سلاح تریلیون دلاری چین در برابر انحصار گازی آمریکا

عبور مازاد تجاری چین از مرز یک تریلیون دلار، زنگ خطری جدی برای اقتصادهای غربی به صدا درآورده است.

به گزارش راویان به نقل از مشرق، در مارس سال ۲۰۰۰، بیل کلینتون، رئیس‌جمهور وقت آمریکا، با حضور در دانشگاه جانز هاپکینز استدلال کرد که پذیرش چین در سازمان تجارت جهانی (WTO) صرفاً بازارهای این کشور را به روی صادرات آمریکا باز نمی‌کند، بلکه آزادی اقتصادی را به عنوان یک ارزش به چین صادر خواهد کرد. در آن مقطع، اجماع جهانی بر این بود که ادغام چین در اقتصاد جهانی معامله‌ای پرسود برای ایالات متحده است.

اما اکنون و با گذشت ربع قرن، واقعیت خط بطلانی بر این پیش‌بینی کشیده است. چین سال ۲۰۲۵ را با مازاد تجاری خیره‌کننده ۱.۱۹ تریلیون دلاری به پایان رساند و به نخستین کشوری در تاریخ مدرن تبدیل شد که از مرز یک تریلیون دلار عبور می‌کند. تنها در ماه‌های نخست سال ۲۰۲۶، این مازاد تجاری به ۴۵۱ میلیارد دلار رسیده است که نشان می‌دهد پکن در مسیر ثبت یک رکورد تریلیون دلاری دیگر برای دومین سال پیاپی قرار دارد.

این در حالی است که در دسامبر ۲۰۲۵، فریدریش مرتس، صدراعظم آلمان، در کنفرانس حزب سوسیال مسیحی (CSU) صراحتاً اعلام کرد که دهه‌های موسوم به «پکس آمریکانا» (صلح آمریکایی) به پایان رسیده است. اجماع سال ۲۰۰۰ اشتباه بود و نظم جهانیِ مبتنی بر آن فروپاشیده است. آنچه پیش رو قرار دارد، تجارت آزاد نیست، بلکه یک «جنگ منابع» تمام‌عیار است و سلاح واشنگتن برای پاسخ به آن، چیزی نیست جز «گاز طبیعی مایع» (LNG).

جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران ,

سلاح تریلیون دلاری پکن؛ دکترین «چرخه دوگانه»

مازاد تجاری چین یک اتفاق تصادفی نیست، بلکه برآمده از یک دکترین مستحکم است. در سال ۲۰۲۰، شی جین‌پینگ، رئیس‌جمهور چین، استراتژی «چرخه دوگانه» را رسمی کرد که محورهای اصلی آن عبارتند از:

۱- کاهش وابستگی به نهاده‌های خارجی

۲- تسلط مطلق بر زنجیره‌های تامین جهانی برای تراشه‌ها، باتری‌ها و مواد معدنی حیاتی

۳- حفظ تولید به عنوان قلب تپنده و دائمی اقتصاد چین

۴- عدم عقب‌نشینی از تولیدات ارزان‌قیمت

برخلاف ژاپن، آلمان و کره جنوبی که از تولیدات با حاشیه سود پایین عبور کردند، چین حاضر به این کار نیست. پکن می‌خواهد همه‌چیز بسازد؛ از اسباب‌بازی گرفته تا جنگنده‌های نسل جدید.

نگاهی به آمارها گویای فاجعه برای نیروی کار غربی است. بین سال‌های ۲۰۰۱ تا ۲۰۱۰، واردات آمریکا از چین بیش از ۲۵۰ میلیارد دلار افزایش یافت، در حالی که صادرات آمریکا به چین تنها ۷۰ میلیارد دلار رشد داشت. در سال ۱۹۶۵، بخش تولید آمریکا ۱۷.۱ میلیون نفر را در استخدام داشت، اما تا مارس ۲۰۱۰ این رقم به ۱۱.۵ میلیون نفر سقوط کرد. صنعت خودرو بارزترین نماد این تغییر است؛ دو دهه پیش خودروسازان خارجی ۶۰ درصد از بازار چین را در اختیار داشتند، اما امروز با پیشتازی خودروهای الکتریکی (EV) چینی، سهم خارجی‌ها به زیر ۴۰ درصد رسیده است. اکنون استارتاپ‌های چینی در حوزه رباتیک انسان‌نما نیز گوی سبقت را ربوده‌اند، زیرا زنجیره تامینی که باتری و خودروی برقی می‌سازد، بیشترِ نیازهای ساخت یک ربات را نیز در اختیار دارد.

این رونق اقتصادی در چین، اکنون به معنای رکود صنعتی در سایر نقاط جهان است. به گونه‌ای که برآورد می‌شود هر یک درصد رشد اقتصادی چین، ۰.۱- درصد اثر منفی بر رشد اقتصاد جهانی بگذارد.

جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران ,

تجارت به مثابه سلاح ژئوپلیتیک

الگوی تاریخی کشورهای واردکننده انرژی که بدون حضور یک قدرت هژمونیکِ مهارکننده با هم همزیستی دارند، همواره به درگیری‌های ویرانگر ختم شده است (مشابه اروپای نیمه اول قرن بیستم). اکنون این الگو با یک تفاوت بازگشته است: قدرت‌های بزرگِ صادرکننده، از منابع به عنوان سلاح ژئوپلیتیک استفاده می‌کنند.

چین بارها نشان داده است که چگونه با این سلاح شلیک می‌کند:

تحریم خاک‌های کمیاب: در سال ۲۰۱۰ علیه ژاپن بر سر جزایر سنکاکو.

فلج کردن خطوط مونتاژ اروپا: مسدود کردن صادرات تراشه در واکنش به محدودیت‌های هلند علیه شرکت چینی Nexperia.

اهرم‌های تجاری خاموش: استفاده از تعرفه‌ها در دهه ۲۰۱۰ برای وادار کردن تسلا به احداث کارخانه در شانگهای، که در نهایت به انتقال کامل تکنولوژی و تسلط امروز چین بر بازار خودروهای برقی منجر شد.

پاسخ واشنگتن؛ هژمونی انرژی و انحصار LNG

در دنیایی که همه از انرژی به عنوان سلاح استراتژیک بهره می‌برند، واشنگتن دریافت که می‌تواند از این ابزار حتی بهتر از رقبا استفاده کند. خودکفایی آمریکا در تولید نفت و گاز که پایه‌های آن در دوران اوباما گذاشته شد، مزیتی به واشنگتن داده است که پکن از آن بی‌بهره است.

در سند استراتژی امنیت ملی آمریکا (منتشر شده در دسامبر ۲۰۲۵)، صراحتاً بر ایجاد یک «بخش انرژی بسیار بهره‌ور به عنوان عاملی مهم در صادرات» تاکید شده است. این یعنی واشنگتن «تسلط بر انرژی» را معادل «امنیت ملی» می‌داند.

ایالات متحده در حال حاضر بزرگ‌ترین صادرکننده LNG در جهان است. قطر به عنوان دومین صادرکننده بزرگ، در پی حوادث مارس ۲۰۲۶ و آسیب به تاسیسات «راس لفان»، حدود ۱۷ درصد از ظرفیت صادراتی خود (۱۲.۸ میلیون تن در سال) را از دست داد که تعمیر آن بین ۳ تا ۵ سال زمان می‌برد. با تداوم تنش‌های دریایی در منطقه خلیج فارس و دریای عمان، رقیب دوم عملاً دچار اختلال ساختاری شده است.

در این شرایط، آمریکا در حال گسترش ظرفیت‌های خود در هر فصل است. اگر چین از خاک‌های کمیاب به عنوان سلاح استفاده می‌کند، آمریکا سلاح برنده‌تری به نام LNG در اختیار دارد. برخلاف خاک‌های کمیاب که کاربرد خاص دارند، گاز طبیعی مایع، صنعت اروپا را در زمستان گرم نگه می‌دارد و تقاضای فزاینده برق در آسیا را برای ۱۵ سال آینده تامین خواهد کرد.

جنگ منابع وارد فاز جدیدی شده است؛ در یک سو ماشین تجارت یک تریلیون دلاری چین قرار دارد و در سوی دیگر، آمریکایی که برای دستیابی به انحصار انرژی و استفاده از LNG به عنوان برنده‌ترین سلاح در این جنگ تجاری خیز برداشته است.

جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران ,

خبرهای پر بازدید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرين اخبار

دادستانی علیه عباس عبدی و زیباکلام اعلام جرم کرد

دادستانی تهران هفته گذشته علیه عباس عبدی و صادق زیبا کلام و دو رسانه منتشر کننده اظهارات ان‌ها اعلام جرم کرده است در همین رابطه این افراد و رسانه‌ها به دادسرا احضار شده‌اند.

دادستانی علیه عباس عبدی و زیباکلام اعلام جرم کرد دادستانی تهران هفته گذشته علیه عباس عبدی و صادق زیبا کلام و دو رسانه منتشر کننده اظهارات ان‌ها اعلام جرم کرده است در همین رابطه این افراد و رسانه‌ها به دادسرا احضار شده‌اند. به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از میزان، هفته گذشته؛ در پی انتشار یادداشتی از سوی عباس عبدی در روزنامه اعتماد و مصاحبه صادق زیبا کلام با خبرگزاری آنا، دادستانی تهران علیه هر دو نفر و رسانه‌های منتشر کننده این اظهارات اعلام جرم کرد تا پرونده آنها مورد رسیدگی قرار بگیرد.

ثمره درایت رهبر شهید انقلاب در برابر ابرقدرت‌ها

مشاور و دستیار مقام معظم رهبری در جلسه مشترک با جمعی از همیاران جوان مدیران، با بیان اینکه یکی از وجوه کمتر گفته شده از ابعاد ممتاز رهبریِ رهبر شهید انقلاب، درایت ایشان در مساله حکمرانی است، گفت: تثبیت ساختار کشور در جنگ اخیر و به فلاکت افتادن ابرقدرت‌های عصر حاضر مقابل ایران عزیز، ثمره سال‌ها رهبری خردمندانه ایشان است. دکتر محمد مخبر در این نشست با تاکید بر این اصل که نخبگان نباید صرفاً به فکر کارمند شدن باشند، گفت: ظرفیت جوان نخبه مانند بذر پربرکت گندم است؛ نخبه ما وقتی در دستگاه دولتی یا حاکمیتی مشغول به فعالیت می‌شود مانند خوشه‌های گندم که در مزارع کشاورزی رشد و نمو دارد، باید در آن دستگاه یا نهاد رشد کند تا زمینه ارتقای بیشتر محل کار خود را فراهم کرده باشد و در صورت لزوم حتی به فکر شغل دولتی نباشد و به سمت کارآفرینی و مشاوره به مدیران حرکت کند. وی افزود: اگر جوان نخبه هنگامی که وارد دستگاهی می‌شود دنبال نقاط تحول آفرین باشد، این مساله حتماً مورد توجه مدیران آن دستگاه دولتی یا حاکمیتی قرار گرفته و این مدیران نیز از چنین ظرفیتی برای حل مسائل و مشکلات زیر مجموعه خود و ارتقای بهره‌وری آن استفاده خواهند کرد. دکتر مخبر با اشاره به اینکه فعالیت نخبگانِ کشور در حوزه مدیریت منابع انسانی در کنار یکدیگر می‌تواند ثمر بخش باشد، اظهار داشت: محصول تجمیع این منابع انسانی، رقم زدن سه مولفه اساسی قدرت تشخیص، قدرت تحلیل و قدرت حل مساله بوده که برای تصدی مسئولیت‌های مهم و حل مسائل در کشور ضروری است. وی افزود: هر سازمانی که می‌خواهد ارتقا پیدا کند، باید نیروی انسانی خود را ارتقا دهد؛ در واقع سرمایه‌گذاری مستمر بر روی منابع انسانی، سنگ‌بنای اصلی برای دستیابی به تعالی و پایداری در تمامی عرصه‌هاست.