راویان| استان بوشهر؛ هفته دولت تمام شد. بنرها از سردر ادارات جمع شدند و صندلیهای سالنهای اجتماعات به انبارها بازگشتند. حالا که هیاهوی افتتاحیهها فروکش کرده، وقت آن رسیده که به حساب و کتاب واقعی طرحها و پروژههای افتتاحشده یا کلنگخورده پرداخته شود، نه با شمردن روبانهای بریدهشده، بلکه با سنجش آنچه واقعا به کیفیت زندگی مردم بوشهر میافزاید. این تنها سنگ محک واقعی است.
طبق آمار رسمی، هزار و ۹۱۴ پروژه عمرانی با هزینه ۱۶ هزار و ۶۰۰ میلیارد تومان در استان به بهرهبرداری رسیده است. این رقم بزرگی است اما تصویر دقیقی از توسعه ارائه نمیکند.
دلیل آن هم البته واضح است، چون از این شمار، حدود هزار و ۳۳۰ پروژه متعلق به شهرداریها و دهیاریها است، یعنی نزدیک به هفتاد درصد خروجی اعلام شده در مقیاس کوچه و خیابان و روستا تعریف میشود.
هفتاد درصد در مقیاس خرد
این به معنای بیارزش بودن پروژههای شهری و روستایی نیست، چون آسفالت یک معبر یا روشنایی یک پارک مستقیما با زندگی روزمره مردم سروکار دارد. اما وقتی هفتاد درصد آمار در این دسته جا میگیرد، دیگر نمیشود تنها با شمردن تعداد پروژهها درباره مسیر توسعه استان نظر داد. باید به هزینهکردها به دقت توجه کرد.
اگر معیار تعداد پروژهها باشد، شهرداریها و دهیاریها برنده ماراتن افتتاحیه های هفته دولت هستند. اما وقتی به حجم اعتبارات نگاه میکنیم، داستان عوض میشود.
چراکه پروژههای کوچک شهری و روستایی شاید «تعداد» را بالا ببرند، ولی این پروژههای زیرساختی بزرگ هستند که «وزن» بودجه را جابهجا میکنند. حال برای درک این شکاف میان صورتمسئله و واقعیت، باید پرسید این جریان عظیم پول، دقیقا در چه مسیری روانه شده است؟
پول کجا رفته است
در این میان، شاهپور رجایی، معاون هماهنگی امور عمرانی استانداری گفته است که دستگاههای تابعه وزارت نیرو شامل برق، آب و ساتبا با جذب حدود پنج هزار و ۲۵۰ میلیارد تومان بیشترین سهم را از اعتبارات به خود اختصاص دادهاند. بخش قابلتوجهی از این پول هم صرف توسعه نیروگاههای خورشیدی شده است.
این نکته، تفاوتی معنادار را نشان میدهد! پروژههای شهری نیاز امروز را برطرف میکنند ولی پولهای سنگین به سمت زیرساختهایی رفته که قرار است آینده استان را بسازند. بوشهر با تابستانهای طولانی و گرم و صنایع بزرگی که تشنه برق هستند، نمیتواند مسئله ناترازی انرژی را صرفا با اضافه کردن چند واحد حرارتی حل کند.
166 مگاوات روی کاغذ
در این راستا، در هفته دولت امسال عملیات اجرایی چند نیروگاه خورشیدی در تنگستان، کنگان، دیر و دیلم شروع شده که مجموع برق تولیدی آنها ۱۶۶ مگاوات اعلام شده است. همزمان دو نیروگاه خورشیدی نیز با ظرفیت مجموع ۶.۴ مگاوات در شبانکاره دشتستان وارد مدار شدند.
این بخش از کارنامه دولت شاید تنها جایی باشد که میشود از تغییر مسیر زیرساختی سخن گفت، نه لزوما یک افتتاحیه تشریفاتی.
اما بحث انرژی خورشیدی در بوشهر را نباید در تعداد پنلهای نصبشده خلاصه کرد. پراکندگی این پروژهها در شمال و جنوب استان یک سیر منطقی مشخصی دارد.
اگر نیروگاهها سر موعد ساخته شوند و شبکه انتقال و توزیع هم همزمان توسعه پیدا کند، نور خورشید میتواند از یک ظرفیت بالقوه به بخشی از زیرساخت واقعی برق استان تبدیل شود.
نکته حائز اهمیت اینجاست که از ۱۶۶ مگاوات وعده داده شده، در حال حاضر فقط ۶.۴ مگاوات وارد مدار شده است و بقیه هنوز در مرحله اجرا قرار دارند. حالا باید دید که چه میزان از این ظرفیت چراغی را روشن نگه میدارد و چه اندازه از آن، همچنان روی کاغذ میماند.
در این میان باید اشاره کرد، دشتستان با نزدیک به ۵۰۰ پروژه و اعتباری حدود سه هزار و ۲۰۰ میلیارد تومان در صدر جدول پروژههای هفته دولت نشست ولی سنجش کارنامه این شهرستان تنها با این آمارها ممکن نیست.
اهمیت واقعی کارنامه هفته دولت در دشتستان، در ترکیب پروژههایش است. ورود نیروگاههای خورشیدی شبانکاره به مدار میتواند الگوی تولید انرژی شهرستان را تغییر دهد و این چیزی نیست که با شمارش پروژهها به دست بیاید.
بندر نگین و سوال بزرگتر
در شهرستان بوشهر اما پروژههایی از جنس دیگری افتتاح شد که تکمیل تأسیسات زیربنایی مجتمع بندری نگین یکی از مهمترین آنها بود. بدیهی است وقتی حرف از بندر و زیرساخت اقتصادی میشود، دیگر پای اقتصاد کلان و نفع عمومی به میان میآید. اما این زیرساخت قرار است چه ظرفیتی به اقتصاد استان اضافه کند؟
در یک استان ممکن است هزاران پروژه افتتاح شود اما همچنان مردم با همان مشکلات چند سال قبل دست و پنجه نرم کنند.در سویی دیگر استان دیگری با دو سه زیرساخت کلیدی مسیر معیشت مردم را عوض میکند.
بنابراین روز افتتاح پروژهها پایان راه نیست. روزی است که عملکرد پروژه را بایست در مقیاس کلان سنجید.
کار واقعی البته از وقتی شروع میشود که تشریفات تمام شده و هیاهوی مراسم هفته دولت خوابیده است. در هر شهرستان میشود یک پروژه را انتخاب کرد و با چند سوال ساده عیارسنجی کرد. این پروژه قرار بود چه مشکلی را حل کند و حالا مردم چه تفاوتی حس میکنند. و آیا این پروژه ها تحول آفرین بوده اند یا خیر؟!
از این رو، اعتبار واقعی هفته دولت را نباید در شمارش هزار و ۹۱۴ پروژه سنجید، بلکه باید در این سوال یافت که آیا این پروژهها توانستهاند آن تغییر ساختاری را که وعده داده بودند، در زندگی مردم رقم بزنند یا تنها در فهرست آمارهای گذرا باقی خواهد ماند؟






