سی تیر ۱۳۳۱ در آبادان؛ شهر نفت

هفتاد و چهار سال از خیزش مردمی ۳۰ تیر ۱۳۳۱ می‌گذرد؛ رویدادی که در آن ملت ایران در تهران و شهرهای مختلف ازجمله آبادان، برای دفاع از دولت ملی خود خروشیدند.

به گزارش راویان به نقل از شانا، رویدادهای مرتبط با تاریخ نفت در ایران، تأثیر بسیاری بر ابعاد مختلف زیست انسان ایرانی داشته‌ است. به‌ویژه اینکه میراث صنعتی نفت در ایران با جنبه‌های مختلف اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و روابط بین‌الملل ارتباط مستقیم و بلافصلی داشته و دارد. یکی از این رویدادها، قیام مردمی ۳۰ تیر ۱۳۳۱ و در دوران دولت ملی دکتر مصدق است.

این رویداد یکی از نقاط عطف دوران ملی‌شدن صنعت نفت است. سالروز حضور مردمی در حمایت از دولتی که هرگاه با دربار و مجلس به چالش می‌خورد، با فراخوان حضور خیابانی حامیان، پایگاه اجتماعی خود را به طرف مقابل یادآوری می‌کرد.

بسیاری قیام سی تیر در حمایت از دولت دکتر مصدق را ثبت و ضبط‌شده در حوادث میدان بهارستان و ساختمان مجلس شورای ملی و حمایت گسترده مردمی از دکتر مصدق برای بازگشت به نخست‌وزیری می‌دانند، اما حقیقت این است که هم‌زمان در مناطق مختلفی از ایران و به‌ویژه مناطق نفت‌خیز نیز این حضور و حمایت وجود داشت.

به‌عبارتی، دامنه اعتراض‌های مردمی به بازگشت قوام به کرسی نخست‌وزیری، با وجود محدودیت‌های طبیعی آن زمان برای انتشار اخبار، در کل کشور منتشر شد و در خوزستان و آبادان نیز مردم این حوادث را رصد می‌کردند و البته که برخورد احساسی با موضوع نیز در آن مقطع بسیار طبیعی بود.

گویا در همان ساختمان مجلس در تهران نیز خسروخان قشقایی، بزرگ ایل قشقایی فارس و نماینده فیروزآباد در مجلس شورای‌ ملی، هم‌زمان با پیروزی مردم در بازگشت دکتر مصدق به قدرت به خبرنگاران گفته بود: «اگر دولت قوام ایستادگی و شدت عمل نشان می‌داد و بار دیگر دست عمال انگلیسی را باز می‌گذاشت که بر آبادان دست یابند، کارگران قشقایی و بختیاری که نقاط حساس آبادان را در دست گرفته بودند با کمک دیگر کارگران آماده هرگونه فداکاری بودند و پالایشگاه آبادان به‌کلی منفجر می‌شد.» (۱)

این موضوع فقط حرف و گفته فعالان و ناظران داخلی نبود. نویسندگان، روزنامه‌نگاران و حقوق‌دانانی که با استقرار دولت دکتر مصدق به ایران آمده بودند نیز تقریباً همگی به‌اتفاق، در خاطرات خود از وجود احساس ضد «کمپانی» در ایران گفته و نوشته‌اند.

خانم دروتی تامپسون، نویسنده معروف آمریکایی، که پس از ملی‌شدن نفت در ایران و هم‌زمان با تحریم‌های نفتی ایران و تعطیلی پالایشگاه آبادان از این شهر بازدید کرده بود، یکی از این ناظران خارجی بود که در گزارش بازدید خود، آبادان را «شهر نفت» نامیده و با مرور خاطرات و شنیده‌های خود از این شهر نتیجه گرفته بود ایرانی‌ها مایل‌اند از فقر و گرسنگی بمیرند ولی زیردست انگلیسی‌ها کار نکنند. (۲)

خانم تامپسون که در سال ۱۳۳۱ به ایران آمد، پس از بازگشت در مقاله‌ای مفصل در روزنامه کانادایی تورونتو کلوب راجع به اوضاع ایران و خاورمیانه چنین نوشت: «مردم ایران و خاورمیانه مدعی هستند که خارجی‌ها خود را بهتر و برتر از ملل آسیا می‌دانند و قدرت مالی و نظامی خود را به رخ آسیایی‌ها می‌کشند، غافل از اینکه این قدرت‌ها هیچ‌کدام دائمی نیستند و روزی از بین خواهند رفت.»

او در این مقاله، چنان‌که پیش‌تر آمد، آبادان را «شهر نفت» نامید و مشاهدات خود از این شهر را این‌گونه توصیف کرد: «آبادان که مرکز مهم شرکت نفت ایران و انگلیس است، در نخلستان‌های زیبا ساخته شده و خیابان‌ها و جاده‌های آسفالت و تمیزی دارد. در هرجای آبادان، باغچه‌های زیبا و خانه‌های تمیز سنگی و کارخانه بزرگ مشاهده می‌شود که چند مایل مربع از آن شهر را فرا گرفته است. زمانی که من به آنجا وارد شدم، حتی یک دودکش، دود به هوا نمی‌فرستاد و تمام کارخانه‌ها و دستگاه‌های عظیم خاموش بودند. شرکت نفت ایران و انگلیس سالیانه در حدود پنجاه میلیون دلار به ایران پرداخت می‌کرد و اکنون خزانه‌داری ایران که از این درآمد محروم شده مجبور بود سالیانه چندین میلیون دلار به‌عنوان حقوق به کارکنان بیکار نفت بپردازد.»

دروتی همچنین به شرح صحبت‌های خود با یکی از مهندسان ایرانی نفت در آبادان اشاره می‌کند و می‌گوید: «در آبادان با یکی از کارمندان صحبت می‌کردم. او گفت که من در یکی از دانشگاه‌های لندن فارغ‌التحصیل شده‌ام و دارای مدرک مهندسی شیمی هستم، ولی مادامی که انگلیسی‌ها در اینجا بودند، من یک کار ساده اداری داشتم و می‌دانستم که هرگز ترقی نخواهم کرد. هیچ‌یک از ایرانی‌ها هر اندازه‌ای هم که صاحب معلومات و حرفه بودند، در زمان انگلیسی‌ها شغل مهمی نداشتند و نمی‌توانستند به انگلیسی‌ها دستور بدهند. مهندس مزبور گفت که من دیگر هرگز برای انگلیسی‌ها کار نخواهم کرد و بهتر است ما از گرسنگی بمیریم تا برای آن‌ها کار کنیم. (۳)

چنین جو عمومی‌ای بود که مردم مناطق نفت‌خیز و کارکنان صنعت نفت را در روز سی‌ام تیر ۱۳۳۱ با مردم تهران و دیگر نقاط ایران در حمایت از دولت دکتر مصدق همگام و همراه کرد.

در گزارشی که از طرف مقامات رسمی آبادان انتشار یافت، اعلام شد که عصر روز دوشنبه، سی‌ام تیر، هنگامی که یک تانک سنگین ارتش برای متفرق‌ساختن جمعیت تظاهرکنندگان در یکی از خیابان‌های آبادان مشغول گردش بود، ناگهان زنی از میان جمعیت بیرون دوید و در اثر برخورد با تانک کشته شد. بر اثر وقوع این حادثه شهر آبادان به‌کلی متشنج شد و تمام کارگران کارخانه‌ها و پالایشگاه‌ها به‌استثنای کارخانه‌های آب و یخ و برق دست از کار کشیدند و در خیابان‌ها مشغول تظاهرات و سردادن شعار مرده‌باد انگلیس، زنده‌باد مصدق شدند.

در شرایطی که بر اثر این تظاهرات پالایشگاه فرعی آبادان که تقریباً ۴۰ تا ۵۵ درصد از محصولات مواد نفتی مورد احتیاج کشور را تهیه می‌کرد نیز تعطیل شد، آقای فلاح، کفیل پالایشگاه آبادان، به خبرنگاران گفت که با تعطیلی پالایشگاه مزبور جای هیچ‌گونه نگرانی برای تأمین مواد نفتی مورد احتیاج کشور نیست؛ زیرا در مخازن آبادان مقادیر زیادی نفت برای احتیاجات کشور موجود است و از آن محل می‌توان نیازها را تأمین کرد.

یکی از شگردهای استعمارگران کمپانی ایجاد تفرقه و تشویق حرکت‌های واگرایانه در منطقه خوزستان بود، اما هنگامی که هم‌زمان با قیام ۳۰ تیر تعداد زیادی از عشایر عرب خوزستان به حمایت از دولت دکتر مصدق برخاستند، انسجام ملی ایرانیان به نمایش درآمد.

آبادان، خرمشهر و روستاهای اطراف از دیرباز محل سکونت عشایر عرب بود. همان‌ها که در شکل‌گیری شهر آبادان و تأسیس پالایشگاه در کنار کارگران بختیاری و دیگر کارگران ایرانی و هندی حضور داشتند و بعد از افتتاح پالایشگاه نیز به استخدام کمپانی درآمده بودند.

روزنامه اطلاعات در شماره اول مرداد ۱۳۳۱ خود در پوشش اخبار قیام سی‌ تیر در ایران نوشت: «خبر دیگر حاکی است که امروز جمع زیادی از زنان و مردان عشایر عرب درحالی‌که کفن به تن کرده بودند، از طرف خرمشهر وارد شهر آبادان شدند و بر له دکتر مصدق تظاهرات و ابراز احساسات کردند. صدها هزار تظاهرکننده امروز در برابر تلگرافخانه اجتماع کردند و فریاد می‌زدند چنانچه یک انگلیسی به خاک ایران مراجعت کند، او را پاره‌پاره خواهیم کرد. قرار است فردا عصر مردم آبادان در پشت بام منازل خود دعا و نماز بخوانند.» (۴)

مردم آبادان در کنار دیگر ساکنان مناطق نفت‌خیز و بیشتر شهرهای بزرگ ایران، در قیام مردمی سی‌ تیر حضور داشتند و با آمادگی جانبازی در راه وطن، استقلال‌طلبی و وطن‌دوستی خود را به نمایش گذاشتند. حضور مردمی که به استعفای قوام و بازگشت دکتر مصدق به قدرت منجر شد، اما تنها یک سال پس از آن بود که خیابان‌های اطراف میدان بهارستان، شاهد حضور چماق‌داران مخالف دولت‌ ملی و سکوت نسبی مردم بود.

آیا مردم حضور تأثیرگذار و سرنوشت‌ساز خود در سی تیر ۱۳۳۱ را در بیست‌وهشتمین روز از مرداد سال ۱۳۳۲ فراموش کرده بودند؟ یا شرایط زمانه و عملکرد سیاسیون ورق را برگرداند؟

پانوشت ها:

۱. روزنامه اطلاعات/ چهارشنبه، اول مرداد ۱۳۳۱/ صفحه ۲

۲. روزنامه اطلاعات/ یکشنبه، ۲۹ تیر ۱۳۳۱ / صفحه۳

۳. همان

۴. روزنامه اطلاعات/ چهارشنبه، اول مرداد ۱۳۳۱/ ص۳

فرشید خدادادیان

پژوهشگر تاریخ نفت و میراث صنعتی

خبرهای پر بازدید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرين اخبار

دادستانی علیه عباس عبدی و زیباکلام اعلام جرم کرد

دادستانی تهران هفته گذشته علیه عباس عبدی و صادق زیبا کلام و دو رسانه منتشر کننده اظهارات ان‌ها اعلام جرم کرده است در همین رابطه این افراد و رسانه‌ها به دادسرا احضار شده‌اند.

دادستانی علیه عباس عبدی و زیباکلام اعلام جرم کرد دادستانی تهران هفته گذشته علیه عباس عبدی و صادق زیبا کلام و دو رسانه منتشر کننده اظهارات ان‌ها اعلام جرم کرده است در همین رابطه این افراد و رسانه‌ها به دادسرا احضار شده‌اند. به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از میزان، هفته گذشته؛ در پی انتشار یادداشتی از سوی عباس عبدی در روزنامه اعتماد و مصاحبه صادق زیبا کلام با خبرگزاری آنا، دادستانی تهران علیه هر دو نفر و رسانه‌های منتشر کننده این اظهارات اعلام جرم کرد تا پرونده آنها مورد رسیدگی قرار بگیرد.

ثمره درایت رهبر شهید انقلاب در برابر ابرقدرت‌ها

مشاور و دستیار مقام معظم رهبری در جلسه مشترک با جمعی از همیاران جوان مدیران، با بیان اینکه یکی از وجوه کمتر گفته شده از ابعاد ممتاز رهبریِ رهبر شهید انقلاب، درایت ایشان در مساله حکمرانی است، گفت: تثبیت ساختار کشور در جنگ اخیر و به فلاکت افتادن ابرقدرت‌های عصر حاضر مقابل ایران عزیز، ثمره سال‌ها رهبری خردمندانه ایشان است. دکتر محمد مخبر در این نشست با تاکید بر این اصل که نخبگان نباید صرفاً به فکر کارمند شدن باشند، گفت: ظرفیت جوان نخبه مانند بذر پربرکت گندم است؛ نخبه ما وقتی در دستگاه دولتی یا حاکمیتی مشغول به فعالیت می‌شود مانند خوشه‌های گندم که در مزارع کشاورزی رشد و نمو دارد، باید در آن دستگاه یا نهاد رشد کند تا زمینه ارتقای بیشتر محل کار خود را فراهم کرده باشد و در صورت لزوم حتی به فکر شغل دولتی نباشد و به سمت کارآفرینی و مشاوره به مدیران حرکت کند. وی افزود: اگر جوان نخبه هنگامی که وارد دستگاهی می‌شود دنبال نقاط تحول آفرین باشد، این مساله حتماً مورد توجه مدیران آن دستگاه دولتی یا حاکمیتی قرار گرفته و این مدیران نیز از چنین ظرفیتی برای حل مسائل و مشکلات زیر مجموعه خود و ارتقای بهره‌وری آن استفاده خواهند کرد. دکتر مخبر با اشاره به اینکه فعالیت نخبگانِ کشور در حوزه مدیریت منابع انسانی در کنار یکدیگر می‌تواند ثمر بخش باشد، اظهار داشت: محصول تجمیع این منابع انسانی، رقم زدن سه مولفه اساسی قدرت تشخیص، قدرت تحلیل و قدرت حل مساله بوده که برای تصدی مسئولیت‌های مهم و حل مسائل در کشور ضروری است. وی افزود: هر سازمانی که می‌خواهد ارتقا پیدا کند، باید نیروی انسانی خود را ارتقا دهد؛ در واقع سرمایه‌گذاری مستمر بر روی منابع انسانی، سنگ‌بنای اصلی برای دستیابی به تعالی و پایداری در تمامی عرصه‌هاست.