راویان| مینا قدرتی، سرویس اقتصاد؛ سال به سال بر میزان برداشت خرما در بوشهر افزوده میشود، اما این رشد الزاماً به معنای افزایش درآمد نخلداران یا گسترش سهم استان در بازارهای جهانی نیست. در ظاهر، همه چیز امیدوارکننده به نظر میرسد. نخلستانهای استان در سال ۱۴۰۳ حدود ۱۹۰ هزار تن خرما تولید کردهاند و بوشهر همچنان نزدیک به ۱۵ درصد از تولید این محصول در کشور را به خود اختصاص داده است. با این حال، وقتی آمار صادرات کنار آمار تولید قرار میگیرد، تصویری متفاوت شکل میگیرد. از این حجم تولید، تنها حدود ۲۳ هزار تن راهی بازارهای خارجی شده است. فاصلهای که تنها با اختلاف دو عدد قابل توضیح نیست و از وجود گرههایی عمیقتر در زنجیره تولید و تجارت خرما خبر میدهد.
سالهاست خرما یکی از مهمترین محصولات کشاورزی بوشهر به شمار میرود. هزاران خانوار به شکل مستقیم یا غیرمستقیم از نخلستانها، سردخانهها، کارگاههای بستهبندی، حملونقل و تجارت این محصول ارتزاق میکنند. با این حال، سهم نخلدار از ارزش نهایی محصول، همچنان فاصله زیادی با ظرفیت واقعی این صنعت دارد. افزایش تولید، زمانی به رونق اقتصادی منجر میشود که حلقههای بعد از برداشت نیز همپای آن رشد کنند؛ حلقههایی که از فرآوری و بستهبندی آغاز میشوند و به بازاریابی، برندسازی و حضور پایدار در بازارهای بینالمللی میرسند.
در سالهای اخیر، بازار جهانی خرما نیز دستخوش تغییر شده است. کشورهایی که زمانی مشتری سنتی خرمای ایران بودند، امروز گزینههای بیشتری پیش روی خود دارند. تولیدکنندگان منطقه، از عربستان و امارات گرفته تا مصر، سرمایهگذاری گستردهای روی اصلاح ارقام، مکانیزه کردن تولید، استانداردسازی بستهبندی و توسعه شبکههای فروش انجام دادهاند. در چنین بازاری، صرف تولید محصول باکیفیت دیگر تضمینکننده فروش نیست و رقابت، به همه اجزای زنجیره ارزش گسترش پیدا کرده است.
در همین شرایط، خرمای کبکاب که مهمترین رقم تولیدی بوشهر محسوب میشود، با چالشهایی روبهرو شده که تنها به کیفیت محصول محدود نیست. بخشی از مشکلات به شیوه مدیریت نخلستانها بازمیگردد، بخشی دیگر به سیاستهای تجاری و ارزی و بخشی نیز به نبود شناخت دقیق از نیاز بازارهای هدف.
نادر خدادادی، باغدار، تولیدکننده و صادرکننده خرما که بیش از دو دهه در این صنعت فعالیت دارد، معتقد است اگرچه بوشهر همچنان یکی از قطبهای اصلی تولید خرمای کشور است، اما جایگاه صادراتی آن نسبت به گذشته تضعیف شده است.
او وضعیت امروز بازار را در یک جمله خلاصه میکند: «تولید داریم، اما مزیت صادراتیمان نسبت به گذشته کمرنگ شده است.»
این گزاره، نقطه آغاز روایتی است که از دل آمارها نیز قابل مشاهده است. خدادادی میگوید بخش بزرگی از بازارهایی که زمانی مقصد اصلی خرمای کبکاب بودند، طی دو دهه اخیر از دست رفتهاند.
«روسیه و کشورهای آسیای میانه سالها مهمترین مشتریان خرمای کبکاب بودند، اما امروز صادرات ما نسبت به آن دوره به حدود یکچهارم رسیده است. در سالهای ۱۳۸۳ و ۱۳۸۴ بیش از ۲۵ هزار تن خرمای کبکاب صادر میکردیم، اما حالا این رقم به کمتر از پنج هزار تن رسیده و بخش عمده محصول در بازار داخلی مصرف میشود.»
با وجود این افت، او تأکید میکند که مسئله، کاهش تولید نیست. ایران همچنان یکی از بزرگترین تولیدکنندگان خرمای جهان است و خرمای کبکاب نیز در کنار ارقامی مانند مضافتی، زاهدی، استعمران و ربی، سهم قابل توجهی از تولید کشور را به خود اختصاص داده است. آنچه تغییر کرده، شرایط رقابت در بازارهای جهانی است؛ بازاری که دیگر تنها به حجم تولید یا سابقه حضور یک محصول توجه نمیکند.
خدادادی، نخستین حلقه این عقبنشینی را کیفیت محصول میداند. به گفته او، انتظارات بازار جهانی نسبت به گذشته تغییر کرده و مشتری امروز، خرمایی با ویژگیهای مشخص میخواهد.
او میگوید: «خریدار خارجی دنبال خرمای درشت، خشک و بدون پوست است، اما کبکاب ذاتاً چنین خصوصیاتی ندارد و همین موضوع رقابت را برای ما سخت کرده است.»
به اعتقاد او، مسئله فقط ویژگی ذاتی رقم کبکاب نیست. بخشی از محصولی که از نخلستانها برداشت میشود نیز استاندارد لازم برای صادرات را ندارد.
«حدود ۲۰ تا ۵۰ درصد خرمای تولیدی کیفیت صادراتی ندارد. بخشی از محصول ریزدانه است، بخشی نرم است و بخشی هم پوستدار باقی میماند. این خرماها عملاً در رده محصول درجه یک قرار نمیگیرند و طبیعی است که شانس کمتری برای حضور در بازارهای خارجی داشته باشند.»
کیفیت، از نخلستان آغاز میشود
کاهش سهم خرمای بوشهر در بازارهای صادراتی، از نگاه این صادرکننده، تنها نتیجه رقابت با دیگر کشورها نیست. او معتقد است بخشی از این عقبماندگی پیش از آنکه محصول وارد سردخانه یا کارخانه بستهبندی شود، در خود نخلستان شکل میگیرد.
خدادادی میگوید کیفیت محصول طی سالهای اخیر تحت تأثیر مجموعهای از عوامل قرار گرفته است؛ از تغییرات اقلیمی و کمآبی گرفته تا شیوه مدیریت باغها. به گفته او، نمیتوان انتظار داشت محصولی که بدون رعایت اصول علمی تولید شده، در بازارهای رقابتی جهان نیز موفق باشد.
وی یادآور می شود:«کمآبی، افزایش دمای هوا و تغییرات اقلیمی روی کیفیت خرما اثر گذاشتهاند، اما همه ماجرا این نیست. بخشی از مشکل به این برمیگردد که کشاورز هنوز آموزشهای لازم را ندیده و نمیداند بازار چه محصولی میخواهد.»
او معتقد است نگاه سنتی به نخلداری، یکی از مهمترین موانع ارتقای کیفیت است. به گفته این فعال صنعت خرما، بخش زیادی از باغداران، نخلداری را به عنوان شغل دوم دنبال میکنند و همین مسئله باعث شده مدیریت باغها کمتر بر پایه دانش روز انجام شود.
«بیش از ۸۰ درصد باغداران ما نخلداری را به عنوان شغل دوم انجام میدهند. کشاورزی ما، بهویژه در بخش باغداری، هنوز سنتی است و کمتر بر اساس اصول علمی پیش میرود.»
به اعتقاد او، تولید محصول صادراتی از همان روزهای ابتدایی فصل رشد آغاز میشود، نه در زمان بستهبندی. باغدار باید از ابتدا بداند محصولش قرار است در چه بازاری عرضه شود و مشتری نهایی چه انتظاری از آن دارد.
«اگر ندانیم مصرفکننده چه خرمایی میخواهد، طبیعی است محصولی تولید کنیم که فقط برای خودمان مطلوب باشد. بازار امروز دنبال خرمای خشکتر، درشتتر و یکنواختتر است، اما بسیاری از تولیدکنندگان هنوز بر اساس روشهای قدیمی برداشت میکنند.»
همین فاصله میان سلیقه تولیدکننده و نیاز بازار، به گفته او، باعث شده بخشی از محصول حتی پیش از ورود به چرخه صادرات، شانس حضور در بازارهای خارجی را از دست بدهد.
ارزش افزودهای که از نخلستان خارج میشود
سالهاست خامفروشی به یکی از مهمترین نقدهای وارد بر صنعت خرمای ایران تبدیل شده است. اگرچه در سالهای اخیر تعداد واحدهای بستهبندی و فرآوری افزایش یافته، اما هنوز بخش عمده محصول بدون ایجاد ارزش افزوده قابل توجه به بازار عرضه میشود.
خدادادی با اشاره به آمار تولید خرما در کشور، معتقد است صادرات برای این صنعت یک انتخاب نیست، بلکه ضرورتی اقتصادی است.
«بر اساس آمار وزارت جهاد کشاورزی، حدود یک میلیون و ۹۰۰ هزار تن خرما در کشور تولید میشود، در حالی که مصرف داخلی بین ۶۰۰ تا ۷۰۰ هزار تن است. یعنی بیش از یک میلیون تن خرما باید صادر شود. اگر صادرات دچار مشکل شود، محصول در سردخانهها باقی میماند و خسارت آن مستقیماً به نخلدار میرسد.»
او با وجود تأکید بر اهمیت فرآوری، نگاه واقعبینانهتری به این بخش دارد و معتقد است نباید تصور کرد همه مشکلات صنعت خرما با توسعه صنایع تبدیلی حل میشود.
«شیره خرما، شکلات خرمایی و برخی فرآوردههای دیگر ظرفیت صادرات دارند، اما حجم تولید و تقاضای آنها هنوز به اندازهای نیست که بتوانند جایگزین صادرات خرمای تازه شوند.»
به گفته او، هرچه میزان فرآوری بیشتر شود، قیمت نهایی محصول نیز افزایش پیدا میکند و همین موضوع، فروش را در برخی بازارهای هدف دشوارتر میکند.
بازاری که قبل از بستهبندی، قیمت را میبیند
یکی از موضوعاتی که همواره درباره صادرات خرما مطرح میشود، نقش بستهبندی است. با این حال، خدادادی معتقد است درباره اهمیت این موضوع گاهی اغراق میشود.
او میگوید: «هرچه بستهبندی کوچکتر و حرفهایتر باشد، هزینه نهایی محصول هم افزایش پیدا میکند، اما بسیاری از مشتریان ما در کشورهایی مانند هند، پاکستان و بنگلادش، بیش از هر چیز به قیمت توجه میکنند. آنها حاضر نیستند بابت بستهبندی لوکس هزینه بیشتری پرداخت کنند.»
با این حال، او ضعف اصلی را نه در طراحی بستهبندی، بلکه در نبود شناخت از بازارهای هدف میداند.
«ما هنوز گروههای تخصصی تحقیق بازار نداریم. باید بدانیم هر کشور چه خرمایی میخواهد، میزان رطوبت مورد انتظارش چقدر است و اصلاً سلیقه مصرفکننده چیست. تا وقتی این اطلاعات وجود نداشته باشد، محصولی تولید میکنیم که شاید کیفیت خوبی داشته باشد، اما مطابق نیاز بازار نباشد.»
از نگاه او، فاصله میان تولید و بازار، یکی از مهمترین حلقههای گمشده صنعت خرمای ایران است؛ فاصلهای که نه در نخلستان و نه در کارخانه بستهبندی، بلکه در نبود مطالعات بازار و برنامهریزی صادراتی شکل گرفته است.
سیاستهایی که مسیر صادرات را ناهموار کردهاند
اگر کیفیت محصول و شیوه تولید، نخستین حلقه زنجیره صادرات باشند، فعالان این حوزه معتقدند بخش دیگری از مشکلات، خارج از نخلستان و در تصمیمهای اجرایی و سیاستگذاری شکل میگیرد. از نگاه آنان، صادرکننده در سالهای اخیر بیش از آنکه درگیر رقابت با رقبای خارجی باشد، با مقرراتی دستوپنجه نرم کرده که هر سال بخشی از برنامهریزی تجاری او را بر هم زده است.
خدادادی یکی از مهمترین این چالشها را ممنوعیتهای مقطعی صادرات میداند. او معتقد است تصمیمهایی که با هدف تنظیم بازار داخلی اتخاذ میشوند، در عمل بیش از آنکه به مصرفکننده کمک کنند، به تولیدکننده و صادرکننده آسیب میزنند.
«تقریباً هر سال به دلایل مختلف صادرات خرما متوقف یا محدود میشود. آخرین بار هم این اتفاق با هدف تأمین نیاز بازار داخلی رخ داد، در حالی که تولید خرمای کشور بسیار بیشتر از میزان مصرف است. وقتی امکان صادرات نباشد، محصول در سردخانهها میماند و سرمایه نخلدار و واحدهای بستهبندی قفل میشود.»
او میگوید صنعت خرما به دلیل مازاد تولید، ناگزیر به حضور مستمر در بازارهای جهانی است و هر وقفهای در صادرات، اعتماد خریداران خارجی را نیز تحت تأثیر قرار میدهد. بازاری که به سختی به دست میآید، به گفته او، ممکن است با چند تصمیم کوتاهمدت از دست برود.
در کنار این موضوع، خدادادی از ضعف نظام آموزشی بخش کشاورزی نیز انتقاد میکند و معتقد است آموزش نخلداران متناسب با نیازهای امروز بازار پیش نرفته است.
«یکی از وظایف دولت، انتقال دانش و آموزش به کشاورزان است. اگر باغدار نداند چگونه محصولی مطابق استانداردهای بازار تولید کند، طبیعی است که کیفیت نهایی هم افت کند. این حلقه هنوز در بسیاری از مناطق جدی گرفته نشده است.»
اما شاید مهمترین نقد او متوجه سیاستهای ارزی باشد؛ موضوعی که طی سالهای اخیر بارها از سوی صادرکنندگان محصولات کشاورزی مطرح شده است.
خدادادی میگوید: «اجرای سیاست بازگشت ارز حاصل از صادرات در چهار یا پنج سال گذشته، فشار زیادی به صادرکنندگان وارد کرده است. بسیاری از فعالان این حوزه واردکننده نیستند که بتوانند ارز خود را در چرخه واردات مصرف کنند، اما موظفاند ارز حاصل از صادرات را با سازوکار تعیینشده به کشور بازگردانند.»
او معتقد است این سیاست، در شرایطی که نقلوانتقال پول به دلیل تحریمها با دشواری انجام میشود، پیچیدگیهای تجارت را دوچندان کرده است.
«واقعیت این است که امروز انتقال مستقیم پول بین ایران و بسیاری از کشورها امکانپذیر نیست. صادرکننده باید با روشهای مختلف تجارت کند، اما در نهایت ملزم است ارز را با شرایطی به دولت تحویل دهد که با واقعیت بازار همخوانی ندارد.»
به گفته او، اختلاف میان نرخ ارز رسمی و نرخ بازار آزاد نیز بخشی از سود صادرات را از بین میبرد و قدرت رقابت صادرکنندگان را کاهش میدهد.
«تمام هزینههای تولید، بستهبندی، حملونقل و خرید محصول بر مبنای قیمت واقعی بازار انجام میشود، اما زمانی که نوبت بازگشت ارز میرسد، صادرکننده باید آن را با نرخی پایینتر محاسبه کند. این اختلاف، انگیزه فعالیت را کاهش میدهد و بخشی از سرمایه را از چرخه صادرات خارج میکند.»
هنوز میتوان بازارها را پس گرفت
با وجود همه این چالشها، خدادادی آینده خرمای بوشهر را کاملاً از دسترفته نمیداند. او معتقد است هنوز فرصت بازگشت به بازارهای قدیمی و حتی ورود به بازارهای جدید وجود دارد، اما این مسیر با تکیه بر افزایش تولید طی نخواهد شد.
به باور او، اصلاح باغها، تولید محصول متناسب با نیاز بازار، توسعه مطالعات بازاریابی و ثبات در سیاستهای صادراتی، چهار حلقهای هستند که میتوانند دوباره جایگاه خرمای بوشهر را در تجارت جهانی تقویت کنند.
او میگوید: «اگر بتوانیم با مدیریت علمی باغها، خرمایی درشتتر، خشکتر و با کیفیت صادراتی تولید کنیم و همزمان بازارهای هدف را بهدرستی بشناسیم، امکان بازگشت به بازارهای از دسترفته وجود دارد. این کار شدنی است، اما نیازمند برنامهریزی مستمر است، نه تصمیمهای مقطعی.»
خدادادی در پایان، با اشاره به تحولات بازار داخلی، به نکتهای اشاره میکند که از نگاه او میتواند نشانهای امیدوارکننده برای آینده این محصول باشد.
«در بیش از ۲۵ سالی که در صنعت خرما فعالیت میکنم، کمتر پیش آمده بود قیمت خرمای کبکاب از مضافتی بالاتر برود، اما امسال این اتفاق افتاد. این نشان میدهد اگر کیفیت محصول حفظ شود و برداشت، نگهداری و عرضه به شکل اصولی انجام گیرد، خرمای کبکاب هنوز هم ظرفیت آن را دارد که به یکی از محصولات ارزآور کشور تبدیل شود.»
شاید همین جمله، روایت صنعت خرمای بوشهر را بهتر از هر آماری توضیح دهد؛ صنعتی که مسئله اصلی آن دیگر افزایش تولید نیست. آنچه آینده نخلستانهای استان را رقم خواهد زد، توانایی تبدیل محصولی پرشمار به کالایی رقابتپذیر در بازارهای جهانی است؛ مسیری که از اصلاح شیوه تولید آغاز میشود و تا سیاستگذاری، تجارت و شناخت بازارهای صادراتی امتداد پیدا میکند.
عکس: مجید کمالیپور






