بازنمایی عشق و اتحاد در قاب تجسمی؛ هنر «اربعین» روایتگر غم نیست

در هنر «اربعین» هر نماد قصه‌ای دارد؛ از پرچم‌های سرخ خون‌خواهی که امسال در سایه شهادت قائد امت معنایی تکان‌دهنده یافت تا کفش‌های کهنه‌ای که نه نشانه فقر بلکه گواه سفر معنوی به سوی حقیقت است.

به گزارش راویان به نقل از مهر، «اربعین» یعنی اعلام حضور در برابر مظلومیت. این مفهوم، یک اعتراض ابدی است؛ اعتراضی به ظلم، به بی‌عدالتی و به فراموشی. اربعین، پل میان سال ۶۱ هجری و امروز است. در مفهوم اربعین، زمان متوقف می‌شود؛ گویی کربلا یک مکان نیست، بلکه یک «لحظه» است که هر سال تکرار می‌شود تا انسان‌ها یاد بگیرند چگونه در میانه‌ تلاطم دنیا، استوار بمانند و بر سر حقیقت بایستند.

اگر راهپیمایی، «پیکرِ» اربعین باشد، خودِ اربعین «روح» است. اربعین یعنی «عشق» در خالص‌ترین شکلش. یعنی جایی که دلتنگی به ایمان تبدیل می‌شود و اشک، به لبخندی از سر رضایت. اربعین، یک «سفر» نیست، بلکه یک تولد دوباره است برای هر کسی که با قلبش در این جریان غوطه‌ور شود. اربعین، یعنی فریاد خاموشی که تمام جهان را می‌شنود؛ فریادی برای انسانیت، برای عدالت و برای عشقی که هرگز نمی‌میرد.

بازنمایی عشق و اتحاد در قاب تجسمی؛ هنر «اربعین» روایتگر غم نیست

نمادها در هنر اربعین چه جایگاهی دارند؟

هنرمند باید بتواند «روح» اربعین را در «پیکر» آن پیدا کند و به تصویر بکشد. به جای تمرکز بر جمعیت، بر «حس» جمعیت تمرکز کند. اربعین مفاهیمی دارد که با زبان‌های قدیمی یا کلیشه‌ای قابل بیان نیستند. وظیفه هنرمند این است که از کلیشه‌های بصری فاصله بگیرد و نمادهای جدیدی خلق کند که بتواند عشق خالص یا سخاوت بی‌مرز را تعریف کند. او باید بتواند «فریاد خاموش» را به شکلی به تصویر بکشد که دنیا بشنود. اربعین پیام عدالت و انسانیت دارد. وظیفه هنرمند این است که این پیام را از قالب‌های مذهبیِ محدود خارج کرده و در قالب «زیبایی‌شناسی جهانی» ارائه دهد؛ به گونه‌ای که حتی کسی که با این فرهنگ آشنا نیست، با دیدن اثر، متوجه مفهوم «بشریت» و «ایثار» شود.

گواه ارادت یک هنرمند در آثارش، «صداقت» و «خلوص» است. وقتی هنر با نیتی خالص و برای اقامتی در مسیر حق خلق شود، خودبه‌خود تبدیل به پلی می‌شود که مخاطب را از دنیای مادی به دنیای معنویت اربعین می‌برد. نمادها در هنر اربعین، زبان مشترکی هستند که فراتر از مرزها و زبان‌ها، مفاهیم عمیق عاشورایی را به زائران منتقل می‌کنند. این نمادها معمولاً از دل تاریخ واقعه کربلا بیرون آمده‌اند اما در فضای اربعین، معنایی «پویا» و «امروزین» پیدا می‌کنند.

پرچم‌ها رایج‌ترین نماد بصری در مسیر پیاده‌روی اربعین هستند که امسال پس از شهادت قائد امت و بسیاری از هموطنان ایرانی، پرچم سرخ خونخواهی جلوه دیگری دارد. «پرچم سرخ» نماد خون ریخته شده و همچنین نماد «طلب خون» و عدالت‌خواهی است. در هنر اربعین، این پرچم یادآور این است که قیام امام حسین (ع) برای برپایی عدالتی است که هنوز در جهان کامل نشده است.

یکی از آثار گرافیکی که در مسیر راهپیمایی اربعین امسال جلوه‌گر شده است، پرچم «یالثارات الحسین علیه السلام، ما ترکناک یا بن الحسین» است. این اثر خوشنویسی، خط ثلث از مسعود نجابتی است که تصویرسازی مشت گره‌کرده در آن، توسط سیدمحمدرضا میری ترسیم شده است. خلق این اثر برای پرچم کاروان خون‌خواهی امام شهید در سال ۱۴۰۵ است.

در عکاسی و نقاشی‌های مفهومی اربعین، تصویر کفش‌های فرسوده یا پاهای پینه بسته تکرار می‌شود. معنای این نماد به «سیر و سلوک»، «صبر» و «تلاش برای رسیدن به معشوق» اشاره دارد. کفش فرسوده نه نشانه فقر، بلکه نشانه‌ سفر معنوی و گذار از تعلقات دنیوی برای رسیدن به حقیقت است.

همچنین، تصویر مشک یا توزیع رایگان آب در مسیر پیاده‌روی، یکی از تأثیرگذارترین نمادهاست که معنای این نماد مستقیماً به عطش حضرت عباس (ع) و حضرت علی‌اصغر (ع) اشاره دارد. در هنر اربعین، تبدیل «تشنگی» به «سخاوتمندی» (توزیع آب توسط خادمان) نمادی از جبران تاریخی و تجلی روح بخشندگی است.

در آثار معماری و گرافیکی، درهای باز یا تصویر باب‌السلام بسیار رایج است که معنای «پذیرش»، «بغل باز بودن» و «رحمت» دارد. این نماد به زائر می‌گوید که درگاه امام حسین (ع) برای همه با هر رنگ، ملیت و گناهی باز است و هیچ‌کس از این در رانده نمی‌شود.

تفاوت نمادپردازی در هنر «عاشورا» و هنر «اربعین»

این نمادها هستند که در کنار هم، «زبان بصری اربعین» را می‌سازند و باعث می‌شوند حتی کسی که با تاریخ کربلا آشنا نیست، با دیدن آنها حس غم، عشق، ایثار و امید را درک کند.

از طرف دیگر، تفاوت نمادپردازی در هنر «عاشورا» و هنر «اربعین»، در واقع تفاوت میان «واقعه» و «سفر» است. در حالی که هر ۲ در یک ریشه (کربلا) مشترک هستند، اما حال‌وهوای بصری و مفاهیمی که منتقل می‌کنند، تفاوت‌های بنیادینی دارند. بر این اساس، می‌توان این تفاوت را از «تراژدی» به «اتحاد» تعبیر کرد؛ در هنر عاشورا، نمادپردازی بیشتر بر محور «تراژدی»، «سوگواری» و «فاجعه» است.

نمادهایی چون شمشیر، خون، خیمه‌های سوخته، زنجیر و پیکرهای تکه‌تکه شده غالب هستند. هدف این هنر، بازنمایی عمق درد، مظلومیت و شدت مصیبت است تا مخاطب را به حال سوگ درآورد. در عوض، در هنر اربعین؛ نمادپردازی به سمت «پیروزی»، «اتحاد» و «حضور» می‌رود. در اینجا نمادها از حالت ایستا به حالت پویا تغییر می‌کنند. نماد «پیاده‌روی»، «جمع‌های عظیم» و «خدمت به دیگران» جایگزین نمادهای خشونت‌بار می‌شود. هدف در اینجا، نمایش تداوم حیات امام حسین (ع) و پیوستگی مردم با ایشان است.

این نمادها در آثار نقاشان و نگارگران دیده می‌شود که از جمله آنها می‌توان به محمود فرشچیان، زنده‌یاد حبیب‌الله صادقی، حسن روح‌الامین، محمدعلی نادری، علی بحرینی و .. اشاره کرد.

حسن روح‌الامین و محمدعلی نادری ۲ هنرمند نقاشی بودند که ۲ سال پیش، ۲ اثر «تنزل الروح» و «آخرین نگاه» را در شب اربعین حسینی در بام کربلا اجرا کردند و این تابلوها در سحرگاه اربعین حسینی در بام کربلا به نمایش درآمد.

«تنزل الروح»، نزول ملائک برای زیارت حضرت سیدالشهدا علیه السلام را روایت می‌کند و آخرین نگاه، لحظه عبور کاروان اسرا و رئوس شریف از کنار قتلگاه را به تصویر کشیده است.

روح‌الامین و نادری، آثار بی‌شمار از واقعه کربلا و عاشورای حسینی در کارنامه دارند که همگی آنها جلوه‌ای از ارادت آنها به حضرت سیدالشهداء علیه‌السلام و آرمان‌های حسینی است.

«عکاسی»؛ هنری که تاریخ اربعین را می‌نویسد

راهپیمایی اربعین برای عکاسان، فراتر از یک رویداد مذهبی، یک «موضوع بصری عظیم» و یک «کارگاه انسانی» است. بسیاری از عکاسان مستند و مفهومی ایرانی در سال‌های اخیر، مجموعه‌هایی تحت عنوان «عکاسی از مسیر» خلق کرده‌اند.

اربعین از منظر عکاسی مستند، یکی از بزرگ‌ترین تجمع‌های انسانی جهان است. عکاسان در اینجا به دنبال ثبت «شکوهِ جمعیت» و «عظمت حرکت» هستند. عکس‌های پانورامیک و نماهای باز از جاده‌های نجف به کربلا، تلاش می‌کنند تا مقیاس باورنکردنی این حرکت و هم‌گرایی میلیون‌ها انسان از ملیت‌های مختلف را به تصویر بکشند. در کنار نماهای کلی، جایگاه اصلی عکاسی در اربعین در «جزئیات» است. تضاد میان خستگی جسمانی و نشاط روحی که در قاب عکاسان به شکلی عمیق به تصویر کشیده می‌شود.

عکاسان در اربعین تنها ثبت‌کننده واقعیت نیستند، بلکه «روایتگر» هستند. آنها با استفاده از نور، زاویه دوربین و ترکیب‌بندی، مفاهیمی چون «عشق»، «ارادت»، «سرباز-زائر بودن» و «وحدت» را خلق می‌کنند. آثار عکاسان در اربعین، نقش بایگانی تاریخی را ایفا می‌کند. تغییرات سال به سال مسیر، تکامل خدمات موکب‌ها و تغییرات در ترکیب زائران، همگی از طریق لنز دوربین ثبت شده و به عنوان سندی برای نسل‌های آینده باقی می‌ماند.

امروزه توجه عکاسان به اربعین زیاد شده است و علاوه بر عکاسان حرفه‌ای و خبرگزاری‌ها و رسانه‌ها، عکاسان آماتور و زائر-عکاسان نیز به ثبت تصاویر می‌پردازند.

جایگاه اربعین در آثار عکاسان، جایگاه آینه تمام‌نمای انسانیت است. دوربین در اینجا ابزاری است برای تبدیل یک حرکت فیزیکی به یک تجربه بصری معنوی که در آن هر عکس، در واقع یک «دعای تصویری» یا یک «شاهد اجتماعی» است.

در نهایت شاید بتوان بین عکاسی مستند و عکاسی هنری در موضوع اربعین تفاوت قائل شد. در واقع، این تفاوت، تفاوت بین «گزارش دادن از حقیقت» و «بیان احساسات و مفاهیم» است. در حالی که هر ۲ ممکن است از یک صحنه (مثلاً یک زائر در حال استراحت) عکس بگیرند اما هدف، نگاه و نتیجه نهایی آنها کاملاً متفاوت است. بر این اساس، عکاسی مستند، «تاریخ» اربعین را می‌نویسد و عکاسی هنری، «شعر» اربعین را می‌سازد. یکی ما را با واقعیت‌های بیرونی مواجه می‌کند و دیگری ما را به سفری درونی و احساسی می‌برد.

خبرهای پر بازدید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرين اخبار

دادستانی علیه عباس عبدی و زیباکلام اعلام جرم کرد

دادستانی تهران هفته گذشته علیه عباس عبدی و صادق زیبا کلام و دو رسانه منتشر کننده اظهارات ان‌ها اعلام جرم کرده است در همین رابطه این افراد و رسانه‌ها به دادسرا احضار شده‌اند.

دادستانی علیه عباس عبدی و زیباکلام اعلام جرم کرد دادستانی تهران هفته گذشته علیه عباس عبدی و صادق زیبا کلام و دو رسانه منتشر کننده اظهارات ان‌ها اعلام جرم کرده است در همین رابطه این افراد و رسانه‌ها به دادسرا احضار شده‌اند. به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از میزان، هفته گذشته؛ در پی انتشار یادداشتی از سوی عباس عبدی در روزنامه اعتماد و مصاحبه صادق زیبا کلام با خبرگزاری آنا، دادستانی تهران علیه هر دو نفر و رسانه‌های منتشر کننده این اظهارات اعلام جرم کرد تا پرونده آنها مورد رسیدگی قرار بگیرد.

ثمره درایت رهبر شهید انقلاب در برابر ابرقدرت‌ها

مشاور و دستیار مقام معظم رهبری در جلسه مشترک با جمعی از همیاران جوان مدیران، با بیان اینکه یکی از وجوه کمتر گفته شده از ابعاد ممتاز رهبریِ رهبر شهید انقلاب، درایت ایشان در مساله حکمرانی است، گفت: تثبیت ساختار کشور در جنگ اخیر و به فلاکت افتادن ابرقدرت‌های عصر حاضر مقابل ایران عزیز، ثمره سال‌ها رهبری خردمندانه ایشان است. دکتر محمد مخبر در این نشست با تاکید بر این اصل که نخبگان نباید صرفاً به فکر کارمند شدن باشند، گفت: ظرفیت جوان نخبه مانند بذر پربرکت گندم است؛ نخبه ما وقتی در دستگاه دولتی یا حاکمیتی مشغول به فعالیت می‌شود مانند خوشه‌های گندم که در مزارع کشاورزی رشد و نمو دارد، باید در آن دستگاه یا نهاد رشد کند تا زمینه ارتقای بیشتر محل کار خود را فراهم کرده باشد و در صورت لزوم حتی به فکر شغل دولتی نباشد و به سمت کارآفرینی و مشاوره به مدیران حرکت کند. وی افزود: اگر جوان نخبه هنگامی که وارد دستگاهی می‌شود دنبال نقاط تحول آفرین باشد، این مساله حتماً مورد توجه مدیران آن دستگاه دولتی یا حاکمیتی قرار گرفته و این مدیران نیز از چنین ظرفیتی برای حل مسائل و مشکلات زیر مجموعه خود و ارتقای بهره‌وری آن استفاده خواهند کرد. دکتر مخبر با اشاره به اینکه فعالیت نخبگانِ کشور در حوزه مدیریت منابع انسانی در کنار یکدیگر می‌تواند ثمر بخش باشد، اظهار داشت: محصول تجمیع این منابع انسانی، رقم زدن سه مولفه اساسی قدرت تشخیص، قدرت تحلیل و قدرت حل مساله بوده که برای تصدی مسئولیت‌های مهم و حل مسائل در کشور ضروری است. وی افزود: هر سازمانی که می‌خواهد ارتقا پیدا کند، باید نیروی انسانی خود را ارتقا دهد؛ در واقع سرمایه‌گذاری مستمر بر روی منابع انسانی، سنگ‌بنای اصلی برای دستیابی به تعالی و پایداری در تمامی عرصه‌هاست.