نبرد روایت‌ها در مستطیل سبز؛   تیم ملی فوتبال در آزمون بزرگ «سرمایه اجتماعی»
نبرد روایت‌ها در مستطیل سبز؛   تیم ملی فوتبال در آزمون بزرگ «سرمایه اجتماعی»

راویان| غلامرضا شاکری، سرویس اجتماعی ؛ ایران در حالی خود را برای حضور در جام جهانی ۲۰۲۶ فوتبال آماده می‌کند که یکی از حساس‌ترین و پرتنش‌ترین مقاطع تاریخ معاصر خود را پشت سر گذاشته است.

جنگ ۴۰ روزه، تنها یک رویارویی نظامی و امنیتی نبود؛ بلکه رویدادی بود که آثار سیاسی، رسانه‌ای و روانی گسترده‌ای بر جای گذاشت و بار دیگر نام ایران را به سوژه اصلی رسانه‌های بین‌المللی تبدیل کرد. در چنین اتمسفر سنگینی، تیم ملی فوتبال خود را برای حضور در بزرگ‌ترین آوردگاه ورزشی جهان، آن هم در خاک کشور متخاصم (ایالات متحده) آماده می‌کند.

اما اهمیت جام جهانی ۲۰۲۶ برای ایران، تنها به نتایج داخل زمین و جدول رده‌بندی محدود نمی‌شود. تجربه زیسته جامعه ایران در دهه‌های گذشته نشان داده است که هرگاه کشور در کانون تحولات منطقه‌ای قرار گرفته، عرصه ورزش نیز از این شرایط بی‌تأثیر نمانده است.

جام جهانی پیش رو را باید فراتر از یک تورنمنت فوتبالی دانست؛ این رویداد می‌تواند به یکی از مهم‌ترین میدان‌های رقابت روایت‌ها درباره ایران تبدیل شود؛ رقابتی که گاه تأثیر آن بر افکار عمومی، از نتیجه مسابقات نیز فراتر می‌رود.

پرسش بنیادین اینجاست که آیا سناریوی شکل‌گرفته در جام جهانی ۲۰۲۲ قطر بار دیگر تکرار خواهد شد، یا اینکه فوتبال ایران این بار خواهد توانست در جایگاه واقعی خود، یعنی به عنوان «نماد هویت ملی» و «سرمایه مشترک همه ایرانیان» ظاهر شود؟

 

  •  تیم ملی؛ فراتر از سیاست، به وسعت یک ملت

یکی از مهم‌ترین موضوعاتی که در آستانه جام جهانی ۲۰۲۶ باید از منظر جامعه‌شناسی ورزش به آن پرداخت، جایگاه واقعی تیم ملی است. در جهان مدرن، تیم ملی فوتبال بخشی جدایی‌ناپذیر از هویت ملی محسوب می‌شود. دولت‌ها تغییر می‌کنند، جریان‌های سیاسی رقابت می‌کنند و تکثر آرا در جامعه وجود دارد، اما تیم ملی همچنان به عنوان نماد مشترک ملت باقی می‌ماند.

در ایران نیز این قاعده مستثنی نیست. بازیکنان تیم ملی نه نمایندگان یک حزب سیاسی هستند و نه سخنگوی یک جریان فکری خاص؛ آنان فرزندان همین ملت‌اند. از زمین‌های خاکی حاشیه شهرها تا ورزشگاه‌های حرفه‌ای، مسیری دشوار را طی کرده‌اند تا پیراهن مقدس تیم ملی را بر تن کنند. به همین دلیل، تیم ملی فوتبال ایران را باید یکی از معدود «سرمایه‌های مشترک ملی» دانست که هنوز توانایی گردهم آوردن میلیون‌ها ایرانی با سلایق و گرایش‌های متفاوت را دارد. هنگامی که تیم ملی به میدان می‌رود، میلیون‌ها نفر با وجود همه تفاوت‌ها، در یک احساس مشترک سهیم می‌شوند: «احساس تعلق به ایران».

 

  • تجربه دوحه؛ درسی برای عبور از حاشیه

جام جهانی ۲۰۲۲ قطر در یکی از پرتنش‌ترین مقاطع اجتماعی ایران برگزار شد. فضای عمومی کشور تحت تأثیر رخدادهای آن سال قرار داشت و شکاف‌های اجتماعی به سطحی کم‌سابقه رسیده بود.

طبیعی بود که این شرایط بر فضای پیرامون تیم ملی نیز سایه بیفکند. در آن مقطع، بخش مهمی از توجه رسانه‌ها از مسائل فنی فاصله گرفت و به حواشی سیاسی و اجتماعی معطوف شد. تیم ملی پیش از آنکه با رقبای خود در زمین مسابقه روبه‌رو شود، با حجم گسترده‌ای از فشارهای روانی مواجه بود.

بسیاری از تحلیلگران ورزشی و جامعه‌شناسان معتقدند یکی از مهم‌ترین درس‌های جام جهانی قطر این بود که هرگاه فوتبال از جایگاه طبیعی خود خارج شده و به میدان منازعات سیاسی تبدیل شود، نخستین قربانی آن «خودِ فوتبال» خواهد بود.

بازیکنانی که باید تمام تمرکز خود را روی مسابقات بگذارند، ناخواسته در معرض فشارهایی قرار می‌گیرند که ارتباطی به وظایف حرفه‌ای آنان ندارد. امروز و با فاصله گرفتن از آن مقطع، اجماع ناظران بر این است که فوتبال ایران نباید بار دیگر در همان مسیر پرهزینه قرار گیرد. تجربه دوحه باید چراغ راهی باشد تا تیم ملی با آرامش بیشتری در جام جهانی ۲۰۲۶ حضور پیدا کند.

 

  • فوتبال؛ پیشران قدرت نرم

در پارادایم روابط بین‌الملل امروز، قدرت کشورها تنها با شاخص‌های نظامی و اقتصادی سنجیده نمی‌شود. «قدرت نرم» اهمیت ویژه‌ای یافته و ورزش یکی از کارآمدترین ابزارهای آن است.

کشورهایی مانند برزیل، آرژانتین، فرانسه و آلمان بخش مهمی از اعتبار و تصویر جهانی خود را از موفقیت‌های ورزشی به دست آورده‌اند. آلمان توانست با فوتبال، بخشی از هویت ملی خود را پس از جنگ جهانی دوم بازیابی کند.

حتی کشورهایی با جمعیت و وسعت کمتر مانند کرواسی یا مراکش نیز توانسته‌اند از موفقیت‌های فوتبالی برای ارتقای جایگاه خود در افکار عمومی جهان بهره ببرند.

فوتبال امروز به زبان مشترک ملت‌ها تبدیل شده است. تصویری که از یک کشور در این رقابت‌ها شکل می‌گیرد، تأثیرات گسترده‌ای بر نگاه جهانیان دارد. از این منظر، حضور ایران در جام جهانی ۲۰۲۶

تنها یک رویداد ورزشی نیست؛ بلکه فرصتی برای نمایش توانایی‌ها، استعدادها و ظرفیت‌های ملت ایران در برابر افکار عمومی جهان است. تصویری که نه از طریق بیانیه‌های رسمی، بلکه از طریق تلاش و رقابت جوانانی شکل می‌گیرد که با پرچم کشورشان در برابر بهترین تیم‌های جهان به میدان می‌روند.

 

  • آسیب‌شناسی سه روایت مخرب در آستانه جام جهانی

بررسی تجربه‌های گذشته نشان می‌دهد در آستانه رویدادهای مهم ورزشی، معمولاً سه روایت مخرب درباره تیم ملی ایران شکل می‌گیرد که بازتولید آن‌ها می‌تواند به سرمایه اجتماعی کشور آسیب بزند.

اول _ روایت تقابل مردم و تیم ملی: نخستین روایت بر این ایده استوار است که تیم ملی نماینده مردم نیست و نباید به عنوان یک سرمایه ملی مورد حمایت قرار گیرد. این روایت تلاش می‌کند میان مردم و تیم ملی فاصله ایجاد کند. اما واقعیت آن است که بازیکنان دقیقاً از دل همین جامعه برخاسته‌اند.

اگر تیم ملی پیروز شود، شادی آن متعلق به همه مردم است و اگر شکست بخورد، ناراحتی آن نیز به همه ایرانیان بازمی‌گردد. جداسازی مردم از تیم ملی در عمل به معنای تضعیف یکی از مهم‌ترین نمادهای مشترک ملی خواهد بود.

دوم_تعمیم شکست ورزشی به شکست ملی: روایت دوم تلاش می‌کند هر شکست ورزشی را به نشانه‌ای از شکست ملی تبدیل کند. این در حالی است که فوتبال ذاتاً با پیروزی و شکست همراه است. بزرگ‌ترین قدرت‌های فوتبالی جهان نیز بارها شکست‌های سنگین را تجربه کرده‌اند.

برزیل در جام جهانی ۲۰۱۴ شکست تاریخی ۷ بر ۱ را تجربه کرد؛ آلمان در دوره‌های مختلف با ناکامی مواجه شد و ایتالیا حتی سه دوره متوالی از حضور در جام جهانی بازماند. اما هیچ‌یک از این رخدادها موجب نشد که هویت ملی آن کشورها زیر سؤال برود. شکست در فوتبال بخشی از واقعیت ورزش است و نباید به مفاهیمی فراتر از آن تعمیم داده شود.

 

سوم_ انکار کارکرد همبستگی‌بخش پیروزی: روایت سوم نیز تلاش می‌کند موفقیت‌های احتمالی را کم‌اهمیت جلوه دهد. این در حالی است که تجربه جهانی نشان می‌دهد موفقیت‌های ورزشی می‌تواند تأثیر مهمی بر افزایش اعتمادبه‌نفس ملی و تقویت انسجام اجتماعی داشته باشد.

نمونه بارز آن قهرمانی آرژانتین در جام جهانی ۱۹۸۶ بود؛ پیروزی‌ای که پس از جنگ فالکلند با انگلیس رخ داد و به شدت بر روحیه ملی آرژانتینی‌ها تأثیر گذاشت. میلیون‌ها نفر در سراسر جهان از طریق موفقیت‌های ورزشی احساس غرور ملی را تجربه می‌کنند و این موضوع در همه جای دنیا امری پذیرفته‌شده و کارآمد است.

 

  •  نبرد اصلی؛ پیش از سوت داور

شاید مهم‌ترین ویژگی جام جهانی ۲۰۲۶ برای ایران این باشد که رقابت تنها در مستطیل سبز جریان نخواهد داشت. اختلافات سیاسی و رسانه‌ای همواره پتانسیل آن را دارند که بر فوتبال سایه بیفکنند، اما تجربه‌های متعدد جهانی نیز ثابت کرده است که فوتبال قادر است در سخت‌ترین شرایط، ملت‌ها را حول یک هویت مشترک گرد هم آورد.

امروز ایرانیان در آستانه یک انتخاب مهم قرار دارند؛ انتخاب میان بازتولید شکاف‌های گذشته یا استفاده از ظرفیت فوتبال برای تقویت انسجام ملی. در نهایت، تیم ملی فوتبال ایران نه متعلق به یک دولت است و نه وابسته به یک جریان سیاسی؛ این تیم، تیم ملت ایران است. تیمی که میلیون‌ها ایرانی خود را در آن می‌بینند و موفقیتش را موفقیت ایران می‌دانند.

جام جهانی ۲۰۲۶ از این منظر تنها یک تورنمنت ورزشی نیست؛ بلکه صحنه‌ای برای نمایش توانایی‌های فوتبال ایران و فرصتی برای تقویت احساس تعلق ملی است. نبرد اصلی در این جام جهانی، تنها بر سر امتیازها و نتایج نیست؛ بلکه بر سر روایت ایران و جایگاه تیم ملی در ذهن و قلب میلیون‌ها ایرانی است.

  • نویسنده : غلامرضا شاکری
  • منبع خبر : سرویس اجتماعی راویان