اقتصادنیوز: آنچه وضعیت را برای واشنگتن پیچیده میکند، این است که سیاستمدارانی که دولت ترامپ تلاش کرده با آنها متحد شود، اکنون همانهایی هستند که در حال فاصله گرفتن از او هستند.
اقتصادنیوز: آنچه وضعیت را برای واشنگتن پیچیده میکند، این است که سیاستمدارانی که دولت ترامپ تلاش کرده با آنها متحد شود، اکنون همانهایی هستند که در حال فاصله گرفتن از او هستند.
این مطلب بدون برچسب می باشد.
به گزارش اقتصادنیوز، در آغاز حملات مشترک آمریکا و اسرائیل به ایران در ماه فوریه که منجر به آغاز جنگ شد، طرح این دو متحد قدیمی ساده به نظر میرسید؛ اینکه آنقدر ایران را بمباران کنند تا یا مردم علیه حکومت قیام کنند، یا دولت ایران در برابر خواستههای آمریکا تسلیم شود. اما خیلی زود روشن شد که هیچیک از این دو سناریو قرار نیست به واقعیت بپیوندند.
برین تانهیل در آتلانتیک نوشت: در این میان، ایران با اتخاذ موضعی تدافعی، تنگه هرمز را بست و بر این فرض تکیه کرد که آمریکا تمایلی به حمله زمینی یا هدف قرار دادن زیرساختهای حیاتی کشور ندارد.
به این ترتیب، به نظر میرسد برنامهریزان آمریکایی مرتکب اشتباهی آشکار و تکراری شدند: آنها تصور کردند که میتوان تنها با اتکا به قدرت هوایی در یک جنگ پیروز شد.
از سالهای پس از جنگ جهانی اول، نظریهپردازان نظامی در آمریکا، ایتالیا و بریتانیا به این ایده گرایش پیدا کردند که قدرت هوایی میتواند نیاز به ارتشهای زمینی و نیروی دریایی را کاهش داده، یا حتی از میان ببرد. محور اصلی این دیدگاه آن بود که جنگها را میتوان تنها از طریق بمبارانهای گسترده و عملیات هوایی به پیروزی رساند.
اقتصادنیوز: تفاهمنامه اسلامآباد نیز احتمالا بازتاب چنین درکی باشد. پس از یک رویارویی پرهزینه و تا حدی خودساخته با ایران، به نظر میرسد که واشنگتن به دنبال نظمی منطقهای است که هم پایدارتر باشد، و هم کمتر به مداخله مداوم آمریکا وابسته باشد.
ژنرال ایتالیایی جولیو دوهه در کتاب «فرمانروایی بر آسمان» که در سال ۱۹۲۱ منتشر شد، استدلال کرد که کشوری که ابتدا برتری هوایی را به دست آورد، قادر خواهد بود شهرهای دشمن را ویران کند و او را به تسلیم مجبور کند.
هیو ترنچارد، بنیانگذار نیروی هوایی سلطنتی بریتانیا نیز معتقد بود که قدرت هوایی میتواند اراده دشمن برای ادامه جنگ را در هم بشکند. در آمریکا نیز ژنرال کرتیس لیمی، از مشهورترین حامیان بمباران راهبردی، باور داشت که استفاده از نیرویی عظیم و متمرکز، بهترین راه برای پایان دادن به جنگ است.
اما زمانی که این نظریهها در جنگ جهانی دوم و پس از آن به آزمون گذاشته شدند، نتایج چندان موفقیتآمیز نبود.
حملات گسترده هوایی آلمان به لندن نتوانست مردم بریتانیا را به تسلیم وادارد. بمباران شهرهای آلمان نیز اراده حکومت نازی را در هم نشکست. فروپاشی نهایی آلمان بیش از آنکه نتیجه بمبارانها باشد، ناشی از پیشروی ارتش سرخ و ترس رهبران آلمانی از سقوط کامل بود.
در ژاپن نیز اگرچه محاصره دریایی و بمباران گسترده شهرها خسارات عظیمی به بار آورد، اما این کشور تنها پس از بمباران اتمی هیروشیما و ناکازاکی و همچنین ورود اتحاد شوروی به جنگ علیه ژاپن بود که به سمت تسلیم حرکت کرد.
نمونه دیگر، جنگ ویتنام است. آمریکا در آن جنگ حدود ۷.۶ میلیون تن بمب بر سر ویتنام فرو ریخت؛ رقمی بسیار بیشتر از مجموع بمبهایی که در جبهههای اروپا و اقیانوس آرام طی جنگ جهانی دوم استفاده شده بود. با این حال، بمبارانهای سنگین موسوم به بمبارانهای کریسمس در سال ۱۹۷۲ نتوانست ویتنام شمالی را به پذیرش شرایط مطلوب واشنگتن وادار کند. در نهایت این خستگی آمریکا از جنگ بود که به توافق صلح پاریس انجامید؛ توافقی که راه را برای پیروزی نهایی ویتنام شمالی هموار کرد.
با ظهور فناوریهای جدید و بمبارانهای دقیق در دهه ۱۹۹۰، برخی تحلیلگران بار دیگر به این نتیجه رسیدند که قواعد جنگ تغییر کرده و قدرت هوایی به تنهایی برای پیروزی کافی است. اما حتی نمونههایی که معمولا به عنوان موفقیت قدرت هوایی مطرح میشوند هم چنین ادعایی را تأیید نمیکنند.
جنگ اول خلیج فارس تنها زمانی پایان یافت که نیروهای زمینی آمریکا وارد کویت شدند. در صربستان، اسلوبودان میلوشویچ نه صرفا به دلیل بمبارانهای ناتو، بلکه به دلیل نگرانی از بقای حکومت خود و احتمال حمله زمینی تسلیم شد. در افغانستان نیز موفقیت اولیه آمریکا به دلیل حضور نیروهای ائتلاف شمال در میدان نبرد بود که توانایی تصرف و نگهداری مناطق را داشتند.
به بیان دیگر، در همه این موارد یا نیروهای زمینی حضور داشتند، یا تهدیدی معتبر مبنی بر حضور آنها وجود داشت.
مطالعهای که در سال ۱۹۹۶ توسط مؤسسه رَند درباره آثار روانی عملیات هوایی آمریکا انجام شد، هشدار داده بود که قدرت هوایی به تنهایی نمیتواند دشمن را به پذیرش شرایط مطلوب وادار کند؛ مگر آنکه عوامل دیگری نیز وجود داشته باشند.
از جمله این عوامل میتوان به باور دشمن به شکست حتمی در میدان نبرد، بیفایده بودن ادامه جنگ، یا نبود امکان دفاع و ضدحمله مؤثر اشاره کرد.
اما هیچیک از این شرایط در مورد ایران وجود نداشت. آمریکا تهدید معتبری برای حمله زمینی گسترده و سرنگونی حکومت ایران ارائه نکرده بود. بنابراین کل راهبرد واشنگتن بر این فرض استوار بود که یا مردم ایران علیه حکومت قیام خواهند کرد یا هیچ اتفاقی نخواهد افتاد.
از سوی دیگر، برخلاف نمونههایی مانند صربستان یا افغانستان، ایران توانایی پاسخگویی و تحمیل هزینه به آمریکا را داشت.
از نگاه تهران، سرنوشت جنگ به این بستگی داشت که کدام طرف میتواند تبعات بسته شدن تنگه هرمز را بیشتر تحمل کند. رهبران ایران از همان ابتدا نظریه مشخصی برای پیروزی در ذهن داشتند و در طول جنگ نیز بر اساس همان منطق عمل کردند.
همچنین فرماندهان ارشد ارتش آمریکا که دههها به مطالعه جنگ پرداختهاند، از احتمال خطر کشیده شدن درگیری به یک بحران طولانی منطقهای آگاه بوندند. حتی گزارشهایی مبنی بر اینکه ژنرال دن کین نسبت به حمله به ایران به دولت ترامپ هشدار داده بود، منتشر شد.
نویسنده در ادامه نوشت: به باور من، دونالد ترامپ و پیت هگست اهمیت احتیاط و ملاحظات راهبردی را دستکم گرفتند. تجربه هگست به عنوان وزیر جنگ آمریکا، بیشتر در سطح تاکتیکی و میدانی بوده و ظاهرا تصور میکرد که فناوری پیشرفته و قدرت نظامی به تنهایی برای پیروزی در جنگ کافی است.
شاید یک افسر میدانی تصور کند که انداختن یک بمب دو هزار پوندی روی یک ساختمان راهحلی فوری برای مشکل امروز است، اما یک فرمانده ارشد میداند که همین اقدام ممکن است هفته بعد صدها دشمن جدید را ایجاد کند.
پیامدهای این جنگ برای آمریکا بسیار سنگین بوده است. ذخایر تسلیحاتی آمریکا در این جنگ کاهش یافته و اعتبار نظامی این کشور نیز آسیب دیده است، همچنین روابط خارجی واشنگتن اکنون تحت فشار قرار دارد. در مقابل ایران، از نظر راهبردی در موقعیتی بهتر از گذشته خود قرار گرفته است.
این جنگ بار دیگر یک درس قدیمی را یادآوری کرد: اینکه قدرت هوایی به تنهایی نمیتواند جنگها را به پیروزی برساند.
اقتصادنیوز: این عدم تقارن باعث شده تا پذیرش بنبست برای واشنگتن بسیار دشوارتر از تهران باشد. آمریکا نمیتواند سلطه منطقهای ایران را تحمل کند، اما همانگونه که تحولات ماههای اخیر نشان دادهاند، جنگ ابزار مناسبی برای مهار این نفوذ نیست. این نگرانیها نیازمند ابزارهایی متفاوت و هدفمندتر هستند.
به گزارش اقتصادنیوز به نقل از ایرنا، سید عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران و سید بدر البوسعیدی، وزیر امور خارجه سلطنت عمان، صبح امروز پنجشنبه ۴ تیر در تماس تلفنی درباره آخرین تحولات منطقهای و موضوعات مورد اهتمام مشترک گفتوگو و تبادل نظر کردند.
در این گفتوگو، طرفین آخرین تحولات مربوط به تردد دریایی در تنگه هرمز و ترتیبات موقت پیشبینیشده برای دوره ۶۰ روزه را بررسی کرده و بر اهمیت تداوم هماهنگیها، رایزنیهای دوجانبه و تعاملات فنی و کارشناسی در این زمینه تأکید کردند.
وزرای امور خارجه ایران و عمان همچنین با ابراز خرسندی از نتایج سفر اخیر هیئت ایرانی به مسقط و مذاکرات انجامشده، بر تداوم رایزنیها و پیگیری موضوعات مورد علاقه مشترک از طریق کانالهای دیپلماتیک و همکاری مستمر میان دو کشور تأکید کردند.
به گزارش اقتصادنیوز به نقل از ایلنا، اظهارات اخیر کیم جونگ اون و اقدامات دولت کرهشمالی نشان میدهد این کشور دیگر برنامه هستهای خود را یک ابزار موقت برای چانهزنی سیاسی نمیداند، بلکه آن را بخشی دائمی از ساختار قدرت و امنیت ملی خود تعریف کرده است.
بنابر گزارش الجزیره، در همین راستا، کرهشمالی با اصلاح قانون اساسی، جایگاه نیروهای هستهای را بیش از گذشته تثبیت کرده و اختیارات گستردهتری در حوزه فرماندهی این نیروها به رهبر این کشور داده است. به باور ناظران، پیونگیانگ در تلاش است این پیام را منتقل کند که موضوع خلع سلاح هستهای دیگر قابل مذاکره نیست.
اگرچه آمریکا و کرهجنوبی همچنان بر هدف خلع سلاح هستهای کرهشمالی تأکید دارند، اما بسیاری از کارشناسان معتقدند واقعیتهای میدانی مسیر دیگری را نشان میدهد.
به گفته تحلیلگران، با گسترش مداوم توان هستهای پیونگیانگ، احتمال دارد تمرکز مذاکرات آینده به جای حذف کامل این زرادخانه، بر محدودسازی و کنترل آن قرار گیرد؛ موضوعی که به معنای پذیرش ضمنی کره شمالی به عنوان یک قدرت هستهای خواهد بود.
تحولات اخیر منطقه و حملات آمریکا به ایران نیز از نگاه ناظران بیتأثیر نبوده است. بسیاری از تحلیلگران معتقدند رهبران کرهشمالی این رخدادها را دلیلی دیگر برای ادامه مسیر هستهای خود میدانند.
از نگاه پیونگیانگ، تنها کشورهایی میتوانند از تهدید نظامی قدرتهای بزرگ در امان بمانند که از توان بازدارندگی مؤثر و قابل اتکا برخوردار باشند. به همین دلیل کرهشمالی تلاش میکند ظرفیت هستهای خود را به گونهای توسعه دهد که حتی در صورت حمله احتمالی نیز توان پاسخگویی خود را حفظ کند.
در کنار برنامه هستهای، کرهشمالی سرمایهگذاری گستردهای روی توان دریایی و موشکی خود انجام داده است. این کشور بهتازگی آزمایش موشکهای کروز با قابلیت حمل کلاهک هستهای را آغاز کرده و کیم جونگ اون وعده داده است طی سالهای آینده ناوگان جنگی کشورش بهطور قابل توجهی گسترش یابد.
کارشناسان معتقدند پیونگیانگ خود را در برابر مجموعهای از تهدیدها شامل حضور نظامی آمریکا در منطقه، اتحاد نظامی واشنگتن و سئول و همچنین همکاریهای امنیتی با ژاپن میبیند و به همین دلیل به دنبال افزایش کمّی و کیفی زرادخانه خود است.
به دلیل محرمانه بودن برنامه هستهای کرهشمالی، اطلاعات دقیقی از تعداد سلاحهای اتمی این کشور وجود ندارد. با این حال، برآوردهای بینالمللی نشان میدهد پیونگیانگ دهها کلاهک هستهای در اختیار دارد و همچنان در حال افزایش ذخایر مواد شکافتپذیر مورد نیاز برای تولید سلاحهای جدید است.
همزمان، گزارشهایی درباره توسعه تأسیسات غنیسازی اورانیوم و گسترش زیرساختهای هستهای این کشور منتشر شده که نشان میدهد برنامه اتمی کره شمالی همچنان در مسیر توسعه قرار دارد.
مجموع این تحولات نشان میدهد کیم جونگ اون برنامه هستهای را مهمترین تضمین برای امنیت و بقای نظام حاکم در کرهشمالی میداند. از نگاه رهبران این کشور، هرچه توان هستهای گستردهتر و متنوعتر باشد، احتمال اعمال فشار نظامی یا تلاش برای تغییر حاکمیت در پیونگیانگ کاهش خواهد یافت.
بر همین اساس، کرهشمالی نهتنها قصد عقبنشینی از برنامه هستهای خود را ندارد، بلکه به نظر میرسد در مسیر گسترش هرچه بیشتر آن گام برمیدارد؛ مسیری که میتواند معادلات امنیتی شرق آسیا را وارد مرحلهای جدید کند.
صدای نوحه و سخنرانی از بلندگوهای هیئت محله علیآباد برازجان در کوچههای اطراف میپیچد. عزادارن کمکم از راه میرسند .چند جوان مشغول چیدن و مرتب کردن صندلیها و فرش ها هستند. عدهای از صبح در آشپزخانه گروه جهادی هیئت برای پخت نذری فعالیت کردهاند و چند متر آنسوتر، خادمان مراسم زبالههای بجامانده از مراسم را از اطراف هیئت جمعآوری میکنند.
همزمان با آغاز مراسمات عزاداری ماه محرم، موضوع مدیریت پسماندها و کاهش آثار زیستمحیطی این تجمعهای گسترده مردمی بار دیگر مورد توجه فعالان اجتماعی و محیط زیست قرار گرفته است. مراسمی که هر ساله با حضور گسترده مردم برگزار میشود و در کنار کارکردهای مذهبی و فرهنگی، پیامدهای اجتماعی و زیستمحیطی خاص خود را نیز دارد.
هیئتهای مذهبی در بسیاری از شهرها و روستاهای کشور تنها محل برگزاری آیینهای عزاداری نیستند. این مجموعهها به واسطه ارتباط مستقیم با اقشار مختلف جامعه، در بسیاری از مواقع به یکی از کانونهای اثرگذار فرهنگی و اجتماعی تبدیل شدهاند و همین ویژگی، ظرفیت آنها را برای ترویج برخی رفتارهای مسئولانه اجتماعی افزایش داده است.
در سالهای اخیر برخی هیئتها تلاش کردهاند توجه به پاکیزگی محیط، مدیریت پسماند و رعایت مسائل بهداشتی را نیز در برنامههای خود مدنظر قرار دهند.
هیئت بنیهاشمی محله علیآباد برازجان یکی از این نمونههاست. هیئتی که بیش از ۲۵ سال سابقه برگزاری مراسم عزاداری دهه نخست محرم را دارد و به گفته مسئولان آن، موضوع نظافت و بهداشت محیط همواره بخشی از برنامههای اجرایی این مجموعه بوده است.
سید بهزاد گلچمن، مدیر این هیئت میگوید: «رعایت بهداشت و نظافت از سالها قبل در برنامههای هیئت قرار داشته است. در دوران شیوع کرونا نیز تلاش کردیم با تهیه ماسک، مواد ضدعفونیکننده و رعایت فاصلهگذاری، شرایط ایمنتری برای عزاداران فراهم شود.»
وی میافزاید: «پس از پایان مراسم، جمعآوری زبالهها و پاکسازی محیط اطراف هیئت از جمله اقداماتی است که به صورت مستمر انجام میشود. تلاش میکنیم فضای اطراف محل برگزاری مراسم در وضعیت مناسبی قرار داشته باشد.»
اهمیت این موضوع زمانی بیشتر نمایان میشود که حجم پسماندهای تولیدشده در ایام محرم مورد توجه قرار گیرد. ظروف غذا، لیوانهای یکبارمصرف، بطریهای آب و سایر اقلام مصرفی، بخش قابل توجهی از زبالههای این ایام را تشکیل میدهند.
غلامرضا شاکری، فعال اجتماعی، معتقد است هیئتها به دلیل گستردگی مخاطبان خود میتوانند در حوزه فرهنگسازی نیز نقش مؤثری ایفا کنند.
وی اظهار کرد: «محرم یکی از گستردهترین عرصههای حضور مردمی در کشور است و هیئتها از این جهت ظرفیت قابل توجهی برای انتقال پیامهای فرهنگی و اجتماعی دارند. بسیاری از رفتارهایی که در چنین فضاهایی مورد توجه قرار میگیرد، میتواند در سطح جامعه نیز بازتاب پیدا کند.»
شاکری با اشاره به کارکردهای اجتماعی هیئتها میگوید: «مفاهیمی مانند مسئولیتپذیری اجتماعی، رعایت حقوق دیگران، پرهیز از اسراف و توجه به منافع عمومی، موضوعاتی هستند که میتوانند در کنار برنامههای مذهبی نیز مورد توجه قرار گیرند. هیئتها به دلیل ارتباط مستقیم با مردم، امکان تأثیرگذاری در این حوزهها را دارند.»
وی ادامه میدهد: «در گذشته شیوههای برگزاری اطعام و پذیرایی به گونهای بود که حجم پسماندهای تولیدی کمتر بود. امروز نیز میتوان با بازنگری در برخی رویهها، ضمن حفظ سنتهای موجود، از برخی هزینهها و اتلاف منابع جلوگیری کرد.»
این فعال اجتماعی نقش مداحان، سخنرانان، بانیان و خادمان هیئتها را در شکلگیری فرهنگ عمومی مؤثر میداند و میگوید: «هر اندازه که موضوع مسئولیت اجتماعی در برنامههای فرهنگی و مذهبی بیشتر مورد توجه قرار گیرد، امکان تأثیرگذاری آن در جامعه نیز افزایش خواهد یافت.»
در کنار این نگاه اجتماعی، فعالان محیط زیست بر ضرورت توجه به آثار زیستمحیطی مراسمهای پرجمعیت محرم تأکید دارند.
داریوش محبی، روزنامهنگار و فعال محیط زیست میگوید: «بخش قابل توجهی از پسماندهای تولیدشده در ایام محرم را محصولات پلاستیکی و ظروف یکبارمصرف تشکیل میدهند. این مواد در مدت کوتاهی تجزیه نمیشوند و ممکن است سالهای طولانی در طبیعت باقی بمانند.»
وی میافزاید: «بخشی از این پسماندها به مرور زمان به ذرات بسیار ریز تبدیل میشوند و میتوانند وارد خاک، منابع آب و در نهایت زنجیره غذایی شوند. به همین دلیل مدیریت صحیح این پسماندها اهمیت زیادی دارد.»
محبی با اشاره به برخی راهکارهای کاهش تولید زباله میگوید: «استفاده از ظروف چندبارمصرف، بهرهگیری از ظروف سازگارتر با محیط زیست در موارد ضروری و توجه به تفکیک پسماندها از جمله اقداماتی است که میتواند به کاهش آثار زیستمحیطی این مراسمها کمک کند.»
وی یکی دیگر از مسائل کمتر مورد توجه را پسابهای تولیدشده در آشپزخانههای بزرگ نذری عنوان میکند و میافزاید: «روغنهای مصرفشده، چربی باقیمانده از شستوشوی ظروف و برخی مواد شوینده در صورت دفع غیراصولی میتوانند موجب آلودگی خاک و منابع آب شوند. جمعآوری جداگانه روغنهای مصرفشده و دفع اصولی پسابها از جمله اقداماتی است که میتواند از بروز چنین مشکلاتی جلوگیری کند.»
به گفته این فعال محیط زیست، نصب پیامهای آموزشی، استقرار مخازن تفکیک زباله، کاهش مصرف اقلام یکبارمصرف و جلب مشارکت عزاداران در حفظ پاکیزگی محیط از جمله اقداماتی است که در برخی هیئتها تجربه شده و میتواند در کاهش حجم پسماندها مؤثر باشد.
تجربه برخی هیئتهای مذهبی در برازجان نشان میدهد توجه به پاکیزگی محیط، مدیریت پسماند و رعایت اصول بهداشتی میتواند در کنار برگزاری مراسم عزاداری مورد توجه قرار گیرد. موضوعی که به اعتقاد فعالان اجتماعی و محیط زیست، با برنامهریزی و مشارکت بیشتر میتواند در هیئتهای بیشتری مورد توجه قرار گیرد و به بخشی از رویههای اجرایی این مراسمها تبدیل شود.
سه دره فصلی برازجان همچنان آبهایی را با خود حمل میکنند که قرار نبود هرگز در بستر یک رودخانه جاری شوند. آبهایی که مسیرشان از میان محلههای مسکونی میگذرد و در نهایت به سوی دشتهای پاییندست حرکت میکنند، در حالی که هنوز کسی نمیداند مسئول جلوگیری از این آلودگی دقیقاً چه نهادی است؟
در شرایطی که پژوهشهای علمی از تداوم روند گرمایش در جنوب کشور حکایت دارند، به نظر میرسد تأمین برق پایدار در استان بوشهر بیش از گذشته به ترکیبی از مدیریت هوشمند مصرف، توسعه نیروگاههای خورشیدی، ارتقای زیرساختهای انرژی و همراهی شهروندان وابسته باشد
امروز ایرانیان در آستانه یک انتخاب مهم قرار دارند. انتخاب میان بازتولید شکافهای گذشته یا استفاده از ظرفیت فوتبال برای تقویت انسجام ملی. در نهایت، تیم ملی فوتبال ایران نه متعلق به یک دولت است و نه وابسته به یک جریان سیاسی. این تیم، تیم ملت ایران است. تیمی که میلیونها ایرانی خود را در آن میبینند و موفقیتش را موفقیت ایران میدانند
گرمای ظهرهای بلند بوشهر مدتها ست شروع شده و سر چهارراه ها، کودکان بسیاری از ساعتها قبل کار روزانه خود را آغاز کردهاند. یکی سر چهارراههای مرکز شهر گل میفروشد، دیگری با بستهای دستمال کاغذی میان خودروها رفتوآمد میکند و کودکی دیگر لابد در کارگاهی دور از چشم رهگذران مشغول کاری است که تناسبی با سن و سالش ندارد. کودکانی که به جای نشستن پشت نیمکت مدرسه، بازی با همسالان و تجربه بیدغدغه دوران کودکی، ناچارند بخشی از بار معیشت خانواده را به دوش بکشند.
این تصویر تنها به بوشهر محدود نیست. پدیده کار ِکودک سالهاست به یکی از چالشهای اجتماعی در ایران و جهان تبدیل شده؛ پدیدهای که فراتر از یک مسئله اقتصادی، با سلامت روان، آموزش، امنیت اجتماعی و آینده یک نسل گره خورده است.
هر سال ۲۲خردادماه، روز مبارزه با کار کودک در تقویم خودنمایی میکند؛ روزی برای یادآوری میلیونها کودکی در سرتاسر جهان که هنوز از ابتداییترین حقوق خود محروماند.
بر اساس تازهترین گزارش مشترک سازمان بینالمللی کار و یونیسف، در سال ۲۰۲۴ حدود ۱۳۸ میلیون کودک در جهان درگیر کار کودک بودهاند که از این میان، ۵۴ میلیون نفر در مشاغل خطرناک فعالیت میکنند؛ مشاغلی که سلامت، امنیت و رشد آنان را تهدید میکند. اگرچه این آمار نسبت به سالهای گذشته کاهش یافته، اما جهان همچنان از تحقق هدف حذف کامل کار کودک فاصله دارد.
در ایران آمار دقیقی از تعداد کودکان کار وجود ندارد. کارشناسان معتقدند بخش قابل توجهی از این کودکان در اقتصاد غیررسمی فعالیت میکنند و به همین دلیل در آمارهای رسمی ثبت نمیشوند.
گزارشهای سازمان بهزیستی و وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی در سالهای اخیر از شناسایی دهها هزار کودک کار و خیابان در کشور خبر دادهاند، اما فعالان اجتماعی بر این باورند که تعداد واقعی بسیار بیشتر از ارقام اعلامشده است.
بسیاری از این کودکان در کارگاههای کوچک، مشاغل خانگی، فعالیتهای کشاورزی، جمعآوری پسماند و سایر بخشهای غیررسمی اقتصاد مشغول به کار هستند.
در استان بوشهر نیز اگرچه آماری جامع و قابل استناد از تعداد کودکان کار منتشر نشده، اما مسئولان بهزیستی طی سالهای گذشته از شناسایی صدها کودک کار و خیابانی در طرحهای ساماندهی خبر دادهاند. با این حال کارشناسان تأکید میکنند که شمار واقعی این کودکان احتمالاً بیش از آمارهای شناساییشده است.
کارِ کودک تنها به خستگی جسمی و درآمد ناچیز محدود نمیشود. نخستین قربانی این پدیده، سلامت روان کودکان است.
هدی محمودی، کارشناس روانشناسی میگوید: «ورود کودک به چرخه کار در سنین پایین میتواند روند طبیعی رشد هیجانی و شخصیتی او را مختل کند. فشارهای اقتصادی، مسئولیتهای زودهنگام و تجربه تحقیر یا بیتوجهی در محیط کار، زمینه بروز اضطراب، افسردگی، کاهش عزتنفس و احساس ناامنی را فراهم میکند.»
به گفته او، بسیاری از کودکان کار در شرایطی رشد میکنند که ناچارند زودتر از سن طبیعی با دغدغههای بزرگسالان مواجه شوند. همین موضوع میتواند فرآیند شکلگیری شخصیت و هویت آنان را با اختلال مواجه کند.
محمودی ادامه میدهد: «اختلال در رشد هیجانی، دشواری در تنظیم احساسات، پرخاشگری یا انزوای اجتماعی از دیگر پیامدهای روانی کار کودک است. بسیاری از این کودکان به دلیل مواجهه با استرس مزمن، در تمرکز، برنامهریزی برای آینده و شکلگیری اعتماد به نفس دچار مشکل میشوند.»
کارشناسان حوزه سلامت روان معتقدند کودکانی که سالها در معرض فشارهای اقتصادی و اجتماعی قرار دارند، بیش از دیگران در معرض اختلالات اضطرابی و افسردگی در دوران نوجوانی و بزرگسالی قرار میگیرند.
یکی از مهمترین پیامدهای کار کودک، محرومیت از آموزش است. کودکانی که بخش عمده روز خود را صرف کار میکنند، یا از تحصیل بازمیمانند یا کیفیت آموزش آنان به شدت کاهش پیدا میکند.
محمودی در این باره میگوید: «دوری از مدرسه و محیطهای آموزشی تنها به معنای عقبماندن از درس نیست. مدرسه محلی برای یادگیری مهارتهای اجتماعی، تعامل با همسالان و رشد شناختی کودک است. محرومیت از این فضا میتواند فرصتهای شغلی و اجتماعی فرد را در آینده محدود کند.»
به گفته این کارشناس، فاصله گرفتن از روابط سالم با همسالان، احساس طردشدگی اجتماعی، کاهش مهارتهای ارتباطی و انزوای اجتماعی از دیگر پیامدهای محرومیت آموزشی در کودکان کار است.
جامعهشناسان نیز معتقدند کار کودک در بسیاری از موارد به بازتولید چرخه فقر منجر میشود. کودکی که از تحصیل بازمیماند، در آینده نیز فرصتهای شغلی کمتری خواهد داشت و احتمال گرفتار شدن او در فقر و آسیبهای اجتماعی افزایش مییابد.
یکی از ابعاد کمتر دیدهشده کار کودک، قرار گرفتن این کودکان در معرض انواع خشونت و سوءاستفاده است.
محمودی میگوید: «کودکان کار به دلیل حضور در محیطهای غیررسمی و فاقد نظارت، بیش از سایر کودکان در معرض خشونت جسمی، آزار روانی و حتی سوءاستفاده جنسی قرار دارند. آثار این آسیبها تنها به همان زمان محدود نمیشود و ممکن است سالها بعد نیز زندگی فرد را تحت تأثیر قرار دهد.»
به گفته وی، تجربه خشونت میتواند باعث ترس مزمن، بیاعتمادی به دیگران، احساس شرم و گناه و حتی بروز علائم اختلال استرس پس از سانحه شود.
علاوه بر این، شرایط نامناسب کاری، تغذیه ناکافی، ساعات طولانی کار و نبود دسترسی مناسب به خدمات درمانی نیز سلامت جسمی کودکان را تهدید میکند.
ایران در سال ۱۳۷۲ به کنوانسیون حقوق کودک پیوست. بر اساس این کنوانسیون، کودکان حق دارند از آموزش، سلامت، رفاه و حمایت در برابر بهرهکشی اقتصادی برخوردار باشند.
همچنین قانون کار ایران، بهکارگیری افراد زیر ۱۵ سال را ممنوع کرده و برای اشتغال نوجوانان ۱۵ تا ۱۸ سال نیز محدودیتهایی در نظر گرفته است.
از سوی دیگر، قانون حمایت از اطفال و نوجوانان که در سال ۱۳۹۹ اجرایی شد، بهرهکشی اقتصادی از کودکان و بهکارگیری آنان در فعالیتهای زیانآور را از مصادیق کودکآزاری دانسته و برای آن مجازاتهایی تعیین کرده است.
با وجود این قوانین، کارشناسان معتقدند فاصله میان قانون و واقعیت همچنان قابل توجه است و بخش مهمی از کودکان کار در حوزههایی فعالیت میکنند که نظارت مؤثری بر آنها وجود ندارد.
بخش بزرگی از کودکان کار در خانوادههایی زندگی میکنند که با فقر، بیکاری، اعتیاد، طلاق یا سایر آسیبهای اجتماعی مواجه هستند.
محمودی معتقد است: «خانوادهها نقش مهمی در پیشگیری از کار کودک دارند. ایجاد محیطی امن، حمایت عاطفی و اولویت دادن به آموزش میتواند از ورود بسیاری از کودکان به بازار کار جلوگیری کند. البته نباید فراموش کرد که بسیاری از خانوادهها خود قربانی شرایط اقتصادی هستند و بدون حمایتهای اجتماعی توان مقابله با این وضعیت را ندارند.»
کارشناسان تأکید میکنند مقابله با کار کودک تنها با برخوردهای انتظامی یا جمعآوری کودکان از خیابان امکانپذیر نیست. کاهش فقر، ایجاد فرصتهای شغلی برای والدین، گسترش پوششهای حمایتی، توسعه آموزش رایگان و باکیفیت و تقویت خدمات اجتماعی از جمله راهکارهایی است که میتواند به کاهش این پدیده کمک کند.
در سالهای اخیر حضور بخشی از کودکان مهاجر افغان در میان کودکان کار، به یکی از موضوعات مورد بحث تبدیل شده است. با این حال کارشناسان معتقدند نسبت دادن پدیده کار کودک به یک گروه یا ملیت خاص، نگاهی سادهانگارانه و غیرواقعبینانه است.
محمودی در این باره میگوید: «در برخی مناطق، شرایط دشوار اقتصادی و محدودیتهای معیشتی برخی خانوادههای مهاجر میتواند احتمال ورود کودکان به بازار کار را افزایش دهد، اما ریشه اصلی این پدیده در فقر، نابرابری اقتصادی و ضعف نظامهای حمایتی است؛ همان عواملی که بسیاری از کودکان ایرانی را نیز به سمت کار سوق میدهد.»
کارشناسان حوزه رفاه اجتماعی نیز تأکید میکنند که راهحل این مسئله نه محروم کردن کودکان از خدمات آموزشی و حمایتی، بلکه گسترش حمایتهای اجتماعی برای تمامی کودکان ساکن کشور است.
کودک کار را نباید تنها در چهره پسربچهای که پشت چراغ قرمز گل میفروشد یا دخترکی که در مترو دستمال کاغذی عرضه میکند، خلاصه کرد. هر کودک کاری، روایت ناتمام یک فرصت از دسترفته است؛ فرصتی برای آموزش، رشد، بازی و تجربه زندگی در امنیت.
کار کودک، بیش از آنکه یک مسئله فردی باشد، نشانهای از شکافهای اقتصادی و اجتماعی جامعه است. شکافهایی که اگر ترمیم نشوند، پیامدهای آن تنها متوجه کودکان نخواهد بود، بلکه آینده جامعه را نیز تحت تأثیر قرار خواهد داد.
روز جهانی مبارزه با کار کودک فرصتی است برای بازنگری در مسئولیتی که از خانواده آغاز میشود، به دولت میرسد و در نهایت همه جامعه را در بر میگیرد. زیرا کودکان قرار نیست نانآور باشند؛ آنها باید فرصت کودک بودن داشته باشند./ایسنا
شاید تعداد مغازهها در سالهای آینده باز هم بیشتر شود، اما آنچه بیش از هر چیز اهمیت دارد، تناسب میان توسعه فضاهای تجاری، نیاز واقعی بازار و ظرفیت اقتصادی شهری است که سالها یکی از مهمترین مراکز خرید استان بوشهر به شمار میرفت
صبح روز شنبه ۳۰ خردادماه، صدیقه سعادتمند، بخشدار مرکزی دشتستان به همراه امام جمعه دالکی، شهردار این شهر و کارشناسان بخشداری از روند اجرای آسفالت در بلوار شهید عبدالرحمن صابری دالکی بازدید کردند.
به گزارش راویان به نقل از روابط عمومی بخشداری مرکزی دشتستان، بخشدار مرکزی دشتستان در جریان این بازدید که برای سومین بار با هدف ارزیابی میزان پیشرفت فیزیکی پروژه و بررسی کیفیت اجرای عملیات انجام شد، اظهار داشت: پروژههای عمرانی نقش مهمی در روند توسعه شهری دارند و از ابتدای آغاز عملیات اجرایی تا زمان بهرهبرداری، بازدید و نظارت بر پروژههای شهرها و روستاهای بخش مرکزی همواره در دستور کار بخشداری قرار داشته است.
سعادتمند با قدردانی از تلاشهای شهردار و اعضای شورای اسلامی شهر دالکی، تسریع در تکمیل پروژههای نیمهتمام را ضروری دانست و افزود: احداث ورودی جدید شهر دالکی از جمله اقدامات مهمی است که در اولویت برنامههای شهردار و شورای اسلامی این شهر قرار دارد و امیدواریم با افتتاح و بهرهبرداری از آن در آینده نزدیک، شاهد بهبود دسترسیها، ارتقای کیفیت محیط شهری و افزایش رضایت شهروندان باشیم.
در این بازدید همچنین حسین رضوانی، شهردار دالکی گزارشی از آخرین وضعیت پروژه ارائه کرد و ضمن تشریح چالشها و جزئیات فنی و اجرایی، به بیان برنامههای آینده شهرداری دالکی در ادامه این طرح پرداخت.
در شرایطی که پژوهشهای علمی از تداوم روند گرمایش در جنوب کشور حکایت دارند، به نظر میرسد تأمین برق پایدار در استان بوشهر بیش از گذشته به ترکیبی از مدیریت هوشمند مصرف، توسعه نیروگاههای خورشیدی، ارتقای زیرساختهای انرژی و همراهی شهروندان وابسته باشد
به گزارش راویان از روابط عمومی بخشداری مرکزی دشتستان، همزمان با روز صنایع دستی، صدیقه سعادتمند بخشدار مرکزی دشتستان، عصر روز چهارشنبه ۲۱ خردادماه با همراهی سیده خدیجه حسینی رئیس اداره میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری شهرستان، از کارگاه سفالگری اصغر طاهری و کارگاه سفال و سرامیک کشتکاری بازدید کرد.
در جریان این بازدید، بخشدار مرکزی دشتستان با بررسی مسائل و مشکلات فعالان این حوزه، بر ضرورت حمایت از تولیدکنندگان صنایع دستی تأکید کرد.
سعادتمند با تبریک روز صنایع دستی اظهار داشت: ترویج استفاده از محصولات سفالی و صنایع دستی بومی که حاصل هنر، خلاقیت و نوآوری هنرمندان این عرصه است، افزون بر ایجاد فضایی زیبا و دلنشین در منازل و محیطهای کاری، میتواند در توسعه اشتغال و رونق کسبوکارهای محلی نیز نقشآفرین باشد.
وی افزود: حمایت از هنرمندان و تولیدکنندگان صنایع دستی و رفع موانع پیشروی آنان، از وظایف مهم دستگاههای اجرایی است و باید با جدیت دنبال شود.
بر اساس این گزارش، در این دو کارگاه محصولاتی از جمله زیورآلات سفالی و سرامیکی، گلدان، کوزه، ظروف هفتسین، کاسه و دیگر ظروف سفالی تولید میشود.

این دو تصمیم متعارض، نظام حقوقی و اجرایی کشور را در بنبستی نهادی فروبرد، تا آنجا که در ۵ خرداد ۱۴۰۵، دیوان عدالت اداری با صدور دستور موقت، اجرای مصوبات ستاد ویژه را «متوقف » ساخت و ابهامی بزرگ در تعیین مرجع تصمیمگیرنده نهایی برای وضعیت اینترنت ایجاد کرد.امری که تا این لحظه وضعیتی نامشخص در اتصال اینترنت بین الملل ایجاد کرده است
به گزارش اقتصادنیوز، در آغاز حملات مشترک آمریکا و اسرائیل به ایران در ماه فوریه که منجر به آغاز جنگ شد، طرح این دو متحد قدیمی ساده به نظر میرسید؛ اینکه آنقدر ایران را بمباران کنند تا یا مردم علیه حکومت قیام کنند، یا دولت ایران در برابر خواستههای آمریکا تسلیم شود. اما خیلی زود روشن شد که هیچیک از این دو سناریو قرار نیست به واقعیت بپیوندند.
برین تانهیل در آتلانتیک نوشت: در این میان، ایران با اتخاذ موضعی تدافعی، تنگه هرمز را بست و بر این فرض تکیه کرد که آمریکا تمایلی به حمله زمینی یا هدف قرار دادن زیرساختهای حیاتی کشور ندارد.
به این ترتیب، به نظر میرسد برنامهریزان آمریکایی مرتکب اشتباهی آشکار و تکراری شدند: آنها تصور کردند که میتوان تنها با اتکا به قدرت هوایی در یک جنگ پیروز شد.
از سالهای پس از جنگ جهانی اول، نظریهپردازان نظامی در آمریکا، ایتالیا و بریتانیا به این ایده گرایش پیدا کردند که قدرت هوایی میتواند نیاز به ارتشهای زمینی و نیروی دریایی را کاهش داده، یا حتی از میان ببرد. محور اصلی این دیدگاه آن بود که جنگها را میتوان تنها از طریق بمبارانهای گسترده و عملیات هوایی به پیروزی رساند.
اقتصادنیوز: تفاهمنامه اسلامآباد نیز احتمالا بازتاب چنین درکی باشد. پس از یک رویارویی پرهزینه و تا حدی خودساخته با ایران، به نظر میرسد که واشنگتن به دنبال نظمی منطقهای است که هم پایدارتر باشد، و هم کمتر به مداخله مداوم آمریکا وابسته باشد.
ژنرال ایتالیایی جولیو دوهه در کتاب «فرمانروایی بر آسمان» که در سال ۱۹۲۱ منتشر شد، استدلال کرد که کشوری که ابتدا برتری هوایی را به دست آورد، قادر خواهد بود شهرهای دشمن را ویران کند و او را به تسلیم مجبور کند.
هیو ترنچارد، بنیانگذار نیروی هوایی سلطنتی بریتانیا نیز معتقد بود که قدرت هوایی میتواند اراده دشمن برای ادامه جنگ را در هم بشکند. در آمریکا نیز ژنرال کرتیس لیمی، از مشهورترین حامیان بمباران راهبردی، باور داشت که استفاده از نیرویی عظیم و متمرکز، بهترین راه برای پایان دادن به جنگ است.
اما زمانی که این نظریهها در جنگ جهانی دوم و پس از آن به آزمون گذاشته شدند، نتایج چندان موفقیتآمیز نبود.
حملات گسترده هوایی آلمان به لندن نتوانست مردم بریتانیا را به تسلیم وادارد. بمباران شهرهای آلمان نیز اراده حکومت نازی را در هم نشکست. فروپاشی نهایی آلمان بیش از آنکه نتیجه بمبارانها باشد، ناشی از پیشروی ارتش سرخ و ترس رهبران آلمانی از سقوط کامل بود.
در ژاپن نیز اگرچه محاصره دریایی و بمباران گسترده شهرها خسارات عظیمی به بار آورد، اما این کشور تنها پس از بمباران اتمی هیروشیما و ناکازاکی و همچنین ورود اتحاد شوروی به جنگ علیه ژاپن بود که به سمت تسلیم حرکت کرد.
نمونه دیگر، جنگ ویتنام است. آمریکا در آن جنگ حدود ۷.۶ میلیون تن بمب بر سر ویتنام فرو ریخت؛ رقمی بسیار بیشتر از مجموع بمبهایی که در جبهههای اروپا و اقیانوس آرام طی جنگ جهانی دوم استفاده شده بود. با این حال، بمبارانهای سنگین موسوم به بمبارانهای کریسمس در سال ۱۹۷۲ نتوانست ویتنام شمالی را به پذیرش شرایط مطلوب واشنگتن وادار کند. در نهایت این خستگی آمریکا از جنگ بود که به توافق صلح پاریس انجامید؛ توافقی که راه را برای پیروزی نهایی ویتنام شمالی هموار کرد.
با ظهور فناوریهای جدید و بمبارانهای دقیق در دهه ۱۹۹۰، برخی تحلیلگران بار دیگر به این نتیجه رسیدند که قواعد جنگ تغییر کرده و قدرت هوایی به تنهایی برای پیروزی کافی است. اما حتی نمونههایی که معمولا به عنوان موفقیت قدرت هوایی مطرح میشوند هم چنین ادعایی را تأیید نمیکنند.
جنگ اول خلیج فارس تنها زمانی پایان یافت که نیروهای زمینی آمریکا وارد کویت شدند. در صربستان، اسلوبودان میلوشویچ نه صرفا به دلیل بمبارانهای ناتو، بلکه به دلیل نگرانی از بقای حکومت خود و احتمال حمله زمینی تسلیم شد. در افغانستان نیز موفقیت اولیه آمریکا به دلیل حضور نیروهای ائتلاف شمال در میدان نبرد بود که توانایی تصرف و نگهداری مناطق را داشتند.
به بیان دیگر، در همه این موارد یا نیروهای زمینی حضور داشتند، یا تهدیدی معتبر مبنی بر حضور آنها وجود داشت.
مطالعهای که در سال ۱۹۹۶ توسط مؤسسه رَند درباره آثار روانی عملیات هوایی آمریکا انجام شد، هشدار داده بود که قدرت هوایی به تنهایی نمیتواند دشمن را به پذیرش شرایط مطلوب وادار کند؛ مگر آنکه عوامل دیگری نیز وجود داشته باشند.
از جمله این عوامل میتوان به باور دشمن به شکست حتمی در میدان نبرد، بیفایده بودن ادامه جنگ، یا نبود امکان دفاع و ضدحمله مؤثر اشاره کرد.
اما هیچیک از این شرایط در مورد ایران وجود نداشت. آمریکا تهدید معتبری برای حمله زمینی گسترده و سرنگونی حکومت ایران ارائه نکرده بود. بنابراین کل راهبرد واشنگتن بر این فرض استوار بود که یا مردم ایران علیه حکومت قیام خواهند کرد یا هیچ اتفاقی نخواهد افتاد.
از سوی دیگر، برخلاف نمونههایی مانند صربستان یا افغانستان، ایران توانایی پاسخگویی و تحمیل هزینه به آمریکا را داشت.
از نگاه تهران، سرنوشت جنگ به این بستگی داشت که کدام طرف میتواند تبعات بسته شدن تنگه هرمز را بیشتر تحمل کند. رهبران ایران از همان ابتدا نظریه مشخصی برای پیروزی در ذهن داشتند و در طول جنگ نیز بر اساس همان منطق عمل کردند.
همچنین فرماندهان ارشد ارتش آمریکا که دههها به مطالعه جنگ پرداختهاند، از احتمال خطر کشیده شدن درگیری به یک بحران طولانی منطقهای آگاه بوندند. حتی گزارشهایی مبنی بر اینکه ژنرال دن کین نسبت به حمله به ایران به دولت ترامپ هشدار داده بود، منتشر شد.
نویسنده در ادامه نوشت: به باور من، دونالد ترامپ و پیت هگست اهمیت احتیاط و ملاحظات راهبردی را دستکم گرفتند. تجربه هگست به عنوان وزیر جنگ آمریکا، بیشتر در سطح تاکتیکی و میدانی بوده و ظاهرا تصور میکرد که فناوری پیشرفته و قدرت نظامی به تنهایی برای پیروزی در جنگ کافی است.
شاید یک افسر میدانی تصور کند که انداختن یک بمب دو هزار پوندی روی یک ساختمان راهحلی فوری برای مشکل امروز است، اما یک فرمانده ارشد میداند که همین اقدام ممکن است هفته بعد صدها دشمن جدید را ایجاد کند.
پیامدهای این جنگ برای آمریکا بسیار سنگین بوده است. ذخایر تسلیحاتی آمریکا در این جنگ کاهش یافته و اعتبار نظامی این کشور نیز آسیب دیده است، همچنین روابط خارجی واشنگتن اکنون تحت فشار قرار دارد. در مقابل ایران، از نظر راهبردی در موقعیتی بهتر از گذشته خود قرار گرفته است.
این جنگ بار دیگر یک درس قدیمی را یادآوری کرد: اینکه قدرت هوایی به تنهایی نمیتواند جنگها را به پیروزی برساند.
اقتصادنیوز: این عدم تقارن باعث شده تا پذیرش بنبست برای واشنگتن بسیار دشوارتر از تهران باشد. آمریکا نمیتواند سلطه منطقهای ایران را تحمل کند، اما همانگونه که تحولات ماههای اخیر نشان دادهاند، جنگ ابزار مناسبی برای مهار این نفوذ نیست. این نگرانیها نیازمند ابزارهایی متفاوت و هدفمندتر هستند.
به گزارش اقتصادنیوز به نقل از ایرنا، سید عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران و سید بدر البوسعیدی، وزیر امور خارجه سلطنت عمان، صبح امروز پنجشنبه ۴ تیر در تماس تلفنی درباره آخرین تحولات منطقهای و موضوعات مورد اهتمام مشترک گفتوگو و تبادل نظر کردند.
در این گفتوگو، طرفین آخرین تحولات مربوط به تردد دریایی در تنگه هرمز و ترتیبات موقت پیشبینیشده برای دوره ۶۰ روزه را بررسی کرده و بر اهمیت تداوم هماهنگیها، رایزنیهای دوجانبه و تعاملات فنی و کارشناسی در این زمینه تأکید کردند.
وزرای امور خارجه ایران و عمان همچنین با ابراز خرسندی از نتایج سفر اخیر هیئت ایرانی به مسقط و مذاکرات انجامشده، بر تداوم رایزنیها و پیگیری موضوعات مورد علاقه مشترک از طریق کانالهای دیپلماتیک و همکاری مستمر میان دو کشور تأکید کردند.
به گزارش اقتصادنیوز به نقل از ایلنا، اظهارات اخیر کیم جونگ اون و اقدامات دولت کرهشمالی نشان میدهد این کشور دیگر برنامه هستهای خود را یک ابزار موقت برای چانهزنی سیاسی نمیداند، بلکه آن را بخشی دائمی از ساختار قدرت و امنیت ملی خود تعریف کرده است.
بنابر گزارش الجزیره، در همین راستا، کرهشمالی با اصلاح قانون اساسی، جایگاه نیروهای هستهای را بیش از گذشته تثبیت کرده و اختیارات گستردهتری در حوزه فرماندهی این نیروها به رهبر این کشور داده است. به باور ناظران، پیونگیانگ در تلاش است این پیام را منتقل کند که موضوع خلع سلاح هستهای دیگر قابل مذاکره نیست.
اگرچه آمریکا و کرهجنوبی همچنان بر هدف خلع سلاح هستهای کرهشمالی تأکید دارند، اما بسیاری از کارشناسان معتقدند واقعیتهای میدانی مسیر دیگری را نشان میدهد.
به گفته تحلیلگران، با گسترش مداوم توان هستهای پیونگیانگ، احتمال دارد تمرکز مذاکرات آینده به جای حذف کامل این زرادخانه، بر محدودسازی و کنترل آن قرار گیرد؛ موضوعی که به معنای پذیرش ضمنی کره شمالی به عنوان یک قدرت هستهای خواهد بود.
تحولات اخیر منطقه و حملات آمریکا به ایران نیز از نگاه ناظران بیتأثیر نبوده است. بسیاری از تحلیلگران معتقدند رهبران کرهشمالی این رخدادها را دلیلی دیگر برای ادامه مسیر هستهای خود میدانند.
از نگاه پیونگیانگ، تنها کشورهایی میتوانند از تهدید نظامی قدرتهای بزرگ در امان بمانند که از توان بازدارندگی مؤثر و قابل اتکا برخوردار باشند. به همین دلیل کرهشمالی تلاش میکند ظرفیت هستهای خود را به گونهای توسعه دهد که حتی در صورت حمله احتمالی نیز توان پاسخگویی خود را حفظ کند.
در کنار برنامه هستهای، کرهشمالی سرمایهگذاری گستردهای روی توان دریایی و موشکی خود انجام داده است. این کشور بهتازگی آزمایش موشکهای کروز با قابلیت حمل کلاهک هستهای را آغاز کرده و کیم جونگ اون وعده داده است طی سالهای آینده ناوگان جنگی کشورش بهطور قابل توجهی گسترش یابد.
کارشناسان معتقدند پیونگیانگ خود را در برابر مجموعهای از تهدیدها شامل حضور نظامی آمریکا در منطقه، اتحاد نظامی واشنگتن و سئول و همچنین همکاریهای امنیتی با ژاپن میبیند و به همین دلیل به دنبال افزایش کمّی و کیفی زرادخانه خود است.
به دلیل محرمانه بودن برنامه هستهای کرهشمالی، اطلاعات دقیقی از تعداد سلاحهای اتمی این کشور وجود ندارد. با این حال، برآوردهای بینالمللی نشان میدهد پیونگیانگ دهها کلاهک هستهای در اختیار دارد و همچنان در حال افزایش ذخایر مواد شکافتپذیر مورد نیاز برای تولید سلاحهای جدید است.
همزمان، گزارشهایی درباره توسعه تأسیسات غنیسازی اورانیوم و گسترش زیرساختهای هستهای این کشور منتشر شده که نشان میدهد برنامه اتمی کره شمالی همچنان در مسیر توسعه قرار دارد.
مجموع این تحولات نشان میدهد کیم جونگ اون برنامه هستهای را مهمترین تضمین برای امنیت و بقای نظام حاکم در کرهشمالی میداند. از نگاه رهبران این کشور، هرچه توان هستهای گستردهتر و متنوعتر باشد، احتمال اعمال فشار نظامی یا تلاش برای تغییر حاکمیت در پیونگیانگ کاهش خواهد یافت.
بر همین اساس، کرهشمالی نهتنها قصد عقبنشینی از برنامه هستهای خود را ندارد، بلکه به نظر میرسد در مسیر گسترش هرچه بیشتر آن گام برمیدارد؛ مسیری که میتواند معادلات امنیتی شرق آسیا را وارد مرحلهای جدید کند.
به گزارش اقتصادنیوز به نقل از مهر، یسرائیل کاتز، وزیر جنگ اسرائیل در لفاظی جدید خود علیه ایران مدعی شد: هر یک دلاری که به ایران برسد به دست حزب الله، حماس، یمن یا دیگر گروه ها خواهد رسید.
وی در یک موضع گیری که بیانگر ماهیت نقشه های خصمانه رژیم صهیونیستی علیه ایران است گفت: جنگ اقتصادی علیه ایران یکی از جبهه های درگیری مهم برای امنیت اسرائیل به شمار می رود!
کاتز همچنین از تصمیم نتانیاهو برای اضافه کردن ۱۲ میلیارد دلار به بودجه جنگی این رژیم طی ۱۰ سال آتی خبر داد.
این در حالی است که رسانه ها و تحلیلگران رژیم صهیونیستی بارها به شکست ختف بار این رژیم در جنگ علیه ایران و عدم توانایی اسرائیل برای ادامه دادن جنگ اعتراف کرده اند.
به گزارش اقتصادنیوز به نقل از ایرنا، دیمیتری مدودف معاون رئیس شورای امنیت روسیه روز سهشنبه در مجمع بینالمللی حقوقی سنپترزبورگ، موفقیت ایران در پرونده داراییهای مسدود شده خود را دارای اهمیت ویژه توصیف کرد.
وی گفت ایران توانست ثابت کند که اقدام آمریکا در توقیف بخشی از داراییهای بانکی این کشور غیرقانونی بوده است.
مدودف با اشاره به رای صادر شده از سوی دیوان بینالمللی دادگستری در سال ۲۰۲۳ افزود که این نهاد قضایی اعلام کرده بود ایالات متحده با مسدود کردن بخشی از داراییهای ایران، حقوق بینالملل را نقض کرده و باید غرامت پرداخت کند.
معاون رئیس شورای امنیت روسیه تاکید کرد موفقیت تهران در این پرونده، یک سابقه حقوقی مهم ایجاد کرده و نشان داده است که اقدامات یکجانبه آمریکا در توقیف داراییهای کشورهای دیگر میتواند در مراجع بینالمللی به چالش کشیده شود.
امروز ایرانیان در آستانه یک انتخاب مهم قرار دارند. انتخاب میان بازتولید شکافهای گذشته یا استفاده از ظرفیت فوتبال برای تقویت انسجام ملی. در نهایت، تیم ملی فوتبال ایران نه متعلق به یک دولت است و نه وابسته به یک جریان سیاسی. این تیم، تیم ملت ایران است. تیمی که میلیونها ایرانی خود را در آن میبینند و موفقیتش را موفقیت ایران میدانند
در حالی که فیفا با کمپینهای محیط زیستی از هواداران میخواهد برای نجات زمین «کارت سبز» بالا ببرند، اما ساختار پرهزینه و گسترده این تورنمنت، عملاً یک «کارت قرمز» مستقیم به طبیعت است.
به گزارش راویان به نقل از مشرق، فیفا در سالهای اخیر به عنوان بخشی از پیامهای تبلیغلاتی خود، شعار «کارت سبز برای سیاره زمین» را تبلیغ کرده و هواداران، بازیکنان و فدراسیونها را به تعهد به اقدامات سازگار با محیط زیست تشویق کرده است؛ آن هم در شرایطی که فوتبال ادعا دارد در مسیر آگاهیبخشی نسبت به تغییرات اقلیمی پیشگام است.
با این حال، هر چه به جام جهانی ۲۰۲۶ نزدیکتر میشویم، این کمپین بیشتر شبیه به این به نظر میرسد که در یک جت خصوصی، نیهای قابل بازیافت توزیع کنید.
اکنون پیشبینی میشود که این تورنمنت در ایالات متحده، کانادا و مکزیک به مخربترین جام جهانی تاریخ از نظر زیستمحیطی تبدیل شود. این مسابقات صرفاً بزرگترین یا تجاریترین تورنمنت نیست، بلکه آلایندهترین آنهاست.
پژوهشگران موسسه «دانشمندان برای مسئولیت جهانی» تخمین میزنند که این رقابتها میتواند حدود ۹ میلیون تن گاز دیاکسید کربن تولید کند که تقریباً دو برابر میانگین ردپای کربنی جامهای جهانی اخیر است. در بدترین سناریوهای سفر، میزان انتشار گازهای گلخانهای تنها در بخش هوانوردی میتواند به ۱۳.۷ میلیون تن برسد.

این اتفاق، پیامد غیرقابل اجتناب تورنمنتی است که به نمادی از جاهطلبی و اصرار فوتبال برای توسعه بیوقفه تبدیل شده است؛ تیمی بیشتر، بازیهای بیشتر، پروازهای بیشتر، اسپانسرهای بیشتر و در نهایت مصرفگرایی بیشتر.
نسخه ۲۰۲۶ به جای ۳۲ تیم با حضور ۴۸ تیم برگزار میشود و به ۱۰۴ مسابقه افزایش مییابد که ۴۰ بازی بیشتر از فرمت قبلی است. این بازیها همچنین در سراسر یک قاره پهناور پخش خواهند شد.
اینکه بحران اقلیمی فوتبال از طریق زیادهخواهی رقم میرسد، یک پارادوکس نمادین است. این ورزش سالهاست به همه میگوید که اهمیت زیادی برای پایداری محیط زیست قائل است، اما همزمان مسابقاتی را طراحی میکند که هواداران را مجبور میکند در گرمای تابستان از ونکوور به میامی و از آنجا از طریق مکزیکوسیتی پرواز کنند.
بر اساس تحلیل بیبیسی اسپورت، یک هوادار انگلیس که تمام مراحل حذفی را تا فینال دنبال میکند، میتواند به تنهایی حدود ۳.۵ تن گاز دیاکسید کربن تولید کند. این میزان تقریباً معادل گرم کردن یک خانه متوسط در بریتانیا برای بیش از یک سال و نیم است.

این ارقام تنها مشتی نمونه خروار از تورنمنتی است که انتظار میرود میلیونها هوادار، مهمانان شرکتی، گروههای رسانهای و شرکای تجاری را به سفر وا دارد.
این دقیقاً همان جایی است که پیام «کارت سبز برای سیاره زمین» زیر بار تناقضات خود فرو میریزد. کمپینهای محیط زیستی فیفا از هواداران میخواهند بازیافت کنند، از حملونقل عمومی بهره ببرند و پایدار فکر کنند؛ اما نهاد حاکم بر فوتبال همزمان ساختاری را برای مسابقات ایجاد کرده که پروازهای طولانیمدت و انبوه را غیرقابل اجتناب میکند.
هیچ مقدار از ظروف همبرگر قابل کمپوست در فمزونها نمیتواند تورنمنتی را که به سفرهای هوایی بینقارهای وابسته است، جبران کند.

تقابل شعارهای زیستمحیطی با واقعیتهای تلخ اقلیمی
انتقادها از این جهت تندتر شده که فوتبال دهه گذشته را به شدت صرف برندسازی خود به عنوان یک ورزش آگاه به مسائل محیط زیستی کرده است. باشگاهها اهداف کربنصفر را اعلام میکنند، نهادهای حاکمیتی استراتژیهای اقلیمی منتشر میسازند و شبکههای تلویزیونی پوشش مسابقات را با پیامهای تبلیغاتی پر میکنند.
اما در نهایت مهمترین رویداد این ورزش، شبیه به یک آزمون بحران اقلیمی از راه میرسد.
حتی شرایط فیزیکی که در انتظار بازیکنان و هواداران است نیز به بخشی از این سناریوی اقلیمی تبدیل شده است. مطالعات متعددی که پیش از مسابقات منتشر شده، هشدار دادهاند که شرایط گرمای خطرناک میتواند بازیها را در چندین شهر میزبان تحت تاثیر قرار دهد.
تحقیقات مربوط به سنجش دمای مرطوب—شاخص ترکیبی دما، رطوبت و تابش خورشیدی که برای ارزیابی خطر استرس گرمایی استفاده میشود—نشان میدهد که ممکن است بیش از ۲۶ مسابقه در شرایطی فراتر از سطوح ایمنی توصیهشده برگزار شود.
میامی به یک دغدغه ویژه تبدیل شده است؛ چرا که پیشبینیها نشان میدهند هر مسابقه جام جهانی در این شهر میتواند از آستانه خطر گرما برای بازیکنان و هواداران فراتر رود. در مقایسه با آخرین جام جهانی به میزبانی ایالات متحده در سال ۱۹۹۴، تعداد مسابقاتی که انتظار میرود از معیارهای بحرانی گرما عبور کنند، به دلیل تغییرات اقلیمی به شدت افزایش یافته است.
فوتبال اکنون در موقعیت عجیبی قرار گرفته است؛ از یک سو تورنمنتهایی برگزار میکند که سلامت اقلیم را به خطر میاندازند و از سوی دیگر باید با پیامدهای تغییرات اقلیمی در درون همان مسابقات دستوپنجه نرم کند.

تناقض مالی فیفا؛ از حامیان نفتی تا اتهام پنهانکاری
موضوع حامیان مالی نیز علامت سؤال بزرگی را روی تمام این ماجرا ایجاد کرده است. شراکت جنجالی فیفا با غول انرژی عربستان، یعنی آرامکو، انتقاد شدید فعالان محیط زیست و بازیکنان را برانگیخته است. سال گذشته بیش از ۱۰۰ فوتبالیست زن به طور علنی به این قرارداد اعتراض کردند و استدلال کردند که این معامله به طور اساسی ادعاهای فیفا در مورد پایداری محیط زیست را زیر سوال میبرد.
در اینجا هم این تناقض کاملاً به چشم میآید؛ سازمانی که طرح «کارت سبز» را تبلیغ میکند، از نظر مالی با یکی از بزرگترین تولیدکنندگان نفت جهان همسو شده است.
این یک مسیر کاملاً جدید برای فیفا نیست. اصرار این نهاد مبنی بر اینکه جام جهانی ۲۰۲۲ قطر «کربنخنثی» بوده است، توسط کارشناسان اقلیمی به شدت رد شد و آنها برگزارکنندگان را متهم کردند که هزینه واقعی زیستمحیطی تورنمنت را بسیار کمتر از حد واقعی تخمین زدهاند.
اما شرایط در سال ۲۰۲۶ متفاوت به نظر میرسد، چون مقیاس کار بسیار بزرگتر و کتمان آن بسیار دشوارتر است. شما نمیتوانید یک ابررویداد ۱۰۴ مسابقهای در سطح یک قاره را به عنوان یک رویداد مسئولیتپذیر در قبال محیط زیست معرفی کنید، بدون اینکه حرفهایتان دور از واقعیت به نظر برسد.
فیفا به اقدامات جبرانی خود اشاره میکند؛ اینکه استادیومهای موجود تا حد زیادی بازسازی و دوباره استفاده میشوند، زیرساختهای حملونقل عمومی تقویت خواهند شد و برنامهریزی منطقهای بازیها با هدف کاهش برخی از سفرهای هوایی انجام میشود. استراحتهای خنککننده و پروتکلهای مدیریت گرما نیز برنامهریزی شدهاند.
با این حال، مشکل اصلی همچنان حلنشدنی باقی مانده است. خودِ تورنمنت بیش از حد بزرگ و از نظر جغرافیایی بیش از حد پراکنده است که بتوان آن را با تعهدات جدی اقلیمی سازگار کرد.

این همان حقیقت تلخی است که زیر تمام این تمرینات برندسازی و شعارهای پایداری نهفته است. نهادهای حاکم بر فوتبال همچنان به گونهای رفتار میکنند که گویی مسئولیتپذیری زیستمحیطی چیزی است که میتوان آن را به سادگی روی رشد تجاری بیپایان سوار کرد.
جام جهانی ۲۰۲۶ هنوز هم میتواند لحظات ماندگار، گلهای فراموشنشدنی و اتمسفرهای شگفتانگیزی خلق کند. این مسابقات قطعاً رکوردهای بینندگان را خواهد شکست و میلیاردها دلار درآمد به همراه خواهد داشت.
اما در حالی که فیفا از دنیای فوتبال میخواهد کارت سبزی برای سیاره زمین بالا ببرد، مسابقات خودشان به واضحترین سند تبدیل شدهاند که نشان میدهد این ورزش هنوز نمیتواند پایداری محیط زیست را فدای توسعهطلبی خود نکند.
منبع: وان فوتبال
اسطوره فقید برزیلی در حالی درخشش در فوتبال را از جام جهانی ۱۹۵۸ آغاز کرد که روانشناس برزیل به سرمربی این تیم توصیه کرده بود به دلیل سن کم، این بازیکن ۱۷ ساله را به جام جهانی نبرد.
در حالی جام جهانی ۲۰۲۶ از ۲۱ خرداد آغاز میشود که این اولین جام جهانی است که با توجه به درگذشت پله در زمستان ۴ سال پیش، در غیاب او برگزار میشود.
روزنامه عربستانی الشرق الاوسط در گزارشی به اولین حضور پله در جام جهانی پرداخته است. جام جهانی ۱۹۵۸، اولین رقابتی بود که نام پله را به گوش دنیا رساند و کمتر کسی فکرش را میکرد که این بازیکن ۱۷ ساله تبدیل به بزرگترین فوتبالیست جهان شود، تبدیل به تنها بازیکنی که ۳ بار قهرمان جام جهانی شده است.
این در حالی بود که روانشناس تیم ملی برزیل به ویسنته ویولا، سرمربی تیم، اطلاع داد که پله در ۱۷ سالگی به اندازه کافی بالغ نیست که در جام جهانی ۱۹۵۸ بازی کند. ویولا غریزی پاسخ جالبی داد و گفت: ممکن است حق با تو باشد، اما چیزی از فوتبال نمیدانی.
پله اما با وجود توصیه آن روانشناس در این مسابقات شرکت کرد و سلسائو را به اولین عنوان قهرمانی تاریخ خود رساند و در مسیر تبدیل شدن به پادشاه فوتبال قرار گرفت.
پله در جام جهانی ۱۹۵۸ در بازی دور اول مقابل اتحاد جماهیر شوروی بازی کرد و سپس تنها گل مرحله یک چهارم نهایی مقابل ولز را به ثمر رساند. او با هت تریک خود نقش کلیدی در پیروزی ۵-۲ مرحله نیمه نهایی مقابل فرانسه داشت و سپس در فینال مقابل سوئد (۵-۲) با زدن دو گل درخشید.
پله با ۱۷ سال و ۲۴۹ روز، جوانترین بازیکنی شد که جام جهانی را برنده شده است و برزیل اولین کشوری شد که خارج از قاره خود، با سیستم انقلابی ۴-۲-۴، به جای ۵-۳-۲ سنتی یا ۳-۴-۳، با تکیه بر بازی پویا از طریق جناحین، این عنوان را به دست آورد.
پائولو آمارال، مربی بدنسازی، درباره پله گفت: او میتوانست با پای چپ و راست خود شوت بزند و به محض اینکه توپ را لمس میکرد، دید پیشبینیکنندهای نسبت به همه چیز داشت. او فوقالعاده بود.
پله درباره گل باشکوه خود مقابل ولز در این مسابقات که اولین گل از ۱۲ گل او در جام جهانی بود، گفته است: فکر میکنم این خاطرهانگیزترین گل دوران حرفهای من است.
کلیف جونز، وینگر ولزی، گفت: ما چیزی در مورد پله نمیدانستیم. ما روی گارینشا و دیدی تمرکز کرده بودیم. این بچه ۱۷ ساله که بود؟ ما نمیدانستیم. اما بعد از بازی فهمیدیم چه بازیکنی است.
لیونل مسی در ششمین جام جهانی خود (و چهارمین دوره متوالی به عنوان کاپیتان)، رکورد دیگو مارادونا (کاپیتانی در سه دوره) را پشت سر گذاشت و به اسطورهای بینظیر در تاریخ فوتبال آرژانتین تبدیل شد. با این حال، نکته قابل توجه در تیم ملی آرژانتین برای جام جهانی ۲۰۲۶، نه تنها رهبری مسی، بلکه حضور کاپیتانهای باشگاهی متعدد در این تیم است.
به گزارش راویان به نقل از مشرق، لیونل مسی در ششمین جام جهانی خود (چهارمین دوره متوالی به عنوان کاپیتان) در ترکیب تیم ملی کشورش به میدان خواهد رفت. او با این کار، رکورد دیگو مارادونا – که سه بار متوالی کاپیتان آرژانتین بود – را پشت سر گذاشت اما چیزی که این نسل را منحصر به فرد میکند، فقط رهبری مسی نیست بلکه تیمی است که او را احاطه کرده است.
تیم ملی آرژانتین مملو از رهبران (کاپیتانهای باشگاههای خود) است که زیر نظر تنها کاپیتانی که هیچکس در موردش بحث نمیکند، جمع شدهاند.
زمانی که مسی رهبری را پذیرفت
سرجیو باتیستا، قهرمان جام جهانی مکزیک ۱۹۸۶ و سرمربی اسبق تیمهای جوانان آرژانتین، در مورد تکامل رهبری مسی به روزنامه ناسیون گفت: «وقتی مسی بالغ شد، دید که نوبت او است و شروع کرد. او منتظر زمان مناسب ماند و وقتی دید که زمان رهبری این پسران است، دست به کار شد. مسی بسیار باهوش است و کاپیتانی نیست که فقط سر و صدا به پا کند.»
مسی کاپیتانی تیم ملی آرژانتین را در سپتامبر ۲۰۱۱ (پس از خاویر ماسکرانو) به ارث برد و از آن زمان تاکنون کاپیتان تیم ملی کشورش بوده است.
سایر کاپیتانهای حاضر در تیم آرژانتین:
نیکولاس اوتامندی: (کاپیتان بنفیکا)
لائوتارو مارتینس: (کاپیتان اینتر میلان)
لئاندرو پاردس: (کاپیتان بوکاجونیورز)
کریستین رومرو: (کاپیتان تاتنهام)
امیلیانو مارتینس: (کاپیتان دوم استون ویلا)
لیساندرو مارتینس: با وجود مصدومیتها، در منچستریونایتد جایگاه خود را به عنوان رهبر تثبیت کرده است.
نیکولاس تاگلیافیکو: در لیون، زمانی که کاپیتان اصلی حضور ندارد، بازوبند را بر بازو میبندد.
لئوناردو بالردی: تا قبل از تغییر مربی، کاپیتان مارسی بود.
انسو فرناندس: در چلسی، زمانی که ریس جیمز در زمین نیست، بازوبند را میبندد.
هفته سی و هشتم فوتبال لیگ برتر انگلیس با برد آرسنال و منچستریونایتد، توقف لیورپول و شکست منچسترسیتی پیگیری شد.
به گزارش راویان به نقل از مشرق، فصل ۲۰۲۵-۲۰۲۶ رقابتهای فوتبال لیگ برتر انگلیس، عصر امروز با برگزاری ۱۰ دیدار به پایان رسید و تکلیف سهمیهها و همچنین تیمهای سقوط کننده مشخص شد.
در یکی از بازیهای مهم هفته سی و هشتم، تیم آرسنال که هفته گذشته قهرمانیاش را مسجل کرد، در خانه کریستال پالاس به برتری ۲ بر یک رسید و فصل را با کسب بیست و ششمین برد خود به پایان رساند.
در این بازی گابریل ژسوس در دقیقه ۴۲ و نونی مادوئکه در دقیقه ۴۸ برای آرسنال و ژان فیلیپ ماتتا در دقیقه ۸۹ برای میزبان گلزنی کردند.
در دیگر بازی مهم امروز تیم منچسترسیتی در ورزشگاه اتحاد ۲ بر یک به استون ویلا باخت. آنتوان سمنیو در دقیقه ۲۳ برای سیتی و اولی واکتینز در دقایق ۴۷ و ۶۱ برای میهمان موفق به گلزنی شدند.
این آخرین دیداری بود که پپ گواردیولا روی نیمکت سیتی نشست. این مربی اسپانیایی با این شکست خانگی به حضور ۱۰ سالهاش در تیم آبیپوش شهر منچستر پایان داد.
امروز همچنین تیم منچستریونایتد در خانه برایتون ۳ بر صفر پیروز شد. پاتریک دورگو، برایان امبئومو و برونو فرناندز برای شیاطین سرخ گلزنی کردند. برونو فرناندز در این بازی یک پاس گل هم داد تا تعداد پاس گلهایش را به عدد ۲۱ برسد و از رکورد تیری آنری و کوین دیبروینه عبور کند و تاریخساز شود.
امروز یک بازی مهم نیز در ورزشگاه تاتنهام برگزار شد؛ جایی که این تیم با گل دقیقه ۴۲ پالینیا از سد اورتون گذشت و با ۴۱ امتیاز بقایش را در لیگ برتر قطعی کرد. اگر تاتنهام در این بازی شکست میخورد، به دسته پایینتر سقوط میکرد.
بدین ترتیب تیمهای آرسنال، منچسترسیتی، منچستریونایتد، استون ویلا و لیورپول راهی لیگ قهرمانان اروپا شدند، بورنموث و ساندرلند به لیگ اروپا راه یافتند، برایتون به پلیآف لیگ کنفرانس رفت و تیمهای وستهام، برنلی و وولوز نیز به دسته اول سقوط کردند.
نتایج کامل بازیهای هفته سی و هشتم به شرح زیر است:
* کریستال پالاس یک – آرسنال ۲
* منچسترسیتی یک – استون ویلا ۲
* برایتون صفر – منچستریونایتد ۳
* لیورپول یک – برنتفورد یک
* برنلی یک – وولوز یک
* تانهام یک – اورتون صفر
* وستهام ۳ – لیدز صفر
* ساندرلند ۲ – چلسی یک
* فولام ۲ – نیوکاسل صفر
* ناتینگهام فارست یک – بورنموث یک