راویان| سرویس فرهنگ و هنر ؛ خبرنگار سالها درباره دیگران مینویسد و کمتر پیش میآید کسی درباره خودش بنویسد. بخش بزرگی از زندگی حرفهای او میان خبرها، تماسهای تلفنی، نشستها، مصاحبهها و پیگیریهایی میگذرد که معمولا پایان روشنی ندارند. یک روز سراغ مشکل یک خانواده میرود و روز دیگر باید درباره تصمیمی بنویسد که زندگی صدها نفر را تحت تاثیر قرار داده است. خبر که منتشر میشود، برای مخاطب پرونده بسته شده است. برای خبرنگار اما ماجرا اغلب تازه از همانجا شروع میشود. باید دوباره تماس بگیرد، دوباره سراغ موضوع برود و آن را از زاویهای دیگر دنبال کند.
در این میان، خود خبرنگار کمتر دیده میشود. حرفهای که قرار است بخشی از صدای جامعه باشد، برای بسیاری از فعالانش هنوز با نگرانی درباره درآمد، بیمه، امنیت شغلی و آینده گره خورده است. این نگرانیها فقط زندگی شخصی خبرنگار را تحت فشار نمیگذارد. وقتی بخش بزرگی از ذهن آدم درگیر تامین هزینههای زندگی باشد، طبیعی است که بخشی از تمرکز و توان او هم از کار حرفهای فاصله بگیرد.
راضیه عقیلیمهر، خبرنگار باسابقه استان بوشهر، بیش از دو دهه از عمر حرفهای خود را در حوزه حقوق و دادگستری گذرانده و در این سالها از خبر و گزارش تا گفتوگو و عکاسی را تجربه کرده است. او خبرنگاری را با حساب و کتاب اقتصادی شروع نکرد. جذابیت این حرفه برایش در تاثیر قلم و امکان مطرح کردن مسائلی بود که شاید بدون رسانه کمتر دیده میشدند. سالهای بعد اما یک واقعیت دیگر را هم پیش روی او گذاشت. علاقه به کار، به تنهایی نمیتواند امنیت یک شغل را تضمین کند.
هزینههای زندگی برای خبرنگار هم همان هزینههایی است که دیگران با آن روبهرو هستند. اجاره خانه، درمان، بیمه و هزینههای روزمره منتظر نمیمانند تا وضعیت درآمد رسانهای بهتر شود. عقیلیمهر از همین فشارها میگوید و معتقد است بخشی از خبرنگاران با وجود سالها سابقه، هنوز تصویر روشنی از آینده شغلی خود ندارند. بیمه همچنان یکی از دغدغههای جدی این گروه است و سهمیه محدودی که برای خبرنگاران در نظر گرفته میشود، به اعتقاد او پاسخگوی نیاز جامعه رسانهای نیست.
مشکل در استانها شکل جدیتری پیدا میکند. رسانههای شهرستانی با امکانات محدود فعالیت میکنند و در بسیاری از موارد با وجود تولید مستمر خبر و گزارش، سهم کمتری از حمایتها و ظرفیتهایی دارند که در اختیار رسانههای بزرگتر قرار میگیرد. خبرنگار شهرستانی اما مسئولیتی متفاوت از خبرنگار یک رسانه بزرگ ندارد. او هم باید خبر را پیدا کند، منبع را بررسی کند، مصاحبه بگیرد، گزارش بنویسد و در برابر آنچه منتشر میکند پاسخگو باشد.
امنیت شغلی از همین نقطه به کیفیت رسانه وصل میشود. خبرنگاری که هر ماه نگران هزینههای زندگی است، بخشی از توانش را صرف مسائلی میکند که هیچ ارتباطی با سوژه خبری ندارد. گزارش دقیق و عمیق به خبرنگاری نیاز دارد که فرصت مطالعه، تحقیق و پیگیری داشته باشد و بتواند برای یک سوژه چند روز یا حتی چند هفته وقت بگذارد. بدون حداقلی از ثبات اقتصادی، فراهم کردن چنین فرصتی دشوار است.
نبود همین ثبات، به باور عقیلیمهر، بخشی از آسیبهای جدیتر حوزه رسانه را هم شکل داده است. او معتقد است ورود به فعالیت رسانهای باید با آموزش اصولی و رعایت اخلاق حرفهای همراه باشد و نمیتوان این حرفه را به افرادی سپرد که از دانش و اخلاق لازم برخوردار نیستند.
او از پدیدهای سخن میگوید که در سالهای اخیر در فضای مجازی بیشتر دیده شده است. شکلگیری کانالها و مجموعههایی که بدون پشتوانه حرفهای وارد کار خبری شدهاند و گاهی از رسانه به عنوان وسیلهای برای تحریک، تخریب یا حتی باجگیری استفاده میکنند.
به اعتقاد عقیلیمهر، شرایط ورود به این حرفه و دریافت مجوز باید بازنگری شود. از نگاه او، سابقه فعالیت واقعی در رسانه در کنار تحصیلات مرتبط با روزنامهنگاری، ارتباطات، علوم سیاسی، جامعهشناسی و حقوق میتواند بخشی از معیارهای حرفهای شدن در این حوزه باشد. او تاکید دارد افرادی که صلاحیت حرفهای و اخلاقی ندارند یا با وابستگیهای سیاسی و مالی پنهان وارد رسانه میشوند، نباید امکان تبدیل کردن رسانه به تریبونی برای تخریب و سوءاستفاده را پیدا کنند.
این حرفها اما همه روایت عقیلیمهر نیست. وقتی از سالهای خبرنگاری حرف میزند، میان گلایهها هنوز چیزی وجود دارد که او را در این حرفه نگه داشته است. همان لحظهای که یک گزارش نتیجه میدهد، مشکلی دیده میشود یا صدای کسی به جایی میرسد که پیش از آن شنیده نشده است.
اثر یک گزارش همیشه فوری نیست. گاهی خبر همان روز نتیجه میدهد و گاهی باید ماهها بگذرد تا اثر آن دیده شود. بعضی وقتها هم هیچ اتفاقی نمیافتد و مسئلهای که دربارهاش نوشته شده، سالها بعد همچنان سر جای خودش باقی مانده است.
عقیلیمهر خاطرهای از همین جنس دارد. زمانی نسخهای از کتاب یادداشتهای مطبوعاتی خود را برای زندهیاد دکتر حمیدی فرستاده بود و پاسخی دریافت کرده بود که بسیاری از دغدغههای مطرح شده در آن کتاب، با گذشت سالها همچنان پابرجا ماندهاند. همین جمله برای او ماندگار شد. شاید به این دلیل که یکی از تلخترین واقعیتهای کار رسانه را در خود داشت. خبرنگار ممکن است سالها درباره یک مسئله بنویسد و باز هم همان مسئله در جامعه تکرار شود.
با این حال، تکرار یک مشکل دلیل خوبی برای کنار گذاشتن آن نیست. اگر رسانه از پیگیری یک موضوع دست بکشد، ممکن است آن مسئله آرامآرام از حافظه عمومی کنار برود، در حالی که خود مشکل همچنان وجود دارد. بخشی از وظیفه خبرنگار همین است که اجازه ندهد یک مطالبه، یک بیعدالتی یا یک مشکل اجتماعی فقط به دلیل گذشت زمان فراموش شود.
سالها حضور در فضای رسانه، نگاه عقیلیمهر به خبرنگاری را هم تغییر داده است. خبرنگار برای او فقط کسی نیست که در یک نشست حاضر شود و حرفهای مسئولان را منتقل کند. بخش مهمی از این حرفه در خیابان و میان مردم شکل میگیرد. در شناخت آدمها، فهمیدن آنچه پشت یک خبر پنهان است و توجه به جزئیاتی که شاید در نگاه اول چندان مهم به نظر نرسند.
همین جزئیات هستند که گاهی یک خبر معمولی را به گزارش تبدیل میکنند.فناوری در سالهای اخیر بخش زیادی از شیوه کار خبرنگار را تغییر داده است. امروز میتوان فایل صوتی یک مصاحبه را در مدت کوتاهی به متن تبدیل کرد، اطلاعات را دستهبندی کرد و بخشی از کارهای تکراری را به ابزارهای هوش مصنوعی سپرد. سرعت کار بیشتر شده و بخشی از زمان تحریریه آزاد میشود.
ورود هوش مصنوعی از همین منظر میتواند برای رسانه یک فرصت باشد. اما این فرصت زمانی معنا دارد که جای ابزار و انسان با یکدیگر عوض نشود.هوش مصنوعی میتواند دستیار خبرنگار باشد. نه جایگزین او.
خبرنگاری قبل از آنکه تولید متن باشد، سوژهیابی است. خبرنگار باید بتواند از میان اتفاقات روزمره، موضوعی را ببیند که ارزش پیگیری دارد. باید بتواند با یک مصاحبهشونده درست گفتوگو کند، تناقض میان حرفها و واقعیت را تشخیص دهد، اطلاعات را راستیآزمایی کند و از یک نشانه کوچک به یک گزارش برسد.
این مهارتها با نصب یک ابزار جدید به دست نمیآیند.به همین دلیل، یادگیری فناوری برای خبرنگار ضروری است، اما این یادگیری باید بعد از یادگیری حرفه خبرنگاری اتفاق بیفتد. کسی که اصول خبر، گزارش، مصاحبه، راستیآزمایی و اخلاق رسانهای را نمیداند، با چند ابزار هوش مصنوعی خبرنگار حرفهای نمیشود. فقط میتواند متن را سریعتر تولید کند. سرعت بیشتر، لزوما به معنای روزنامهنگاری بهتر نیست.
هوش مصنوعی میتواند بخشی از کارهای زمانبر را انجام دهد و فرصت بیشتری برای تحقیق و پیگیری در اختیار خبرنگار بگذارد. میتواند در پیادهسازی مصاحبه، مرتب کردن دادهها و آمادهسازی اولیه اطلاعات کمک کند. اما خلاقیت خبرنگار، تجربه میدانی، شناخت جامعه و توانایی پیدا کردن سوژه همچنان بخش اصلی کار است.
قلم خبرنگار هم به همین سادگی قابل جایگزینی نیست. یک متن ممکن است از نظر ساختار مرتب و بیاشکال باشد، اما گزارش خوب فقط کنار هم قرار دادن چند جمله درست نیست. پشت گزارش باید یک نگاه وجود داشته باشد. باید کسی تشخیص داده باشد کدام بخش از یک اتفاق اهمیت بیشتری دارد، چه چیزی باید برجسته شود و کدام روایت ارزش پیگیری دارد.
اینجاست که مرز خبرنگار با تولیدکننده متن مشخص میشود. نگاه عقیلیمهر به آینده این حرفه فقط به فناوری محدود نمیشود. او آینده رسانه را به وضعیت قانون و ساختارهای موجود هم مرتبط میداند. معتقد است اگر صدای اصحاب رسانه شنیده شود، آینده فعالیت در حرفه خبرنگاری میتواند روشنتر باشد و مرجعیت رسانهای دوباره به رسانههای داخلی بازگردد.
او معتقد است قانونگذار با همراهی وزارت ارشاد باید به مطالبات جامعه رسانهای برای بازنگری قانون مطبوعات توجه کند. از نگاه او، اصلاح قانون میتواند فرصتی برای تقویت رسانهها در مسیر توسعه و آگاهی عمومی فراهم کند و زمینه را برای کنار رفتن افراد غیرحرفهای از این عرصه فراهم آورد.
عقیلیمهر یکی از دلایل گرایش بخشی از مردم به رسانههای خارجی را ابهام و محدودیت در جریان آزاد اطلاعات میداند و معتقد است قوانین تازه باید با نگاه شفافتری به آزادی اطلاعات و فعالیت رسانهای نوشته شوند.
او همچنین بر حذف مجازاتهای سنگینی مانند توقیف، تعلیق، لغو مجوز یا حبس برای روزنامهنگاران تاکید دارد و معتقد است چنین رویکردی میتواند به بازگشت مرجعیت رسانهای به داخل کشور کمک کند.
از نگاه او، نشریه یک واحد تولیدی در عرصه آگاهیرسانی است و تعطیلی آن، مانند تعطیلی هر بنگاه اقتصادی دیگری، به بیکاری نیروهای انسانی منجر میشود. او این موضوع را در تعارض با سیاستهای حمایتی قوه قضاییه از فعالیتهای تولیدی و اقتصادی میداند.
عقیلیمهر همچنین به ماده ۳۴ قانون مطبوعات اشاره میکند که بر رسیدگی علنی به جرائم مطبوعاتی با حضور هیات منصفه تاکید دارد. انتظار او این است که دستگاه قضایی نیز در رسیدگی به پروندههای رسانهای، نگاهی حمایتیتر و تخصصیتر داشته باشد.
رسانههای بخش خصوصی نیز از نگاه او باید جایگاه روشنتری پیدا کنند. او این رسانهها را نماینده صدای مردم میداند و معتقد است رسانههای مستقل از ساختارهای سازمانی و دولتی باید از فرصت و امتیاز بیشتری برای فعالیت برخوردار باشند تا بتوانند نقش موثرتری در اطلاعرسانی ایفا کنند.
خبرنگار آینده احتمالا کسی نیست که از فناوری فاصله بگیرد. برعکس، باید ابزارهای تازه را بشناسد و از آنها برای سریعتر و دقیقتر شدن کارش استفاده کند. اما این شناخت زمانی ارزش دارد که روی پایههای حرفه خبرنگاری بنا شده باشد.
مشاهده، پرسشگری، تحقیق، راستیآزمایی، شناخت مخاطب و اخلاق حرفهای همچنان همان چیزهایی هستند که خبرنگار را از تولیدکننده محتوا جدا میکنند.
فناوری میتواند بخشی از بار خبرنگار را سبک کند. میتواند وقت بیشتری برای تحقیق و پیگیری در اختیار او بگذارد. اما قرار نیست به جای خبرنگار سوژه پیدا کند، به جای او تصمیم بگیرد یا قلم او را کنار بزند.
رسانه با هر فناوری تازهای شکلش تغییر میکند، اما اصل کار تغییر نمیکند. هنوز کسی باید در میان انبوه اطلاعات، یک مسئله را ببیند، آن را دنبال کند، سراغ آدمها برود و روایت را از نزدیک لمس کند.
خبرنگار اگر ابزار را یاد بگیرد، حرفهایتر میشود. اگر ابزار را جای خودش بنشاند، فقط سریعتر مینویسد.این دو، یکی نیستند.






