راویان| سرویس نفت و انرژی، حجت عبدالهی پور؛ بوشهر و خوزستان دهه ها است که میزبان غولهای فولادی و دکلهای سر به فلککشیدهاند. در این دیار خاک، بوی نفت میدهد و هوا گاهی طعم سنگین دود را زیر زبان میگذارد. مردم این منطقه هزینهی این میزبانی پرهزینه را با پوست و استخوان خود پرداختهاند.
فشار بر شریانهای فرسودهی شهری و خدمات عمومی یک روی این ماجراست و سایهی سنگین صنایع بر سر سفرهها و ریههای مردم روی دیگر آن. حالا که نوبت به تقسیم منفعت توسعه رسیده، داستان رنگ دیگری به خود میگیرد.
جوانی که در سایهی همان پالایشگاه قد کشیده و بوی صنعت با هوای کودکیاش عجین شده، امروز باید برای یک ردیف شغلی در همان مجموعه با داوطلبی از هزاران کیلومتر دورتر شانه به شانه شود. این فقط یک رقابت سادهی استخدامی نیست. این شکافی است که حس بیعدالتی را مثل دیگ بخار به جوش میآورد.
در برخی استانهای صنعتی کشور، «بومیبودن» به اصلی پذیرفتهشده و عادی در آزمونهای جذب نیرو تبدیل شده است. پرسش این است که چرا در قلب تپندهی انرژی کشور، این قاعدهی بازی هنوز در هالهای از ابهام و تعلیق مانده است.
بومیگزینی در صنایع بزرگ نفت، گاز و پتروشیمی دیگر فریادی محدود به مرزهای جغرافیایی یک استان نیست. این یک مطالبهی ملی است، مطالبهای برای حفظ سرمایهای از جنس اعتماد. وقتی جوان بومی احساس کند در خانهی خود غریبه است، همین سرمایهی اجتماعی است که ترک برمیدارد و پیوند میان صنعت و جامعهی محلی سست میشود.
اکنون وقت آن رسیده که صدای این مطالبه از راهروهای استانی فراتر رود و به تالارهای تصمیمگیری برسد. انتظار میرود استاندار بوشهر، نمایندگان مردم در بهارستان و مدیران ارشد اجرایی، این پرونده را بهعنوان یک ضرورت راهبردی روی میز وزارت نفت و نهادهای سیاستگذار استخدامی بگذارند، نه صرفا یک درخواست محلی. عدالت استخدامی نباید سلیقهای باشد.
وقتی این رویه در جای دیگری از کشور به روالی شفاف تبدیل شده، دلیلی ندارد در مناطق نفتخیز و گازخیز استثنایی تلخ باقی بماند.
توسعهی پایدار شعاری روی کاغذ یا عددی در گزارشهای رسمی نیست. توسعه زمانی پایدار است که مردم منطقهی میزبان خود را شریک واقعی این رشد بدانند، نه تماشاگرانی که فقط هزینهی آن را میپردازند. ایجاد فرصت شغلی برای نیروهای بومی، در کنار کاهش آسیبهای اجتماعی، مرهمی است بر زخمهای کهنهی بیاعتمادی.
مطالبهی مردم جنوب سهمخواهی بدون ضابطه نیست. آنها خواستار یک خطکش شفاف، برابر و عادلانهاند. خطکشی که به جوان این دیار، بهخاطر زیستن در کنار سختیهای صنعت و تحمل بار توسعهی ملی، یک اولویت منطقی بدهد.
نگاهها اکنون به بوشهر و نمایندگان مردم دوخته شده است. به روزی که عدالت استخدامی در احکام کارگزینی و در آرامش جوانی که در صنعت بومیاش مشغول به کار شده خود را نشان دهد، نه در وعدههای پرطمطراق. آن روز صنعت و خاک دوباره با هم آشتی خواهند کرد و دکلها نهفقط نماد استخراج، که نشانهی رویش در دیار میزبان خواهند بود.






