مقایسه پدیده ترامپ با پدیده احمدی نژاد از نگاه عطاءالله مهاجرانی | حقوق ریاست جمهوری نمی‌گیرد اما کاخ سفید را به پاتوق دلال‌های معاملات ملکی تبدیل کرده است | می توان از «ترامپ-پدیا» سخت گفت!

به گزارش اقتصادنیوز، سید عطاءالله مهاجرانی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی پیشین در یادداشتی با عنوان «پدیده ترامپ» نوشت:

تا پیش از پیدایش پدیده ترامپ، با خودم می‌گفتم: «معجزه هزاره سوم حقیقتاً پدیده است! پدیده تمام تاریخ ایران؛ از مادها تا گزارش نیویورک تایمز!» تا اینکه ترامپ از راه رسید و تمامی پدیده‌های پیش و پس از خود را از بیخ و بن برانداخت! می‌توان از «ترامپ-پدیا» سخن گفت؛ دانشنامه رنگارنگ تحول احوال ترامپ. ستون فقرات ترامپ- پدیا هم توئیت‌های پی در پی و بی در و پیکر و بی سر و سامان اوست.

اقتصادنیوز: ویتکاف و روبیو همان تضمین‌هایی را که پیش‌تر در جلسات محرمانه به شماری از قانون‌گذاران داده بودند، مبنی بر اینکه هدف دولت دستیابی به توافقی نهایی است که ایران را از نگهداری اورانیوم با غنای بالا منع کند، در کنگره نیز تکرار کردند.

روزگار ما را می‌توان از جهتی عصر ترامپ نامید. بیش از هر نامی نام او در عرصه اخبار و تفسیر و تحلیل مطرح می‌شود. خود او هم خودشیفته است و شیدایی غریبی به مطرح شدن دارد. از دزدیدن چکش طلای شورای صلح غزه، تا به زور گرفتن جایزه صلح نوبل از «نماریا ماچادو» ی ونزوئلایی.

اصلاً به محض پیروزی در انتخابات و پیش از استقرار در کاخ سفید گفت: «من جنگ روسیه و اوکراین را پیش از اینکه پشت میز ریاست جمهوری در کاخ سفید در ۲۰ ژانویه ۲۰۲۵ بنشینم، تمام می‌کنم» اما نتوانست. هفته پیش بعد از ۱۸ ماه از دوره ریاست جمهوری‌اش در اجلاس هفت در پاریس گفت: «از پوتین ناامید شده‌ام.»

مهاجرانی

می‌خواست نام خلیج فارس را عوض کند. متن تفاهمنامه‌ای را در کاخ ورسای در کنار مکرون امضا کرد که نام تاریخی خلیج فارس ذکر شده است. می‌خواست نام خلیح مکزیک را بگذارد خلیح آمریکا، نتوانست. گفت: «کانادا ایالت ۵۱ آمریکاست!» نتوانست. با هر کدام از این سرفصل‌ها، ترامپ با زنجیره بی پایان و شبانه روزی توئیت‌هایش صحنه‌سازی و ماجراجویی می‌کند. البته ناگفته نماند که ترامپ از صفحه ویژه‌اش سالانه میلیون‌ها دلار درآمد دارد. حقوق ریاست جمهوری نمی‌گیرد، اما کاخ سفید را به پاتوق دلال‌های معاملات ملکی تبدیل کرده است. بایدن به تازگی گفته است: «موجب شرمساری است که شغل ریاست جمهوری وسیله کسب درآمد برای ترامپ و خانواده‌اش شده است.» صدای «توماس فریدمن» هم بلند شد. در نقد ویتکاف و کوشنر نوشت: «اینها که دلال معاملات ملکی هستند و دنبال منافع خودشان. نه دیپلماسی بلدند و نه اطلاعات سیاسی دارند.»

اما حمله به ایران در بین تمامی سرفصل‌های کارنامه ترامپ موقعیت دیگری دارد. در بحبوحه حملات نظامی آمریکا و اسرائیل و شهادت رهبر معظم انقلاب شهید آیت‌الله خامنه‌ای و فرماندهان ارشد ارتش و سپاه، در ۱۸ فروردین ۱۴۰۵ مطابق ۷ آوریل ۲۰۲۶؛ ترامپ در صفحه مخصوصش نوشت: A whole Civilisation will die tonight, never to be brought back again. I don’t want that too happen, but it probably will که یعنی «یک تمدن کامل امشب خواهد مرد. هرگز دوباره باز نمی‌گردد. من نمی‌خواهم چنین اتفاقی بیفتد. اما احتمالاً خواهد افتاد.»

این پریشان‌گویی ترامپ، نشانی روشن از روان‌پریشی او دارد که در روز ۲۸ از جنگ ۴۰ روزه نوشته شده است. گمان می‌کردند به پایان ایران رسیده‌اند. حال اگر خبرنگاری از ترامپ می‌پرسید که «تمدن» چیست؟ چگونه می‌توان یک تمدن را نابود کرد؟ هیچ نداشت که بگوید.

روح تمدن، فرهنگ است و روح فرهنگ، زبان و ادبیات و هنر است. ترامپ چگونه می‌تواند زبان فارسی و شاهنامه فردوسی و خیام و مولوی و حافظ و سعدی را نابود کند؟ چگونه می‌تواند کشور و ملت ایران را نابود کند!؟ نمی‌دانیم وقتی ترامپ از نابودی تمدن ایران و کشور ایران سخن می‌گوید، چه مفهوم یا مصداقی را در ذهن دارد؟ اما تجربه نشان می‌دهد حمله اتمی آمریکا در هیروشیما و ناکازاکی و تسلیم بدون قید و شرط ژاپن و تحمیل قانون اساسی که از سوی حاکم آمریکایی ژاپن بر ژاپن و ملت ژاپن تحمیل شد، نتوانست تمدن و فرهنگ و آزادی انتخاب و اصالت ژاپنی را نابود کند. تابلوی زنده این پایداری «موزه صلح» در هیروشما است.

در مرداد سال ۱۳۸۰ از طرف دانشگاه کیوتو به ژاپن دعوت شده بودم. دانشگاه، سمینار یک روزه در سه جلسه پنج ساعتی داشت با عنوان «هویت ژاپنی.» پنج نسل از فیلسوفان ژاپنی در سمینار حضور داشتند! از مهمانداران خواستم ترتیب سفرم به هیروشیما را بدهند؛ دادند. خوشبختانه در روز یادواره بمباران هیروشیما به هیروشیما رسیدم. در میدان یادبود صلح و پارک کنار میدان، در ۶ اوت (۱۵ مرداد ۱۳۸۰) حضور داشتم. روبه‌روی موزه صلح، مراسم بزرگداشت شهیدان، بازماندگان و آسیب دیدگان بمباران اتمی برجای بود. قربانیان حمله اتمی و خانواده‌هایشان هم بودند. مراسم ساعت هشت و ربع صبح آغاز شد.

همان ساعت انفجار بمب اتمی «پسر کوچک» در هیروشیما به فرمان «هری ترومن» در ششم اوت سال ۱۹۴۵ و سه روز بعد انفجار بمب «مرد چاق» در ساعت ۱۱ و یک دقیقه صبح ۹ اوت در ناکازاکی. در موزه صلح سه‌چرخه نیم‌ذوب شده «شین ایچی تنسوتانی» که سه سال و ۱۱ ماهه بود در مقابل چشم شماست.

خبرهای پر بازدید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرين اخبار

دادستانی علیه عباس عبدی و زیباکلام اعلام جرم کرد

دادستانی تهران هفته گذشته علیه عباس عبدی و صادق زیبا کلام و دو رسانه منتشر کننده اظهارات ان‌ها اعلام جرم کرده است در همین رابطه این افراد و رسانه‌ها به دادسرا احضار شده‌اند.

دادستانی علیه عباس عبدی و زیباکلام اعلام جرم کرد دادستانی تهران هفته گذشته علیه عباس عبدی و صادق زیبا کلام و دو رسانه منتشر کننده اظهارات ان‌ها اعلام جرم کرده است در همین رابطه این افراد و رسانه‌ها به دادسرا احضار شده‌اند. به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از میزان، هفته گذشته؛ در پی انتشار یادداشتی از سوی عباس عبدی در روزنامه اعتماد و مصاحبه صادق زیبا کلام با خبرگزاری آنا، دادستانی تهران علیه هر دو نفر و رسانه‌های منتشر کننده این اظهارات اعلام جرم کرد تا پرونده آنها مورد رسیدگی قرار بگیرد.

ثمره درایت رهبر شهید انقلاب در برابر ابرقدرت‌ها

مشاور و دستیار مقام معظم رهبری در جلسه مشترک با جمعی از همیاران جوان مدیران، با بیان اینکه یکی از وجوه کمتر گفته شده از ابعاد ممتاز رهبریِ رهبر شهید انقلاب، درایت ایشان در مساله حکمرانی است، گفت: تثبیت ساختار کشور در جنگ اخیر و به فلاکت افتادن ابرقدرت‌های عصر حاضر مقابل ایران عزیز، ثمره سال‌ها رهبری خردمندانه ایشان است. دکتر محمد مخبر در این نشست با تاکید بر این اصل که نخبگان نباید صرفاً به فکر کارمند شدن باشند، گفت: ظرفیت جوان نخبه مانند بذر پربرکت گندم است؛ نخبه ما وقتی در دستگاه دولتی یا حاکمیتی مشغول به فعالیت می‌شود مانند خوشه‌های گندم که در مزارع کشاورزی رشد و نمو دارد، باید در آن دستگاه یا نهاد رشد کند تا زمینه ارتقای بیشتر محل کار خود را فراهم کرده باشد و در صورت لزوم حتی به فکر شغل دولتی نباشد و به سمت کارآفرینی و مشاوره به مدیران حرکت کند. وی افزود: اگر جوان نخبه هنگامی که وارد دستگاهی می‌شود دنبال نقاط تحول آفرین باشد، این مساله حتماً مورد توجه مدیران آن دستگاه دولتی یا حاکمیتی قرار گرفته و این مدیران نیز از چنین ظرفیتی برای حل مسائل و مشکلات زیر مجموعه خود و ارتقای بهره‌وری آن استفاده خواهند کرد. دکتر مخبر با اشاره به اینکه فعالیت نخبگانِ کشور در حوزه مدیریت منابع انسانی در کنار یکدیگر می‌تواند ثمر بخش باشد، اظهار داشت: محصول تجمیع این منابع انسانی، رقم زدن سه مولفه اساسی قدرت تشخیص، قدرت تحلیل و قدرت حل مساله بوده که برای تصدی مسئولیت‌های مهم و حل مسائل در کشور ضروری است. وی افزود: هر سازمانی که می‌خواهد ارتقا پیدا کند، باید نیروی انسانی خود را ارتقا دهد؛ در واقع سرمایه‌گذاری مستمر بر روی منابع انسانی، سنگ‌بنای اصلی برای دستیابی به تعالی و پایداری در تمامی عرصه‌هاست.