ورود هلدینگ خلیجفارس به استقلال که با امید تأمین مالی پایدار همراه بود، به یکی از پرهزینهترین ادوار این باشگاه تبدیل شد.
سرویس ورزش مشرق – ورود هلدینگ خلیج فارس به باشگاه استقلال که در اردیبهشت ۱۴۰۳ با واگذاری ۸۵ درصد سهام این باشگاه به گروهی از شرکت های پتروشیمی رسمیت یافت، قرار بود نقطه عطفی در مدیریت و تأمین مالی این تیم پرطرفدار باشد. اما آنچه در عمل رخ داد، نه تنها تحولی مثبت نبود، بلکه به روایتی به یکی از پرهزینه ترین و پرحاشیه ترین ادوار مدیریتی این باشگاه تبدیل شد. با توجه به انتخاب استقلال به عنوان نماینده ایران در لیگ نخبگان آسیا و مشکلاتی که در بحث نقل و انتقالات در پیش دارد و با تغییر در رأس هلدینگ و پایان کار محمد شریعتمداری، نگاهی به عملکرد این دوره و نقش محوری علی تاجرنیا، نماینده تام الاختیار هلدینگ در باشگاه داشته ایم.
* تغییر مدیریت در هلدینگ؛ پایان یک دوره
در تیرماه ۱۴۰۵، هیئت مدیره شرکت صنایع پتروشیمی خلیج فارس، حسن عباس زاده را به عنوان مدیرعامل جدید این هلدینگ انتخاب کرد تا جایگزین محمد شریعتمداری شود. شریعتمداری که از آذر ۱۴۰۳ سکان هدایت این مجموعه عظیم اقتصادی را بر عهده گرفته بود، در دوران تصدی خود نقش پررنگی در مدیریت باشگاه استقلال ایفا کرد. با این تغییر، بسیاری از تحلیل گران و هواداران به دنبال ارزیابی عملکرد دوران مدیریت شریعتمداری و تأثیر آن بر سرنوشت آبی پوشان هستند.

* تاجرنیا؛ نماینده ای با اختیارات تام
یکی از اولین اقدامات محمد شریعتمداری پس از انتصاب، صدور حکمی برای علی تاجرنیا بود. در دی ۱۴۰۳، تاجرنیا به عنوان «دستیار و نماینده تام الاختیار مدیرعامل در امور شرکت فرهنگی–ورزشی استقلال ایران» منصوب شد. تاجرنیا که پیشتر سابقه عضویت در هیئت مدیره باشگاه استقلال را داشت، با این حکم عملاً به قدرتمندترین فرد در ساختار مدیریتی باشگاه تبدیل شد. این انتصاب، از همان ابتدا با واکنش های متفاوتی روبرو شد؛ چراکه بسیاری معتقد بودند واگذاری چنین اختیاراتی به فردی با پیشینه مشخص مدیریتی در فوتبال، می تواند به معنای نادیده گرفتن ساختارهای حرفه ای باشگاهداری باشد.
* خریدهای پرحاشیه و هزینه های نجومی
بارزترین مصداق عملکرد بحث برانگیز در این دوره، نقل و انتقالات پرهزینه و بعضاً بی حاصل بود. گزارش های متعددی حکایت از آن دارد که در دوران مدیریت شریعتمداری و با نقش محوری تاجرنیا، باشگاه استقلال دست به خریدهایی زد که نه تنها کیفیت فنی تیم را ارتقا نداد، بلکه هزینه های گزافی را به باشگاه تحمیل کرد.
مهمترین این موارد، جذب بازیکنان خارجی کم کیفیت با قراردادهای سنگین و سپس فسخ آنها با پرداخت غرامت های کلان بود. طبق گزارش ها، تنها تا بهمن ۱۴۰۳، حدود ۴ تا ۵ میلیون دلار صرف هزینه های فسخ قرارداد و غرامت به بازیکنان و مربیان خارجی شده است. در یک مورد عجیب، دو بازیکن بوسنیایی بدون نظر سرمربی وقت جذب شدند و پس از مدت کوتاهی با پرداخت صدها هزار دلار غرامت، از تیم جدا شدند. همچنین فسخ قرارداد کوین یامگا با پرداخت ۵۰۰ هزار دلار غرامت و جذب بازیکنانی چون گوستاوو بلانکو و گائل کاکوتا و سپس پرداخت مبالغ قابل توجه برای جدایی آنها، بخشی از این هزینه های سرسام آور است.
نکته قابل توجه، ورود مستقیم تاجرنیا و حتی رئیس هیئت مدیره هلدینگ به فرآیند نقل و انتقالات بود. به گونه ای که عملکرد ضعیف تاجرنیا در این حوزه، موجب شد تا رئیس هیئت مدیره هلدینگ شخصاً به امور نقل و انتقالاتی ورود کند. این دخالت های غیرتخصصی و نبود یک ساختار منسجم، نشان از غلبه تصمیم گیری های سلیقه ای بر فرآیندهای حرفه ای داشت.

پرونده فابیو کاریله؛ هزینهای که هنوز سایهاش روی استقلال مانده است
یکی از جنجالیترین تصمیمهای مدیریتی استقلال در دوره مدیریت جدید، ماجرای توافق با فابیو کاریله بود؛ توافقی که با هدف تغییر مسیر فنی تیم و آوردن یک نام خارجی انجام شد، اما در نهایت به یکی از چالشهای حقوقی و مالی باشگاه تبدیل شد. طبق گزارشهای منتشرشده، استقلال با کاریله به توافق اولیه رسید و حتی پیشقراردادی میان دو طرف امضا شد، اما این همکاری پیش از آغاز رسمی کار مربی برزیلی به مرحله اجرا نرسید.
منتقدان معتقد بودند تصمیم برای انتخاب سرمربی خارجی، بدون طی کردن کامل مراحل بررسی و بدون برنامه روشن برای شرایط احتمالی فسخ یا عدم همکاری انجام شده است. نتیجه این اتفاق، ایجاد یک پرونده مالی جدید برای باشگاه بود؛ پروندهای که میتواند استقلال را با پرداخت غرامت یا هزینههای ناشی از فسخ توافق مواجه کند. رقم دقیق خسارت مورد اختلاف است و به مفاد قرارداد و تصمیم نهایی مراجع مربوط بستگی دارد، اما اصل نگرانی، اضافه شدن یک تعهد مالی جدید به مجموعهای است که پیش از آن هم با مسائل مالی متعددی روبهرو بود.
این موضوع زمانی حساستر شد که در ادامه، بحث محدودیتهای نقلوانتقالاتی استقلال مطرح شد. بسته شدن پنجره نقلوانتقالاتی باشگاه معمولاً نتیجه پروندههای پرداختنشده، شکایت بازیکنان یا مربیان و بدهیهای تأییدشده در مراجع فوتبال است. برای باشگاهی مانند استقلال، بسته شدن پنجره فقط یک مشکل اداری نیست؛ بلکه مستقیماً روی برنامه فنی تیم، جذب بازیکن جدید و رقابت در فصل تأثیر میگذارد.
در واقع، ماجرای کاریله تبدیل به نمادی از همان نقدی شد که برخی کارشناسان به مدیریت باشگاه وارد میکردند: اینکه استقلال در دورهای که قرار بود با پشتوانه مالی هلدینگ خلیج فارس به سمت حرفهای شدن حرکت کند، نباید با تصمیمهای پرهزینه و کمضمانت، تعهدات جدید ایجاد کند. از نگاه منتقدان، تفاوت میان یک باشگاه حرفهای و یک باشگاه پرهزینه در همین نقطه مشخص میشود؛ اینکه هر قرارداد قبل از امضا، از نظر حقوقی، اقتصادی و ورزشی بررسی شود تا هزینه یک تصمیم کوتاهمدت به بحران بلندمدت تبدیل نشود.

* تشکیل تیم های ورزشی متعدد؛ توسعه یا اتلاف منابع؟
در کنار تیم فوتبال، هلدینگ خلیج فارس با نام استقلال به تشکیل تیم های ورزشی در رشته های مختلف نیز اقدام کرد. این حرکت در ظاهر می توانست نشانهای از نگاه توسعه ای به باشگاه باشد، اما در عمل و در شرایطی که تیم فوتبال با بحران های مالی و فنی دست و پنجه نرم می کرد، هزینه کرد برای رشته های دیگر، با نقدهایی درباره اولویت بندی همراه شد. این رویکرد، در کنار هزینه های سرسام آور نقل و انتقالاتی، تصویری از یک مدیریت پرهزینه اما بی نتیجه را به نمایش گذاشت.
* اصرار برای بازگرداندن ساپینتو و مصاحبه تند او علیه ایران
مدیران وقت باشگاه استقلال در دوره مدیریت هلدینگ خلیج فارس برای بازگرداندن ساپینتو اصرار داشتند. این تصمیم نشان میداد که نگاه مدیریتی، بیش از هر چیز بر عملکرد فنی و محبوبیت او متمرکز است و از ملاحظات دیگر صرفنظر کرده است.
ساپینتو که پس از جنگ ۱۲ روزه اصرار زیادی برای بازگشت به ایران و استقلال داشت در مراسم معارفهاش در تیر ۱۴۰۴ تأکید کرد که این بازگشت «به لطف اعضای هیئتمدیره» ممکن شده و او برای «تکمیل رویایی که دفعه قبل ناقص ماند» به ایران برگشته است. او همچنین اذعان داشت که «سه سال برای این فرصت منتظر مانده» و راه بازگشت «آسان نبوده» است.
این بازگشت با واکنشهای متفاوتی روبرو شد. برخی آن را نشانه جاهطلبی باشگاه برای بازگشت به روزهای اوج میدانستند، اما منتقدان معتقد بودند این اقدام بیتوجهی به حساسیتهای ایجاد شده توسط مصاحبههای پیشین اوست. با این حال، مدیریت تاجرنیا و هیئتمدیره، بر بازگرداندن او اصرار ورزیدند و زمینه را برای بازگشت دوباره این سرمربی پرحاشیه به فوتبال ایران فراهم کردند.
اما این سرمربی پرتغالی در چرخشی ۱۸۰ درجه ای و در مصاحبهای که پس از خروج از ایران انجام داد، به شدت از شرایط ایران انتقاد کرد و مدعی شد بیش از ۵۰ هزار نفر در جریان اعتراضات مسالمتآمیز کشته شدند.
پس از برکناری ساپینتو و انتشار مصاحبه جنجالیاش، علی تاجرنیا به عنوان رئیس هیئتمدیره و سرپرست مدیرعاملی استقلال، در واکنش به این اظهارات عنوان کرد که شخصاً «اخلاقی نمیداند وقتی همکاری به پایان میرسد، بخواهیم علیه هم صحبت کنیم». با این حال، او به تغییر موضع ساپینتو اشاره کرد و آن را نشانه «عدم ثبات و تعادل» خواند و گفت اگر کسی به فعالیتی که در جایی انجام داده اعتقاد داشته، نباید به محض پایان همکاری، ۱۸۰ درجه برعکس حرف بزند.

* نتیجه و پیامدهای تصمیمات غلط مدیریتی و فنی
مجموعه این اقدامات، در نهایت به ناکامی های میدانی انجامید. استقلال در شرایطی که با هزینه های میلیون دلاری تقویت شده بود، در لیگ برتر بیست و چهارم به رتبه چهاردهم سقوط کرد و بدترین خط دفاعی لیگ را ثبت نمود. این نتایج، خشم هواداران را برانگیخت و اعتراضات گسترده ای را علیه مدیران وقت، از جمله شریعتمداری، تاجرنیا و سایر مدیران باشگاه، به همراه داشت.
در نهایت، تغییر مدیریت در هلدینگ خلیج فارس اگرچه پایان کار شریعتمداری بود، اما میراث به جا مانده از آن دوران، شامل بدهی های سنگین، قراردادهای غیرمنطقی و اعتماد از دست رفته هواداران است. اینکه آیا با مدیرعامل جدید، فصل جدیدی از مدیریت حرفه ای و پاسخگو در استقلال آغاز خواهد شد، به عملکرد و رویکرد عباس زاده در قبال باشگاه و تداوم یا اصلاح ساختارهای ایجادشده از جمله جایگاه تاجرنیا بستگی دارد.


