اسطوره و حماسه و تاریخ در رگ‌های یک ترانه؛ «عشق جاویدان من، ایران من»

در دهه ۱۳۷۰ علیرضا عصار با شیوه اجرای خاص خود، با انتخاب ابیاتی از دو شعر بلند علیرضا شجاع‌پور درباره وطن، قطعه‌ای را اجرا کرد که به‌سرعت مورد توجه عمومی قرار گرفت.

به گزارش راویان به نقل از مهر طاهره طهرانی: در سپهر شعر معاصر ایران، کمتر آثاری توانسته‌اند با گذر از مرزهای فرم و محتوا، چنین صمیمانه با جان مخاطبان پیوند بخورند. علیرضا شجاع‌پور، با تکیه بر دانش عمیق خود از ادب فارسی و به‌ویژه شاهنامه فردوسی، توانست مضامین حماسی را از کتابخانه‌ها به میان مردم بیاورد. شعر «عشق جاویدان من، ایران من» محصول همین دغدغه است؛ اثری که در اواسط دهه ۱۳۷۰ با صدای علیرضا عصار به شکلی تازه بازتولید و وارد حافظه موسیقایی ایرانیان شد.

پیوند میان شعر معاصر و موسیقی پاپ در دهه‌های اخیر، همواره بستری برای خلق آثار خاطره‌انگیز بوده است، این شعر که بازتاب‌دهنده شکوه اسطوره‌ها و حماسه معاصر ایران است، با صدای علیرضا عصار به اثری جریان‌ساز بدل شد؛ اثری که فراتر از یک قطعه موسیقایی، به سرودی برای هویت ملی بدل گشت.

اسطوره و حماسه و تاریخ در رگ‌های یک ترانه؛ «عشق جاویدان من، ایران من»

به گفته مرحوم شجاع‌پور، در دهه ۱۳۷۰ علیرضا عصار برای خواستگاری این شعرها به منزل او رفته بوده است؛ عصار با شیوه اجرای خاص خود، با انتخاب ابیاتی از دو شعر بلند شجاع‌پور درباره وطن، قطعه‌ای را اجرا کرد که به‌سرعت مورد توجه عمومی قرار گرفت. این اجرا بعدها در بسیاری از مراسم‌های میهنی و آیینی نیز بازپخش شد و سبب شد نام این شعر بیش از پیش با عنوان وطن و با نسبت شاعر علیرضا شجاع‌پور و خواننده علیرضا عصار شناخته شود:

ای وطن ای مادر تاریخ ساز

ای مرا بر خاک تو روی نیاز

ای کویر تو بهشت جان من

عشق جاویدان من ایران من

ای دلم لبریز از آمال تو

آبرویم، عین استقلال تو

ای ز تو هسـتـی گـرفـتـه ریشه ام

نیست جز اندیشه ات اندیشه ام

مرز پر ارز تو مرز پرگهر

مرزدارانت دلیر و پرهنر

آرشی داری به تیر انداختن

دست بهرامی به شیر انداختن

کاوه آهنگری ضحاک سوز

پتک دشمن افکنی ناپاک سوز

تا به کـام نـنـگ خصم آیـد فـرو

روسپیدی همچو بابک سرخ رو

در ره خاک وطن جان باختن

گه به جیحون که به کارون تاختن

ملتی خون وطن در پیکرش

پیکری خاک وطن تاج مسرش

هر زنش چیره به صد خصم پلید

زنده ساز غیرت گرد آفرید

رخشی و رستم بر او پا در رکاب

تا نبیند دشمنت هرگز به خواب

مرزداران دلیرت جان به کف

سرفرازان سپاهت صف به صف

خواب دشمن را پریشان کرده اند

دست او کوتاه از ایران کرده اند

خون به دل کردند دشت و نهر را

بازگرداندند خرمشهر را

آنچه خون در سینه کارون چکید

خون آزاده است و جانباز و شهید

کاین همه مهر تو در دل داشتند

سینه در خون پای در گل داشتند

در شکوه شرکت میعادشان

آسمان لرزید از فریادشان

ای وطن ای خانه ایرانِ من

خانه اجداد و فرزندان من

خانه من بانه من توس من

هر وجب از خاک تو ناموس من

آه فرزند تو بی ناموس نیست

غیرتش کمتر ز پیرتوس نیست

ای دریغ از تـو کـه ویـران بـیـنـمـت

بیشه را خالی ز شیران بینمت

زنده در این بوم و بر یک تن مباد

خاک تو گر نیست جان من مباد…

درون‌مایه اصلی این شعر بر ستایش حماسی وطن استوار است. شاعر ایران را «مادر تاریخ‌ساز» و «بهشت جان» می‌نامد و هویت فردی و جمعی را ریشه‌گرفته از خاک، تاریخ و فرهنگ ملی معرفی می‌کند. در این اثر، وطن نه صرفاً یک مفهوم جغرافیایی، بلکه سرچشمه تعلق، هویت و استمرار تاریخی ملت ایران است.

از دیگر ویژگی‌های شاخص شعر، تلفیق هوشمندانه اسطوره و تاریخ است. شجاع‌پور سالهای طولانی با ادب فارسی و بیش از همه با شاهنامه فردوسی پیوند داشته و شاگردان زیادی نیز تربیت کرده است، و می‌توان گفت بیش از شاعران دیگر به شخص خود فردوسی و تلاشهای او برای ایران و شاهنامه و مضامین آن در اشعارش پرداخته است. ارجاع به شخصیت‌هایی چون آرش، کاوه، بهرام، رستم و بابک، در کنار اشاره به رویدادهای معاصر از جمله آزادسازی خرمشهر، پیوندی نمادین میان گذشته اسطوره‌ای، تاریخ ملی و تجربه‌های معاصر ایجاد کرده است. همین امتداد تاریخی، به شعر او عمق و هویت روایی ویژه‌ای بخشیده است.

از منظر زبانی و موسیقایی نیز این شعر ساختاری روان، خوش‌خوان و ترانه‌وار دارد. تکرارهایی مانند «ای وطن…» همراه با فرازهای حماسی و دعایی، به اثر حال‌وهوایی سرودگونه داده و زمینه ماندگاری آن در ذهن مخاطب را تقویت کرده است. همچنین بیت «خون به دل کردند دشت و نهر را / بازگرداندند خرمشهر را» از جمله بخش‌هایی است که پیوند شعر با حافظه تاریخی معاصر را برجسته می‌کند.

ماندگاری شعر «عشق جاویدان من، ایران من» و پیوندش با شعر دیگر سراینده «وطن» را می‌توان در چند عامل اصلی جست‌وجو کرد: ترکیب احساس و افتخار ملی، استفاده از تصویرهای آشنا و اثرگذار، و نیز اجرای موفق موسیقایی که به گسترش دامنه مخاطبان آن کمک کرد. همین عناصر موجب شده‌اند این شعر در شمار آثار ماندگار شعر میهنی فارسی باقی بماند.

خبرهای پر بازدید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرين اخبار

دادستانی علیه عباس عبدی و زیباکلام اعلام جرم کرد

دادستانی تهران هفته گذشته علیه عباس عبدی و صادق زیبا کلام و دو رسانه منتشر کننده اظهارات ان‌ها اعلام جرم کرده است در همین رابطه این افراد و رسانه‌ها به دادسرا احضار شده‌اند.

دادستانی علیه عباس عبدی و زیباکلام اعلام جرم کرد دادستانی تهران هفته گذشته علیه عباس عبدی و صادق زیبا کلام و دو رسانه منتشر کننده اظهارات ان‌ها اعلام جرم کرده است در همین رابطه این افراد و رسانه‌ها به دادسرا احضار شده‌اند. به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از میزان، هفته گذشته؛ در پی انتشار یادداشتی از سوی عباس عبدی در روزنامه اعتماد و مصاحبه صادق زیبا کلام با خبرگزاری آنا، دادستانی تهران علیه هر دو نفر و رسانه‌های منتشر کننده این اظهارات اعلام جرم کرد تا پرونده آنها مورد رسیدگی قرار بگیرد.

ثمره درایت رهبر شهید انقلاب در برابر ابرقدرت‌ها

مشاور و دستیار مقام معظم رهبری در جلسه مشترک با جمعی از همیاران جوان مدیران، با بیان اینکه یکی از وجوه کمتر گفته شده از ابعاد ممتاز رهبریِ رهبر شهید انقلاب، درایت ایشان در مساله حکمرانی است، گفت: تثبیت ساختار کشور در جنگ اخیر و به فلاکت افتادن ابرقدرت‌های عصر حاضر مقابل ایران عزیز، ثمره سال‌ها رهبری خردمندانه ایشان است. دکتر محمد مخبر در این نشست با تاکید بر این اصل که نخبگان نباید صرفاً به فکر کارمند شدن باشند، گفت: ظرفیت جوان نخبه مانند بذر پربرکت گندم است؛ نخبه ما وقتی در دستگاه دولتی یا حاکمیتی مشغول به فعالیت می‌شود مانند خوشه‌های گندم که در مزارع کشاورزی رشد و نمو دارد، باید در آن دستگاه یا نهاد رشد کند تا زمینه ارتقای بیشتر محل کار خود را فراهم کرده باشد و در صورت لزوم حتی به فکر شغل دولتی نباشد و به سمت کارآفرینی و مشاوره به مدیران حرکت کند. وی افزود: اگر جوان نخبه هنگامی که وارد دستگاهی می‌شود دنبال نقاط تحول آفرین باشد، این مساله حتماً مورد توجه مدیران آن دستگاه دولتی یا حاکمیتی قرار گرفته و این مدیران نیز از چنین ظرفیتی برای حل مسائل و مشکلات زیر مجموعه خود و ارتقای بهره‌وری آن استفاده خواهند کرد. دکتر مخبر با اشاره به اینکه فعالیت نخبگانِ کشور در حوزه مدیریت منابع انسانی در کنار یکدیگر می‌تواند ثمر بخش باشد، اظهار داشت: محصول تجمیع این منابع انسانی، رقم زدن سه مولفه اساسی قدرت تشخیص، قدرت تحلیل و قدرت حل مساله بوده که برای تصدی مسئولیت‌های مهم و حل مسائل در کشور ضروری است. وی افزود: هر سازمانی که می‌خواهد ارتقا پیدا کند، باید نیروی انسانی خود را ارتقا دهد؛ در واقع سرمایه‌گذاری مستمر بر روی منابع انسانی، سنگ‌بنای اصلی برای دستیابی به تعالی و پایداری در تمامی عرصه‌هاست.