و هم پیمان خواهند شد…»

کتاب «قصه‌های روضه» نوشته بیژن شهرامی در ۱۵۲صفحه از سوی انتشارات به‌نشر منتشر شده است.

خبرهای پر بازدید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرين اخبار

دادستانی علیه عباس عبدی و زیباکلام اعلام جرم کرد

دادستانی تهران هفته گذشته علیه عباس عبدی و صادق زیبا کلام و دو رسانه منتشر کننده اظهارات ان‌ها اعلام جرم کرده است در همین رابطه این افراد و رسانه‌ها به دادسرا احضار شده‌اند.

دادستانی علیه عباس عبدی و زیباکلام اعلام جرم کرد دادستانی تهران هفته گذشته علیه عباس عبدی و صادق زیبا کلام و دو رسانه منتشر کننده اظهارات ان‌ها اعلام جرم کرده است در همین رابطه این افراد و رسانه‌ها به دادسرا احضار شده‌اند. به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از میزان، هفته گذشته؛ در پی انتشار یادداشتی از سوی عباس عبدی در روزنامه اعتماد و مصاحبه صادق زیبا کلام با خبرگزاری آنا، دادستانی تهران علیه هر دو نفر و رسانه‌های منتشر کننده این اظهارات اعلام جرم کرد تا پرونده آنها مورد رسیدگی قرار بگیرد.

ثمره درایت رهبر شهید انقلاب در برابر ابرقدرت‌ها

مشاور و دستیار مقام معظم رهبری در جلسه مشترک با جمعی از همیاران جوان مدیران، با بیان اینکه یکی از وجوه کمتر گفته شده از ابعاد ممتاز رهبریِ رهبر شهید انقلاب، درایت ایشان در مساله حکمرانی است، گفت: تثبیت ساختار کشور در جنگ اخیر و به فلاکت افتادن ابرقدرت‌های عصر حاضر مقابل ایران عزیز، ثمره سال‌ها رهبری خردمندانه ایشان است. دکتر محمد مخبر در این نشست با تاکید بر این اصل که نخبگان نباید صرفاً به فکر کارمند شدن باشند، گفت: ظرفیت جوان نخبه مانند بذر پربرکت گندم است؛ نخبه ما وقتی در دستگاه دولتی یا حاکمیتی مشغول به فعالیت می‌شود مانند خوشه‌های گندم که در مزارع کشاورزی رشد و نمو دارد، باید در آن دستگاه یا نهاد رشد کند تا زمینه ارتقای بیشتر محل کار خود را فراهم کرده باشد و در صورت لزوم حتی به فکر شغل دولتی نباشد و به سمت کارآفرینی و مشاوره به مدیران حرکت کند. وی افزود: اگر جوان نخبه هنگامی که وارد دستگاهی می‌شود دنبال نقاط تحول آفرین باشد، این مساله حتماً مورد توجه مدیران آن دستگاه دولتی یا حاکمیتی قرار گرفته و این مدیران نیز از چنین ظرفیتی برای حل مسائل و مشکلات زیر مجموعه خود و ارتقای بهره‌وری آن استفاده خواهند کرد. دکتر مخبر با اشاره به اینکه فعالیت نخبگانِ کشور در حوزه مدیریت منابع انسانی در کنار یکدیگر می‌تواند ثمر بخش باشد، اظهار داشت: محصول تجمیع این منابع انسانی، رقم زدن سه مولفه اساسی قدرت تشخیص، قدرت تحلیل و قدرت حل مساله بوده که برای تصدی مسئولیت‌های مهم و حل مسائل در کشور ضروری است. وی افزود: هر سازمانی که می‌خواهد ارتقا پیدا کند، باید نیروی انسانی خود را ارتقا دهد؛ در واقع سرمایه‌گذاری مستمر بر روی منابع انسانی، سنگ‌بنای اصلی برای دستیابی به تعالی و پایداری در تمامی عرصه‌هاست.