۴ ماه دیگر چه خبر است؟ | پشت پرده مخابره پیام «لغو مذاکرات با ایران» از سوی آمریکا

بهتر از همه برای آمریکا این است که ترامپ بتواند ایران را مجبور به دست کشیدن از محتوای تفاهم نامه اسلام آباد کند و موفق شود متن جدیدی را به عنوان مبنای مذاکرات پایان جنگ به ایران تحمیل کند

به گزارش راویان به نقل از همشهری آنلاین، خراسان نوشت: رئیس جمهور آمریکا اخیرا در پیامی مجازی که به شدت مورد توجه رسانه ها هم قرار گرفت، نوشت:«هیچ مذاکره ای با جمهوری اسلامی ایران نه در جریان است و نه برنامه ریزی شده است. محاصره دریایی با تمام توان در حال انجام است و تنگه هرمز هم باز است و فعالیت می کند؛ همه مین های دریایی هم برداشته شده اند.» در همین زمینه، رسانه های آمریکایی به نقل از یک مقام کاخ سفید از لغو مذاکرات با ایران تا اطلاع ثانوی خبر دادند و سی‎ان‎ان در این باره اعلام کرد: ترامپ به فرستادگان ارشد خود دستور داده مذاکرات با ایران را متوقف کنند؛ اقدامی که نشان‌دهنده تغییر عمده در راهبرد دولت اوست. انتظار می‌رود به زودی تحریم‌های بسیار شدیدی علیه ایران اعمال شود. البته مدتی پس از بازتاب گسترده این اخبار در فضای رسانه های غربی، روز گذشته سید محمد مرندی، تحلیلگر سیاسی و چهره نزدیک به تیم مذاکره کننده ایران، در توئیتی که به زبان انگلیسی منتشر کرد ادعاهای کاخ سفید مبنی بر لغو مذاکرات با ایران را زیرسوال برد و از تداوم ارسال پیام های کاخ سفید به ایران پرده برداشت.

بدیهی است که با نگاهی به توئیت ترامپ می توان فهمید که این اظهارات صرفا با هدف کنترل قیمت صعودی نفت گفته شده است و اتفاقا همین موضوع بر عدم تغییر وضعیت عبور و مرور در تنگه هرمز صحه می گذارد؛ آمریکایی ها همچنان تلاش می کنند که با اسکورت نظامی و ایجاد یک حباب ضدراداری حول نفتکش ها، تعدادی نفتکش را از تنگه عبور دهند، در حالی که عمده این تلاش ها با شکست مواجه می شود و با این روش تنها امکان عبور مقدار ناچیزی نفت از تنگه هرمز وجود دارد. اما اتفاقی که در کنار اظهارات برخی رسانه ها، از بازگشت ترامپ به سنگر تحریم و فشار اقتصادی حکایت دارد، اعلام رسمی روز گذشته وزارت خارجه امارات مبنی بر تعلیق تمامی ارتباطات تجاری با ایران بود.

فهم دلیل به کارگیری مجدد ابزار تحریم از سوی آمریکا ساده است؛ در ۶ ماه گذشته آمریکا عمده کارت های مربوط به حوزه نظامی خود را آزموده و پاسخی که انتظارش را داشته، نگرفته است. از طرفی محدودیت های سیاسی، نظامی و لجستیکی هم به وجود آمده اند که تداوم پافشاری بر راه حل نظامی را خیلی سخت
کرده اند. همین شرایط (قطعا با شدتی به مراتب کمتر از امروز) بود که ترامپ را مجبور به پذیرش شروط ایران در تفاهم‎نامه کرد. تفاهم‎نامه ای که به شدت یک طرفه به نفع ایران و بازتابی از نتیجه جنگ ایران و آمریکا بود و اتفاقا سیاست ترامپ هم همین بود تا همین توافق خوب ضمن خریداری زمان برای او، ایرانی ها را برای امتیاز دادن در مذاکرات هسته ای نرم تر کند. با این اوصاف اما با کوچک‎ترین تحرکات آمریکایی ها، ایران تنگه را مجددا و پس از مدت کوتاهی مسدود کرد، به پایگاه های آمریکا به شدت حمله کرد، سربازان آمریکایی را کشت و حتی به حملات اسرائیل به جنوب لبنان نیز پاسخ داد. همه این ها در حالی بود که تفاهم‎نامه ای که قرار بود موجب کنترل رفتار ایران شود، پنجره لازم برای صادرات ۸۰ میلیون بشکه نفت، واردات کالاهای موردنیاز و از همه مهم‎تر تنفس لازم برای به روزرسانی تجربیات نبرد ۴۰ روزه در حوزه آفند و پدافند را برای ایران فراهم کرد. و همه این ها در حالی اتفاق افتاد که ذخایر نفتی آمریکایی ها نیز بیش از ۱۱ میلیون بشکه در همین مدت کاهش یافت. مجموع این موارد بود که ترامپ را به برقراری مجدد محاصره دریایی مجبور کرد.

مسئله مهم بعدی توجه به این نکته است که با پایان مهلت ۶۰ روزه اجرای تفاهم نامه اسلام آباد، آمریکا صرفا دو راه برای مواجهه با ایران در مقابل خود می‎بیند:
۱. اولین راه بازگشت به تقابل نظامی است که تنها برگ های باقی مانده، حمله زمینی و تلاش برای اشغال سرزمینی خاک ایران یا استفاده از سلاح های اتمی است؛ در حالی که در پس هیچ‎یک از این دو راه، هیچ تضمینی مبنی بر امکان تسلیم ایران وجود ندارد و از طرفی محدودیت های عملیاتی و سیاسی به کارگیری این ابزارها نیز سرجای خود باقی است.
۲. دومین راه هم بازگشت به تشدید فشار اقتصادی با هدف ایجاد خفگی اقتصادی با محاصره دریایی و تشدید تحریم ها، فوران تورم در داخل ایران و در نهایت افزایش نارضایتی اجتماعی و تکرار تجربه تلخ حوادث دی ماه سال گذشته است. مزیت های این مسیر برای ترامپ خریدن فرصت لازم برای عبور از انتخابات کنگره در پاییز، کاهش دما در منطقه خلیج‎فارس، از سرگیری تجهیز پایگاه های آسیب دیده برای پشتیبانی از حمله زمینی و درمجموع کاهش موانع عملیاتی برای تشدید تنش در صورت از سرگیری نبرد است؛ آن هم در حالی که تشدید فشار اقتصادی متاثر از محاصره می تواند تاب آوری اجتماعی داخل ایران را نیز مستهلک کند.

اما بهتر از همه این ها برای آمریکا این است که ترامپ بتواند ایران را مجبور به دست کشیدن از محتوای تفاهم نامه اسلام آباد کند و موفق شود متن جدیدی را به عنوان مبنای مذاکرات پایان جنگ به ایران تحمیل کند. از خاطر نبرید که آورده جنگ اخیر با ایران، کلید زدن فرایند اخراج آمریکا از منطقه و از همه مهم‎تر شکستن هیمنه نظامی آمریکا بوده است. به نظر آمریکایی ها اگر هرکدام از اهداف ذکر شده را دنبال کنند، این کار را صرفا برای استفاده در فرایند امتیازگیری در میز مذاکره خواهند کرد تا حداقل بتوانند به صورتی آبرومندانه جنگ با ایران را به پایان برسانند.

با این حال تحولات و اخبار اخیر نشان می دهد که برنامه ایران برای مواجهه با طرح ترامپ از مسیر تشدید تنش و با به کارگیری یک راهبرد تهاجمی دنبال خواهد شد. انتصاب فرماندهان نظامی و دبیر شورای عالی امنیت ملی، اولین قطعه از پازل تکمیل دکترین تهاجمی ایران بودند. بسیار بعید است که ایران به آمریکا اجازه بدهد که بی هیچ هزینه ای آسیب هایی را که می خواهد، با محاصره و تحریم به اقتصاد ایران وارد کند تا ۴ ماه دیگر کارت های جدیدی برای نقد کردن پای میز مذاکره داشته باشد. در این مرحله، ایران ضمن تثبیت مهم‎ترین آورده نبرد رمضان یعنی ترتیبات ایرانی تنگه هرمز به احتمال زیاد به سمت به کارگیری راهبرد نظامی برای شکستن محاصره خواهد رفت؛ موضوعی که فارغ از امکان موفقیت آمیز بودن، موجب تشدید تنش و به هم خوردن طرح زمان خریدن ترامپ خواهد شد. از طرفی پافشاری مسئولان ایرانی بر مفاد تفاهم نامه اسلام آباد هم برای حفظ این سند به عنوان زمین بازی برای تنظیم هرگونه سند در آینده خواهد بود. بدیهی است که برای هیچ کدام از طرفین راه حل نظامی صرف نخواهد داشت و مسیر پایان آن از میز مذاکره خواهد گذشت. با این اوصاف طرفی برنده خواهد بود که بتواند شروط خود را به عنوان پایه مذاکره تثبیت کند؛ اتفاقی که در دور قبلی نبرد با امضای تفاهم نامه اسلام آباد افتاد و در صورت جلوگیری از پیروزی آمریکا در دور جدید رویارویی در جنگ ترکیبی ایران حتی می تواند با استفاده از این سند، در آینده به تفاهم بهتری نیز برسد.

خبرهای پر بازدید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرين اخبار

دادستانی علیه عباس عبدی و زیباکلام اعلام جرم کرد

دادستانی تهران هفته گذشته علیه عباس عبدی و صادق زیبا کلام و دو رسانه منتشر کننده اظهارات ان‌ها اعلام جرم کرده است در همین رابطه این افراد و رسانه‌ها به دادسرا احضار شده‌اند.

دادستانی علیه عباس عبدی و زیباکلام اعلام جرم کرد دادستانی تهران هفته گذشته علیه عباس عبدی و صادق زیبا کلام و دو رسانه منتشر کننده اظهارات ان‌ها اعلام جرم کرده است در همین رابطه این افراد و رسانه‌ها به دادسرا احضار شده‌اند. به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از میزان، هفته گذشته؛ در پی انتشار یادداشتی از سوی عباس عبدی در روزنامه اعتماد و مصاحبه صادق زیبا کلام با خبرگزاری آنا، دادستانی تهران علیه هر دو نفر و رسانه‌های منتشر کننده این اظهارات اعلام جرم کرد تا پرونده آنها مورد رسیدگی قرار بگیرد.

ثمره درایت رهبر شهید انقلاب در برابر ابرقدرت‌ها

مشاور و دستیار مقام معظم رهبری در جلسه مشترک با جمعی از همیاران جوان مدیران، با بیان اینکه یکی از وجوه کمتر گفته شده از ابعاد ممتاز رهبریِ رهبر شهید انقلاب، درایت ایشان در مساله حکمرانی است، گفت: تثبیت ساختار کشور در جنگ اخیر و به فلاکت افتادن ابرقدرت‌های عصر حاضر مقابل ایران عزیز، ثمره سال‌ها رهبری خردمندانه ایشان است. دکتر محمد مخبر در این نشست با تاکید بر این اصل که نخبگان نباید صرفاً به فکر کارمند شدن باشند، گفت: ظرفیت جوان نخبه مانند بذر پربرکت گندم است؛ نخبه ما وقتی در دستگاه دولتی یا حاکمیتی مشغول به فعالیت می‌شود مانند خوشه‌های گندم که در مزارع کشاورزی رشد و نمو دارد، باید در آن دستگاه یا نهاد رشد کند تا زمینه ارتقای بیشتر محل کار خود را فراهم کرده باشد و در صورت لزوم حتی به فکر شغل دولتی نباشد و به سمت کارآفرینی و مشاوره به مدیران حرکت کند. وی افزود: اگر جوان نخبه هنگامی که وارد دستگاهی می‌شود دنبال نقاط تحول آفرین باشد، این مساله حتماً مورد توجه مدیران آن دستگاه دولتی یا حاکمیتی قرار گرفته و این مدیران نیز از چنین ظرفیتی برای حل مسائل و مشکلات زیر مجموعه خود و ارتقای بهره‌وری آن استفاده خواهند کرد. دکتر مخبر با اشاره به اینکه فعالیت نخبگانِ کشور در حوزه مدیریت منابع انسانی در کنار یکدیگر می‌تواند ثمر بخش باشد، اظهار داشت: محصول تجمیع این منابع انسانی، رقم زدن سه مولفه اساسی قدرت تشخیص، قدرت تحلیل و قدرت حل مساله بوده که برای تصدی مسئولیت‌های مهم و حل مسائل در کشور ضروری است. وی افزود: هر سازمانی که می‌خواهد ارتقا پیدا کند، باید نیروی انسانی خود را ارتقا دهد؛ در واقع سرمایه‌گذاری مستمر بر روی منابع انسانی، سنگ‌بنای اصلی برای دستیابی به تعالی و پایداری در تمامی عرصه‌هاست.