پیش‌بینی عجیب آیت الله مجتبی خامنه ای درباره دور جدید جنگ!

پاسخ را می‌توان در یکی از صریح‌ترین پیام‌های اخیر رهبر معظم انقلاب پیدا کرد؛ پیامی که در آن، پس از ناکامی دشمن در میدان نظامی، نقطه تمرکز مرحله بعدی را دقیقاً مشخص می‌کند.

به گزارش همشهری‌آنلاین به نقل از فارس، فرض کنید دو خودرو با سرعت به سمت یکدیگر حرکت می‌کنند؛ هر دو راننده فریاد می‌زنند که کنار نخواهند کشید، اما نتیجه بازی را نه صدای بلندتر بلکه لحظه‌ای تعیین می‌کند که یکی از آن‌ها زودتر بترسد. در ادبیات نظریه بازی‌ها، این وضعیت را «بازی جوجه» می‌نامند؛ اما در میدان سیاست و امنیت، شاید تعبیر دقیق‌تر «جنگ اراده‌ها» یا «جنگ تاب‌آوری» باشد.

حالا این پرسش مطرح است: اگر دشمن در میدان نظامی نتوانست طرف مقابل را وادار به عقب‌نشینی کند، میدان بعدی کجاست؟
پاسخ را می‌توان در یکی از صریح‌ترین پیام‌های اخیر رهبر معظم انقلاب پیدا کرد؛ پیامی که در آن، پس از ناکامی دشمن در میدان نظامی، نقطه تمرکز مرحله بعدی را دقیقاً مشخص می‌کند: تاب‌آوری مردم و خطای محاسباتی مسئولان. این گزاره در شرایطی بیان شد که هنوز بسیاری از ابعاد مرحله بعدی رویارویی آشکار نشده بود، اما اکنون نشانه‌های آن بیش از گذشته قابل مشاهده است.

رهبر معظم انقلاب در ۱۴ خرداد ۱۴۰۵ تصریح کردند که دشمن، پس از شکست در مصاف نظامی، «کید خود را در جنگ ترکیبی بر دو نقطه متمرکز ساخته است: یکی تاب‌آوری مردم؛ دیگری ایجاد خطا در دستگاه محاسباتی مسئولان کشور.»
این جمله را می‌توان یک نقشه راه برای فهم مرحله جدید جنگ دانست. دشمن اگر نتوانسته با فشار نظامی اراده سیاسی کشور را بشکند، تلاش می‌کند هزینه ایستادگی را آن‌قدر افزایش دهد که جامعه از ادامه مسیر خسته شود. در اینجا دیگر هدف اصلی، صرفاً تأسیسات نظامی یا زیرساخت‌های دفاعی نیست؛ هدف، ظرفیت تحمل جامعه است.
به همین دلیل است که جنگ پس از میدان نظامی، می‌تواند به اقتصاد، بازار، امنیت روانی و در نهایت سفره مردم منتقل شود. فشار اقتصادی در این چارچوب فقط یک ابزار اقتصادی نیست؛ ابزاری برای تغییر محاسبه مردم و مسئولان است. اگر جامعه احساس کند هزینه مقاومت مستقیماً بر زندگی روزمره‌اش تحمیل می‌شود، دشمن به چیزی نزدیک شده که در میدان نظامی نتوانست به آن دست پیدا کند: شکاف میان مردم و تصمیم راهبردی کشور.

پیش‌بینی عجیب آیت الله مجتبی خامنه ای درباره دور جدید جنگ!

در چنین شرایطی، شاید مهم‌ترین اشتباه این باشد که «تاب‌آوری» را با تحمل فشار یکی بدانیم. تاب‌آوری یعنی اقتصاد و جامعه به‌گونه‌ای مدیریت شوند که فشار دشمن، کمترین اثر را بر زندگی مردم بگذارد. این مردم بودند که در جنگ‌های تحمیلی دوم و سوم، بار اصلی ایستادگی را بر دوش کشیدند؛ نه فقط به پشتوانه قدرت نظامی بلکه به این دلیل که خودشان قهرمانانه پای کار ماندند و احساس کردند کشور برای حفظ جان، امنیت و کرامتشان ایستاده است. این پیوند میان مردم و حاکمیت، همان نقطه‌ای بود که اراده‌ها را شکست‌ناپذیر کرد. بنابراین در جنگ تاب‌آوری، معیشت مردم به یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌های امنیت ملی تبدیل می‌شود.

کالاهای اساسی باید در دسترس باشد، بازار باید قابل پیش‌بینی بماند، تولید داخلی باید تقویت شود و تصمیم‌های اقتصادی نباید فشار را بی‌دلیل به ضعیف‌ترین حلقه جامعه منتقل کند. اینجا حمایت از سفره مردم یک شعار اجتماعی نیست؛ بخشی از راهبرد دفاعی کشور است.

پیش‌بینی عجیب آیت الله مجتبی خامنه ای درباره دور جدید جنگ!

در پیام رهبر انقلاب، کنار هم قرار گرفتن «تاب‌آوری مردم» و «خطای محاسباتی مسئولان» اتفاقی نیست. این دو، دو سر یک زنجیره‌اند.
اگر مسئولان در محاسبات خود تصور کنند که برای عبور از فشار خارجی باید هزینه آن را مستقیماً به مردم منتقل کنند، ممکن است ناخواسته همان نقطه‌ای را تقویت کنند که دشمن روی آن سرمایه‌گذاری کرده است.
در مقابل، اگر سیاست‌گذار بتواند فشار خارجی را به اصلاح ساختارها، تقویت تولید، کاهش وابستگی و مدیریت هوشمند منابع تبدیل کند، فشار دشمن نتیجه معکوس خواهد داد.
از این منظر، توصیه به استفاده از کالای داخلی، تقویت تولید و حتی ایده‌هایی مانند مدیریت نوین ظرفیت‌های اقتصادی و ژئوپلیتیکی کشور را باید در یک منظومه بزرگ‌تر دید: ساختن اقتصادی که در شرایط فشار، کمتر آسیب‌پذیر باشد.

برآیند این نگاه، یک راهبرد ساده اما دشوار را پیش روی مسئولان می‌گذارد: دشمن نباید بتواند هزینه جنگ را به سفره مردم منتقل کند.

پیروزی در جنگ تاب‌آوری فقط با افزایش ذخایر یا کنترل مقطعی بازار به دست نمی‌آید. نیازمند مجموعه‌ای از اقدامات هماهنگ است: تأمین پایدار کالاهای اساسی، مراقبت از قدرت خرید مردم، حمایت واقعی از تولید داخلی، جلوگیری از تصمیم‌های اقتصادی شوک‌آفرین و تبدیل ظرفیت‌های داخلی و ژئوپلیتیکی به منابع قدرت اقتصادی.
در این جنگ، مردم فقط مخاطب سیاست‌ها نیستند؛ خودِ مردم بخشی از قدرت کشورند. همان مردمی که دشمن در دو جنگ تحمیلی اخیر نتوانست اراده‌شان را در میدان بشکند، اکنون نباید در میدان اقتصاد تنها گذاشته شوند.

جنگ اراده‌ها در نهایت به این پرسش می‌رسد: چه کسی زودتر خسته می‌شود؟ اگر دشمن نتواند مردم را از مقاومت خسته کند و اگر مسئولان نیز اجازه ندهند فشار خارجی به کوچک شدن سفره‌ها تبدیل شود، محاسبه دشمن از اساس تغییر خواهد کرد.

آن روز، جنگ تاب‌آوری هم مانند جنگ نظامی، یک نتیجه بیشتر نخواهد داشت: طرفی که اراده‌اش دیرتر می‌شکند، برنده است.

خبرهای پر بازدید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرين اخبار

دادستانی علیه عباس عبدی و زیباکلام اعلام جرم کرد

دادستانی تهران هفته گذشته علیه عباس عبدی و صادق زیبا کلام و دو رسانه منتشر کننده اظهارات ان‌ها اعلام جرم کرده است در همین رابطه این افراد و رسانه‌ها به دادسرا احضار شده‌اند.

دادستانی علیه عباس عبدی و زیباکلام اعلام جرم کرد دادستانی تهران هفته گذشته علیه عباس عبدی و صادق زیبا کلام و دو رسانه منتشر کننده اظهارات ان‌ها اعلام جرم کرده است در همین رابطه این افراد و رسانه‌ها به دادسرا احضار شده‌اند. به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از میزان، هفته گذشته؛ در پی انتشار یادداشتی از سوی عباس عبدی در روزنامه اعتماد و مصاحبه صادق زیبا کلام با خبرگزاری آنا، دادستانی تهران علیه هر دو نفر و رسانه‌های منتشر کننده این اظهارات اعلام جرم کرد تا پرونده آنها مورد رسیدگی قرار بگیرد.

ثمره درایت رهبر شهید انقلاب در برابر ابرقدرت‌ها

مشاور و دستیار مقام معظم رهبری در جلسه مشترک با جمعی از همیاران جوان مدیران، با بیان اینکه یکی از وجوه کمتر گفته شده از ابعاد ممتاز رهبریِ رهبر شهید انقلاب، درایت ایشان در مساله حکمرانی است، گفت: تثبیت ساختار کشور در جنگ اخیر و به فلاکت افتادن ابرقدرت‌های عصر حاضر مقابل ایران عزیز، ثمره سال‌ها رهبری خردمندانه ایشان است. دکتر محمد مخبر در این نشست با تاکید بر این اصل که نخبگان نباید صرفاً به فکر کارمند شدن باشند، گفت: ظرفیت جوان نخبه مانند بذر پربرکت گندم است؛ نخبه ما وقتی در دستگاه دولتی یا حاکمیتی مشغول به فعالیت می‌شود مانند خوشه‌های گندم که در مزارع کشاورزی رشد و نمو دارد، باید در آن دستگاه یا نهاد رشد کند تا زمینه ارتقای بیشتر محل کار خود را فراهم کرده باشد و در صورت لزوم حتی به فکر شغل دولتی نباشد و به سمت کارآفرینی و مشاوره به مدیران حرکت کند. وی افزود: اگر جوان نخبه هنگامی که وارد دستگاهی می‌شود دنبال نقاط تحول آفرین باشد، این مساله حتماً مورد توجه مدیران آن دستگاه دولتی یا حاکمیتی قرار گرفته و این مدیران نیز از چنین ظرفیتی برای حل مسائل و مشکلات زیر مجموعه خود و ارتقای بهره‌وری آن استفاده خواهند کرد. دکتر مخبر با اشاره به اینکه فعالیت نخبگانِ کشور در حوزه مدیریت منابع انسانی در کنار یکدیگر می‌تواند ثمر بخش باشد، اظهار داشت: محصول تجمیع این منابع انسانی، رقم زدن سه مولفه اساسی قدرت تشخیص، قدرت تحلیل و قدرت حل مساله بوده که برای تصدی مسئولیت‌های مهم و حل مسائل در کشور ضروری است. وی افزود: هر سازمانی که می‌خواهد ارتقا پیدا کند، باید نیروی انسانی خود را ارتقا دهد؛ در واقع سرمایه‌گذاری مستمر بر روی منابع انسانی، سنگ‌بنای اصلی برای دستیابی به تعالی و پایداری در تمامی عرصه‌هاست.