به خاورمیانه بدون آمریکا سلام کنید | ضربه نهایی وارد شد؛ فارن افرز: دیگر کسی در منطقه به آمریکا اعتماد ندارد

نشریه آمریکایی فارن افرز در مقاله‌ای به قلم استاد علوم سیاسی دانشگاه جرج واشنگتن تأکید کرده است که ایران با بستن تنگة هرمز و نابودی پایگاه‌های آمریکا در کشورهای منطقه نظم امنیتی آمریکا محور را در غرب آسیا نابود کرد و نشان داد که کشورهای منطقه دیگر برای امنیت خود نباید به آمریکا اعتماد کنند.

به گزارش راویان به نقل از همشهری آنلاین، ۶ ماه از جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه کشورمان می‌گذرد، در این جنگ نابرابر ایران با مجموعه کشورهای ناتو، منطقه، رژیم صهیونیستی و کشورهای فرامنطقه‌ای که امکانات اطلاعاتی، نظامی و اقتصادی خود را در خدمت آمریکا قرار داده بودند جنگید و همه را با استقامت خود به زانو درآورد. به باور کارشناسان، ایران که سلاح اتمی نداشت با دو قدرت اتمی بدون کوچک‌ترین ترس و واهمه‌ای جنگید و در میانة این جنگ قدرت بازدارندگی جدیدی برای ایران شکوفا شد. ایران با بستن تنگة هرمز و تاثیر شدیدی که این مسئله بر اقتصاد آمریکا و جهان داشت نشان داد که هم توان و هم اراده بستن این تنگه را دارد و به گفته کارشناسان همین دو مؤلفه به مهم‌ترین فاکتور بازدارندگی جدید ایران تبدیل شد.

از سوی دیگر حملات گسترده و شدید دلاورمردان قهرمان یگان‌های موشکی و پهپادی کشورمان به حداقل ۲۰ پایگاه آمریکا در ۸ کشور منطقه و ناتوانی آمریکا در حفاظت از این پایگاه‌ها و تامین امنیت کشورهای میزبان این پایگاه‌ها بسیاری از کارشناسان را حتی در خود آمریکا به این نتیجه رسانده است که زمان تعطیلی این پایگاه‌ها و خروج آمریکا از منطقه غرب آسیا فرا رسیده است. اخیراً «مایکل فوکس» مدیر بنیاد «جامعه باز» و دستیار ویژه «جو بایدن» طی سال‌های ۲۰۲۱ و ۲۰۲۲در مقاله‌ای که «فارن افرز» آن را منتشر کرده‌، استدلال کرده بود که جنگ شکست‌خورده و فاجعه‌بار آمریکا علیه ایران، باید به بهانه‌ای برای خروج کامل نظامی آمریکا از منطقه خاورمیانه تبدیل شود.

به گفته وی، دولت ترامپ و حامیان آن در کنگره استدلال می‌کنند که وجود قدرت نظامی آمریکا برای مهار ایران که همسایگان خود را بی‌ثبات کرده، ضروری است. اما جنگ کنونی نشان داده است که آمریکا نتوانسته از شرکای خود در کشورهای حاشیه خلیج‌فارس در برابر حملات ایران محافظت کند. از سوی دیگر، واشنگتن سال‌ها بر این باور بود که حضور آمریکا در منطقه، آزادی کشتیرانی را تضمین می‌کند. با این حال، همین جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران مسبب این بود که تنگه هرمز بسته شود و ارتش آمریکا نیز نتوانست آن را به زور باز کند.

فارن افرز در مقاله جدیدی در همین راستا و با استدلال مشابه به قلم «مارک لینچ» استاد علوم سیاسی و امور بین‌الملل در دانشگاه جورج واشنگتن و نویسنده کتاب «خاورمیانه آمریکا: ویرانی یک منطقه» آورده است: نظم خاورمیانه‌ای تحت رهبری آمریکا اکنون در آستانه فروپاشی قرار گرفته است؛ چرا که ناتوانی آمریکا در حفاظت از متحدان عرب و باز نگه داشتن تنگه هرمز، همراه با حمایت واشنگتن از سیاست‌های رژیم اسرائیل در غزه، اعتماد کشورهای منطقه به تعهدات امنیتی آمریکا را به‌شدت تضعیف کرده است. «مارک لینچ» در این مقاله معتقد است شکست آمریکا و رژیم اسرائیل در براندازی حکومت ایران، ناتوانی واشنگتن در حفاظت کامل از متحدان عرب خود و باز نگه داشتن تنگه هرمز و همچنین حمایت بی‌قیدوشرط آمریکا از رژیم اسرائیل در جنگ غزه، اعتبار و کارآمدی این نظم را به‌شدت تضعیف کرده است. به باور وی، این وضعیت صرفا یک بحران موقت نیست، بلکه نقطه عطفی است که بازگشت به نظم گذشته را بسیار دشوار کرده است.به گزارش راویان به نقل از ایرنا نویسنده معتقد است هزینه این نظم برای مردم خاورمیانه بسیار سنگین بود. جنگ‌های متعدد رژیم اسرائیل، شکست روند صلح فلسطین، حمله و اشغال عراق در سال ۲۰۰۳، تحریم‌های طولانی علیه عراق و ایران و جنگ‌های داخلی و مداخلات خارجی در لبنان، لیبی، سوریه، یمن و سودان، منطقه را با خشونت، فقر و بی‌ثباتی گسترده روبه‌رو کرده است.

به باور«مارک لینچ» به باور لینچ، همین نظم به افزایش رفتارهای تهاجمی‌تر منطقه انجامید. ایران که خود را در محاصره دشمنان و تحت فشار تحریم‌های آمریکا می‌دید، از شبکه‌ای از گروه‌های همسو در منطقه حمایت کرد و به توسعه موشک‌ها و پهپادهای کم‌هزینه روی آورد. رژیم اسرائیل نیز به دلیل برخورداری از برتری نظامی و حمایت گسترده آمریکا، انگیزه کمتری برای حل مسئله فلسطین یا کاهش تنش‌های منطقه‌ای پیدا کرد. حمله هفتم اکتبر و واکنش گسترده رژیم اسرائیل به غزه، این روند را تشدید کرد و این رژیم حضور نظامی خود را در غزه، کرانه باختری، لبنان و سوریه افزایش داد.

نویسنده معتقد است که جنگ علیه ایران، ضربه نهائی را به این نظم وارد کرد. کشورهای عربی حاشیه خلیج‌فارس از اینکه آمریکا و رژیم اسرائیل بدون مشورت با آنها جنگ را آغاز کردند، خشمگین شدند؛ زیرا آنها مستقیماً در معرض حملات ایران قرار گرفتند، بدون اینکه در تصمیم آغاز جنگ نقشی داشته باشند. اگرچه سامانه‌های دفاعی آمریکا توانستند بخشی از حملات ایران را دفع کنند، اما موشک‌ها و پهپادها به اهداف خود رسیدند و تاسیسات مهمی آسیب دیدند. حتی مهم‌تر از خسارت‌های فیزیکی، این جنگ نشان داد که آمریکا قادر نیست امنیت شرکای خود را به‌طور کامل تضمین کند. به باور نویسنده، بسته شدن تنگه هرمز نیز ضربه‌ای جدی به اعتبار واشنگتن وارد کرد. بسته شدن تنگه هرمز توسط ایران، آمریکا را عملاً ناتوان کرد و اقتصاد کشورهای عربی حاشیه خلیج‌فارس را در معرض خطر قرار داد. رهبران این کشورها از بی‌اعتنایی آمریکا به خواسته‌هایشان و آشکار شدن ناتوانی واشنگتن شوکه شدند. در نهایت، آنها به این نتیجه رسیدند که تضمین‌های امنیتی آمریکا، که در قلب نظم منطقه‌ای قرار داشت، دیگر قابل اعتماد نیست.

همزمان با انتشار مقاله فارن افرز که در آن نویسنده به ناتوانی پایگاه‌های آمریکا در حفاظت از خود و متحدان واشنگتن در منطقه اذعان کرده است گزارش‌ها حاکی است وزارت جنگ آمریکا در نشانه‌ای از تحول بنیادین در استراتژی منطقه‌ای واشنگتن، در حال ارزیابی کاهش حضور نظامی در خلیج‌فارس و بازنگری در بازسازی پایگاه‌هایی است که در جریان جنگ با ایران آسیب دیده‌اند.
هشت منبع آگاه از جمله مقامات و افراد مطلع در همین رابطه به واشنگتن پست گفتند که پنتاگون در حال ارزیابی ردپای نظامی خود در خاورمیانه است، اقدامی که نشان می‌دهد جنگ با ایران پتانسیل تغییر اساسی حضور نظامی آمریکا در منطقه را دارد. براساس این گزارش یکی از حوزه‌های کلیدی که وزارت جنگ در حال بررسی آن است، احتمال خارج کردن نیروها از خلیج‌فارس است؛ منطقه‌ای که پایگاه‌های بزرگ نظامی آمریکا در ماه‌های اخیر بر اثر حملات موشکی و پهپادی ایران آسیب دیده‌اند. خسارت به این تأسیسات، فرصتی بی‌نظیر برای پنتاگون فراهم کرده است تا حضور خود را در منطقه بازنگری کند. به نوشته واشنگتن پست؛ وزارت جنگ آمریکا قبلاً اشاره کرده است که ممکن است پایگاه‌های خود را به همان شکل قبل از جنگ بازسازی نکند.این ارزیابی توسط دفتر سیاست‌گذاری پنتاگون رهبری می‌شود، و به گفته یک مقام ارشد، ستاد مشترک و فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) نیز در حال مطالعه این موضوع هستند.

بنا به گزارش واشنگتن پست«مایکل راتنی»، دیپلمات سابق آمریکا، پیشنهاد کرده است که انتقال نیروها و تجهیزات به سمت غرب، به اردن، اسرائیل یا ساحل دریای سرخ عربستان می‌تواند به کاهش آسیب‌پذیری کمک کند، اگرچه این راه‌حل کاملی نیست، زیرا ایران قبلاً نشان داده است که می‌تواند اهداف دوری در اردن و اسرائیل را مورد حمله قرار دهد.

خبرهای پر بازدید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرين اخبار

دادستانی علیه عباس عبدی و زیباکلام اعلام جرم کرد

دادستانی تهران هفته گذشته علیه عباس عبدی و صادق زیبا کلام و دو رسانه منتشر کننده اظهارات ان‌ها اعلام جرم کرده است در همین رابطه این افراد و رسانه‌ها به دادسرا احضار شده‌اند.

دادستانی علیه عباس عبدی و زیباکلام اعلام جرم کرد دادستانی تهران هفته گذشته علیه عباس عبدی و صادق زیبا کلام و دو رسانه منتشر کننده اظهارات ان‌ها اعلام جرم کرده است در همین رابطه این افراد و رسانه‌ها به دادسرا احضار شده‌اند. به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از میزان، هفته گذشته؛ در پی انتشار یادداشتی از سوی عباس عبدی در روزنامه اعتماد و مصاحبه صادق زیبا کلام با خبرگزاری آنا، دادستانی تهران علیه هر دو نفر و رسانه‌های منتشر کننده این اظهارات اعلام جرم کرد تا پرونده آنها مورد رسیدگی قرار بگیرد.

ثمره درایت رهبر شهید انقلاب در برابر ابرقدرت‌ها

مشاور و دستیار مقام معظم رهبری در جلسه مشترک با جمعی از همیاران جوان مدیران، با بیان اینکه یکی از وجوه کمتر گفته شده از ابعاد ممتاز رهبریِ رهبر شهید انقلاب، درایت ایشان در مساله حکمرانی است، گفت: تثبیت ساختار کشور در جنگ اخیر و به فلاکت افتادن ابرقدرت‌های عصر حاضر مقابل ایران عزیز، ثمره سال‌ها رهبری خردمندانه ایشان است. دکتر محمد مخبر در این نشست با تاکید بر این اصل که نخبگان نباید صرفاً به فکر کارمند شدن باشند، گفت: ظرفیت جوان نخبه مانند بذر پربرکت گندم است؛ نخبه ما وقتی در دستگاه دولتی یا حاکمیتی مشغول به فعالیت می‌شود مانند خوشه‌های گندم که در مزارع کشاورزی رشد و نمو دارد، باید در آن دستگاه یا نهاد رشد کند تا زمینه ارتقای بیشتر محل کار خود را فراهم کرده باشد و در صورت لزوم حتی به فکر شغل دولتی نباشد و به سمت کارآفرینی و مشاوره به مدیران حرکت کند. وی افزود: اگر جوان نخبه هنگامی که وارد دستگاهی می‌شود دنبال نقاط تحول آفرین باشد، این مساله حتماً مورد توجه مدیران آن دستگاه دولتی یا حاکمیتی قرار گرفته و این مدیران نیز از چنین ظرفیتی برای حل مسائل و مشکلات زیر مجموعه خود و ارتقای بهره‌وری آن استفاده خواهند کرد. دکتر مخبر با اشاره به اینکه فعالیت نخبگانِ کشور در حوزه مدیریت منابع انسانی در کنار یکدیگر می‌تواند ثمر بخش باشد، اظهار داشت: محصول تجمیع این منابع انسانی، رقم زدن سه مولفه اساسی قدرت تشخیص، قدرت تحلیل و قدرت حل مساله بوده که برای تصدی مسئولیت‌های مهم و حل مسائل در کشور ضروری است. وی افزود: هر سازمانی که می‌خواهد ارتقا پیدا کند، باید نیروی انسانی خود را ارتقا دهد؛ در واقع سرمایه‌گذاری مستمر بر روی منابع انسانی، سنگ‌بنای اصلی برای دستیابی به تعالی و پایداری در تمامی عرصه‌هاست.