به بهانه درگذشت «عمو اکبر» با مرام و مردمی!

محمدابراهیم محمدی مشاور خانواده قوه قضاییه در یادداشتی از اکبر عبدی که هیچ گاه درگیر جناح های سیاسی نشد، نوشته است.

خبرگزاری مهر- یادداشت مهمان، محمدابراهیم محمدی، مشاور خانواده قوه قضاییه؛ آیا در روزگاری که حفظِ عقیده و پایبندی به باور به دشوارترین کنشِ انسانی بدل شده است، می‌توان «خوشبخت» زیست و مرد؟ بی‌گمان، پاسخ مثبت به این پرسش، در زندگی مرحوم عبدی تجسم عینی یافته است. اما پیش از پرداختن به این نمونه، باید بستر تاریخی و اجتماعی این دشواری را واکاوی کنیم.

در جوامع دست‌خوشِ گذارِ سیاسی و فرهنگی، کنشگران عرصه‌ عمومی ـ به‌ویژه هنرمندان و سیاستمداران ـ همواره بر لبه‌ تیغ دوگانه‌ «ماندگاری در برابرِ زوال» و «ثبات در برابرِ تحول» حرکت می‌کنند. تاریخ، سرشار از نمونه‌هایی است که در آنان، نه فقط آرا، که بن‌مایه‌های هویتی دچار گسست شده است. انقلاب اسلامی ایران، به‌مثابه‌ یک «آزمایشگاه بزرگ تاریخی» در نیم‌قرن اخیر، بسیاری از این چهره‌ها را در بوته‌ آزمونی سخت نهاده و غربال کرده است.

از منظر جامعه‌شناسی شناختی، پدیده‌ «استحاله‌ فکری» در میان هنرمندان و اهل سیاست، صرفاً یک تغییر سطحی عقیدتی نیست بلکه غالبا به گسست ساختاری از پیشینه‌ زیسته و بریدگی از خویشتنِ پیشین منجر می‌شود. این گسست چنان عمیق است که هرچه می‌کوشیم تا تداوم اندیشه‌ آنان را در بستر تاریخ انقلاب ردیابی کنیم، با شکاف‌های معرفتی غیرقابل هضمی مواجه می‌شویم که امکان تحلیل ارگانیک را از ما سلب می‌کند.

در این میان، سینماگران و هنرمندان تلویزیون، به دلیل دامنه‌ گسترده‌ تأثیرگذاری‌شان بر افکار عمومی، بیش از سایر گروه‌های مرجع در معرضِ این تغییرات و فشارهای نهادی قرار داشته‌اند. این جامعه‌ هنری، به دو دسته‌ متمایز تقسیم شد: گروهی، با اتکا به مرزهای شناختی مستحکم، بر مدار باور خویش پای فشردند؛ و گروهی دیگر، با کنار نهادن آنچه روزی برای تبیین و تفهیم آن می‌کوشیدند، راه تقابل با گذشته‌ خویش را در پیش گرفتند.

دیروز، نوشته‌ای از یک هنرمند محترم را مرور می‌کردم که روزگاری، به مدد نقش‌های نمادینش، برای من نه فقط یک بازیگر، که تجسم ارزش‌های انسانی و حراست‌کننده‌ حریم اخلاق بود. اما امروز، نه یک تغییر تدریجی، که جهشی ۱۸۰ درجه‌ای در اندیشه و منش او دیده می‌شود؛ جهشی که هم‌زمانیِ آن با فقدان عبدی، این پرسش اساسی را در من قوت بخشید که خوشبختی حقیقی در کدامین سو قرار دارد؟

عبدی، به‌درستی، خوشبخت بود؛ زیرا او از آن دسته بود که توانست «هسته‌ی مرکزیِ هویتِ خویش» را در برابر گردبادهای سیاسی و جناحی مصون نگاه دارد. در سوی مقابل، کسانی ایستاده‌اند که با وجود سهمی مشابه در حافظه‌ تاریخی ما، در گردنه‌های سرنوشت‌ساز، راه کج پیمودند و ما را در سرگردانی میان باور و انکار رها کردند.

راز ماندگاری عبدی را باید در همین «سادگی هوشمندانه» و «صداقت ساختاری» او جُست. او در عین برخورداری از محبوبیتی کم نظیر و نقشی پررنگ در فرهنگ عامه، هرگز دامان هنر خویش را به تعصب‌های جناحی و هیجانات زودگذر سیاسی نیالود. او خود را از آسیب‌های مزمن زیست روشنفکری در ایران معاصر ـ اعم از تندروی افراطی، رکود انفعالی، سرگشتگی هویتی و بازیچه‌ جریان‌ها شدن ـ رهانید و بر همان مدار اصیل «مروت، مردمی و اخلاق انسانی» باقی ماند.

عبدی، به‌راستی خودش بود: عمواکبر مردمی که زیر هیچ پرچم جناحی سینه نزد، اما در برابر پرچم مروت و انسانیت، سر تعظیم فرود آورد. روحش شاد و راهش پررهرو.

خبرهای پر بازدید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرين اخبار

دادستانی علیه عباس عبدی و زیباکلام اعلام جرم کرد

دادستانی تهران هفته گذشته علیه عباس عبدی و صادق زیبا کلام و دو رسانه منتشر کننده اظهارات ان‌ها اعلام جرم کرده است در همین رابطه این افراد و رسانه‌ها به دادسرا احضار شده‌اند.

دادستانی علیه عباس عبدی و زیباکلام اعلام جرم کرد دادستانی تهران هفته گذشته علیه عباس عبدی و صادق زیبا کلام و دو رسانه منتشر کننده اظهارات ان‌ها اعلام جرم کرده است در همین رابطه این افراد و رسانه‌ها به دادسرا احضار شده‌اند. به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از میزان، هفته گذشته؛ در پی انتشار یادداشتی از سوی عباس عبدی در روزنامه اعتماد و مصاحبه صادق زیبا کلام با خبرگزاری آنا، دادستانی تهران علیه هر دو نفر و رسانه‌های منتشر کننده این اظهارات اعلام جرم کرد تا پرونده آنها مورد رسیدگی قرار بگیرد.

ثمره درایت رهبر شهید انقلاب در برابر ابرقدرت‌ها

مشاور و دستیار مقام معظم رهبری در جلسه مشترک با جمعی از همیاران جوان مدیران، با بیان اینکه یکی از وجوه کمتر گفته شده از ابعاد ممتاز رهبریِ رهبر شهید انقلاب، درایت ایشان در مساله حکمرانی است، گفت: تثبیت ساختار کشور در جنگ اخیر و به فلاکت افتادن ابرقدرت‌های عصر حاضر مقابل ایران عزیز، ثمره سال‌ها رهبری خردمندانه ایشان است. دکتر محمد مخبر در این نشست با تاکید بر این اصل که نخبگان نباید صرفاً به فکر کارمند شدن باشند، گفت: ظرفیت جوان نخبه مانند بذر پربرکت گندم است؛ نخبه ما وقتی در دستگاه دولتی یا حاکمیتی مشغول به فعالیت می‌شود مانند خوشه‌های گندم که در مزارع کشاورزی رشد و نمو دارد، باید در آن دستگاه یا نهاد رشد کند تا زمینه ارتقای بیشتر محل کار خود را فراهم کرده باشد و در صورت لزوم حتی به فکر شغل دولتی نباشد و به سمت کارآفرینی و مشاوره به مدیران حرکت کند. وی افزود: اگر جوان نخبه هنگامی که وارد دستگاهی می‌شود دنبال نقاط تحول آفرین باشد، این مساله حتماً مورد توجه مدیران آن دستگاه دولتی یا حاکمیتی قرار گرفته و این مدیران نیز از چنین ظرفیتی برای حل مسائل و مشکلات زیر مجموعه خود و ارتقای بهره‌وری آن استفاده خواهند کرد. دکتر مخبر با اشاره به اینکه فعالیت نخبگانِ کشور در حوزه مدیریت منابع انسانی در کنار یکدیگر می‌تواند ثمر بخش باشد، اظهار داشت: محصول تجمیع این منابع انسانی، رقم زدن سه مولفه اساسی قدرت تشخیص، قدرت تحلیل و قدرت حل مساله بوده که برای تصدی مسئولیت‌های مهم و حل مسائل در کشور ضروری است. وی افزود: هر سازمانی که می‌خواهد ارتقا پیدا کند، باید نیروی انسانی خود را ارتقا دهد؛ در واقع سرمایه‌گذاری مستمر بر روی منابع انسانی، سنگ‌بنای اصلی برای دستیابی به تعالی و پایداری در تمامی عرصه‌هاست.