راویان | غلامرضا شاکری، سرویس نظامی؛ در تحلیلهای راهبردی دستاوردهای ایالات متحده آمریکا و اسرائیل پیرامون جنگ تحمیلی علیه ایران و چیدن سناریوهای مختلف برای تسلیم بیقید و شرط و تغییر نظام سیاسی حاکم بر ایران از طریق دستیابی سریع به برتری نظامی و سیاسی، مجموعهای از اقدامات همزمان در حوزههای نظامی، اقتصادی و امنیتی انجام گرفت. با این حال، تجربه تاریخی و واقعیتهای میدانی نشان میدهد که هیچکدام از اهداف در عمل تحقق آنها به سادگی ممکن نیست. در همین چارچوب، دستاوردهای مورد انتظار در چنین پروژهای الزاماً محقق نشده و نخواهد شد.
ترور مسئولان عالیرتبه و تصور فروپاشی ساختار تصمیمگیری
با هدف قرار دادن و ترور مسئولان بلندپایه سیاسی و نظامی در نخستین ساعات جنگ، تصور میشد ساختار تصمیمگیری کشور دچار فروپاشی شده و زمینه برای تسلیم سریع فراهم شود. اما ساختارهای حکمرانی در ایران دارای لایههای متعدد تصمیمگیری و جانشینی هستند و چنین اقداماتی لزوماً به فروپاشی فوری نظام سیاسی ایران منجر نمیشود.
تنگه هرمز و موانع بازگشایی آن
باز نگه داشتن تنگه هرمز توسط ایالات متحده آمریکا برای عبور آزادانه نفتکشها و جلوگیری از افزایش قیمت جهانی انرژی مطرح بود. با این حال، اهمیت ژئوپلیتیکی این گذرگاه دریایی و ظرفیتهای نیروی دریایی ارتش و سپاه در منطقه باعث شد که این تنگه بیش از ۳ هفته مسدود شود و در شرایط درگیری نظامی فعلی، بازگشایی آن امری بسیار دشوار و پرهزینه است.
کنترل بازار نفت و افزایش قیمت جهانی
از دیگر اهداف آمریکا، کنترل بازار جهانی نفت و جلوگیری از افزایش شدید قیمتها بود. حتی سناریوی استفاده از ذخایر استراتژیک کشورها نیز نتوانست مانع افزایش قیمت جهانی نفت شود. واقعیت این است که هرگونه درگیری گسترده در منطقه خلیج فارس واکنش افزایشی بازارهای جهانی انرژی را در پی داشته و موجب افزایش قابل توجه قیمت نفت و بیثباتی در بازارهای جهانی شده است.
فشار خارجی و انتظار بروز اعتراضات داخلی
یکی از سناریوهای این جنگ در تصور دشمن این بود که با فشارهای خارجی میتوان به سرعت موجب بروز اعتراضات گسترده داخلی و بیثباتی اجتماعی در کشور شد. با این حال، تجربه بسیاری از کشورها نشان میدهد که در شرایط تهدید خارجی، در موارد متعددی نوعی همگرایی داخلی شکل میگیرد.
تلاش برای تسلیم ایران در حوزه موشکی و هستهای
از اهداف پیشبینیشده در سناریوها، وادار کردن ایران به تسلیم بیقید و شرط در حوزه برنامههای موشکی و هستهای بود. با این حال، چنین موضوعاتی بخشی از راهبردهای کلان امنیت ملی کشور محسوب میشود و تغییر یا کنار گذاشتن آنها نیازمند روندهای طولانی سیاسی داخلی است.
ایجاد اجماع جهانی برای اقدام نظامی
تلاش گسترده برای ایجاد اجماع جهانی که منجر به اقدام نظامی یا اقدامات گسترده در منطقه علیه ایران شود، از دیگر اهداف بود. با این حال، تجربه نظام بینالملل نشان میدهد که دستیابی به اجماع میان قدرتهای جهانی در موضوعات امنیتی پیچیده و تصمیمگیری در شورای امنیت سازمان ملل، فرآیندی دشوار و زمانبر است.
نمایش توان بازدارندگی آمریکا در خلیج فارس
یکی دیگر از اهداف، نمایش توان بازدارندگی و قدرت دفاعی ایالات متحده در قبال کشورهای حوزه خلیج فارس بود. با این حال، درگیری متقابل که پایگاهها و تأسیسات انرژی منطقه را ـ با وجود سامانههای پاتریوت و تاد ـ در معرض هجوم موجهای موشکی و پهپادی قرار داد، نشان داد که میلیاردها دلار سرمایهگذاری در خرید تجهیزات نظامی نتوانسته از آسیبپذیری زیرساختهای حیاتی جلوگیری کند و اراده ملت ایران را نیز تحت تأثیر قرار دهد.
استفاده از گروههای مسلح و جریانهای تجزیهطلب
استفاده از ظرفیت گروههای مسلح یا جریانهای تجزیهطلب کرد برای ایجاد بیثباتی در داخل کشور نیز سناریوی بعدی بود که با هوشیاری و حمله مستقیم و بیدرنگ ایران در نطفه خفه و منکوب شد.
در نهایت، با توجه به عدم دستیابی به اهداف اولیه، دشمن متخاصم دست به اقداماتی سخیف مانند هدف قرار دادن منازل مسکونی، بیمارستانها، آمبولانسهای امدادی، مدارس، ایستهای بازرسی، پایگاههای هلال احمر و اماکن اداری و تأسیسات زیربنایی زده است. مجموع این رفتارها نشان میدهد که سناریوهایی که مبتنی بر دستیابی سریع به اهداف حداکثری در جنگ مستقیم آمریکا و اسرائیل علیه ایران بوده، هیچ دستاوردی نداشته و موجب پیچیدگیهای سیاسی، امنیتی و اقتصادی در منطقه خاورمیانه شده است، پیچیدگیهایی که خروج از آن تحت اراده سیاستهای تهران خواهد بود و در عمل با شکستهای متعدد روبهرو شده است.
- نویسنده : غلامرضا شاکری
- منبع خبر : سرویس نظامی راویان




























































