برای شرف داشته‌ این نفرات؛ می‌خواستند سر به تن جمهوری اسلامی نباشد

این یادداشت طولانی شد وگرنه به نمونه‌های متعدد دیگری از فعالان سیاسی و روشنفکرانی، چون دکتر علیرضا ملکیان، دکتر عطاء‌الله مهاجرانی و حتی کسانی، چون دکتر عبدالکریم سروش که سابقه کنش‌ها و اظهارات آنان معلوم است اشاره می‌کردم.

به گزارش راویان به نقل از همشهری آنلاین، تقی دژاکام در رورنامه جوان نوشت: شاید شما هم جزو کسانی باشید که فکر می‌کنید این تعبیر معجزه‌گونه رهبر شهید درباره بعثت مردم به خیزش افراد ساکت یا کم‌اعتنا یا کم‌حساس به موضوعات مهم پس از شهادت ایشان مربوط می‌شود، اما واقعیت این است که این تعبیر خیلی فراتر و پرمصداق‌تر از آن چیزی است که ما فکر می‌کنیم. نگاهی به تعداد کسانی که در فاصله نهم اسفند سال گذشته تاکنون مهاجرت معکوس از خارج کشور داشته‌اند، فعالان سیاسی فراوانی که می‌خواستند سر به تن جمهوری اسلامی نباشد، غیرمسلمانان و مشخصاً چپ‌هایی که سابق بر این در کافه‌ها از آرزوهای خود برای فردای بدون آخوندها می‌گفتند و آروغ روشنفکری می‌زدند، از فعالان سیاسی فراوانی که در فتنه‌های سال‌های گذشته مدت‌های کم و زیادی را در زندان‌ها گذراندند، از دانشجویانی که… از زنانی که..؛ و خلاصه همه کسانی که دل پری از جمهوری اسلامی و حاکمیت یا شیوه حکومت داشتند، اما در این مدت اکثر شب‌ها در کنار دلبستگان نظام و دلدادگان خمینی و خامنه‌ای، پرچم الله‌نشان جمهوری اسلامی را بلند کردند و شعار دادند و برای کودکان میناب و سربازان و درجه‌داران ناوشکن دنا و رهبر شهید و لاریجانی و شمخانی و باقری و طهرانچی و تنگسیری و… اشک ریختند و شعار دادند و مطالبه‌گری کردند، نشان می‌دهد که مصداق کلام رهبر شهید به یک گروه و جمعیت خاص محدود نبوده است.

گوینده جملاتی که در پی می‌آید یکی از این دست آدم‌هاست:

«من هم فکر می‌کردم بریم ببندیم با کدخدا که آقای روحانی می‌گه مشکلاتمان حل می‌شه و برام معقول می‌آمد یا آقای خاتمی که می‌گفت گفت‌وگوی تمدن‌ها به دلمان می‌نشست؛ آقا چرا دعوا کنیم؟ می‌شه حرف بزنیم و گل و بلبل کنیم. همه هم می‌گفتند. این آقای پوتین هم توی روسیه می‌گفت که آقا بریم به‌جای اینکه منافع کشور رو صرف مسائل ایدئولوژیک کنیم، بریم با غرب ببندیم. تو اون دوره یک ذره عقل سلیم زمانه داشتن این‌گونه بود. معنایش این نیست که درست بود. زمان ارسطو فکر می‌کردند کره زمین رو سر گاو بوده، ارسطو احمق نبوده که این‌طور فکر می‌کرده. اون زمانه این جوری فکر می‌کردیم. ولی اینکه بعد از این‌همه تحولی که رخ داده و ما رفتیم هی مذاکره کردیم و تنش‌زدایی کردیم و هر چی می‌خواستند بهشون دادیم و جواب نداد. این باید یک ذره [روی نظرات و دیدگاه‌های ما]تأثیر بگذاره. این نظریه منسجمیه که وقتی تو رفتی یک بار، دو بار، سه بار و بازخوردش را هم گرفتی [نباید آن اشتباه را تکرار کنی].»

«آدم‌ها باورشان نمی‌شود که ما حتی در لبنان و در زمان بوش پدر هم با امریکایی‌ها مذاکره کردیم که سردار… درگیرش بود که گروگان‌های امریکایی را آزاد کنند. یعنی ایران بارها تلاش کرده مسئله‌اش را با امریکا حل کند. به عنوان نمونه در دوره آقای خاتمی که ما به اونجایی رسیدیم که در زمان حمله امریکا به افغانستان ما کمک مستشاری کردیم به امریکا یعنی نه فقط دیپلمات‌های ما… ولی بعدش "محور شرارت" شدیم و بعدش هم معلوم شد که ما واقعاً در لیست حمله بودیم و اگر در عراق زمینگیر نمی‌شدند، می‌آمدند سراغ ما. بعدش دوباره در دوره برجام همینه یعنی ما هی تلاش کردیم هی تلاش کردیم و واقعاً می‌خواستیم [توافق کنیم]ولی امریکا نمی‌خواسته و زیرش زده. امریکا می‌گه برید نباشید.»

«خوش‌بینانه‌اش این است که اصلاح‌طلب‌های ما درس نگرفتند و بگوییم آدم‌های نامردی نیستند و مثلاً این‌طوری نیست که من اگر الان حرف‌های آنها را بزنم بعدش تو انتخابات بعدی باید چی بفروشم؟! من اگر خوشبین باشم می‌گم اینها تحلیلشون این است و این تحلیل منقطع از جهان واقعیه. مخصوصاً در این دوساله که جنگ عریان شده و هر دفعه "وسط مذاکره" به ما حمله شده. این ندیدن مسئله از سوی آنها واقعاً عجیبیه، چون خیلی عریانه. مثلاً اگر سال ۸۰ بود و دوره تاچر و کلینتون هم اگر به من می‌گفتید من از شما نمی‌پذیرفتم که همه چی گل و بلبل می‌شد ولی این سال‌ها این‌همه مذاکره کردیم و بستیم و در برجام همه اورانیوم را دادیم رفت و در همه‌جا و مراکز حساسمان دوربین گذاشتیم که یعنی نقض حاکمیت ملی خودمان [اما آنها زیرش زدند]. مؤدبانه‌اش این است که هر معلق‌وارویی بوده زده‌ایم. حتی تا همین اواخر که می‌شده نجنگیم با اینها زیرش رفتیم ولی آمدند در خاک ما ترور کردند واکنش نشان ندادیم و تا کنسولگری ما را زدند و معلوم بود که دارند تدارک جنگ می‌بینند باز هم آنجا رفتیم مذاکره کردیم. آن را دیدیم که هیچ واکنش مثبت نگرفتیم باز رفتیم مذاکره کردیم، وسط مذاکره بمبارانت کردند. دوباره رفتیم مذاکره کردیم دوباره وسط مذاکره بمباران کردند. دوباره رفتی مذاکره کردی و توافقنامه نوشتی دوباره از روز اول امضا شروع کردند نقض کردن و وسطش دوباره بمباران کردند. الان هم دارند مستقیم یا غیرمستقیم چانه می‌زنند.»

«اینی که هنوز بعضی آدم‌ها فکر کنند مسئله مذاکره است خیلی عجیبه. آن موقع‌ها می‌گفتند ما باید مذاکره کنیم آقای خامنه‌ای نمی‌ذاره. بابا ما ته مذاکره رو هم درآوردیم دیگه. چی کار باید می‌کردیم توی مذاکره که هنوز فکر کنیم که یک راهی هست که نرفتیم. به نظرم تو فرهنگ عمومی ما آرزواندیشی زیاده. چون من دوست دارم با مذاکره حل بشه پیش‌بینی‌اش هم می‌کنم. این ایده که به طور عجیبی در ما درونی شده و من به نظرم ۳۰ سال پیش بلاهت نبود، اما الان بلاهته که تو راه اینکه از خودت دفاع کنی را این بدانی که هزینه تنش با خودت را بیاوری پایین و خودت رو خلع سلاح کنی. این آن‌قدر درونی شده که طرف فکر نمی‌کنه داره مزخرف می‌گه. اگر بگیم از نامردی‌اش نیست از بلاهتش است. چون این اراجیف مشتری داره می‌گی و با نامردی تمام حاضری کشور را به خطر بندازی، چون می‌خواهی مزیت و بازار رأیت رو حفظ کنی.»

اینها حرف‌های «حمزه غالبی» فعال سیاسی خارج‌نشینی است که اصلاح‌طلب و رئیس ستاد جوانان میرحسین موسوی بوده و بعد از فتنه سال ۸۸ ماه‌ها طعم زندان جمهوری اسلامی را هم چشیده و امروز این‌گونه می‌گوید. نمونه دیگر همین دوسه ماه پیش بود که دکتر علیرضا اسکندری‌نژاد در گفت‌وگو با یک استاد دیگر جامعه‌شناسی که او هم از روشنفکران بود، حرف‌های عجیبی زد و از جمله گفت:

«اگر خدای ناکرده خدای ناکرده کشور طی این روزها دست من و امثال من بود احتمال بسیار زیادی وجود داشت که ایران نابود بشود؛ و من فکر می‌کنم که اینجا من دانشگاهی که در جریان تقریباً تمام اعتراضات یک دهه اخیر ایران علیه جمهوری اسلامی بوده‌ام علیه منطق حزب‌اللهی و منطق مذهبی در ایران بودم باید اعتراف بکنم که اگر ما؛ مایی که در این اعتراضات شرکت داشتیم، مایی که می‌گفتیم جمهوری اسلامی! علی خامنه‌ای! تو استعفا بده برو با نوه‌هات بازی کن، بذار ما بیاییم یک انتخاباتی برگزار کنیم یک رفراندومی برگزار کنیم، مجلس مؤسسان قانون اساسی تشکیل بدهیم و نیروهای آزاد را وارد سیاست‌های رسمی بکنیم اگر ما همچین مجالی پیدا می‌کردیم به نظر من پرونده ایران امروز بسته می‌شد و من بسیار خوشحالم که علی‌رغم همه ژست‌های روشنفکری و ژست‌های علمی که من و امثال من طی این مدت گرفتیم کسی به ما میدان نداد که وارد فضای رسمی سیاست ایران بشویم و بخواهیم تصمیم‌گیری سیاسی بکنیم. من بسیار از این موضوع خوشحالم و اعتراف می‌کنم که اگر وارد این فضا شده بودیم خیلی حوادث ناگواری اتفاق می‌افتاد.»

«من ارجاع می‌دم به حوادثی که در سال ۳۲ اتفاق افتاد که یک دولت سکولار ملی داشتیم که بسیار هم محبوب بود. چیزی بالای ۹۳، ۹۴ درصد موافق دولت مصدق بودند ولی چرا آن دولت سقوط کرد؟ من الان با بینشی که از جنگ امروز به دست آوردم معتقدم ما را چیزی جز غلیان جمعی مذهبی نمی‌توانست نگه دارد طی این ۴۷ سال و مشخصاً در این جنگ آخرالزمانی که با قوی‌ترین و با بزرگترین و از لحاظ عددی عظیم‌ترین نیروهای نظامی داریم می‌جنگیم و دوام آوردیم و ایران را حفظ کردیم و یک وجب از خاک این کشور از بین نرفته است.»

این یادداشت طولانی شد وگرنه به نمونه‌های متعدد دیگری از فعالان سیاسی و روشنفکرانی، چون دکتر علیرضا ملکیان، دکتر عطاء‌الله مهاجرانی و حتی کسانی، چون دکتر عبدالکریم سروش که سابقه کنش‌ها و اظهارات آنان معلوم است اشاره می‌کردم. اما برمی‌گردم به همان حرف اول و اصلی این یادداشت که این بعثت، فقط در مردم همیشه حزب‌اللهی کنجیده در پستوی خانه‌ها نبود که آنها را به میدان و به خیابان آورد و چهره شهر را با آنان عوض کرد، در تجمعات و گعده‌های پایان مراسم میدان انقلاب هم چپ‌ها و چهره‌های نامتعارف زیادی از زنان و مردان بودند که همه آنها با پرچم ایران، با پرچم فلسطین و با پرچم حزب‌الله لبنان در شعار و مطالبه مانند اکثر حزب‌اللهی‌های وطن‌دوستی شدند که از اول انقلاب پای کار حفظ میهن بودند و خواهند بود. مسئله فقط مقدار مختصری غیرت و شعور و آزادگی است و بس.

خبرهای پر بازدید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرين اخبار

دادستانی علیه عباس عبدی و زیباکلام اعلام جرم کرد

دادستانی تهران هفته گذشته علیه عباس عبدی و صادق زیبا کلام و دو رسانه منتشر کننده اظهارات ان‌ها اعلام جرم کرده است در همین رابطه این افراد و رسانه‌ها به دادسرا احضار شده‌اند.

دادستانی علیه عباس عبدی و زیباکلام اعلام جرم کرد دادستانی تهران هفته گذشته علیه عباس عبدی و صادق زیبا کلام و دو رسانه منتشر کننده اظهارات ان‌ها اعلام جرم کرده است در همین رابطه این افراد و رسانه‌ها به دادسرا احضار شده‌اند. به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از میزان، هفته گذشته؛ در پی انتشار یادداشتی از سوی عباس عبدی در روزنامه اعتماد و مصاحبه صادق زیبا کلام با خبرگزاری آنا، دادستانی تهران علیه هر دو نفر و رسانه‌های منتشر کننده این اظهارات اعلام جرم کرد تا پرونده آنها مورد رسیدگی قرار بگیرد.

ثمره درایت رهبر شهید انقلاب در برابر ابرقدرت‌ها

مشاور و دستیار مقام معظم رهبری در جلسه مشترک با جمعی از همیاران جوان مدیران، با بیان اینکه یکی از وجوه کمتر گفته شده از ابعاد ممتاز رهبریِ رهبر شهید انقلاب، درایت ایشان در مساله حکمرانی است، گفت: تثبیت ساختار کشور در جنگ اخیر و به فلاکت افتادن ابرقدرت‌های عصر حاضر مقابل ایران عزیز، ثمره سال‌ها رهبری خردمندانه ایشان است. دکتر محمد مخبر در این نشست با تاکید بر این اصل که نخبگان نباید صرفاً به فکر کارمند شدن باشند، گفت: ظرفیت جوان نخبه مانند بذر پربرکت گندم است؛ نخبه ما وقتی در دستگاه دولتی یا حاکمیتی مشغول به فعالیت می‌شود مانند خوشه‌های گندم که در مزارع کشاورزی رشد و نمو دارد، باید در آن دستگاه یا نهاد رشد کند تا زمینه ارتقای بیشتر محل کار خود را فراهم کرده باشد و در صورت لزوم حتی به فکر شغل دولتی نباشد و به سمت کارآفرینی و مشاوره به مدیران حرکت کند. وی افزود: اگر جوان نخبه هنگامی که وارد دستگاهی می‌شود دنبال نقاط تحول آفرین باشد، این مساله حتماً مورد توجه مدیران آن دستگاه دولتی یا حاکمیتی قرار گرفته و این مدیران نیز از چنین ظرفیتی برای حل مسائل و مشکلات زیر مجموعه خود و ارتقای بهره‌وری آن استفاده خواهند کرد. دکتر مخبر با اشاره به اینکه فعالیت نخبگانِ کشور در حوزه مدیریت منابع انسانی در کنار یکدیگر می‌تواند ثمر بخش باشد، اظهار داشت: محصول تجمیع این منابع انسانی، رقم زدن سه مولفه اساسی قدرت تشخیص، قدرت تحلیل و قدرت حل مساله بوده که برای تصدی مسئولیت‌های مهم و حل مسائل در کشور ضروری است. وی افزود: هر سازمانی که می‌خواهد ارتقا پیدا کند، باید نیروی انسانی خود را ارتقا دهد؛ در واقع سرمایه‌گذاری مستمر بر روی منابع انسانی، سنگ‌بنای اصلی برای دستیابی به تعالی و پایداری در تمامی عرصه‌هاست.