راویان|غلامرضا شاکری؛ روزی که ملت ایران با چشمانی اشکبار و دلی آکنده از عزم، پیکر مطهر رهبر شهید خود را بدرقه کرد، بیشک به یکی از ماندگارترین حماسههای تاریخ معاصر بدل شد. میلیونها زن و مرد از نقاط مختلف کشور، بدون توجه به قوم و قبیله، با حضور خود حماسیترین پاسخ را به جنایت دشمنان دادند. با این حال، در حاشیه این همبستگی عظیم، هتک حرمت لفظی تیم مذاکرهکننده کشور، پرسشی اساسی را پیش میکشد که آیا مسیر کنونی، مسیر عزت و خرد است یا حاصل یک دوگانگی نادرست؟
همبستگی ملی، پاسخی که تروریستها را ناامید کرد
دشمنان که تصور میکردند با یک اقدام تروریستی میتوانند ایران را به هرج و مرج بکشانند، اینک با صحنههایی بینظیر از نظم، صبر و عظمت مردمی روبهرو شدهاند. این حضور عظیم ثابت کرد که اراده ملی، فراتر از هر موشکی، بازدارندهترین سلاح در برابر توطئههاست. این همبستگی، اولین و ماندگارترین انتقام از دشمن بود، انتقامی که نه با شعارهای تند، بلکه با «وحدت پایدار» معنا یافت.
تخریب یا نقد، مرز باریک اما سرنوشتساز
با این حال، در چنین روزی، مشاهده برچسبهایی چون «سازشکار» و «خائن» علیه دیپلماتهای کشور، نه تنها ناصواب، که خیانتی به خون مطهر شهید است. رهبر فقید خود بزرگترین مذاکرهکننده تاریخ انقلاب بودند که در عین پایبندی به اصول، هرگز از عقلانیت تعاملی روی برنتافتند. نسبت دادن اتهامات به تیم مذاکرهکننده، بازی در زمین دشمن و القای دوگانهای دروغین است. واقعیت این است که میان «مقاومت» و «مذاکره هوشمندانه» هیچ تناقضی وجود ندارد، این دو، دو بال پرواز ملی هستند.
متأسفانه گاه در تریبونها، افرادی که نه سواد کافی دارند و نه درکی از پیچیدگیهای سیاست خارجی، با ادبیاتی تند به جای ارائه راهکار، به تخریب چهرهها میپردازند. این رویکرد، نه تنها کمکی به حل مشکلات نمیکند، بلکه پروژه تفرقهافکنی دشمن را پیش میبرد.
معمای جنگ، آیا درگیری ابدی ممکن است؟
پاسخ به این پرسش اساسی روشن است: خیر، جنگ ابدی ممکن نیست. تاریخ بشریت نشان داده طولانیترین درگیریها همواره با توافق یا صلح پایان یافتهاند. جنگ ایران و عراق با قطعنامه ۵۹۸، جنگ ویتنام با توافق پاریس و جنگ سرد با فروپاشی شوروی خاتمه یافت. ادامه جنگ به معنای تخریب زیرساختها، فرار سرمایه و عقبماندگی نسلی است که هیچکس پاسخگوی آن نخواهد بود.
راهبرد امام شهید، مقاومت برای حقوق، نه جنگ برای جنگ
امام شهید بارها تأکید کردند هدف از مقاومت، «نابودی دشمن» نیست، بلکه «احقاق حقوق ملت» است، حقوقی چون غنیسازی صلحآمیز هسته ای، رفع تحریمها و آزادسازی داراییهای بلوکهشده. ایشان خود بر «نرمش قهرمانانه» تأکید داشتند و مذاکره را نشانه عقلانیت و قدرت میدانستند. وفاداری به ایشان، یعنی ادامه مسیر تعادل میان «مقاومت در میدان» و «عقلانیت بر میز مذاکره».
افق پیش رو، از خون تا آبادانی
امروز بهترین انتقام از دشمن، آباد کردن ایران است. کشوری که زیرساختهایش ویران و جوانانش ناامید باشند، هیچ قدرتی در برابر تهدیدات ندارد. اما کشوری که با تدبیر، تحریمها را میشکند و در مجامع بینالمللی با اقتدار سخن میگوید، و مجاور را محکوم به پرداخت غرامت می کند و تنگه هرمز را کنترل و حاکمیت ملی ایران را بر آن اعمال می کند و پس از ۵ دهه آمریکایی ها را از خاور میانه اخراج می کند و الگویی برای جهان میشود.
حضور حماسی مردم، سرمایهای عظیم برای دیپلماتهاست تا با تکیه بر پشتوانه مردمی، امتیازات تاریخی کسب کنند.
پایان جنگ آغاز مسیر تمدنی
جنگ به صلح یا توافق ختم خواهد شد، اما نه صلحی که خیانت باشد و نه توافقی که تحقیرآمیز. پایان جنگ، یک ضرورت تاریخی است. ملت ایران با این حضور عظیم نشان داد خواهان عزتی هستند که در «توسعه» و «رفاه» معنا میشود، نه در «ویرانی» و «تداوم خصومت». امروز صادقانهترین ادای دین به رهبر شهید، پرهیز از برچسبزنی، حمایت از مذاکرهکنندگان و دست در دست هم دادن برای ساختن ایران فرداست. این، هم «انتقام» است، هم «توسعه» و هم «بقا». دشمن از ایرانِ آباد و متحد میهراسد، نه از ایرانِ ویران و منزوی.






