خلیج فارس در ترازوی حقوق بین‌الملل دریاها؛ بازخوانی دیدگاه شهید تنگسیری

راویان| غلامرضا شاکری ؛ اظهارات شهید دریادار علیرضا تنگسیری، فرمانده فقید نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، درباره وضعیت حقوقی خلیج فارس را می‌توان فراتر از یک موضع‌گیری نظامی، به‌ مثابه تبیین یک خوانش حقوقی ـ ژئوپلیتیکی از رژیم حقوقی این پهنه آبی ارزیابی کرد. ایشان با این دیدگاه که «در خلیج فارس آب بین‌المللی وجود ندارد، آبراه بین‌المللی هست که در اختیارات ماست و از آب‌های سرزمینی ما عبور می‌کند.

اینجا خلیج فارس است، خط منصف است، نصف مال ما و نصف مال مقابل. فلات قاره است، فلات قاره یعنی آب‌ها ادامه خشکی یک مملکت که عمق آب کمتر از ۲۰۰ متر باشد» با تکیه بر مفاهیمی همچون «آب‌های سرزمینی»، «آبراه بین‌المللی»، «خط منصف» و «فلات قاره»، می‌کوشد میان واقعیت‌های جغرافیایی خلیج فارس و قواعد شناخته‌شده حقوق بین‌الملل دریاها پیوند برقرار کند. پرسش اصلی این یادداشت آن است که این مفاهیم تا چه اندازه با اصول حقوق بین‌الملل دریاها همخوانی داشته و چه پیامدهای ژئوپلیتیکی برای نظم امنیتی خلیج فارس در پی دارند.

 

 

آب‌های آزاد و ویژگی‌های حقوقی خلیج فارس

یکی از محوری‌ترین گزاره‌های مطرح‌ شده در سخنان شهید تنگسیری، تأکید بر این نکته است که در خلیج فارس «آب‌های آزاد» وجود ندارد. از منظر حقوق بین‌الملل دریاها، این گزاره بر ویژگی‌های خاص جغرافیایی خلیج فارس استوار است. خلیج فارس یک دریای نیمه‌بسته با عرض محدود است و به دلیل هم‌پوشانی مناطق دریایی دولت‌های ساحلی، عملاً فضایی که مشمول رژیم حقوقی آب‌های آزاد باشد، در آن قابل تصور نیست.

بر همین اساس، وضعیت حقوقی خلیج فارس با اقیانوس‌ و دریاهای آزاد تفاوت ماهوی دارد و حقوق و صلاحیت‌های دولت‌های ساحلی در این پهنه، نقش تعیین‌ کننده‌ای در تنظیم روابط دریایی ایفا می‌کند.

 

 

آبراه بین‌المللی، تمایز میان آزادی کشتیرانی و صلاحیت دولت‌های ساحلی

از مهم‌ترین نکات مطرح‌ شده در این دیدگاه، تفکیک میان «آبراه بین‌المللی» و «آب‌های آزاد» است، تفکیکی که در ادبیات حقوق بین‌الملل دریاها نیز واجد اهمیت بنیادین است.

تنگه هرمز، به‌عنوان یکی از مهم‌ترین گلوگاه‌های انرژی جهان، نمونه‌ای از آبراه‌های مورد استفاده برای کشتیرانی بین‌المللی محسوب می‌شود. در چنین آبراه‌هایی، اصل آزادی عبور کشتی‌ها به معنای زوال حاکمیت یا صلاحیت دولت‌های ساحلی نیست، بلکه میان حقوق عبور و حقوق حاکمه دولت‌های ساحلی نوعی توازن حقوقی برقرار می‌شود.

در همین چارچوب، برداشت جمهوری اسلامی ایران بر آن استوار است که بهره‌مندی کشتی‌ها از حقوق شناخته‌شده عبور، مانع اعمال حقوق حاکمه و مسئولیت‌های امنیتی دولت‌های ساحلی در محدوده‌های دریایی آنها نیست.

 

 

خط منصف، مبنایی برای تحدید حدود دریایی

اشاره شهید تنگسیری به «خط منصف» ناظر بر یکی از مهم‌ترین مبانی تحدید حدود دریایی میان دولت‌های دارای سواحل مقابل یا مجاور است. هرچند رویه قضایی و داوری‌های بین‌المللی نشان می‌دهد که خط منصف همواره به‌صورت مطلق اعمال نمی‌شود و اصل انصاف و اوضاع و احوال خاص هر منطقه نیز در تعیین مرزهای دریایی مؤثر است، اما این اصل همچنان یکی از مبانی شناخته‌شده حقوق بین‌الملل دریاها به شمار می‌رود.

توافقات تحدید حدود دریایی ایران با برخی دولت‌های ساحلی نیز نشان می‌دهد که بهره‌گیری از خط منصف، بخشی از رویه عملی جمهوری اسلامی ایران در تنظیم مرزهای دریایی بوده است. از این منظر، استناد به این اصل صرفاً بیان یک موضع سیاسی نیست، بلکه ارجاع به یکی از قواعد تثبیت‌ شده در حقوق بین‌الملل دریاهاست.

 

 

فلات قاره، مبنای حقوق حاکمه بر منابع طبیعی

مفهوم فلات قاره یکی دیگر از ارکان استدلال شهید تنگسیری است. مطابق حقوق بین‌الملل دریاها، فلات قاره امتداد طبیعی قلمرو خشکی دولت ساحلی در زیر دریاست و دولت ساحلی نسبت به اکتشاف و بهره‌برداری از منابع طبیعی بستر و زیربستر آن، از حقوق حاکمه برخوردار است.

با توجه به ویژگی‌های زمین‌شناختی خلیج فارس و عمق نسبتاً کم آن، بخش عمده این پهنه آبی در محدوده فلات قاره دولت‌های ساحلی قرار می‌گیرد. از همین رو، منابع عظیم هیدروکربوری این منطقه نیز تابع رژیم حقوقی فلات قاره بوده و بهره‌برداری از آنها در چارچوب حقوق دولت‌های ساحلی معنا می‌یابد.

 

 

ابعاد ژئوپلیتیکی این روایت حقوقی

تحلیل سخنان شهید تنگسیری نشان می‌دهد که این دیدگاه صرفاً ناظر بر تبیین قواعد حقوق دریاها نیست، بلکه در پی ارائه چارچوبی ژئوپلیتیکی برای نظم امنیتی خلیج فارس نیز هست. در این چارچوب، سه مؤلفه اصلی در تعامل با یکدیگر قرار دارند:

 

نخست، ویژگی‌های جغرافیایی خلیج فارس که رژیم حقوقی خاصی را بر این منطقه تحمیل می‌کند.

دوم، استناد به قواعد شناخته‌شده حقوق بین‌الملل دریاها، از جمله رژیم فلات قاره و اصول تحدید حدود دریایی و سوم، تأکید بر نقش دولت‌های  ساحلی در تأمین امنیت منطقه‌ای و مدیریت ترتیبات امنیت دریایی.

در این خوانش، امنیت خلیج فارس بیش از آنکه محصول حضور قدرت‌های فرامنطقه‌ای تلقی شود، به همکاری و مسئولیت دولت‌های ساحلی وابسته دانسته می‌شود، برداشتی که در سال‌های اخیر به یکی از مؤلفه‌های ثابت گفتمان امنیت دریایی جمهوری اسلامی ایران تبدیل شده است.

سخنان شهید تنگسیری را می‌توان نوعی بازخوانی ژئوپلیتیکی از اصول حقوق بین‌الملل دریاها دانست که در آن، واقعیت‌های جغرافیایی، قواعد حقوقی و ملاحظات امنیتی در کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند. این روایت می‌کوشد نشان دهد که رژیم حقوقی خلیج فارس را نمی‌توان صرفاً با استناد به اصل آزادی کشتیرانی تفسیر کرد، بلکه باید مجموعه‌ای از قواعد مرتبط با حاکمیت، صلاحیت دولت‌های ساحلی، تحدید حدود دریایی و حقوق حاکمه بر منابع طبیعی را نیز به‌صورت هم‌زمان مدنظر قرار داد.

از این منظر، اهمیت سخنان شهید تنگسیری نه در بیان یک موضع سیاسی، بلکه در تلاش برای ارائه تفسیری حقوقی از جایگاه خلیج فارس در نظام حقوق بین‌الملل دریاها و پیوند دادن آن با الزامات امنیت منطقه‌ای قابل ارزیابی است.

خبرهای پر بازدید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرين اخبار

دادستانی علیه عباس عبدی و زیباکلام اعلام جرم کرد

دادستانی تهران هفته گذشته علیه عباس عبدی و صادق زیبا کلام و دو رسانه منتشر کننده اظهارات ان‌ها اعلام جرم کرده است در همین رابطه این افراد و رسانه‌ها به دادسرا احضار شده‌اند.

دادستانی علیه عباس عبدی و زیباکلام اعلام جرم کرد دادستانی تهران هفته گذشته علیه عباس عبدی و صادق زیبا کلام و دو رسانه منتشر کننده اظهارات ان‌ها اعلام جرم کرده است در همین رابطه این افراد و رسانه‌ها به دادسرا احضار شده‌اند. به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از میزان، هفته گذشته؛ در پی انتشار یادداشتی از سوی عباس عبدی در روزنامه اعتماد و مصاحبه صادق زیبا کلام با خبرگزاری آنا، دادستانی تهران علیه هر دو نفر و رسانه‌های منتشر کننده این اظهارات اعلام جرم کرد تا پرونده آنها مورد رسیدگی قرار بگیرد.

ثمره درایت رهبر شهید انقلاب در برابر ابرقدرت‌ها

مشاور و دستیار مقام معظم رهبری در جلسه مشترک با جمعی از همیاران جوان مدیران، با بیان اینکه یکی از وجوه کمتر گفته شده از ابعاد ممتاز رهبریِ رهبر شهید انقلاب، درایت ایشان در مساله حکمرانی است، گفت: تثبیت ساختار کشور در جنگ اخیر و به فلاکت افتادن ابرقدرت‌های عصر حاضر مقابل ایران عزیز، ثمره سال‌ها رهبری خردمندانه ایشان است. دکتر محمد مخبر در این نشست با تاکید بر این اصل که نخبگان نباید صرفاً به فکر کارمند شدن باشند، گفت: ظرفیت جوان نخبه مانند بذر پربرکت گندم است؛ نخبه ما وقتی در دستگاه دولتی یا حاکمیتی مشغول به فعالیت می‌شود مانند خوشه‌های گندم که در مزارع کشاورزی رشد و نمو دارد، باید در آن دستگاه یا نهاد رشد کند تا زمینه ارتقای بیشتر محل کار خود را فراهم کرده باشد و در صورت لزوم حتی به فکر شغل دولتی نباشد و به سمت کارآفرینی و مشاوره به مدیران حرکت کند. وی افزود: اگر جوان نخبه هنگامی که وارد دستگاهی می‌شود دنبال نقاط تحول آفرین باشد، این مساله حتماً مورد توجه مدیران آن دستگاه دولتی یا حاکمیتی قرار گرفته و این مدیران نیز از چنین ظرفیتی برای حل مسائل و مشکلات زیر مجموعه خود و ارتقای بهره‌وری آن استفاده خواهند کرد. دکتر مخبر با اشاره به اینکه فعالیت نخبگانِ کشور در حوزه مدیریت منابع انسانی در کنار یکدیگر می‌تواند ثمر بخش باشد، اظهار داشت: محصول تجمیع این منابع انسانی، رقم زدن سه مولفه اساسی قدرت تشخیص، قدرت تحلیل و قدرت حل مساله بوده که برای تصدی مسئولیت‌های مهم و حل مسائل در کشور ضروری است. وی افزود: هر سازمانی که می‌خواهد ارتقا پیدا کند، باید نیروی انسانی خود را ارتقا دهد؛ در واقع سرمایه‌گذاری مستمر بر روی منابع انسانی، سنگ‌بنای اصلی برای دستیابی به تعالی و پایداری در تمامی عرصه‌هاست.