ناخدایی که دوربین به دست گرفت؛ گفت‌وگو با جواد غلام‌نژاد جبری درباره صیادی، سینما و نجات دریا
ناخدایی که دوربین به دست گرفت؛ گفت‌وگو با جواد غلام‌نژاد جبری درباره صیادی، سینما و نجات دریا

راویان| محب حسنیان، سرویس فرهنگ و هنر؛ در نخستین نماها، دریا هنوز زنده است و دارد نفس می‌کشد؛ اما چیزی در عمق تصویر خبر از خاموشی می‌دهد. آب عقب نشسته است، مرجان‌ها رنگ باخته‌اند و سکوتی سنگین بر جهانی سایه انداخته که زمانی سرشار از زندگی بوده است.

فیلم مستند کوتاه «خساک» به کارگردانی جواد غلام‌نژاد جبری، یکی از آثار متفاوت نسل تازه فیلمسازان جنوب ایران است؛ فیلمی که میان مستند محیط‌زیستی و سینمای شاعرانه حرکت می‌کند و در عین حال هشداری جدی درباره آینده خلیج فارس به شمار می‌آید.

محور روایت فیلم، گونه‌ای ماهی مرکب بومی خلیج فارس است که در گویش محلی بوشهر «خَساک» نامیده می‌شود؛ آبزی کوچکی که فیلم آن را از یک موجود دریایی فراتر می‌برد و به استعاره‌ای از مرگ تدریجی دریا تبدیل می‌کند. در جهان «خساک»، سرنوشت این گونه با سرنوشت خلیج فارس گره خورده است؛ گویی انقراض یک ماهی، روایتی از خاموشی یک زیست‌بوم کامل است.

غلام‌نژاد جبری به جای تکیه بر آمارها و داده‌های خشک محیط‌زیستی، از زبان تصویر کمک می‌گیرد. دوربین او در میان آب‌های کم‌جان، مرجان‌های آسیب‌دیده و سکوت تلخ بستر دریا حرکت می‌کند و بحرانی را به تصویر می‌کشد که شاید هر روز در برابر چشم ساکنان جنوب رخ می‌دهد، اما کمتر دیده می‌شود.

«خساک» بخشی از سه‌گانه «دریا؛ مادر کره زمین» است؛ پروژه‌ای بلندمدت که این فیلمساز بوشهری سال‌هاست آن را دنبال می‌کند. سه‌گانه‌ای که از «آخرین میداف» آغاز می‌شود، با «خساک» ادامه پیدا می‌کند و در نهایت به فیلم بلند «پدر و مادر دریا» می‌رسد؛ آثاری که بیش از آنکه درباره آب باشند، درباره نسبت انسان و دریا سخن می‌گویند.

در سال‌های اخیر، «خساک» موفق شده توجه جشنواره‌های مختلف داخلی و بین‌المللی را به خود جلب کند و جوایز متعددی در حوزه سینمای مستند و محیط‌زیست به دست آورد. اما برای سازنده‌اش، این فیلم پیش از هر چیز ادای دینی به دریاست؛ دریایی که او نه از پشت دوربین، بلکه از دل زندگی روزمره و سال‌های صیادی و دریانوردی می‌شناسد.

 

برای فهم جهان «خساک»، شاید باید ابتدا نسبت سازنده آن با دریا را شناخت.

جواد غلام‌نژاد جَبری خود را فرزند خانواده‌ای می‌داند که زندگی‌شان از گذشته تا امروز با آب‌های خلیج فارس گره خورده است. او هنوز هم به دریا می‌رود و در کنار فعالیت‌های هنری، در حوزه گردشگری دریایی و صیادی نیز فعالیت دارد؛ تا جایی که بسیاری از اطرافیانش او را با نام «ناخدا جواد» می‌شناسند.

او می‌گوید: «من جزو خانواده‌های اهل دریا هستم. خودم دریا می‌روم و همه به من می‌گویند ناخدا جواد. پدر و مادرم هم با ماشوه کوچکشان به دریا می‌روند. مگر می‌شود در بوشهر باشی و دریا نروی؟»

همین پیوند عمیق با دریا، بعدها به دغدغه‌ای زیست‌محیطی و سپس به پروژه‌ای سینمایی تبدیل شد.

غلام‌نژاد جبری درباره شکل‌گیری سه‌گانه «دریا؛ مادر کره زمین» می‌گوید که سال‌ها هنگام ماهیگیری، نشانه‌های فرسودگی و آسیب دیدن دریا را از نزدیک مشاهده می‌کرده است.

«چون خودم ماهیگیری می‌کردم، ناگواری دریا و خرابی آن را می‌دیدم. انگار کم‌کم با دریا یکی شدم. یک دغدغه محیط‌زیستی در من شکل گرفت. از سال ۲۰۱۸ تصویربرداری را شروع کردم. ابتدا تنها بودم اما بعدها گروهی از آدم‌های دغدغه‌مند محیط‌زیستی کنار هم جمع شدیم.»

او از بهنام پورشکیبا به عنوان همراه همیشگی خود در فیلمبرداری، تدوین و صدا نام می‌برد و می‌گوید فرید نصوری نیز از میانه‌های تولید فصل سوم به پروژه پیوسته است. در بخش زیر آب خلیج فارس نیز سیروس ولی‌زاده، عبدالصاحب اقدسی، کیان تقی‌پور و علیرضا راستگو همکاری داشته‌اند و در پروژه‌های دریایی عمان و هند نیز بهناز بانی‌راد، ابگیل پرین و آرمین نادمی حضور داشته‌اند.

فیلم «خساک» از دل همین نگرانی‌ها متولد شده است؛ اما برخلاف بسیاری از مستندهای محیط‌زیستی، زبان خود را نه از گزارش‌های علمی بلکه از شعر و استعاره می‌گیرد.

غلام‌نژاد جبری معتقد است شخصیت اصلی فیلم، پیش از هر چیز در چشمانش تعریف می‌شود.

«چشم‌های ماهی خساک برای من یک روایت کامل بود. مگر می‌شود این چشم‌ها را دید و غم نخورد؟ انگار مادری را می‌بینی که برای نجات فرزندش تلاش می‌کند. خود این نگاه، یک درام شاعرانه در دل خودش دارد.»

او می‌گوید رنگ‌ها، سکوت‌ها و فضای اندوهگین فیلم نیز بخشی از همین زبان شاعرانه هستند و به روایت جان می‌دهند.

در جهان «خساک»، سکوت تنها یک انتخاب زیبایی‌شناسانه نیست؛ بلکه بخشی از معنای فیلم است.

این کارگردان می‌گوید: «سکوت خساک و چشمان پرمعنایش باعث شد تصمیم بگیرم اولین فصل سه‌گانه را با این فیلم آغاز کنم. این چشم‌ها حرف می‌زنند. حرف‌هایی از اندوه، از مادر بودن و از ترس نابودی.»

اگر قرار باشد «خساک» تنها یک تصویر در ذهن مخاطبان جهان باقی بگذارد، غلام‌نژاد جبری پاسخ روشنی برای آن دارد.

«دوست دارم خساک زبان دریا باشد. انقراض ماهی خساک یعنی پایان دریا.»

در آثار او، طبیعت هیچ‌گاه به پس‌زمینه روایت تقلیل پیدا نمی‌کند. دریا، کشتی‌های غرق‌شده، موجودات دریایی و حتی سکوت آب، همگی شخصیت‌هایی زنده‌اند که داستان را پیش می‌برند.

او ریشه این نگاه را در تجربه زیسته خود جست‌وجو می‌کند.

«ما دو نوع دریانوردی داریم؛ یکی صیادان و دیگری دریانوردان تجاری یا نفتی. صیاد خانه‌اش در دریاست. همین نگاه باعث شد شخصیت‌های فیلم از دل خودِ لوکیشن‌ها بیرون بیایند؛ مثل کشتی‌های غرق‌شده که خانه ماهی‌ها شده‌اند.»

نگاه او به جنوب نیز با تصویر رایج کارت‌پستالی تفاوت دارد.

غلام‌نژاد جبری معتقد است واقعیت جنوب تنها در سواحل زیبا و غروب‌های تماشایی خلاصه نمی‌شود.

«واقعیت چیزی است که اغلب آدم‌ها از آن فرار می‌کنند. همه برای دیدن دریا به جنوب می‌آیند، اما کمتر کسی می‌خواهد ببیند که دریا، مادر کره زمین، چه شرایط ناگواری را سپری می‌کند.»

او می‌گوید سال‌هاست مردم کنار دریا می‌ایستند، افق را تماشا می‌کنند، صدای موج‌ها و پرندگان را می‌شنوند و از آرامش آن بهره می‌برند؛ اما در همان حال، انسان‌ها در حال تخریب همین منبع آرامش هستند.

سه‌گانه «دریا؛ مادر کره زمین» نیز ادامه همین نگاه است.

به گفته این فیلمساز، «خساک»، «آخرین میداف» و «پدر و مادر دریا» سه بخش از یک روایت واحد هستند.

«خساک درباره انقراض یک گونه مهم دریایی است. این ماهی غذای اصلی ماهیان بزرگ و کوسه‌هاست. “آخرین میداف” درباره ترال و آسیب‌هایی است که به دریا وارد می‌کند. “پدر و مادر دریا” هم یک فیلم بلند سینمایی است که این روایت را کامل می‌کند. هر سه فیلم به هم متصل هستند. هر سه زبان دریا هستند.»

وقتی از او پرسیده می‌شود آیا این سه‌گانه را می‌توان مرثیه‌ای برای خلیج فارس دانست، کمی مکث می‌کند و پاسخ می‌دهد:«بله، مرثیه هست؛ اما بیشتر از آن زبان دریاست. زبانی که سال‌های سال برای ما روزی آورده است.»

با این حال، امید هنوز در نگاه او به دریا حضور دارد.«دریا همیشه نشانه امید است. حتی در دل خاموشی هم امید در آن موج می‌زند. آب خودش روشنایی است.»

او آینده سینمای جنوب را نیز روشن می‌بیند؛ سینمایی که به باورش آرام‌آرام در حال یافتن زبان مستقل خود است.

«جنوب مهد فرهنگ است. به‌ویژه برای روایت شاعرانه، رئالیسم جادویی و درام. اینجا لوکیشن‌هایی وجود دارد که هر کدام حرفی برای گفتن دارند و دریا مرکز همه آن‌هاست.»

شاید همین نگاه باعث شده «خساک» در سال‌های اخیر مسیر موفقی را در جشنواره‌های داخلی و بین‌المللی طی کند؛ از جشنواره ماهانه کن و سینما سلما آمریکا گرفته تا جشنواره‌های محیط‌زیستی برلین، صربستان، روسیه، اندونزی، کوالالامپور و ده‌ها رویداد دیگر.

اما فراتر از همه این جوایز و افتخارات، یک جمله در تمام گفت‌وگو تکرار می‌شود؛ جمله‌ای که بیش از هر چیز، جوهره جهان سینمایی جواد غلام‌نژاد جبری را توضیح می‌دهد:«انقراض ماهی خساک یعنی پایان دریا.»

 

  • نویسنده : محب حسنیان
  • منبع خبر : سرویس فرهنگ و هنر راویان