شکست در فوتبال، فقط یک عدد روی اسکوربورد نیست؛ یک موقعیت اجتماعی است. جام جهانی ۲۰۲۶ این واقعیت را بار دیگر یادآوری کرد که تیمها نه فقط در زمین بازی، بلکه در «نحوه مواجهه با شکست» نیز ارزیابی میشوند؛ جایی که مسئولیتپذیری، به اندازه تاکتیک، تعیینکننده است.
به گزارش راویان به نقل از مشرق، روزنامه «ایران» در گزارشی با عنوان «شکست بدون صاحب نیست» فرهنگ مسئولیتپذیری مربیان و بازیکنان در جام جهانی ۲۰۲۶ را بررسی کرده و نوشته است:
شکست در فوتبال، فقط یک عدد روی اسکوربورد نیست؛ یک موقعیت اجتماعی است. جام جهانی ۲۰۲۶ این واقعیت را بار دیگر یادآوری کرد که تیمها نه فقط در زمین بازی، بلکه در «نحوه مواجهه با شکست» نیز ارزیابی میشوند؛ جایی که مسئولیتپذیری، به اندازه تاکتیک، تعیینکننده است.
در این دوره، واکنشها طیفی از کنارهگیری تا ایستادن و پاسخ دادن را در بر گرفت. در اسکاتلند، استیو کلارک پس از حذف تیمش، بدون تعلل کنار رفت؛ تصمیمی که بهوضوح نشان میداد معیارهای موفقیت از پیش تعریف شدهاند و نرسیدن به آنها، تبعات دارد. در کرهجنوبی، هونگ میونگبو علاوه بر استعفا، در یک موضعگیری صریح از هواداران عذرخواهی کرد و مسئولیت را برعهده گرفت؛ رفتاری که با فشار رسانهای و حتی انتقادات مسئولان اجرایی کرهجنوبی نیز همراه بود، اما در نهایت به بازسازی اعتماد کمک کرد.
در جمهوری چک، میروسلاو کوبک پس از حذف زودهنگام و کسب نتایج ضعیف، از «اشتباهات ساختاری و فردی» سخن گفت و کنارهگیری کرد. این اعتراف، هرچند پس از ناکامی، اما بخشی از فرآیند پاسخگویی بود. در تیم ملی هلند نیز رونالد کومان پس از باخت از مراکش با قبول مسئولیت شکست تیمش استعفا داد. در آلمان، یولیان ناگلزمان رویکرد متفاوتی را برگزید. او پس از حذف، با پذیرش ضعفهای تیم، اعلام کرد که «مسئولیت با من است» و در عین حال تأکید کرد از چالش فرار نمیکند. این نوع مواجهه، مدلی از پاسخگویی درونساختاری است؛ ماندن برای اصلاح، نه برای انکار.
در ژاپن نیز، واکنشها در چارچوب فرهنگ سازمانیافته فوتبال این کشور قابل تحلیل است. کادر فنی با ادبیاتی محتاط اما روشن، از «نیاز به بازنگری در چرخه آمادهسازی» سخن گفت و وعده اصلاحات تدریجی داد. این رویکرد، بر خلاف واکنشهای احساسی، بر برنامهریزی و استمرار تأکید دارد؛ همان چیزی که طی سالهای اخیر، ژاپن را به یکی از منظمترین کشورها در زمینه ساختارهای فوتبالی آسیا تبدیل کرده است.
اما در کنار مربیان، رفتار بازیکنان نیز نقش تعیینکنندهای در مدیریت پساشکست دارد. در بسیاری از تیمهای حذفشده، بازیکنان با انتشار پیامهای عمومی، از هواداران عذرخواهی کردند. در آلمان، برخی بازیکنان باتجربه به «از دست دادن تمرکز در لحظات کلیدی» اشاره کردند و مسئولیت فردی را پذیرفتند. در ژاپن، بازیکنان با ادبیاتی فروتنانه، شکست را «فرصتی برای یادگیری» توصیف کردند. حتی در تیمهایی مانند اروگوئه، مارسلو بیلسا، اگرچه استعفا نداد اما با جملهای صریح که «سهم من در این ناکامی قابل انکار نیست» بار مسئولیت را بر دوش خود گرفت؛ رویکردی که در سطح بازیکنان نیز بازتاب داشت.
این نمونهها نشان میدهد که در فوتبال حرفهای، شکست بیصاحب نمیماند. هر ناکامی، نیازمند یک پاسخ روشن است؛ پاسخی که یا در قالب کنارهگیری یا در شکل عذرخواهی و یا در پذیرش علنی خطاها بروز پیدا میکند. این فرآیند، نه یک نمایش، بلکه بخشی از سازوکار ترمیم اعتماد است.
در مقابل، زمانی که شکست به «بدشانسی» تقلیل داده میشود، در واقع یک حلقه مهم از این سازوکار حذف میشود. چنین روایتی، اگرچه ممکن است در کوتاهمدت فشار را کاهش دهد، اما در بلندمدت، شکاف میان تیم و افکار عمومی را عمیقتر میکند. فوتبال، بهعنوان یک پدیده اجتماعی، بدون اعتماد پایدار نمیماند.
در این میان، نقش بازیکنان پا به سن گذاشته نیز اهمیت ویژهای دارد. در بسیاری از نمونههای موفق، بازیکنان باتجربه پیش از آنکه با فشار افکار عمومی یا تصمیمات مدیریتی کنار گذاشته شوند، خود بهصورت داوطلبانه از تیم ملی خداحافظی میکنند. این تصمیم، نه نشانه افول، بلکه نمادی از بلوغ حرفهای و درک شرایط است. در فوتبال اروپا و آمریکای جنوبی، بارها دیده شده که کاپیتانها یا ستارههای باسابقه، پس از یک تورنمنت ناموفق، با انتشار بیانیهای محترمانه، میدان را برای نسل بعدی خالی میکنند. چنین کنارهگیریهایی، دو کارکرد مهم دارد؛ اول، کاهش فشار روانی بر تیم و کادر فنی و دوم، ایجاد فضای مثبت برای آغاز یک چرخه جدید. این همان نقطهای است که «احترام به افکار عمومی» به یک کنش عملی تبدیل میشود، نه صرفاً یک شعار.
در فضایی که پس از حذف، جامعه فوتبالی با ناامیدی و دلخوری مواجه است، اینگونه تصمیمهای داوطلبانه میتواند به تلطیف فضا کمک کند. خروج محترمانه، در بسیاری از موارد، حتی بیش از یک پیروزی، به بازسازی اعتماد کمک کرده است.
جام جهانی ۲۰۲۶ یک پیام روشن داشت؛ تیمها نه فقط با نتایج، بلکه با «نحوه مواجهه با نتایج» قضاوت میشوند. فاصله میان فوتبال پاسخگو و فوتبال توجیهگر، فاصلهای است میان حرفهایگری و فرار از مسئولیت. اگر قرار است بازسازی واقعی اتفاق بیفتد، باید از همین نقطه آغاز شود؛ پذیرش صریح، عذرخواهی مسئولانه و تصمیمهای شجاعانه حتی اگر به معنای کنار رفتن باشد. در فوتبال همانقدر که گل زدن اهمیت دارد، «پاسخ دادن» هم اهمیت دارد. تیمی که این مهارت را نیاموزد، حتی با بهترین تاکتیکها نیز در زمین اعتماد، بازنده خواهد بود.


