به گزارش راویان، رسانهها به عنوان پنجرههای رو به جامعه، نقش حیاتی در شکلدهی به افکار عمومی و شفافسازی مسائل ایفا میکنند. اما وقتی این پنجرهها تنها از یک زاویه و با یک روایت واحد باز شوند، خطر انحصار فکری و اجتماعی به سرعت افزایش مییابد. در این میان، صداوسیما به عنوان بزرگترین و قدرتمندترین رسانه کشور، با تکیه بر ساختار متمرکز خود، گاهی مرزهای هشدار را در زمینهی سرمایه اجتماعی و توسعهی پایدار عبور کرده است.
سرمایه اجتماعی، یعنی میزان اعتماد، همدلی و همکاری میان شهروندان، در گرو شفافیت و گفتوگوی آزاد است. وقتی رسانهی ملی به جای تسهیلگر بودن در این گفتوگو، به انحصارگرای تبدیل شود، شکاف میان حاکمیت و مردم عمیقتر میشود. این شکاف، همان چیزی است که در بلندمدت امنیت ملی را تهدید میکند. جامعهای که در آن صداهای متنوع شنیده نشود، در برابر بحرانهای داخلی و خارجی آسیبپذیرتر خواهد بود.
از سوی دیگر، توسعهی اقتصادی نیازمند نوآوری، رقابت و جذب سرمایه است. انحصار رسانهای میتواند با سانسور اطلاعات، پنهانکاری یا ارائهی تصاویر غیرواقعی از وضعیت اقتصادی، اعتماد سرمایهگذاران داخلی و خارجی را خدشهدار کند. وقتی بازارها با اطلاعات ناقص یا گمراهکننده مواجه شوند، تصمیمگیریهای اقتصادی نادرست صورت میگیرد و رشد اقتصادی کند میشود.
عبور از مرز هشدار زمانی رخ میدهد که انحصار رسانهای به ابزاری برای سرکوب نقد سازنده و تحریف واقعیتها تبدیل شود. در چنین شرایطی، رسانهی ملی از نقش خود به عنوان بازوی اطلاعرسانی و نظارتی فاصله گرفته و به ابزاری برای توجیه وضع موجود بدل میشود. این رویکرد، نه تنها توسعهی اقتصادی را متوقف میکند، بلکه با ایجاد نارضایتی پنهان، بستر ناامنیهای اجتماعی را فراهم میآورد.
راهکار، نه حذف رسانهی ملی، بلکه تنوعبخشی به فضا و تقویت رسانههای مستقل و مردمی است. تنها با ایجاد تعادل میان قدرت و آزادی بیان، میتوان سرمایه اجتماعی را حفظ کرد و مسیر توسعهی اقتصادی و امنیت ملی را هموار ساخت. تا زمانی که انحصار رسانهای ادامه دارد، کشور در معرض خطرات جدی قرار خواهد داشت.






