راویان| حیدر کاشف؛ شبها سرش را که روی بالش میگذاشت، گوشی را هم با خودش به رختخواب میبرد. مادر خیالش راحت بود که دختر پانزدهسالهاش سرگرم درس و مشق است یا دارد مثل بقیه همسنوسالهایش با دوستان مدرسهاش پیام ردوبدل میکند.
نمرههایش پایین نیامده بود، رفتوآمد مشکوکی نداشت و ظاهر زندگی همان بود که باید باشد. اما خطر دقیقاً از همانجایی شروع شد که هیچ نشانهای در چشم پدر و مادر نداشت.
ساعت خواب دختر کمکم به هم ریخت. دیگر کمتر سر سفره حرف میزد. گوشهگیر شده بود و با هر زنگ یا لرزش گوشی، رنگ از چهرهاش میپرید. چند ماه بعد رازی برملا شد که همه چیز را در خانه به هم ریخت. آن نفری که ماهها خودش را یک نوجوان همسن او جا زده بود، یک آدم کاملاً متفاوت بود. عکسهای خصوصی، حرفهای مگو و اطلاعات شخصی دختر دست او افتاده بود و حالا نوبت تهدید و باجخواهی رسیده بود.
این قصه غریب نیست و متأسفانه پشت درهای بسته خیلی از خانهها تکرار میشود. قصههای تلخی که با یک سلام ساده، یک لایک یا یک درخواست دوستی به ظاهر بیآزار شروع میشوند، اما آخر سر، یک خانواده را به مرز انفجار میرسانند.
سالهاست کارشناسان خانواده و پلیس فتا فریاد میزنند که ورود دستخالی و بدون آگاهی به دنیای مجازی تا چه اندازه میتواند خطرناک باشد. اینترنت و شبکههای اجتماعی زندگی ما را عوض کردهاند، دریچههای زیادی برای یادگیری باز کردهاند، اما درست در کنار همین فرصتها، دامهایی پهن شده که اگر حواسمان نباشد، روح نوجوان و پیوند خانواده را تکهتکه میکند.
برای دانستن درباره چگونگی شکل گیری این بحرانهای خاموش، پای صحبت کرامت زارعی و طاهره نادرمنش ، دو کارشناس مشاوره نشستهایم.
جهانی که نامش مجازی است اما دردهایش واقعی است
گوشیهای هوشمند دیگر فقط یک ابزار ساده برای زنگ زدن یا پیام فرستادن نیستند. شبکههای اجتماعی تبدیل شدهاند به رختخواب، میز غذا و همنشین خلوت ما. بسیاری از کارهایمان، از خرید و درس خواندن تا تفریح و درددل، در همین قاب کوچک جا گرفته است.
کرامت زارعی در ابتدای این گفتوگو دست روی همین نکته میگذارد و یادآور میشود: «فضای مجازی از آن رو مجازی نامیده میشود که غیر از زندگی واقعی است. این غیرواقعی بودن، امکان پنهان شدن و شخصیگرایی را برای کاربران فراهم میکند. از یک منظر خوشبینانه، افراد در این فضا به دنبال گسترش اندیشهها و تعامل بیشتر با جهان هستند. اما از منظری دیگر، همین ویژگیها میتواند زمینه سوءاستفاده را فراهم کند.»
او معتقد است مرز میان این دو دنیا آنقدر باریک شده که دیگر به چشم نمیآید و میافزاید:«امروز باید این پرسش را مطرح کرد که ما در جهان واقعی زندگی میکنیم یا در جهان مجازی؟ آیا ما بر فضای مجازی احاطه داریم یا فضای مجازی بر ما احاطه یافته است؟ این فضا دیگر فقط یک ابزار نیست. به بخشی از زیست اجتماعی انسان تبدیل شده است.»
این کارشناس خانواده نگاهی هم به گذشته میاندازد و میگوید: «دهه هشتاد خورشیدی با ورود و فراگیر شدن اینترنت آغاز شد و با شکلگیری نهادهایی مانند شورای عالی فضای مجازی به پایان رسید. این نشان میدهد که فضای مجازی به یکی از مهمترین موضوعات اجتماعی کشور تبدیل شده است.»
امروز پلتفرمها و برنامهها با سرعتی باورنکردنی عوض میشوند. هنوز پدر و مادرها راه استفاده از یک برنامه را یاد نگرفتهاند که نوجوانها سر از یک دنیای جدید درمیآورند و همین موضوع فاصلهها را بیشتر و نظارت را سختتر میکند.
نوجوانها؛ اولین کسانی که آسیب میبینند
در میان اعضای خانواده، نوجوانها زودتر از بقیه در این دامها گرفتار میشوند. سن بلوغ سن دیده شدن، نیاز به توجه، هیجان و تجربه ناشناختههاست. وقتی این نیازها توی خانه پاسخ درستی پیدا نکند، نوجوان آنها را لابلای صفحات مجازی جستجو میکند.
کرامت زارعی این خطرها را اینگونه دستهبندی میکند :«اختلال در خودپنداره، کاهش عزت نفس، افسردگی، اضطراب، اعتیاد دیجیتال و احساس تنهایی از مهمترین پیامدهای حضور افراطی نوجوانان در شبکههای اجتماعی است. بسیاری از نوجوانان خود را با تصاویر و سبک زندگی فیلترشده دیگران مقایسه میکنند و همین موضوع احساس ناکافی بودن را در آنها افزایش میدهد.»
او هشدارهایش را فراتر میبرد و اضافه میکند: «در کنار این مسائل، قلدری سایبری، سوءاستفادههای اخلاقی، کلاهبرداریهای اینترنتی و دسترسی به محتوای نامناسب نیز از دیگر خطراتی است که نوجوانان را تهدید میکند.»
خیلی وقتها والدین بدخلقی، کمحرفی یا توی اتاق ماندن فرزندشان را پای غرور یا تغییرات سن نوجوانی میگذارند، در حالی که شاید بچهشان زیر بار یک تهدید سخت دارد خرد میشود. بیشتر سوءاستفادهکنندهها از اول با چنگ و دندان جلو نمیآیند. آنها با حوصله گوش میدهند، مهربانی نشان میدهند، اعتماد میخرند و وقتی عکسها و رازها را گرفتند، چهره واقعیشان را رو میکنند. نوجوانی هم که میترسد آبرویش برود یا تنبیه شود، سکوت میکند و توی خودش میسوزد.
تنهاییهای چندنفره زیر یک سقف
اما فقط بچهها نیستند که تاوان این فضا را میدهند. آفت شبکههای اجتماعی درست وسط پیوند زن و شوهرها و صمیمیت اهل خانه هم افتاده است. این روزها در خیلی از خانهها همه کنار هم نشستهاند، اما فرسنگها از هم دورند. چشمان همه به یک تکه شیشه روشن دوخته شده است.
طاهره نادرمنش با اشاره به این غفلت دردناک میگوید: «امروزه بسیاری از والدین برای پر کردن اوقات فراغت فرزندان یا پاسخ به نیازهای روزمره، تلفن همراه و تبلت را در اختیار کودکان قرار میدهند. از سوی دیگر، جذابیتهای فضای مجازی باعث شده نوجوانان و جوانان ساعتهای طولانی در این فضا حضور داشته باشند. مشکل اصلی اینجاست که بسیاری از خانوادهها آموزش کافی برای مدیریت این فضا را دریافت نکردهاند.»
او این ماجرا را شمشیر دو لبه میداند و خاطرنشان میسازد: «فضای مجازی یک ابزار دو لبه است. همانطور که میتواند فرصت یادگیری و رشد ایجاد کند، میتواند زمینهساز اختلافات خانوادگی، کاهش ارتباطات عاطفی و آسیبهای اخلاقی نیز باشد.»
وقتی پدر و مادر خودشان از پای گوشی بلند نمیشوند، چطور میتوانند پناه دلشورههای فرزندشان باشند. این بیخبری عاطفی آرامآرام دیوارهای خانه را سرد و غریبه میکند.
سکوت سنگین میان زن و شوهرها
آسیب دیگر، فاصلهای است که میان همسران میافتد. وقتی حرف زدنهای روزمره جایش را به چت کردنهای بیپایان با دیگران میدهد، صمیمیت کمرنگ میشود.
طاهره نادرمنش در تحلیل مراجعاتی که به مراکز مشاوره میشود میگوید: «یکی از مهمترین مشکلاتی که امروز در مشاورههای خانوادگی مشاهده میشود، کاهش زمان گفتوگوی مؤثر میان زن و شوهر است. بسیاری از زوجها ساعتهای طولانی را در شبکههای اجتماعی سپری میکنند و همین موضوع به تدریج فاصله عاطفی میان آنها را افزایش میدهد.»
او زنگ خطر طلاق عاطفی را به صدا درمیآورد و یادآور میشود: «اعتیاد به اینترنت، شکلگیری روابط عاطفی خارج از چارچوب خانواده، کاهش توجه به نیازهای عاطفی همسر و افزایش تنوعطلبی از جمله عواملی هستند که میتوانند زمینهساز طلاق عاطفی شوند.»
بسیاری از زن و شوهرها وقتی به مشاور پناه میبرند که کار از کار گذشته است. دیدن عکسها و زندگیهای خوشآبورنگ دیگران، مقایسههای بیپایان و وقت نگذاشتن برای همدیگر، رابطهها را به سمت دلسردی میبرد.
عکسی که رفت و حریمی که شکست
خیلیها هنوز باور نکردهاند که گوشی هوشمند دیوارهای خانه ما را شیشهای کرده است. گذاشتن یک استوری ساده، یک عکس خانوادگی یا اعلام موقعیت مکانی میتواند سرنخ بزرگی به دست آدمهای سوءاستفادهگر بدهد.
کرامت زارعی درباره این بیاحتیاطیها هشدار میدهد: «بسیاری از افراد تصور میکنند آنچه در شبکههای اجتماعی منتشر میکنند همچنان بخشی از زندگی خصوصی آنهاست. در حالی که انتشار اطلاعات شخصی عملاً مرز میان حریم خصوصی و فضای عمومی را از بین میبرد.»
او خطرات پیشرو را برمیشمارد و توضیح میدهد:«سرقت هویت، مهندسی اجتماعی، دسترسی غیرمجاز به اطلاعات شخصی، سوءاستفاده از تصاویر و اطلاعات کاربران و حتی ردیابی موقعیت مکانی از جمله تهدیدهایی است که کاربران با آن مواجه هستند.وقتی کسی نمیداند تنظیمات امنیتی گوشیاش چگونه کار میکند یا نباید به هر پیامی اعتماد کرد، در واقع خانه خودش را بیحفاظ پیش چشم غریبهها رها کرده است.»
قفل زدن چاره کار نیست
هر دو کارشناس تأکید دارند که با داد و فریاد، شکستن گوشی یا قطع کردن اینترنت نمیشود جلوی این جریان ایستاد. بگیروببند در دنیای دیجیتال فقط پنهانکاری بچهها را بیشتر میکند.
کرامت زارعی بهترین راه را تقویت چشم و گوش کاربران میداند و میگوید :«افزایش سواد رسانهای مهمترین راهکار است. کاربران باید یاد بگیرند چگونه از اطلاعات شخصی خود محافظت کنند، اخبار جعلی را تشخیص دهند و زمان حضور خود در فضای مجازی را مدیریت کنند.»
طاهره نادرمنش نیز نجات ماجرا را در دل رابطه عاطفی خانواده میداند و تأکید میکند :«والدین باید به جای کنترل افراطی، رابطهای مبتنی بر اعتماد با فرزندان خود ایجاد کنند. آموزش، گفتوگو، الگوسازی و تشویق به فعالیتهای اجتماعی و حضوری میتواند بسیاری از آسیبها را کاهش دهد.»
حادثه همیشه برای دیگران رخ نمیدهد. پشت این پروندهها آدمهای عجیبی نیستند، بچههایی هستند که توی خانه گوش شنوایی پیدا نکردهاند و پدر و مادرهایی که دیر متوجه غیبت فرزندشان شدهاند. راه نجات نه قهر با تکنولوژی، بلکه روشن کردن چراغ مهر و همصحبتی زیر سقف خانه است تا بچهها برای شنیده شدن، محتاج توجه غریبههای پشت صفحه نمایش نباشند.






