گرگان را از مردمش نگیرید!

خبر ورود بابک زنجانی به پروژه باززنده‌سازی ۵۰ هکتار از بافت تاریخی گرگان، این پرسش را مطرح کرده است: آیا قرار است بافت برای مردم احیا شود یا به جای مردم؟

همشهری آنلاین-ستاره حجتی: چرخ توسعه برای گلستان انگار همیشه به عقب می‌چرخد. هرچه فعالان و دانشگاهیان این استان تلاش می‌کنند تا در "نظر" پیش‌رفته و مسئولان را در "عمل" کمی به جلو ببرند و به‌روز کنند تا شاید چرخ لنگ توسعه این استان کمی پیش‌ برود، کاری از پیش نمی‌برند.

پس از تخریب‌های گسترده بافت تاریخی گرگان در نتیجه بلندپروازی مسئولان برای اجرای طرح‌های شکست‌خورده آفتاب (طرحی که در دهه هشتاد با هدف بهسازی بافت فرسوده در گرگان اجرا شد و بیش از ۷۰ درصد محدوده‌های تاریخی محوطه مورد نظر را تخریب کرد)، عاقبت موضوع احیای بافت تاریخی به نفع اقتصاد شهر و ضرورت مشارکت محلی برای مسئولان پررنگ شد.

اگرچه ۱۵ سال تلاش بی‌وقفه فعالان میراث فرهنگی استان و به ویژه گرگان موجب شد تا نخستین بافت تاریخی ثبت ملی شده در کشور به عنوان یک " سرمایه توسعه اقتصاد جامعه محور" در نظر گرفته شود. با این حال گویا به ۱۵ سال قبل برگشتیم. خبرهای یک ماه گذشته در گلستان تقریبا بیشتر به حضور بابک‌ زنجانی به عنوان سرمایه‌گذار در این استان اختصاص داشت. حالا هم خبر رسیده که قرار است او، ۵۰ هکتار بافت را تملک و باززنده‌سازی کند. مبارک است و چرخش برای آقای زنجانی بچرخد! فقط چند ملاحظه وجود دارد که شاید بد نباشد استاندار محترم و مدیرکل محترم میراث فرهنگی استان به آنها هم نیم نگاهی بیاندازند:

باز زنده‌سازی بافت‌های تاریخی اگر به سود ساکنان و جامعه محلی نباشد، خیلی زود از یک برنامه فرهنگی و اقتصادی به یک پروژه نمایشی تبدیل می‌شود و اگر پای سرمایه‌گذار بزرگ (چه بابک زنجانی چه هر کس دیگر) در میان باشد عملا انتفاع جامعه محلی از بین می‌رود. این بافت‌ها زمانی زنده می‌مانند که باز زنده‌سازی، فقط به مرمت دیوارها و سنگ‌فرش گذرها محدود نشود و به خلق ثروت برای مردم همان محله بینجامد. اصل اساسی در بازآفرینی موفق این است که اقتصادش، درون‌زا باشد؛ یعنی از ظرفیت‌ها، سرمایه‌های خرد، مهارت‌های بومی و شبکه‌های محلی تغذیه کند و منفعت آن نیز در همان محدوده بماند.

نیازی به تاکید نیست که بافت تاریخی، خلاف نگاه رایج مسئولان، صرفاً یک میراث مصرفی نیست؛ بلکه دارایی اقتصادی است. خانه‌های قدیمی، گذرهای سنتی، هویت محله، صنایع‌دستی، خوراک محلی، روایت‌های تاریخی و حتی روابط همسایگی، همگی می‌توانند به ارزش اقتصادی تبدیل شوند. نکته مهم درباره بافت تاریخی گرگان این است که این بافت به عنوان تنها بافت تاریخی در سراسر ایران شناخته می‌شود که بدون انقطاع، روابط و هویت اجتماعیش را حفظ کرده است. اما این ارزش زمانی پایدار است که ساکنان، مالک اصلی فرآیند باشند. اگر باززنده‌سازی فقط به ورود سرمایه‌گذاران بیرونی، خرید املاک، تغییر کاربری‌های سوداگرانه و افزایش قیمت زمین منتهی شود، نتیجه آن معمولاً بیرون راندن ساکنان قدیمی و از بین رفتن همان سرمایه اجتماعی‌ است که اصلاً بافت را جذاب کرده بود.

اقتصاد باز ‌زنده‌سازی بافت تاریخی باید بر پایه سرمایه‌های خرد شکل بگیرد و حضور سرمایه‌گذار صرفا به عنوان مشوق و کمک‌کننده باشد. سرمایه‌هایی که شاید در ظاهر کوچک باشند، اما در کنار هم موتور قدرتمندی برای توسعه محلی می‌سازند. پس‌اندازهای خانوادگی، تعاونی‌های محلی، صندوق‌های خرد محله، مشارکت کسبه، سرمایه زنان خانه‌دار، کارآفرینی جوانان و سرمایه‌های کوچک مهاجران محلی (در مورد گرگان به دلیل خصلت دیرین مهاجر پذیر بودن و حضور اقوام گوناگون که اتفاقا کلونی‌های منسجمی هم دارند) می‌توانند در قالب طرح‌های مشترک به گردش درآیند. این مدل، به جای وابستگی به سرمایه‌های بزرگ و بیرونی، فرصت را به خود مردم می‌دهد تا در مرمت، بهره‌برداری و کسب سود و تولید ارزش شریک شوند.

در چنین الگویی، بهسازی فیزیکی باید هم‌زمان با فعال‌سازی اقتصادی پیش برود. مثلاً مرمت یک خانه تاریخی می‌تواند به اقامتگاه کوچک خانوادگی، کارگاه صنایع‌دستی، کافه محلی، مرکز تجربه گردشگری یا فضای فروش محصولات بومی تبدیل شود؛ اما شرط موفقیت این است که مالکیت یا مدیریت آن در اختیار ساکنان و کنشگران محلی بماند. درست مطابق آنچه که تا حد زیادی در ۱۵ سال گذشته در جریان بود و درس‌های موفقیت و شکست بسیاری هم به همراه داشت. وقتی درآمد مستقیم این فعالیت‌ها به خانواده‌های محله برسد، انگیزه برای نگهداری بنا، حفظ کیفیت محیط و استمرار فعالیت‌ها افزایش پیدا می‌کند. باززنده در اینجا از یک هزینه عمومی به یک سرمایه‌گذاری مولد بدل می‌شود.

از سوی دیگر، اگر اقتصاد باززنده‌سازی محلی باشد، اشتغال نیز محلی می‌شود. مرمت‌گران، نجاران، گچ‌کاران، راهنماهای گردشگری، تولیدکنندگان صنایع‌دستی، فروشندگان غذا و خدمات روزمره، همگی می‌توانند از دل همان محله رشد کنند.

این یعنی پولی که وارد بافت می‌شود، از آن خارج نمی‌شود، بلکه در چرخه‌ای محلی می‌چرخد و به تقویت کسب‌وکارهای کوچک کمک می‌کند. چنین چرخه‌ای، به‌مراتب پایدارتر از پروژه‌هایی است که سودشان به جیب یک یا چند مالک یا شرکت بیرونی می‌رود.

گرگان را از مردمش نگیرید!

نکته مهم این است که عدالت اقتصادی در باززنده‌سازی، بخشی از حفاظت میراث است. اگر ساکن بومی توان ماندن نداشته باشد، بافت تاریخی هرچقدر هم زیبا مرمت شود، از زندگی تهی می‌شود. بنابراین، سیاست‌گذاری باید به‌گونه‌ای باشد که تسهیلات، معافیت‌ها، حمایت‌های فنی و دسترسی به بازار در خدمت مردم محله قرار گیرد. دولت و مدیریت شهری باید نقش تسهیل‌گر داشته باشند، نه جایگزین جامعه محلی.

این یک حقیقت است که باززنده‌سازی بافت تاریخی، زمانی موفق است که مردم از آن نفع ببرند، نه فقط تماشاگر آن باشند. اگر باززنده سازی سرمایه‌های خرد محلی به حرکت درآورد، اگر سود در همان محله بماند و اگر خلق ثروت برای ساکنان به هدف اصلی تبدیل شود، بافت تاریخی نه‌تنها حفظ می‌شود، بلکه به منبعی برای توسعه پایدار و عادلانه بدل خواهد شد.
حالا چه بابک‌زنجانی چه هر کس دیگری، این تصمیم با مسئولان گلستان نیست بلکه باید به رای و نظر جامعه محلی سپرده شود.

خبرهای پر بازدید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرين اخبار

دادستانی علیه عباس عبدی و زیباکلام اعلام جرم کرد

دادستانی تهران هفته گذشته علیه عباس عبدی و صادق زیبا کلام و دو رسانه منتشر کننده اظهارات ان‌ها اعلام جرم کرده است در همین رابطه این افراد و رسانه‌ها به دادسرا احضار شده‌اند.

دادستانی علیه عباس عبدی و زیباکلام اعلام جرم کرد دادستانی تهران هفته گذشته علیه عباس عبدی و صادق زیبا کلام و دو رسانه منتشر کننده اظهارات ان‌ها اعلام جرم کرده است در همین رابطه این افراد و رسانه‌ها به دادسرا احضار شده‌اند. به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از میزان، هفته گذشته؛ در پی انتشار یادداشتی از سوی عباس عبدی در روزنامه اعتماد و مصاحبه صادق زیبا کلام با خبرگزاری آنا، دادستانی تهران علیه هر دو نفر و رسانه‌های منتشر کننده این اظهارات اعلام جرم کرد تا پرونده آنها مورد رسیدگی قرار بگیرد.

ثمره درایت رهبر شهید انقلاب در برابر ابرقدرت‌ها

مشاور و دستیار مقام معظم رهبری در جلسه مشترک با جمعی از همیاران جوان مدیران، با بیان اینکه یکی از وجوه کمتر گفته شده از ابعاد ممتاز رهبریِ رهبر شهید انقلاب، درایت ایشان در مساله حکمرانی است، گفت: تثبیت ساختار کشور در جنگ اخیر و به فلاکت افتادن ابرقدرت‌های عصر حاضر مقابل ایران عزیز، ثمره سال‌ها رهبری خردمندانه ایشان است. دکتر محمد مخبر در این نشست با تاکید بر این اصل که نخبگان نباید صرفاً به فکر کارمند شدن باشند، گفت: ظرفیت جوان نخبه مانند بذر پربرکت گندم است؛ نخبه ما وقتی در دستگاه دولتی یا حاکمیتی مشغول به فعالیت می‌شود مانند خوشه‌های گندم که در مزارع کشاورزی رشد و نمو دارد، باید در آن دستگاه یا نهاد رشد کند تا زمینه ارتقای بیشتر محل کار خود را فراهم کرده باشد و در صورت لزوم حتی به فکر شغل دولتی نباشد و به سمت کارآفرینی و مشاوره به مدیران حرکت کند. وی افزود: اگر جوان نخبه هنگامی که وارد دستگاهی می‌شود دنبال نقاط تحول آفرین باشد، این مساله حتماً مورد توجه مدیران آن دستگاه دولتی یا حاکمیتی قرار گرفته و این مدیران نیز از چنین ظرفیتی برای حل مسائل و مشکلات زیر مجموعه خود و ارتقای بهره‌وری آن استفاده خواهند کرد. دکتر مخبر با اشاره به اینکه فعالیت نخبگانِ کشور در حوزه مدیریت منابع انسانی در کنار یکدیگر می‌تواند ثمر بخش باشد، اظهار داشت: محصول تجمیع این منابع انسانی، رقم زدن سه مولفه اساسی قدرت تشخیص، قدرت تحلیل و قدرت حل مساله بوده که برای تصدی مسئولیت‌های مهم و حل مسائل در کشور ضروری است. وی افزود: هر سازمانی که می‌خواهد ارتقا پیدا کند، باید نیروی انسانی خود را ارتقا دهد؛ در واقع سرمایه‌گذاری مستمر بر روی منابع انسانی، سنگ‌بنای اصلی برای دستیابی به تعالی و پایداری در تمامی عرصه‌هاست.