چرا بعضی مردان زنان مطلقه را برای ازدواج انتخاب می‌کنند؟؛ واقعیتی که کمتر درباره‌اش حرف می‌زنیم

آنچه ممکن است برای بعضی افراد جذاب باشد، خودِ طلاق نیست؛ بلکه تجربه، شناخت و تغییر نگرش فرد بعد از یک رابطه جدی است.

همشهری آنلاین – مریم شیرافکن: یک باور عجیب در شبکه‌های اجتماعی رواج پیدا کرده است: اینکه بعضی مردان، مخصوصاً در سنین بالاتر، ممکن است یک زن مطلقه را به یک زن مجرد هم‌سن ترجیح دهند.

اما آیا واقعاً «مطلقه بودن» یک امتیاز برای ازدواج است؟

کسی که یک رابطه طولانی یا ازدواج را تجربه کرده، معمولاً شناخت متفاوتی از رابطه پیدا می‌کند.

ممکن است بهتر بداند:

چه چیزی برایش قابل‌قبول نیست.

چه نوع رفتاری را نمی‌خواهد تحمل کند.

از یک رابطه چه انتظاری دارد.

مرزهای شخصی‌اش کجاست.

و از همه مهم‌تر، چه چیزی برایش واقعاً اهمیت دارد.

البته این ویژگی‌ها به هیچ عنوان مخصوص زنان مطلقه نیستند؛ یک زن مجرد هم می‌تواند بسیار باتجربه، بالغ و دارای مرزهای سالم باشد.

اما تجربه یک ازدواج ناموفق می‌تواند بعضی افراد را وادار کند نگاه عمیق‌تری به رابطه و انتخاب شریک داشته باشند.

یکی از کلیشه‌های رایج این است که مردان برای ازدواج، زن مجرد را ترجیح می‌دهند چون تجربه رابطه جدی نداشته است.

واقعیت بسیار پیچیده‌تر است.

برای بعضی مردان، داشتن تجربه قبلی ازدواج اصلاً مسئله اصلی نیست. آنها ممکن است بیشتر به ویژگی‌هایی مانند ثبات عاطفی، سازگاری، شخصیت، سبک ارتباطی و اهداف مشترک توجه کنند.

در واقع، وقتی یک رابطه قرار است به ازدواج منجر شود، گذشته فرد فقط یکی از عوامل تصمیم‌گیری است.

طلاق به خودی خود نشانه بلوغ یا موفقیت عاطفی نیست.

یک زن مطلقه ممکن است از رابطه قبلی چیزهای زیادی یاد گرفته باشد؛ اما ممکن است هنوز از نظر عاطفی درگیر رابطه قبلی باشد، زخم‌های حل‌نشده داشته باشد یا اعتماد کردن برایش دشوار شده باشد.

پژوهش‌ها درباره روابط بعد از طلاق نیز نشان می‌دهند که رابطه با همسر سابق، به‌خصوص وقتی فرزند مشترک وجود دارد، می‌تواند روی رابطه جدید تأثیر بگذارد.

بنابراین مطلقه بودن نه پرچم سبز است و نه پرچم قرمز.

مهم این است که فرد با گذشته خودش چه کرده است.

در پژوهش‌های مربوط به طلاق در سنین بالاتر، یکی از تفاوت‌های جالب میان زنان و مردان این است که زنان پس از طلاق در بسیاری از موارد تمایل کمتری به ورود دوباره به رابطه جدی نشان می‌دهند.

برخی پژوهش‌ها این موضوع را با افزایش استقلال زنان و همچنین تجربه مسئولیت‌های مراقبتی در ازدواج قبلی مرتبط دانسته‌اند. در مقابل، بعضی مردان پس از طلاق تمایل بیشتری به پیدا کردن شریک جدید دارند و ممکن است از رابطه دوباره برای دریافت همراهی عاطفی و اجتماعی استقبال کنند.

این یعنی گاهی چیزی که برای یک مرد جذاب است، «مطلقه بودن» زن نیست؛ بلکه زنی است که زندگی خودش را دارد و برای کامل شدن به یک رابطه وابسته نیست.

پژوهش‌ها نشان می‌دهند زنان و مردان بعد از پایان ازدواج، رفتار یکسانی در برابر رابطه جدید ندارند.

در یک مطالعه روی ۹۷۳ نفر، زنان مطلقه یا جداشده در مقایسه با مردان کمتر تمایل داشتند دوباره با شریک جدید زندگی مشترک تشکیل دهند. وجود فرزندان نیز یکی از عوامل مهم در این تفاوت بود؛ زیرا زنان بیشتر از مردان مسئولیت اصلی مراقبت از فرزندان را بر عهده می‌گیرند.

پس اگر یک زن مطلقه وارد رابطه جدید می‌شود، ممکن است با دقت و وسواس بیشتری انتخاب کند.

نه به این دلیل که «خواستگار ندارد»؛ بلکه شاید دقیقاً به این دلیل که دیگر حاضر نیست هر رابطه‌ای را قبول کند.

چرا بعضی مردان زنان مطلقه را برای ازدواج انتخاب می‌کنند؟؛ واقعیتی که کمتر درباره‌اش حرف می‌زنیم

شواهد علمی چنین حکم کلی‌ای را تأیید نمی‌کنند.

حتی تحقیقات مربوط به رابطه پس از طلاق نشان می‌دهد مسیر افراد بسیار متفاوت است: بعضی دوباره ازدواج می‌کنند، بعضی وارد رابطه بدون ازدواج می‌شوند و بعضی ترجیح می‌دهند تنها بمانند. این تفاوت‌ها به سن، فرزند، شرایط اقتصادی، تحصیلات، تجربه قبلی و ترجیحات شخصی بستگی دارد.

بنابراین جمله «مردان زنان مطلقه را به زنان مجرد ترجیح می‌دهند» بیشتر یک ادعای وایرال و کلیشه‌ای است تا یک واقعیت علمی.

مجرد، مطلقه یا متأهل بودن سابق، به‌تنهایی شخصیت یک انسان را تعریف نمی‌کند.

آنچه یک رابطه سالم را جذاب می‌کند، چیزهایی مانند:

یک زن مجرد می‌تواند همه این ویژگی‌ها را داشته باشد.

یک زن مطلقه هم می‌تواند همه این ویژگی‌ها را داشته باشد.

و برعکس، هیچ‌کدام از این دو وضعیت به‌تنهایی تضمین‌کننده یک رابطه موفق نیست.

شاید مهم‌ترین سؤال این باشد:

به‌جای اینکه بپرسیم:

«مردان زن مجرد را بیشتر می‌پسندند یا زن مطلقه را؟»

بهتر است بپرسیم:

«این زن یا مرد بعد از تجربه‌های گذشته، چه چیزی از رابطه یاد گرفته و امروز چگونه انتخاب می‌کند؟»

چون در نهایت، چیزی که ارزش یک رابطه را تعیین می‌کند، تعداد رابطه‌های قبلی نیست؛ کیفیت شخصیت و رابطه‌ای است که امروز دو نفر می‌سازند.

و شاید همین، حقیقتی باشد که از تمام تیترهای جنجالی جذاب‌تر است.

منبع ‌:medium

خبرهای پر بازدید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرين اخبار

دادستانی علیه عباس عبدی و زیباکلام اعلام جرم کرد

دادستانی تهران هفته گذشته علیه عباس عبدی و صادق زیبا کلام و دو رسانه منتشر کننده اظهارات ان‌ها اعلام جرم کرده است در همین رابطه این افراد و رسانه‌ها به دادسرا احضار شده‌اند.

دادستانی علیه عباس عبدی و زیباکلام اعلام جرم کرد دادستانی تهران هفته گذشته علیه عباس عبدی و صادق زیبا کلام و دو رسانه منتشر کننده اظهارات ان‌ها اعلام جرم کرده است در همین رابطه این افراد و رسانه‌ها به دادسرا احضار شده‌اند. به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از میزان، هفته گذشته؛ در پی انتشار یادداشتی از سوی عباس عبدی در روزنامه اعتماد و مصاحبه صادق زیبا کلام با خبرگزاری آنا، دادستانی تهران علیه هر دو نفر و رسانه‌های منتشر کننده این اظهارات اعلام جرم کرد تا پرونده آنها مورد رسیدگی قرار بگیرد.

ثمره درایت رهبر شهید انقلاب در برابر ابرقدرت‌ها

مشاور و دستیار مقام معظم رهبری در جلسه مشترک با جمعی از همیاران جوان مدیران، با بیان اینکه یکی از وجوه کمتر گفته شده از ابعاد ممتاز رهبریِ رهبر شهید انقلاب، درایت ایشان در مساله حکمرانی است، گفت: تثبیت ساختار کشور در جنگ اخیر و به فلاکت افتادن ابرقدرت‌های عصر حاضر مقابل ایران عزیز، ثمره سال‌ها رهبری خردمندانه ایشان است. دکتر محمد مخبر در این نشست با تاکید بر این اصل که نخبگان نباید صرفاً به فکر کارمند شدن باشند، گفت: ظرفیت جوان نخبه مانند بذر پربرکت گندم است؛ نخبه ما وقتی در دستگاه دولتی یا حاکمیتی مشغول به فعالیت می‌شود مانند خوشه‌های گندم که در مزارع کشاورزی رشد و نمو دارد، باید در آن دستگاه یا نهاد رشد کند تا زمینه ارتقای بیشتر محل کار خود را فراهم کرده باشد و در صورت لزوم حتی به فکر شغل دولتی نباشد و به سمت کارآفرینی و مشاوره به مدیران حرکت کند. وی افزود: اگر جوان نخبه هنگامی که وارد دستگاهی می‌شود دنبال نقاط تحول آفرین باشد، این مساله حتماً مورد توجه مدیران آن دستگاه دولتی یا حاکمیتی قرار گرفته و این مدیران نیز از چنین ظرفیتی برای حل مسائل و مشکلات زیر مجموعه خود و ارتقای بهره‌وری آن استفاده خواهند کرد. دکتر مخبر با اشاره به اینکه فعالیت نخبگانِ کشور در حوزه مدیریت منابع انسانی در کنار یکدیگر می‌تواند ثمر بخش باشد، اظهار داشت: محصول تجمیع این منابع انسانی، رقم زدن سه مولفه اساسی قدرت تشخیص، قدرت تحلیل و قدرت حل مساله بوده که برای تصدی مسئولیت‌های مهم و حل مسائل در کشور ضروری است. وی افزود: هر سازمانی که می‌خواهد ارتقا پیدا کند، باید نیروی انسانی خود را ارتقا دهد؛ در واقع سرمایه‌گذاری مستمر بر روی منابع انسانی، سنگ‌بنای اصلی برای دستیابی به تعالی و پایداری در تمامی عرصه‌هاست.